آذربایجان
کشتار “خوجالی” (Xocali/Khojaly) از دوربین آوینی قره باغ ؛ قسمت دوم

آنچه در یادداشت پیش رو میخوانید مطلبی حول شخصیت بی نظیر شهید چنگیز مصطفایف (Cingiz Mustafayev) خبرنگار آذربایجانی است که طی چند قسمت ضمن پوشش اجمالی بخشی از رویدادهای جنگ قره باغ و پرداختن به جزئیات کشتار “خوجالی” (xocali/khojaly) سرآغازی خواهد بود بر ورود به مسائل خبررسانی در حوزه قفقاز.

قسمت اول را اینجا بخوانید :


 

کشتار خوجالی از نمای نزدیک :

خوجالی شهری با ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر جمعیت(در سال ۱۹۹۱) پس از یک سلسله عملیات منسجم از طرف نیروهای ارمنی و تصرف کلیه روستاهای پیرامونی، با تصرف دو روستای “قوشچولار” (Quşçular) و “مالی بیلی” (Malibayli) در شرق استپاناکارت (Stepanakert / Xankəndi) آخرین کوره راههای ارتباط زمینی با جهان خارج را در ۳۰ اکتبر ۱۹۹۱ از دست می دهد و ارتباط با نیروهای آذربایجانی تنها از طریق فرودگاه خوجالی و کمک های گاه و بی گاه هلیکوپترها، ممکن است.

 

بنا بر ادعای طرف ارمنی از اوایل ماه فوریه از طریق پیامهای رادیویی و بلندگوها بارها به ساکنان خوجالی، از قریب الوقوع بودن حمله اطلاع داده می شود (مورد تایید بسیاری از منابع از جمله کتاب “باغ سیاه” نوشته “توماس دوال” صفحه ۱۷۲ پاراگراف ما قبل آخر و “عین الله فتح الله اف” خبرنگار مستقل آذربایجانی که به تفصیل در مورد آن خواهیم گفت).

 

طرف ارمنی مدعیست کریدور امنی برای خروج غیر نظامیان از شهر درحاشیه رودخانه گرگر / کرکر (Gargar çay / Gargar river)
در نظر گرفته شده بود تا خوجالی را به مقصد شهر آقدام (Agdam) در شمال که تحت تسلط نیروهای آذری بود، ترک کنند.

حمله در ساعات پایانی شامگاه ۲۵ فوریه آغاز می شود و تا سحرگاه ۲۶ فوریه ادامه می یابد. در فاز اول حمله نیروهای شبه نظامی جمهوری خودخوانده قره باغ از شهر استپاناکارت (پایتخت جمهوری قره باغ) با پشتیبانی نیروهای هنگ ۳۶۶ ام از لشکر ۲۳ ام زرهی-موتوریزه اتحاد جماهیر شوروی سابق ( این نیرو ها پس از فروپاشی شوروی به عنوان بازوی نظامی روسیه در منطقه قره باغ کوهستانی (Dağlıq qarabağ / Nagornu karabag ) به روسیه وفادار ماندند و تحت فرماندهی نیروهای مسلح روسیه بودند.) به فرودگاه شهر خوجالی یورش بردند و طی دقایق ابتدایی حمله موفق به تصرف فرودگاه شدند.

 

نیروهای مدافع فرودگاه که تحت فرماندهی “الف حاجیف” (əlif haciyev ) بودند به داخل شهر عقب نشینی کردند. (مجموع قوای تحت فرماندهی حاجیف حداکثر ۱۶۰ نفر بود و بخشی از قوای موسوم به Omon ها به حساب می آمدند) همزمان شبه نظامیان ارمنی از محور “مهدی بیلی” (Mextişen/Mehdibayli )در غرب و “تزه بینا” (Təzəbinə) در شمال، شهر را آماج حملات خود قرار دادند.

طرف آذری مدعیست شبه نظامیان ارمنی محور چهارمی را از شرق و روستای Katuk (فلش زرد رنگ در نقشه) گشوده اند. این ادعا بسیار دور از ذهن است چرا که اگر چنین حمله ای صورت گرفته باشد، خروج غیر نظامیان از شهر ممکن نبوده. نیروهای تدافعی شهر که با حجم آتش مافوق تصور خودروهای زرهی bmp و تانکها روبرو می شوند، (این از اولین عملیاتهاییست که نیروهای شبه نظامی ارمنی با “تانک” پشتیبانی میشوند.) پس از دو ساعت “مبارزه” (مطابق ادعای المان محمدف فرماندار خوجالی) مجبور به ترک شهر می شوند.

