آسیای میانه و شبه قاره
بررسی چهار دهه جنگ در افغانستان

علی رغم آنکه جنگ و آشوب در آسیای میانه ریشه ای فراتر از چهل سال اخیر دارد، اما میتوان گفت یکی از سنگین ترین و تلخ ترین جنگ ها در تاریخ معاصر، جنگ افغانستان است. جنگی که آتش آن با داس و چکش کمونیست ها شعله ور و شراره های آن امروز از زیر پر عقاب های آمریکایی بیرون می زند!

پس از ترور محمد داوود خان و سرنگونی حکومت اولین رئیس جمهور افغانستان، جمهوری دموکراتیک افغانستان توسط حزب دموکراتیک خلق (مارکسیست ها) در سال ۱۳۵۷ تاسیس شد. با روی کار آمدن مارکسیستها در افغانستان و اعمال قوانین ضد اسلامی آنان چریک های مجاهدین علیه آنها برخواستند و پس از مدت کوتاهی حکومت مارکسیستی که توان مقابله با مجاهدین را نداشت از شوروی درخواست کمک کرد. نیروهای ارتش سرخ پس از طی روندی پرماجرا (ورود و خروج شوروی به افغانستان یکی از نقاط بحث برانگیز تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است که بررسی آن وقت و مطلب دیگری را می طلبد.) در سال ۱۳۵۸ وارد افغانستان شدند و در سال ۱۳۶۷ با تلفات حدود ۱۵ هزار کشته و بیش از ۵۰ هزار زخمی از افغانستان عقب نشینی کردند. پس از خروج شوروی از افغانستان دولت کمونیستها به ریاست محمد نجیب الله چند سال دیگر با مجاهدین مقابله کرد و در نهایت پس از ۱۴ سال نبرد شهر کابل در سال ۱۳۷۱ بدست مجاهدین افتاد.
به هر جهت ورود شوروی به افغانستان حرکتی اشتباه بود و پیش بینی امام خمینی «ره» در مورد این موضوع حتی امروز نیز برای آمریکا و همپیمانانش صادق است:
«آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته‌است که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی می‌کند، البته دولت شوروی می‌تواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمی‌تواند در آنجا مستقر شود، اگر شما خیال کرده‌اید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیال باطل است. ملت افغانستان مسلم است، ایستاده‌اند در مقابل حکومت افغانستان، شما هم اگر بروید و هر قدرت دیگر هم برود، آنجا را می‌گیرد اما نمی‌تواند آن‌ها را آرام کند و بالاخره شکست می‌خورد.»
پس از سقوط دولت کمونیستها در سال ۱۳۷۱ و ورود مجاهدین به کابل ائتلاف هفتگانه مجاهدین به توافق نرسیده و درگیری میان طرف ها به دلایل مختلف آغاز شد.

 

ائتلاف هفتگانه پیشاور
در سال ۱۳۶۴ ائتلافی بین هفت گروه در پیشاور تشکیل شد که همه این گروه‌ها در توافقی که شکل گرفت، بر تشکیل دولت اسلامی اتفاق کردند اما پس از تصرف کابل و شکست کمونیستها این گروهها بر سر تقسیم قدرت با یکدیگر در کابل و سراسر افغانستان درگیر شدند.
هفت گروه ائتلاف پیشاور عبارت بودند از:
۱- جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی و احمدشاه مسعود – عمدتاً تاجیک
۲- حزب اسلامی – شاخه حکمتیار به رهبری گلبدین حکمتیار – عمدتاً پشتون
۳- حزب اسلامی – شاخه خالص به رهبری یونس خالص – عمدتاً پشتون
۴- اتحاد اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرب رسول سیاف – عمدتاً پشتون با گرایش وهابی
۵- محاذ ملی اسلامی افغانستان به رهبری پیر احمد گیلانی – عمدتاً پشتون با گرایش صوفی
۶- جبهه ملی نجات افغانستان به رهبری صبغة الله مجددی – عمدتاً پشتون
۷- حرکت انقلاب اسلامی افغانستان به رهبری محمدنبی محمدی – عمدتاً پشتون

