اخبار
آیا تحولات اخیر منطقه، زمینه آغاز جنگ جهانی سوم است؟ شماره دوم

در پی تنشهای اخیر بین محور غربی-عربی و ایران، شاهد دست اندازیهایی برای کشاندن آمریکا به جنگی هستیم که پایان آن ممکن است به حذف یک جریان منجر شود.


آیا تحولات اخیر منطقه، زمینه آغاز جنگ جهانی سوم است؟ شماره اول


فشارهای اقتصادی غرب و به دنباله آن حوادث اخیر نفتکشها در الفجیره و دریای عمان، بهانه و توجیهی برای افکار جهان برای آغاز درگیری نظامی آتی است. کمااینکه در گذشته شوروی، لیبی، سوریه و… این موضوع را تجربه کرده‌اند.
ادعاهای مقامات امارات و برنامه‌های ویژه خبری و تلویزیونی عربی، تصاویر مغرضانه آمریکا از حضور نیروهای ایرانی در کنار نفتکشهای ژاپنی و نروژی، همه گویای بازی رسانه ای مخالفان منطقه ای و آمریکا علیه ایران است.

تصاویر منتشر شده آمریکا از حضور نیروهای ایرانی در کنار نفتکش خارجی؛ آمریکا مدعی جداسازی مین دریایی عمل نکرده توسط ایران است! در حالیکه مقامات ایران این موضوع را تکذیب می‌کنند.


حال این سوال مطرح می‌شود که (با در نظر گرفتن همه فرضیات) درگیری نظامی علیه ایران به چه صورت است:


۱- آمریکا وارد جنگ با ایران خواهد شد:

که در این صورت (چه جنگ نقطه ای و چه گسترده) تمام پایگاههای آمریکا در منطقه، از بگرام افغانستان تا الاسد عراق زیر چتر پاسخ ایران هستند و تا لایه‌ های یک جنگ تمام عیار می‌تواند ادامه داشته باشد.
نیروگاههای هسته‌ای، بنادر و پالایشگاههای نفتی، پایگاههای ایران در سوریه و… نیز تاکنون توسط مقامات آمریکایی جزء اهداف آنها مطرح شده است. (پاسخ مفصل تر در شماره اول اشاره شده است.)


۲- آمریکا نیروهای خود را از منطقه خارج خواهد کرد و ائتلاف عربی جهت درگیری با ایران تسلیح و آماده خواهد شد:

در این صورت جنگ در ریاض و ابوظبی دنبال خواهد شد و پایان آن علی‌رغم خسارتهای احتمالی وارده به محور مقاومت اسلامی، سقوط ائتلاف عربی خواهد بود.
دلایل این ادعا واضح است؛ رهبر ائتلاف یعنی عربستان در مرزهای جنوبی خود و داخل یمن با انصارالله به شدت درگیر است و پیشروی زمینی انصارالله نیازمند چنین حرکتیست تا فواصل کوتاه «صعده تا نجران»، «الحجه تا جیزان»، «الضالع تا عدن» و «صنعاء تا مأرب» با مشغولی نیروهای سعودی در طرفی دیگر، طی شود.
از طرفی دیگر شیعیان عربستان پس از سرکوب چند ده ساله، منتظر دستیابی به حداقل تسلیحات سبکی هستند تا کنترل العوامیه و قطیف و الاحسا را از سعودیها پس بگیرند.
نیروهای همپیمان ایران در عراق نیز مشکل دیگر سعودیها هستند و جنگ زمینی در شمال عربستان مشکل سوم آنهاست.
در امارات هم (همان طور که در مطالب گذشته اشاره شده است) همین روال ساده تر طی می‌شود. علاوه بر این امارات در بدنه شیخ نشین های خود مخالف با جنگ یمن و جنگ افروزی علیه ایران زیاد دارد ولی در حال حاضر قدرت داخل و خارج در حمایت از آل نهیان است.

سایر کشورهای عضو ائتلاف هم نظیر مصر و سودان و… به تنهایی شرایط و خاصیت مقابله با محور مقاومت اسلامی را ندارند.
پس بنابراین نبرد ائتلاف عربی با ایران علی‌رغم تمام خسارتهایی که می‌تواند به ساختار منطقه و از همه مهمتر جریان اسلام بزند به فروپاشی ائتلاف محکوم است و هرگاه آمریکا تصمیم جدی‌ تری بر آغاز جنگ علیه ایران را داشته باشد قطعا نیروهای خود را از منطقه و سیبل ایران خارج و یا به تعداد حداقلی خواهد رساند.