 

بنابر ادعای رییس اداره اجرائیات/فرمانداری خوجالی المان محمدوف (Elman mohamadov) در مصاحبه با چنگیز مصطفایف در تاریخ ۲۵ فوریه در زمان حمله حداقل ۳۰۰۰ نفر در شهر ساکن بوده اند. (در ویدیو شماره ۱ مصاحبه را با زیرنویس فارس ببینید)

 

ویدیو شماره ۱ با زیر نویس “فارسی”
زمان: ما بین ۲۹ فوریه تا ۲ مارس ۱۹۹۲ بلافاصله پس از فاجعه خوجالی
مکان : آقدام
مصاحبه چنگیز و المان محمدف فرماندار خوجالی که جان سالم به در برده است.

دانلود ویدیو(کیفیت پایین)
دانلود ویدیو(کیفیت متوسط)

 

مردم از تنها راه خروجی ممکن (کریدور ادعایی ارامنه) اقدام به خروج از شهر می کنند. از عرض رودخانه گرگر عبور کرده و به قصد رسیدن به مواضع نیروهای آذری به سمت شهر آقدام حرکت می کنند.

در عمل اما آوارگان مسیر واحدی را برای حرکت به سمت آقدام انتخاب نکرده اند و بنا بر “ادعای” طرف آذری تعداد زیادی از آنها در مناطقی که در نقشه مشخص (مشخص شده با علامت مرگ) است در اثر آتش باری ارامنه کشته می شوند. ( آمار این کشتار بسیار ضد و نقیض بوده اما بنا بر آمار مورد قبول جمهوری آذربایجان حداکثر ۶۳۰ نفر کشته و … داشته است.)

 

 

💢 جرائم ارامنه و چند مطلب پیرامون آن :

۱. طرف ارمنی ادعا می کند، حمله به خوجالی با هدف تسلط بر سکوهای پرتاب موشک های گراد این شهر بوده تا مانع تخریب گسترده استپاناکرت و کشتار غیرنظامیان شوند. اما واقعیت امر این است که خوجالی یک شهر فوق راهبردی برای ارامنه محسوب می شد چرا که تنها فرودگاه قره باغ در آن واقع شده بود، تا قبل از سقوط شهر “لاچین” به تاریخ ۱۷ می ۱۹۹۲ ارتباط زمینی بین قره باغ کوهستانی و ارمنستان از معبر بسیار خطرناک اطراف لاچین صورت می گرفت و در واقع ارتباط بین جمهوری ارمنستان و قره باغ چه از طریق زمین و چه از آسمان به شدت تحت کنترل نیروهای آذری بود.

 

بزرگراه استپاناکرت-عسکران-مارتاکرت (در نقشه) و خط آهن قره باغ از خوجالی عبور می کرد و تسلط بر خوجالی یعنی به دست گرفتن ابتکار عمل در قره باغ. چه اینکه پس از سقوط خوجالی به صورت دومینو وار شهرهای “لاچین” و “شوشا” سقوط می کنند. سقوط خوجالی یعنی برقراری خط لجستیک هوایی بین ایروان و استپاناکرت، سقوط لاچین یعنی برقراری خط لجستیک زمینی بین ایروان و استپاناکرت و سقوط شوشا یعنی از دست دادن بلندیهای مشرف به استپاناکرت.

مخلص کلام اینکه، پذیرش ادعای حفاظت از شهروندان استپاناکرت توسط ارامنه برای توجیه حمله به خوجالی ساده لوحانه به نظر میرسد.

 

۲. انتخاب تاریخ عملیات (۲۶ فوریه) بزرگترین خطا یا جنایت سهوی یا عمدی ارامنه در این ماجراست. این تاریخ با یک روز اختلاف یادآور سالگرد کشتار تلخ “سومگاییت” یا “سومقاییت” ( Sumqait / Sumgait ) در ۲۷ فوریه سال ۱۹۸۸ (قبل از جنگ قره باغ)در شهر ساحلی سومگاییت در نزدیکی باکوست که طی آن، آذری ها به صورت سازمان یافته، دست به کشتار وسیع ارامنه ساکن این شهر زدند.