 

افغانستان پس از خروج کامل شوروی در سال ۱۳۶۸. قرمز: حکومت، آبی: جمعیت اسلامی، سبز: حکمتیار، هاشور سبز و سفید: خالص، زرد: احزاب شیعه، سبز کمرنگ: حرکت انقلاب، بنفش: سیاف: صورتی: گیلانی

 

درگیری داخلی به ویژه در کابل حالا بین چندین جبهه آغاز شده بود و کشورهای خارجی نیز هر یک از یک گروه حمایت می کردند.
پاکستان از گلبدین حکمتیار، ازبکستان از عبدالرشید دوستم (از نظامیان رده بالای ارتش که جنبش ملی اسلامی را فرماندهی می کرد.)، عربستان از عبدالرب رسول سیاف و گروه های نزدیک به وهابیت، ایران نیز از گروه های شیعه (حزب وحدت اسلامی برآمده از سازمان نصر و پاسداران جهاد اسلامی و سایر گروهها) و حزب جمعیت اسلامی و… که خواستار حمایت از دولت برهان الدین ربانی بودند.
حکمتیار پس از اتحاد با سیاف و مدتی بعد با ژنرال دوستم درگیری ها را با دولت و جمعیت اسلامی به اوج رساند، اما در سال ۱۳۷۳ احمد شاه مسعود موفق به تصرف کابل و شکست نیروهای حکمتیار و حزب وحدت اسلامی شد (کشتار مظلومانه مردم غرب کابل و بخصوص محله افشار از جمله حوادث تلخی بود که در این زمان رخ داد. در این حادثه هیچگاه عوامل این جنایت مشخص و محاکمه نشدند، اما انگشت اتهام به سمت نیروهای دولتی (ربانی و احمد شاه مسعود) و نیروهای تحت امر سیاف و حکمتیار است.)، همزمان با تصرف کابل، مزار شریف در شمال افغانستان به تسخیر نیروهای ژنرال عبدالرشید دوستم درآمد.
در همین احوال طالبان در قندهار با حمایت همه جانبه عربستان سعودی و پاکستان و… تشکیل شد. طالبان با سر دادن شعارهای جهادی نیروهای زیادی را گرد خود جمع کردند و در گام اول خود قندهار را تصرف کردند. پس از دو سال هرات و کابل و سایر شهرهای شرقی و جنوبی و شمالی افغانستان را به تسلط خود درآورده و تشکیل امارت اسلامی را اعلام کردند. (امارت اسلامی را فقط سه کشور عربستان سعودی، امارات متحده عربی و پاکستان به رسمیت شناختند.) در نتیجه تسلط طالبان بر افغانستان، نسل کشی و غارت و تخریب اماکن تاریخی و… در سراسر کشور شدت گرفت و تنها مناطق شمال شرقی افغانستان در تسلط نیروهای احمد شاه مسعود و دولت ربانی بود.
نسل کشی مردم مزارشریف بخصوص قوم هزاره که عمدتا شیعه هستند، شدیدترین جنایات طالبان بود. (در جریان حمله به مزار شریف کنسولگری ایران هم مورد حمله قرار گرفت که در نتیجه آن ۱۱ تن از دیپلمات ها و روزنامه نگاران ایرانی به دست «سپاه صحابه» از همپیمانان القاعده و طالبان شهادت رسیدند.)