۳- اسرائیل وارد نبرد با ایران خواهد شد:

خارج از مساله مقایسه توان نظامی اسرائیل و ایران، این رژیم شرایط مقابله با ایران را ندارد. استقرار حزب الله در شمال، نیروهای مقاومت (از فاطمیون و النجبا تا تیپ های فلسطینی) در سوریه و گروههای مقاومت در غزه؛ شرایطی را برای اسرائیل فراهم کرده که توان کافی برای مواجهه زمینی از چند محور را قطعا نخواهند داشت. از طرفی توان موشکی یکی از این گروههای مقاومت، اسرائیل را می‌تواند زمینگیر کند که گواه آن درگیریهای چند روزه اخیر در نوار غزه است.

۴- و اما مورد آخر شرکت سه یا دو طرف مذکور در جنگ با ایران:
آمریکا در نبردهای خود علیه عراق و افغانستان برای جلوگیری از شکستهایی نظیر جنگ ویتنام، همواره سعی در متقاعد کردن اروپاییها و سایر کشورها را دارد. بنابراین تا همراهی اروپا و پشتیبانی مالی متحدین در غرب آسیا نباشد احتمال حرکت نظامی آمریکا علیه ایران بسیار ضعیف است.
بدست آمدن این اتحاد نیازمند موارد دیگری نظیر تضاد کامل اروپا با ایران، جلب نظر چین و روسیه بر فشار به ایران، تامین نفت جهان و دور زدن کامل خلیج فارس توسط عربستان و امارات و… است که به نظر نمی‌رسد عمر دولت ترامپ به آن برسد.

در کل آنچه که آمریکای ترامپ را از اقدام نظامی علیه ایران می‌ترساند پاسخ به حملات است. پاسخی که مشخص نیست در باب‌المندب رخ می‌دهد یا دریای مدیترانه، در بگرام یا الاسد، در ریاض یا الفجیره یا تل‌آویو.
و این یعنی بازدارندگی نظامی.
از طرفی دیگر مذاکرات با ایران و… برای سیاستمداران آمریکایی تبدیل به برگ برنده ای در انتخابات ها شده که از کلینتون و اوباما تا ترامپ همواره بدان متوسل بوده‌اند و ایران با خالی بودن جعبه برجام، دیگر حاضر ورود به مذاکرات نیست.
به همین خاطر فشار اقتصادی بهترین و کم خطرترین اهرم آمریکا در سالهای اخیر علیه ایران بوده و حالا که پس از داغ برجام، راه مذاکره بسته شده و دست اندازی و توطئه‌ها برای توجیه اجماع جهانی علیه ایران؛ در دستور کار غرب قرار دارد.
تقویت منافقین و گروههای تروریستی در استانهای سیستان و بلوچستان، کردستان، خوزستان و حتی آذربایجان، باز کردن تهاجمات فرهنگی در آستانه انتخابات های ایران گامهای بعدی تهاجم علیه ایران به شمار می‌رود.

 

آیا تحولات اخیر منطقه، زمینه آغاز جنگ جهانی سوم است؟ شماره سوم

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 نظر در مورد "آیا تحولات اخیر منطقه، زمینه آغاز جنگ جهانی سوم است؟ شماره دوم"

ناشناس :

۲.امریکاودوستانشون درمنطقه واردجنگ همه جانبه به ایران میشون
امریکانیروهای خودرابخاطرفریب ایران درمنطقه کم می کندولی وقتی که جنگ باایران دربگیرنیروهای بیشتری به منطقه میفرستدتاباایران مقابله کند

1
2
ناشناس :

امریکا اگه روزی به این نتیجه برسد که نظام پشتیبانی مردم را ندارد یک روز هم معطل نمی کند و حمله میکند و پس از ان استقلال سرزمین های مناطق ترک نشین خراسان، ترکمن صحرا ،اذربایجان، سیستان و بلوچستان، کردستان، خوزستان

ناشناس :

عالی بود

ناشناس :

با سلام امریکاه هیچ غلطی نمی کند ضمن احترام به تمام دیدگاه ها بعضی از دیدگاه ها نوشته شده اصالت ایرانی نداشته ما مردمان ایران از هر قم و قبیله ای که باشیم در برابر امریکا ایستاده و با تمام پیروان حضرت رسول الله دوست و برادر و اعتقاد داریم نیز باید به مانند خود حضرت مقابل ظلم ایستاد

میلاد :

آیا تحولات اخیر منطقه، مقدمه ظهور منجی است؟

لطف الله :

شهادت هنر مردان خداست