آسیای میانه و شبه قاره
شکل گیری محور مقاومت در افغانستان

«بیگانگان نباید دخالت کنند ما خود کشورمان را اداره می کنیم»؛ این شعاری است که هر سیاست مداری از آن استفاده می کند و آن را در رتبه ی اول دیالوگ های خویش قرار می دهد. اما…


«بیگانگان نباید دخالت کنند ما خود کشورمان را اداره می کنیم».

این شعاری است که هر سیاست مداری از آن استفاده می کند و آن را در رتبه ی اول دیالوگ های خویش قرار می دهد. دیالوگی که قدرت طلبان بیشترین استفاده را برای فریب افکار عمومی و توده مردم از این واژه دارند.

در حقیقت اقتدارگرایان همواره با ولع و طمع زیاد برای استخدام این جمله از خود اشتهاء نشان داده اند. لذا این شعار یک ابزار است، برای فلج نمودن جامعه و افرادی که آرمان والایی برای کشور ترسیم می کنند.از این رو این حربه ی تبلیغاتی با واژه ی کشور همسو است.

 

با مدرن شدن جهان مرزهای سیاسی نیز شکل امروزی را به خود گرفت، جغرافیایی که اکنون در پنج قاره مشاهده می شود، معلول جنگ و نبرد های بسیاری می باشد، مرزبندی های قاره ی امریکا، افریقا اروپای کنونی و آسیا مسبب ستیز های تاریخی هستند.

پایه و اساس تقسیم بندی ها گاها براساس نژاد و زمانی به خاطر فرهنگ ودین انجام شده است. اما افغانستان از جمله کشورهایی است که مرزهای جغرافیایی آن مبنای مشخصی ندارد.

تنوع قومیتی و جامعه ای تکثر یافته از مذاهب و فرق گوناگون مبنای مرزبندی ها را در این جغرافیا زیر سؤال برده است.

 

این کشور با امان الله خان مستقل شد، با کمونیست و طالبان مستعمره گردید، با حادثه ی یازده سپتامبر کمون کشور افغانستان به دموکراسی رسید.

دوران ریاست حامدکرزای و اشرف غنی، با دو طرح فوریتی گذشت؛ صلح با طالبان و هم پیمان بودن با آمریکا.

این دو عمده ترین مانور و پروپاگاندای کرزای و اشرف غنی برای نشستن آنها در ارگ بود.

 

صلح با تروریست های اجیر شده توسط پاکستان و عربستان، هم پیمان شدن با امریکا، که اگر افغانستان مورد تهاجم واقع شد، امریکا بنا به مفاد پیمان استرتژیک کابل-واشنگتن ملزم به دفاع از ملت افغاسنتان است.

 

در واقع نه طالبان از صلح استقبال کردند و نه آمریکا متعهد به پیمان استراتژیک شد.

 

بیش از ۵۰%  افغانستان در اشغال داعش و طالبان است، شمال، جنوب، شرق و غرب آن توسط پایگاه های کشورهای عضو ناتو به اشغال درآمده است، که به دروغ تبلیغات امنیت را برای ملت افغانستان به خورد رسانه های غربی می دهند.

چنین کشوری نماد سیاست های متزلزل و اشتباه است. فقدان اتوریته در ساختار سیاسی در افغانستان چنین مشکلاتی و مصائبی را برای ملت افغانستان به ارمغان آورده است.

 

از آسیب شناسی ساختار سیاسی چنین برتافته می شود؛ دولت افغانستان در پیاده سازی آرمان ها، مددخواه بیگانگان و اجانب بوده است.

در نگاه های کرزای و اشرف غنی امریکا و ناتو کارایی مناسب تری داشته است؛ لذا از وجود نیروی داخلی غافل مانده و نیروهای وطنی را به زندان کشانده اند.

البته این نیز باید گفته شود که تعمد در میان بوده است. تلاش گسترده برای جلوگیری از خیزش های مردمی در مناطق متعدد افغانستان صورت گرفت. بازداشت فرمانده های محلی به جرم حملِ خود سرانه ی سلاح و مبارزه ی بدون مأموریت از جانب دولت، برای ممانعت از مقاومت های مردمی بوده است.

 

معمولا دولت ها و کشورها در دوران هجوم و دفاع، نیروهای مردمی را به کمک می ستانند. دولت ها در چنین شرایطی تلاش دارند که از نیروی مردمی در کنار ارتش استفاده کنند تا گونه ای از میلیتاریسم در کشور شکل بگیرد.

نظامی گری گونه های مختلفی دارد؛ کشورهایی مانند پاکستان و لیبی قذافی، مصرحسنی مبارک و ترکیه قبل از اردوغان، همواره ارتش سخن اول و آخر را کشور میزند. اما کشورهایی مثل اسرئیل و حتی ایالات متحده، در بحبوحه ی جنگ مردم را برای کمک به ارتش فرامی خواند.

 

مصداق موفق میلیتارسیم یا مقاومت مردمی را در حشد الشعبی و دفاع وطنی و انصارالله می توان یافت.

همچنین در جنگ هشت ساله ایران و عراق گونه ای ار میلیتاریسم شکل گرفت و مردم به فرمان امام خمینی(ره) برای کمک به ارتش فراخوانده شدند.