پس از فتح کابل در زمستان ۱۳۷۴ توسط طالبان، عبدالرشید دوستم که حالا خود را در خطر حمله دیر یا زود طالبان می دید با احمدشاه مسعود متحد شد.
در ادامه با تلاش رهبران گروههای افغانی و حمایت های ایران در صلح و اتحاد گروههای شیعه مذهب افغانستان با حزب جمعیت اسلامی و حمایت های خارجی سایر کشورها، ائتلاف شمال تشکیل شد.
مهمترین گروه‌های عضو ائتلاف شمال:
۱_ جمعیت اسلامی افغانستان حزب عمدتاً تاجیک و سنی به رهبری برهان‌الدین ربانی و احمدشاه مسعود
۲_ جنبش ملی اسلامی افغانستان حزب عمدتاً ازبک و سنی به رهبری عبدالرشید دوستم
۳_ شورای شرقی عمدتاً پشتو و سنی به رهبری حاجی عبدالحق و حاجی عبدالقدیر
۴_ حرکت اسلامی افغانستان حزب عمدتاً هزاره و تاجیک شیعه به رهبری محمدآصف محسنی و سید محمد علی جاوید
۵_ حزب وحدت اسلامی افغانستان حزب عمدتاً هزاره و شیعه به رهبری محمد محقق و کریم خلیلی

ائتلاف شمال در نتیجه توانست مناطق شمالی و شمال شرقی را به (جز استان هرات)، از سیطره طالبان حفظ کند.
پس از حمله ۱۱ سپتامبر در سال ۱۳۸۰ به آمریکا، مقامات این کشور اسامه بن لادن را مسئول این قضیه دانستند. (بن لادن متولد الملز در حومه ریاض که در سالهای جهاد با شوروی وارد افغانستان شده بود و با خروج شوروی مدتی از افغانستان خارج شد و دوباره در سال ۱۳۷۴ وارد جلال آباد شد و این بار به طالبان متصل شد و فعالیت های خود را گسترش داد و همچنین قبل از حمله ۱۱ سپتامبر چند حمله تروریستی دیگر نظیر حمله به کشتی آمریکایی در یمن و سفارت آمریکا در تانزانیا و کنیا به وی نسبت داده میشد.) در پی بهانه گیری طالبان و عدم تحویل بن لادن و سماجت آمریکا بر گزینه نظامی، آمریکا و حامیان حملات سراسری خود را تحت عنوان «عملیات آزادی بلند مدت» به افغانستان در سال ۱۳۸۰ شروع کرد. لازم به ذکر است دو روز قبل از حمله ۱۱ سپتامبر احمد شاه مسعود توسط افرادی نامشخص ترور شد. (احمد شاه مسعود در گذشته با دخالت خارجی بخصوص آمریکا در اوضاع افغانستان در دیدار با معاون وزیر خارجه آمریکا مخالفت کرده بود.)
به هر جهت پس از حملات سنگین هوایی آمریکا و حامیانش مجاهدین ائتلاف شمال عملیات هایی را برای بازپسگیری شهرهای کلیدی را آغاز کردند و پس از آزادسازی شهرهای شمالی در تاریخ آبان ماه ۱۳۸۰ کنترل کابل را دست گرفتند. در این راستا محمد اسماعیل خان از فرماندهان ائتلاف شمال و حاکم قبلی شهر هرات، به پشتیبانی ایران توانست کنترل هرات را از دست طالبان بیرون آورد. در آذرماه ۱۳۸۰ نیز شهر قندوز از سیطره طالبان خارج شد و در نهایت قندهار نیز در نیمه آذرماه از کنترل طالبان خارج شد و عملا طالبان سرنگون شد.
پس از تشکیل دولت جدید در سال ۱۳۸۳ به ریاست حامد کرزی تاکنون، نبردها در بعضی نقاط افغانستان به اتمام و در بعضی نقاط پراکنده ادامه دارد. در این سالها ارتش افغانستان با حمایت نیروهای ناتو و… عملیات هایی را برای بازپسگیری نقاط تحت تسلط طالبان انجام داده است اما به دلایل مختلفی طالبان و گروههای تابع همچنان به فعالیت خود در افغانستان ادامه می دهند…


 

 

یادداشت بالا را می پسندید؟ هم اکنون از ما حمایت کنید!

 

۱۰ هزار تومان ۲۰ هزار تومان ۳۰ هزار تومان ۵۰ هزار تومان ۱۰۰ هزار تومان

 

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 نظر در مورد "بررسی چهار دهه جنگ در افغانستان"

امیر :

ممنونم منتظر ادامه مطلب هستیم




10



1