انتخاب چنین تاریخی برای انجام عملیات، بالفرض که به صورت تصادفی بوده باشد و در سطح فرماندهی کلان عملیات این تقارن زمانی بدون غرض انتخاب شده باشد، به شدت می توانست نیروهای میدانی را علیه غیر نظامیان آذری تحریک کند. چه اینکه در ویدیو شماره ۱ در مصاحبه چنگیز با “المان محمدف” فرماندار خوجالی دقیقا به این موضوع اشاره شده است محمدف می گوید : ” یک اسیر ارمنی گرفتیم و او به ما گفت در سالگرد کشتار سومگاییت، عملیات وسیعی انجام خواهد شد و شما را قتل عام خواهند کرد.”
به علاوه “توماس د وال” (Thomas de waal ) در کتاب “باغ سیاه” ( black garden) در صفحه ۱۷۱ و ۱۷۲ با استناد به نقل قول هایی از مقامات ارمنستان انگیزه انتقام گیری از آذری ها به خاطر کشتارهای سومگاییت را منتفی ندانسته. ( کتاب باغ سیاه از معدود مراجعی است که طرفین درگیر در کشتار در نامه های خود به سازمان ملل به آنچه در کتاب به سود خود دیده اند، استناد کرده اند در واقع کتابی است که بندهایی از آن مورد تایید یکی از طرفین می باشد. )

متن کامل کتاب “باغ سیاه” نوشته توماس د وال : دانلود

 

چنگیز مصطفایف در تاریخ ۲۹ فوریه به تنهایی و در در تاریخ ۲ مارس به همراه تعدادی از خبرنگاران خبرگزاریهای بین المللی با هلیکوپتر به محل حادثه می رود و از اجساد قربانیان فیلم برداری می کند.

پس از چند روز مباحثه در پارلمان، تصاویر دوربین چنگیز در تاریخ ۶ مارس در پارلمان آذربایجان نمایش داده می شود، هم زمان دهها هزار نفر از مردم خشمگین باکو، ساختمان مجلس رو محاصره می کنند و ایاز مطلبوف رییس جمهور پس از مشاهده ویدیوی قربانیان مثله شده، در چند جمله کوتاه ضمن پذیرش مسئولیت این کشتار و اینکه “بعضی از دوستان و همکاران” به او کمک نکردند و اینکه “همه ما مقصریم”، استعفای خود را اعلام می کند و از نمایندگان می خواهند که استعفای او را بپذیرند. هم زمان با صحبتهای مطلبوف عده ای از معترضین وارد لابی پارلمان شده و صدای فریادهای آنها در بین سخنان مطلبوف شنیده می شود. ( لحظه تاریخی استعفای ایاز مطلبوف و محاصره پارلمان توسط مردم را در ویدیو شماره ۲ ببینید.)

ویدیو شماره ۲
۱۹۹۲/۳/۶
پخش ویدیو های چنگیز از کشتار خوجالی و محاصره پارلمان توسط مردم
در هنگام صحبت های مطلبوف در مورد استعفا، صدای فریاد مردمی که وارد لابی مجلس شده اند به گوش می رسد.

 

در واقع تصاویر چنگیز از کشتار خوجالی نقطه عطف تاریخ آذربایجان در گذار از کمونیست به شرایط فعلی محسوب می شود. چنگیز به علت مخابره این تصاویر و اشک ها و ناله های جانسوزش، به هنگام ثبت تصاویر به نشان “قهرمان ملی آذربایجان” (Azərbaycanın milli qəhrəmanı ) دست می یابد.

 

تقریبا هیچ اثر و مقاله ای در مورد خوجالی نیست که نامی از چنگیز در آن برده نشده باشد، از جمله همین کتاب “باغ سیاه” (فایل شماره یک) صفحه ۱۷۲ و ۱۷۳، در واقع تمام دنیا خوجالی را با ویدیوهای چنگیز و چنگیز را با خوجالی می شناسد.

نکته جالب این جاست که ویدیو های چنگیز در خود آذربایجان همواره با سانسور منتشر می شود، غالبا نسخه خام ویدیو نمایش داده نمی شود و با موسیقی و افکت و برش های مختلف به نمایش در می آید. حکومت آذربایجان سعی می کند با جعل تصاویر و ویدیوهای ساختگی از جا زدن کشتارهای فلسطین و کوزوو گرفته تا ساخت ویدیوهای جعلی کمتر به تصاویر چنگیز استناد کند. (با یک سرچ کوچک در اینترنت این تصاویر جعلی را خواهید یافت)

 

در خصوص کیفیت وقوع کشتار، اختلاف نظر و اطلاعات ضد و نقیض طرفین، تبانی خبرنگاران با طرفین، تحت فشار بودن شهود و گذشت بیش از ۲۵ سال از زمان وقوع حادثه، بررسی دقیق موضوع بسیار دشوار شده است.