بسیج که نیروی مردمی بود، ایران را از غارت بعثی ها نجات داد. بنابراین مقاومت مردمی در بیشتر کشورها موفق عمل کرده است و نتایج مثبتی به همراه داشته است. مصداق بارز و آشکار، از موفقیت میلیتاریسم و مقاومت مردمی که می توان در تاریخ مشاهده کرد، جهاد مردم افغانستان در مبارزه با اشغال شوروی بود، احزاب با اتکا به قدرت اجتماعی شکست بلوک شرق را به ارمغان آوردند.

 

اما اکنون در افغانستان داستان به شکلی دیگر اتفاق می افتد، دولت از بازداشت نیروهای مردمی ابزار خرسندی می کند تا از توان آنها در مواجه با نیروی های متخاصم و اجنبی بکاهد.

 

بازداشت قیصاری، علیپور، نوید، حسیب قرشی و حتی ترور جنرال رزاق نمونه هایی است که برای شکستن مقاومت مردمی استفاده شد.

 

اشرف غنی برای تک محوری کردن قدرت، پلان مقاومت مردمی را واژگون ساخت. با این وجود، اشرف غنی همیشه شعار اتحاد و صلح را در دیالوگ های خویش بکار می برد.

دکلمه ای که در این چهار سال قرائت کرد، از جاتب اربابان آمریکایی اش دیکته شده بود. چرا ملتی که برای ساختن خطهای جغرافیایی خون داده اند در نبرد علیه تروریست شریک نشوند؟

همه ی اینها به دلایلی برای اشرف غنی دیکته شده بود، تا از موفقیت مقاومت مردمی که مطمئنا بیشتر از ارتش و نیروی های دولتی موفق ظاهر می شدند، جلوگیری نماید.

 

اشرف غنی در مدت چهار دوره حکومت داری از پدید آمدن حركتهاي ملي ممانعت ورزید تا آنگونه که مشاهده می کنیم جامعه ی افغانستان مورد تهاجم قدرت خـارجي و بیگانه قرار بگیرد تا در نتیجه  اقشار مدنیت خواه جامعه قتل عام شود.

 

آیا تبلیغات آمریکایی ها برای دفاع از ملت افغاستان که به رسانه های جهان گفته اند دروغ نبوده است.؟

 

یادداشت از مومن پور

 

***

انتشار یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن و یا بازتاب نظر مجموعه تحولات جهان اسلام نسبت به موضوع مورد بحث نیست.

 

 

 

 

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 نظر در مورد "شکل گیری محور مقاومت در افغانستان"

ناشناس :

سلام ميرزا جان وقتت خوش،این مطلب یک چیزی را معلوم کرد و آن اینکه نویسنده اصلا نمیداند افغانستان کجا هست! !!!لطفا یکی روی نقشه افغانستان را نشان این بنده خدا بدهد (ارادتمندتان سید نادر افضلی از قم )

4
5
ناشناس :

دولت افغانستان که الان کاملا سیاست های دیکته شده آمریکا را مو به مو اجرا میکنه با حضور نیروهای مقاومت افغان در کشور خودشون کاملا مخالفه و از رزمندگان فاطمیون ترس بسیاری داره …
اما به نظر میرسه این نیروهای مقاومت هستند که میتونند کشور خودشون رو از تروریسم خلاص کنند

9
5
ناشناس :

باید نسخه حشدالشعبی در افغانستان اجرا بشه مردم باید از خونه خودون دفاع کنند

7
2
ناشناس :

متاسفانه افغانستان از نعمت ولایت و رهبری چون امام و سیدسیستانی محروم است.

ناشناس :

به شما مربوط نیست دولت افغانستان می خواهد چکار کند، افغانستان در سال های آینده زیر نظر کمونیست های چین و روسیه خواهد رفت، سرمایه گذاری چین در پاکستان برای افغانستان هست و آزادی دوباره به مردم افغانستان داده خواهد شد و تمام بی سوادان عرب پرستش اعدادم خواهند شد

ناشناس :

درود بر ملت قهرمان افغان. اگر مقاومت مردمی با حضور سران طوایف و لشکر مخلص فاطمیون شکل بگیرد افغانستان کمتر از یک سال ریشه تمام تروریست ها را خواهد خشکاند و غربی ها و نظامی هاشان پا به فرار خواهند گذاشت.سوریه صدبار بدتر از افعانستان بود.دولت افغان باید راه سوریه را انتخاب کند و عزت را به افغانستان برگرداند.

مسعود :

افغانستان و ارتش آن اگر لشکر مخلص فاطمیون و گروهای مقاومت مردمی را در کنار خود بگذارد افغانستان طی چندماه تمام تروریست ها را تار ومار خواهد کرد.چرا این سیاست را به کار نمیگیرد.؟

bami :

از ایران کمک بگیر ای ملت افغان. سالها بمب و ترور. حالا امتحانی یکسال با ایران باش ببین تروریست ها چگونه رو سیاه میشن

bami :

درود بر فاطمیون.مرگ بر امریکا.ان شا.. به زودی غربی ها توسط فاطمیون از افعانستان خارج خواهند شد