حمله به کورمور؛ بحران چندلایه در معادلات انرژی و سیاست عراق

حملات اخیر به تأسیسات گازی کورمور در سلیمانیه، این بار تنها یک تهدید امنیتی نبود، بلکه آشکار ساخت که بحران انرژی عراق وارد مرحلهای شده که در آن رقابتهای سیاسی داخلی، منافع اقلیم و دولت مرکزی و حتی معادلات منطقهای و بینالمللی در هم تنیده شدهاند و هر ضربه به این میدان راهبردی میتواند پیامدهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی گستردهای برای بغداد و اربیل به همراه داشته باشد.
حملات اخیر به تاسیسات گازی کورمور در استان سلیمانیه، صرفاً یک حادثه امنیتی نیست بلکه نشانهای از ورود بحران انرژی عراق به مرحلهای پیچیده است که در آن تلاقی منافع محلی، فدرالی، منطقهای و حتی بینالمللی نقشآفرینی میکنند. کورمور که یکی از مهمترین منابع تأمین گاز برای شبکههای برق سلیمانیه، اربیل، کرکوک، نینوا و صلاحالدین محسوب میشود، در سالهای اخیر بارها هدف حملات قرار گرفت و هر بار گرههای جدید بر معادلات انرژی در عراق افزوده است.
حملات اخیر نشان داد که انرژی در عراق تنها یک موضوع اقتصادی نیست بلکه در مرکز رقابتهای سیاسی و امنیتی قرار دارد. اختلال در این میدان به معنای بیثباتی در تولید برق، افزایش نارضایتی اجتماعی و کاهش اعتماد شرکتهای خارجی به محیط سرمایهگذاری عراق است. به همین علت، هر ضربه به تاسیسات گازی کورمور، بهطور مستقیم بر قدرت چانهزنی دولت مرکزی و اقلیم تأثیر میگذارد.
نکته قابل توجه، تلاقی حمله به کورمور با آغاز مذاکرات تشکیل دولت عراق است. این مقطع زمانی از نظر بازیگران سیاسی عراق، لحظهای برای کسب امتیاز یا برهم زدن موازنههاست. برخی تحلیلها از تلاش بازیگران برای نمایش ناتوانی دولت در حفظ زیرساختها سخن میگویند؛ موضوعی که میتواند در چانهزنیهای سیاسی به یک اهرم فشار تبدیل شود. از سوی دیگر، فشار بر اقلیم در آستانه مذاکرات حساس درباره اختیارات انرژی و بودجه نیز محتمل است.
تأکید برخی تحلیلگران بر احتمال دخالت بازیگران دارای فناوری پیشرفته، سناریویی را باز میکند که فراتر از جغرافیای عراق است. بازار گاز منطقه در حال چیدمان مجدد است و رقابت میان کشورهایی که به دنبال گسترش نفوذ انرژی هستند، شدیدتر شده است. کورمور جاهطلبیهای اقتصادی اقلیم را تقویت میکند و هر ضربهای به این پروژه میتواند تلاشی برای مدیریت یا مهار نقش انرژی کردستان در معادلات منطقهای باشد.
اگرچه دولت مرکزی عراق و اقلیم کردستان کمیته مشترک تشکیل دادهاند اما تجربه نشان داده است که تحقیقات مشابه در سالهای گذشته هیچگاه به نتیجهای قطعی نرسیدهاند. پیچیدگی روابط امنیتی، تعدد مراکز قدرت و نفوذ بازیگران باعث شده شناسایی عوامل چنین حملاتی تقریباً ناممکن باشد. همین ابهام، بهخودیِخود، بخشی از مشکل است و نامشخص ماندن عامل، کارکرد سیاسی حمله را تقویت میکند.
هجوم به کورمور نشان داد که زیرساخت انرژی عراق در برابر هم حملات فنی و هم در برابر بازیهای سیاسی آسیبپذیر است. در واقع، کورمور تبدیل به نقطه تقاطع فشارها شده است؛ اگر دولت عراق نتواند امنیت انرژی را تأمین کند، پیامد آن نهتنها اقتصادی، بلکه راهبردی خواهد بود. کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی، کاهش تولید برق و تضعیف توان دولت در مدیریت بحرانهای آینده بخشی از این پیامدها میباشند.




دیدگاه