اما خوشبختانه چنگیز چه در ثبت موقعیت مکانی محل حادثه و چه در ثبت مشاهدات بازماندگان حادثه در سریع ترین زمان بعد از وقوع حادثه بسیار حرفه ای عمل کرده و دقت نظر در تصاویر جوابگوی ابهامات بسیاری خواهد بود.

 

ادامه دارد…

در قسمت بعدی بخوانید :
نقش جمهوری آذربایجان در کشتار “خوجالی” از دریچه دوربین چنگیز مصطفایف

 

پی نوشت:
تماشای ویدیو مصاحبه چنگیز و المان محمدف (ویدیو شماره ۱) ضمن آشنایی با نحوه دقیق رویداد، برای مباحث قسمت بعد ضروری است؛ویدیو زیرنویس فارسی دارد.

 

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 نظر در مورد "کشتار “خوجالی” (Xocali/Khojaly) از دوربین آوینی قره باغ ؛ قسمت دوم"

نیما :

اون از مطلبوف کمونیست که بخاطر روس ها خیانت کرد!!!

اون از ائلچی بیگ پانترک که یک فرد دارای دکترای فیزیک رو کرد وزیر دفاع!!!و بجای آزادی قره باغ در فکر الحاق آذربایجان جنوبی به شمالی بود!!

اون از حیدر علیف سیاس که بخاطر حفظ موقعیتش با ارمنی ها صلح کرد!!!

هیهات من الذله




10



1
ییلماز :

ان شالله اگر بتونم در آینده خلاصه ای از سخنرانی های وزیر دفاع “رحیم قاضیف” که شما اشاره کردین رو زیرنویس میکنم. سخنرانیهای قاضیف و مصاحبه هاش قبل و بعد از سقوط مطلبو ف و در سال ۲۰۰۳ بعد از استرداد از روسیه در دادگاه دید خیلی روشنی در مورد فعل و انفعالات سیاسی آذربایجان میده




6



1
مرتضی :

عالی عالی عالی
کاملا موضوع منسجم بود و از خواندنش لذت بردم.
ممنون که به این حادثه تلخ اشنایم کردی




6



1
ییلماز :

خواهش میکنم ، هنوز آشنا نشدی لطفا مطلب رو پیگیری کنید




3



1
مجتبی :

چرا به خود کشتار اشاره ای نشد ؟ من متوجه نشدم چه کسانی و به چه شکل کشتار شدن ….. توی متن یکجای اشاره میشه که “در اثر آتش باری ارامنه کشته می شوند” که به نظر تعریف جنگ میاد نه کشتار غیر نظامی ها




6



1
ییلماز :

چرا اشاره نشده؟ حتی تعداد کشته شدگان و تعداد نظامیان آذری رو هم نوشتیم. در قسمت بعد مدارکی ارائه میشه که مسببین کشتار دقیقا مشخص میشن.




3



1
مجتبی :

وقتی توی جنگ میگن کشتار معمولات منظور غیر نظامی ها یعنی مردم عادی هستش یا کسانی که توانایی جنگ ندارن تهدید محصوب نمیشن مثل اسرا …. اینکه نظامی های آذری کشته شدن که طبیعیه , نه اینکه بی اهمیت باشه بالاخره نظامی تو جنگ کشته میشه ….. دلیلی داره که بهش میگن کشتار … آیا مردم عادی شهر رو جمع کردن و کشتن پس از تسخیر ؟ آیا نظامی های آذری که اسیر شده بودن رو به رگبار بستن ؟ … یا اینکه نظامی ها توی جنگ رودرو کشته شدن و به دلیل اینکه کشته ها زیاد بوده بهش میگن کشتار ! این رو ممنون میشم روشن سازی کنید … البته من نتونستم ویدئو رو نگاه کنم در بار اولی که مطلب رو خوندم چون در جایی بودم که امکان مشاهده ویدئو وجود نداشت ولی خب انتظار میره در متن بیشتر مانور بدین روی این قسمت




2



0
ییلماز :

