عراق و سناریوی حذف اهرمهای مقاومت پیش از جنگ بزرگ!
عراق در روزهای اخیر در حالی شاهد انحلال سه گروه مقاومت، قطع ارتباط آنان با حشد الشعبی و آغاز روند ادغام این نیروها در ساختار نیروهای مسلح این کشور بوده که این تحولات، بهعنوان حلقهای از پروژهای گستردهتر برای مهار مقاومت، بازتعریف جایگاه حشد الشعبی، تضعیف پیوندهای راهبردی بغداد و تهران و آمادهسازی عراق برای معادلات امنیتی طراحیشده توسط آمریکا و اسرائیل ارزیابی میشود. در این طرح، ترور فرماندهان مقاومت عراق که با خلع سلاح مخالفت کردهاند، دور از انتظار نیست!
وضعیت امروز عراق را نمیتوان صرفاً در قالب یک مناقشه داخلی درباره نظم امنیتی یا ساماندهی سلاح فهم کرد. آنچه در ظاهر با عنوان انحصار سلاح در دست دولت مطرح میشود، در یک لایه عمیقتر، بخشی از زنجیرهای میباشد که از تثبیت دولتی ضعیف، وابسته و قابل فشار آغاز میشود و در ادامه به مهار گروههای مقاومت، بازتعریف جایگاه حشد الشعبی، قطع پیوندهای راهبردی ایران و عراق و فراهمسازی بسترهای سیاسی و امنیتی برای مرحلهای خطرناکتر منتهی میشود. از این منظر، دولت علی الزیدی نه صرفاً یک دولت انتقالی یا محصول موازنههای داخلی، بلکه حلقهای در پروژهای بزرگتر دیده میشود که هدف آن کاستن از توان مانور نیروهای مقاومت و آمادهسازی عراق برای معادلاتی است که بیرون از بغداد طراحی میشوند.
در این ارزیابی، خلع سلاح گروههای مقاومت پایان ماجرا نیست بلکه مقدمهای برای تغییر جهت عراق در سطح منطقهای است. اگر مقاومت از معادله امنیتی عراق حذف یا به شکلی بیاثر در ساختارهای رسمی هضم شود، مسیر برای عادیسازی تدریجی مناسبات با رژیم صهیونیستی، محدودسازی عمق اقتصادی ایران در عراق و تبدیل بغداد به نقطه فشار علیه تهران هموارتر خواهد شد. به همین دلیل، فشار بر گروههایی که حاضر به واگذاری کامل قدرت میدانی خود نیستند، تنها یک مطالبه اداری یا حقوقی جلوه نمیکند بلکه در چشم آنان بخشی از طرحی است که میخواهد عراق را از پشتوانه راهبردی محور مقاومت جدا کند.
بر همین اساس، احتمال حرکت آمریکا و رژیم صهیونیستی به سمت سناریوهای سختتر نیز قابل چشمپوشی نیست. اگر پروژه فرسایش و فریز اهرمهای منطقهای ایران پیش از یک توافق تحمیلی یا پیش از درگیری بزرگتر به نتیجه نرسد، ممکن است مرحله بعدی به حذف فیزیکی و ترور رهبران گروههای مقاومت در برابر خلع سلاح یا هدف قرار دادن ذخایر تسلیحاتی راهبردی آنان منتقل شود. در چنین سناریویی، چهرههایی مانند ابوحسین، شیخ اکرم، ابوفدک، ابوآلا الولائی و دیگر فرماندهانی که نماد استقلال تصمیم میدانی مقاومت عراق به شمار میروند، میتوانند در محاسبات امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی به اهداف درجه یک تبدیل شوند. هدف از چنین اقدامی، نه فقط تضعیف چند گروه مقاومت، بلکه شکستن ستونهای بازدارندگی در محیط عراق و کاهش توان پاسخ منطقهای ایران در لحظه بحران است.
اهمیت عراق برای جمهوری اسلامی ایران نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. تهران در محاسبات راهبردی خود، جنگ احتمالی آینده را صرفاً در سطح تبادل آتش یا درگیری محدود نمیبیند. در چنین جنگی، مقاومت عراق میتواند از سطح حمله به پایگاههای نظامی آمریکا و اسرائیل فراتر رود و به عاملی تعیینکننده در تغییر موازنه ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شود. عراق، به دلیل موقعیت جغرافیایی، وزن اجتماعی شیعه، عمق میدانی حشد الشعبی و اتصال طبیعی به ایران و شام، ظرفیت آن را دارد که در صورت آغاز یک نبرد بزرگ، محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را بهطور جدی برهم بزند. از همین رو، تلاش برای خلع سلاح یا حذف رهبران مقاومت عراق را باید بخشی از نبرد پیشدستانه برای جلوگیری از فعال شدن این ظرفیت در آینده دانست.
مسئله اصلی این است که پروژه مهار مقاومت عراق، اگر با فشار خارجی و در پوشش تقویت دولت پیش برود، میتواند دولت عراق را نه مقتدرتر، بلکه وابستهتر و شکنندهتر کند. دولتی که سلاح مقاومت را میگیرد اما قادر به حفظ حاکمیت هوایی، امنیت مرزها، استقلال اقتصادی و تصمیم ملی خود نیست، در نهایت تنها ابزارهای بازدارندگی داخلی را از بین برده و کشور را در برابر فشار بیرونی بیدفاعتر میسازد. بنابراین، جدال کنونی بر سر سلاح در عراق، جدالی بر سر چند انبار مهمات یا چند تشکیلات نظامی نیست؛ این نزاع درباره آینده جایگاه عراق در محور مقاومت، نسبت بغداد با تهران و واشنگتن، و نقش این کشور در جنگ احتمالی آینده منطقه است.
از این زاویه، مقاومت عراق در برابر خلع سلاح نه فقط یک واکنش عادی، بلکه تلاشی برای حفظ ظرفیت بازدارندهای است که ممکن است در مقطع حساس آینده، سرنوشت میدان را تغییر دهد. آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز همین ظرفیت را هدف گرفتهاند زیرا میدانند در جنگ بعدی، عراق میتواند از یک جغرافیای پیرامونی به کانونی تعیینکننده بدل شود. به همین دلیل، هرگونه فشار برای انحلال، ادغام شتابزده، ترور فرماندهان یا بمباران توان راهبردی مقاومت عراق باید در چارچوب یک طراحی بزرگتر فهم شود؛ به صورت خلاصه میتوان گفت محور شرارت قصد دارد پیش از رسیدن لحظه تقابل، دست ایران و متحدانش را از یکی از مهمترین اهرمهای منطقهای کوتاه کند.
دیدگاه