پاسخ گسترده نیروهای مسلح ایران به تجاوز آمریکا به جزیره لارک
نیروهای مسلح ایران طی چند عملیات موشکی و پهپادی مواضع آمریکا در کشورهای اردن، امارات را درهم کوبیدند.
نیروهای مسلح ایران طی چند عملیات موشکی و پهپادی مواضع آمریکا در کشورهای اردن، امارات را درهم کوبیدند.
جنگ فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، برآیندی از راهبرد کلان مهار چین، مقابله با بسط نفوذ منطقهای تهران و اتکا به برآوردهای نادرست از میزان تابآوری و شکنندگی داخلی ایران بود که با مقاومت غیرمنتظره ساختارها و غافلگیری راهبردی در اختلال تنگه هرمز، به یک شکست محاسباتی برای مهاجمان تبدیل شد. در پی این بنبست میدانی و تحمیل هزینههای سنگین جهانی، واشنگتن در تلاش است تا با پیادهسازی راهبرد زیرساختی «عملیات سرریز» برای دور زدن خلیج فارس و تمرکز موقت بر یک «توافق محدود» هستهای، بحران را مدیریت کرده و زمان بخرد؛ در مقابل، تلآویو ضمن تعمیق ادغام ساختار نظامی خود با آمریکا، جبهه درگیری را به سمت مهار حزبالله لبنان سوق داده و همزمان از طریق جنگ شناختی، اطلاعاتی و هدایت تحرکات ضدامنیتی، پروژه فرسایش از درون و تشدید گسلهای قومی و اجتماعی در ایران را دنبال میکند.
خروج امارات متحده عربی از اوپک در می ۲۰۲۶، تصمیمی راهبردی ناشی از تمایل این کشور به حداکثرسازی تولید و درآمدهای نفتی، رهایی از محدودیتهای سهمیهای و سلطه عربستان و روسیه، و همچنین همسویی بیشتر با منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده در پی تنشهای منطقهای است. این اقدام اگرچه با افزایش عرضه و احتمال کاهش قیمت جهانی نفت، رقابت در بازارهای آسیایی را تشدید کرده و با تضعیف جایگاه اوپک، چالشهای جدی برای درآمدهای ارزی ایران ایجاد میکند، اما در مقابل، با تعمیق شکافهای ژئوپلیتیکی میان امارات و عربستان، فرصتهای جدیدی را برای موازنه قدرت، افزایش وزن نسبی ایران در ساختار باقیمانده سازمان و ایجاد فضاهای جدید در دیپلماسی انرژی فراهم میآورد.
در سالهای اخیر قاره آفریقا به یکی از مناطق مهم رقابت بین قدرتهای بزرگ و میانی تبدیل شده و هر یک از آنها به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در این قاره هستند. برای رمزگشایی از این روند میتوان به انگیزههای مختلفی مانند منابع بکر و طبیعی به ویژه معادن و عناصر خاکی کمیاب اشاره کرد که این امر در نهایت به رقابت سخت و حتی درگیریهای نیابتی نظامی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا نیز انجامیده که قربانی اصلی آن منافع کشورهای میزبان و مردم عادی است. سودان نیز نمونه بارز این جاهطلبی به ویژه امارات متحده عربی است. در این میان، به جرات میتوان گفت که شاخ آفریقا شامل اریتره، اتیوپی، جیبوتی، سومالی و اتیوپی، نسبت به سایر مناطق آن از اهمیت راهبردی برخوردار است که شاید مهمترین دلیل آن پیوستگی با دریای سرخ و کنترل بخش مهمی از تجارت جهانی است. در واقع، نزدیکی جغرافیایی شاخ آفریقا به یمن و باب المندب نیز یکی از دلایل اصلی تشدید رقابت در این منطقه به ویژه از سوی عربستان سعودی و امارات متحده عربی است.
ائتلاف سعودی با انتشار اطلاعاتی مدعی شد که عیدروس الزبیدی، رئیس شورای انتقالی جنوب پس از شکست اخیر در شرق و جنوب یمن، به امارات فرار کرده است.
وزارت دفاع امارات طی بیانیهای در واکنش به اعلام پایان همکاری دولت مستعفی با این کشور خروج داوطلبانه تیمهای ضد تروریسم باقیمانده خود را از یمن اعلام کرد.
این گزارش به بررسی سیاست تهاجمی و توسعهگرایانه امارات متحده عربی در دهههای اخیر، بهویژه در دوران رهبری محمد بن زاید، میپردازد. در این چارچوب، امارات با تکیه بر قدرت اقتصادی، منابع مالی گسترده و حمایت ایالات متحده، نفوذ خود را از خلیج فارس تا شاخ آفریقا گسترش داده است. دشمنی با جریانهای اسلام سیاسی و همسویی راهبردی با آمریکا، از ارکان اصلی سیاست خارجی ابوظبی محسوب میشود. ساختار جمعیتی خاص این کشور و اتکای آن به نیروی کار مهاجر، زمینهساز رویکردی متفاوت در قدرتسازی منطقهای شده است. گزارش نشان میدهد چگونه امارات با بهرهگیری از بیثباتی سیاسی در کشورهای آفریقایی و یمن، به بازیگری اثرگذار در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است.
رشاد العلیمی، رئیس شورای ریاست جمهوری دولت مستعفی یمن با اعلام وضعیت اضطراری به مدت ۹۰ روز، توافق مشترک با امارات را لغو کرد و از نیروهای اماراتی خواست تا ظرف ۲۴ ساعت آینده از تمام سرزمینهای یمن خارج شوند.
این گزارش به افشای شبکهای گسترده از پایگاههای نظامی و اطلاعاتی امارات در مسیرهای راهبردی اقیانوس هند تا دریای سرخ میپردازد؛ شبکهای که بهمنزله حلقه کنترل بر شریانهای حیاتی کشتیرانی منطقه عمل میکند. در ادامه، نقشآفرینی مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا در شکلگیری این ساختار امنیتی و تأثیر آن بر معادلات پس از طوفانالاقصی و مهار انصارالله بررسی میشود.
بدون تردید امارات متحده عربی در سالهای اخیر به بازوی امنیتی و اقتصادی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تبدیل شده و در قالب پروژههای اقتصادی، اهداف امنیتی عبری- غربی را به پیش میبرد که نمونه بارز آن کشتار مردم سودان و حمایت از شورشیان نیروهای پشتیبان سریع است که در راستای قاچاق و غارت معادن طلای سودان صورت میگیرد. نمونه دیگر این موضوع را میتوان به ورود امارات به پروژههای زیرساختی و کریدورهای تجاری در آسیای مرکزی مربوط دانست. این کشور اخیراً با امضای توافقنامههایی با کشورهای این منطقه و همچنین قفقاز به دنبال ورود به کریدور میانی است که اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی (جغرافیایی-اقتصادی) همسو با تلآویو و غرب را دنبال میکند.