مطابق اون چه در متن هست ۳۰۰۰ نفر ساکن خوجالی باقی مونده بودن و حداکثر ۱۶۰ نفر نطامی در محل بودن. آمار کشته ها حداکثر ۶۳۰ نفر اعلام شده و تعداد زیادی مفقود. این آمار رو به راحتی میشه به دست آورد من هدفم ارائه اطلاعاتی هست که با سرچ به راحتی در اینترنت به دست نیاد. اگر قسمت اول رو خونده باشین نوشتم که : منابعی مرگ چنگیز رو مشکوک میدونن
اما تا اینجای کار مشخص نشد چرا ادعا میشه چنگیز رو خود آذری ها ممکنه کشته باشن
قسمت بعد این نوشتار اونقدر بکر و تکان دهنده است که مطمئنم متوجه میشین چرا بنده در جزئیات حادثه زیاد توقف نمیکنم.
حتما ویدیو ها رو نگاه کنید




3



2
ییلماز :

شما گویا ویدیو شماره یک رو نگاه نکردین. این ویدیو که زیرنویس فارسی داره جزئیات کشتار بنا بر “ادعای” طرف آذری رو ریز به ریز بیان میکنه. اما این همه ماجرا نیست. در قسمت بعدی ابعاد وحشتناکی از قضیه بررسی خواهد شد که به نقش قوای آذربایجانی در کشتار می پردازد




5



2
ali :

ای کاش در بخش های بعدی به این نکته هم به تفصیل بپردازید که جمهوری آذربایجان هیچ ارتباطی به آذربایجان نداره و گذاشتن این اسم روی این جمهوری یک جعل بزرگ تاریخی بوده که اینقدر تکرار شده دیگه حساسیت خیلی رو برانگیخته نمیکنه




6



5
ییلماز :

نگارنده قصد ورود به بحث تاریخی رو نداره. جعلی یا غیر جعلی بودن یک جمهوری تفاوتی در واقعیت حاضر که “کشته شدن غیر نظامیان بیگناه” هست تفاوتی حاصل نمیکنه. چه اینکه اینجور بحث ها در عمل هم نتیجه مورد نظر رو نداره و ایجاد کینه های قومیتی میکنه.




6



1
ناشناس :

بیچاره مردم شریف قرباغ یا آرتاساخ، همه مردم بزرگوار و محروم ترک زبان و ارمنی زبان که بخاطر یک مشت سیاستمداران فاسد در باکو و ایروان، دچار نابودی و خصومت و محرومیت و اضطراب جنگ شده اند. مردمی که یک نژاد و یک تبارند و سه هزار سال همسایه و هم وطن و همدل بوده اند.
شما صحیح فرمودین، اسم اون منطقه “اران” هست و نام سرقتی” جمهوری آزربایجان” ربطی به سرزمین دلاور آذربایجان نداره. هرچند مردم بزرگوار اران هم هم خون و هم تبار و هم تاریخ ما هستند. و این تغییر بخاطر بد ذاتی کمونیستها برای تصرف مابقی ایران در زمان استالین خونخوار بوده است.
زبانها در طول تاریخ تغییر میکنند، در همین بریتانیای استثمارگر، زمانی به زمان ژرمنیک باستان و در بعضی نقاطش سلتی تکلم میشد ولی امروز کسی نمیتواند کلمه ای از آن زبانها را فهم کند.
زبان مردم آذربایجان و بخشهایی از اران در گذشته زبان پهلوانی یا زبان آذری نام داشت. امروز از زبان آذری باستان بسیاری از کتبی کهن آذری پهلوانی در دوران پیش از تسلط زبانی اقلیت کوچک ترکان زردپوست (غوز یا آغوز، و ایغور) و مغولان زردپوست باقی مانده است(کتب؛ سفینه تبریزی ابوالمجد تبریزی،بخشهایی از نزهه القلوب حمدالله مستوفی، فهلویات از مغربی تبریزی، …)، و نیز تعداد از مناطقکم در دسترس، هنوز در پهنه سرزمینهای زنجان تا اردبیل و آذربایجان و تا اران همچنان به زبان پهلوانان (پهلوانیک) سخن میگویند یعنی هنوز زبان آذری باستان این زبان هزاران ساله در آذربایجان زنده هست و تغییر طبیعی خود را به زبان ترکی آذری نکرده (کرنگان در ورزقان، کلاسور و خوینرود در کلیبر (مرکز مقاومت بابک در برابر خلفا) یا در جمهوری آذربایجان یا در واقع اران؛ لاهیج در اسماعیللی، آبشوران نزدیک باکو، دوچی و سیاهزن در داغلی و …) .
زبان زیبای فعلی در آذربایجان که به زبان ترکی آذری معروف است. حاصل التقاط واژه های آذری باستان اکثریت با زبان ترکی خالص اقلیت جدیدتر است. در واقع زبان فاخر ترکی آذری؛ زبانی با عقبه بسیار کهن و در شیوایی و زیبایی منحصر به فرد می باشد که شاید کمتر زبانی بتواند احساسات و عواطف را به قدرت و فصاحت زبان ترکی آذری بیان کند.
با این تفاسیر فوق؛ که همه جهالتهای نحله های استثمارگرایی آمریکایی-انگلیسی مانند پان ایرانیسم و پان ترکیسم و پان ارمنیسم را رسوا می کند، من به شخصه امیدوارم که ترک زبانان شریف، مظلوم و مسلمان قره باغ بی هیچ قید و شرطی با دلاوری سرزمین مادریشان بازگردند و دوباره پرچم یا حسین بر مساجد قره باغ برافراشته شود و به همراه ارامنه شریف و غیور آرتاساخ، مشترکا صاحب سرزمین هزاران ساله شان شوند. قره باغی در همزیستی و صلح.
هیچکس به اندازه تبارهای هم ریشه ارمنی و ارانی و آذری در این مناطق در طول اعصار وزمان، یکدل و همرزم در برابر دشمنان نبوده اند. پس تداوم این برادری و وحدت باز ممکن است.




8



2
Mirza :

از شما ممنونم . پاینده باشید.




5



2
ali :

دوست عزیز در مورد پاسخ شما ذکر چند نکته رو لازم دانستم. نام جمهوری آذزبایجان در دوره کوتاه استقلال این جمهوری بعد از فروپاشی روسیه تزاری با روی کار آمدن حزب مساوات انتخاب شد که قبل از تصرف آن توسط کمونیست های شوروی بود و از همان ابتدا بسیاری مانند جنبش جنگل میرزاکوچک خان به انتخاب چنین اسمی اعتراض کردند. بعد از تصرف قفقاز جنوبی مدتی کل خاک آذربایجان گرجستان و ارمنستان تبدیل به یک جمهوری شدن و بعد مجددا به سه جمهوری شوروی تجزیه شدند. بسیاری از اختلافات مرزی از جمله قره باغ حل نشده باقی ماند و نقش فردی به نام باقروف که رویای الحاق آذربایجان به جمهوری جعلی آذربایجان رو داشت هم در این ماجرا برجسته و مفصل است. این مسیله هم که مردم این منطقه با مردم آذربایجان تبار یکسانی دارند هم چندان درست نیست. در عصر جدید مردم این بخش در قالب خانات شیروان با صفوی ها در حال جنگ بودند ودر دوره شاه طهماسب این سرزمین فتح و زمیمه ایران شد. نکته مهم دیگر اینکه تبار هیچ قومی را نمیتوان بر اساس زبا تغیین کرد و اصولا ترک خواندن افرادی که ترک زبانند کار صحیحی نیست بر این اساس مردم قفقاز و آذزبایجان و حتی خود ترکیه ترک نیستند و تنها ترک زبانند. نکته بعد اینکه ترک بودن مانند عرب یا اسلاو و غیره به قومیت دلالت دارد نه ملیت. میبینیم که این همه کشور عرب زبان وجود دارند و اگر ملیت یکی از این افراد را بپرسیم جواب میدهد مصری لبنانی عراقی مراکشی و غیره هیچ کس ملیت خود را عرب معرفی نمیکند همانگونه مردم اسلاو دارای ملیت های روسی لهستانی صرب اسلواک و غیره هستند و هیچ کس ملیت خود را اسلاو معرفی نمیکند. مردم آسیای میانه نیز دارای ملیت های ازبک و قزاق و ترکمن و غیره هستند و کسی خود را از ملت ترک معرفی نمیکند. تبدیل یک قومیت به یک ملت بزرگ با اهداف توسعه طلبانه بحث مورد نظر است و من اسراری بر سر ستیزه کردن بر مسایل تاریخی ندارم




7



2
Nikrooz :

ممنون بابت مطالب مستند و مفید لطفا قسمت بعدی رو منتشر کنید




3



1
مرموز :

عالیه مدتها دنبال همچین مطلبی بودم




0



0