اوپک منهای امارات؛ دلایل و پیامدهای خروج امارات از اوپک

یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۳ - یکشنبه ۳۰ اوت ۲۰۲۶ - ۱۴:۵۳
https://iswnews.com/?p=138053

خروج امارات متحده عربی از اوپک در می ۲۰۲۶، تصمیمی راهبردی ناشی از تمایل این کشور به حداکثرسازی تولید و درآمدهای نفتی، رهایی از محدودیت‌های سهمیه‌ای و سلطه عربستان و روسیه، و همچنین همسویی بیشتر با منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده در پی تنش‌های منطقه‌ای است. این اقدام اگرچه با افزایش عرضه و احتمال کاهش قیمت جهانی نفت، رقابت در بازارهای آسیایی را تشدید کرده و با تضعیف جایگاه اوپک، چالش‌های جدی برای درآمدهای ارزی ایران ایجاد می‌کند، اما در مقابل، با تعمیق شکاف‌های ژئوپلیتیکی میان امارات و عربستان، فرصت‌های جدیدی را برای موازنه قدرت، افزایش وزن نسبی ایران در ساختار باقی‌مانده سازمان و ایجاد فضاهای جدید در دیپلماسی انرژی فراهم می‌آورد.

بیان مسأله
خروج امارات متحده عربی در ابتدای مه ۲۰۲۶ از سه نهاد اوپک، اوپک‌پلاس و اواپک یک تحول مهم در بازار نفت جهانی است. این تصمیم پس از حدود ۵۹ سال عضویت (از ۱۹۶۷) گرفته شده و عمدتاً به دلیل نارضایتی از سهمیه‌های تولیدی پایین و اولویت دادن به منافع ملی اعلام شده است. انتخاب امارات، اقدامی ناگهانی یا صرفاً واکنشی احساسی نیست؛ بلکه حاصل سال‌ها انباشت نارضایتی، تحول در راهبردهای کلان اقتصادی و بهره‌گیری از شرایط پیچیده ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس است. خروج امارات را می‌توان یکی از مهم‌ترین ضربه‌ها به انسجام اتحاد نفتی اوپک دانست. نوشتار پیش‌رو به بررسی دلایل اصلی این خروج و همچنین پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد.

دلایل اصلی خروج امارات از اوپک

الف. تمایل به انعطاف‌پذیری در تولید
مهم‌ترین انگیزه و محرک امارات در خروج از سازمان اوپک حداکثرسازی بازده سرمایه‌گذاری است. این کشور طی سال‌های اخیر حدود ۱۵۰ میلیارد دلار برای توسعه ظرفیت تولید نفت سرمایه‌گذاری کرده و هدف‌گذاری افزایش تولید به حدود ۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۲۷ را دنبال می‌کند. با این حال، سهمیه‌بندی‌های اوپک، تولید امارات را در محدوده ۳ تا ۳.۵ میلیون بشکه در روز نگه داشته و عملاً بخشی از ظرفیت و سرمایه‌گذاری‌های آن را بلااستفاده کرده است.
اماراتی‌ها طی سال‌های گذشته از محدودیت‌های اوپک راضی نبوده‌اند. در حالی که سایر اعضای اوپک به دنبال حفظ قیمت‌های بالای نفت هستند، امارات ترجیح می‌دهد تولید خود را افزایش دهد و سهم بیشتری از بازار جهانی نفت به دست آورد. «ابتسام الکتبی»، مدیر مرکز مطالعات سیاسی امارات در این خصوص نوشت: سازمان اوپک بر پایه اصول هماهنگی جمعی برای تنظیم بازار نفت و مواجهه با فشارهای مصرف‌کنندگان تأسیس شد که به‌طور تاریخی در تثبیت قیمت‌ها موفق بود؛ اما این مدل امروزه در سایه تفاوت اولویت‌های تولیدکنندگان کارایی خود را از دست داده است.
به هر صورت، خروج از اوپک به امارات اجازه می‌دهد بدون محدودیت، تولید و صادرات خود را افزایش دهد. از منظر راهبردی، امارات به این جمع‌بندی رسیده است که با توجه به روند گذار جهانی به انرژی‌های تجدیدپذیر، باید تا زمانی که تقاضا برای نفت وجود دارد، حداکثر بهره‌برداری را انجام دهد. امارات دارای اقتصادی متنوع‌تر نسبت به بسیاری از اعضای اوپک است و با نگاه به آینده‌ای که ممکن است تقاضای نفت کاهش یابد، به دنبال استخراج حداکثری منابع فعلی است. از این منظر، نگه داشتن نفت در زیر زمین ممکن است در آینده ارزش اقتصادی کمتری داشته باشد. بنابراین، افزایش تولید در کوتاه‌مدت به یک انتخاب منطقی اقتصادی تبدیل شده است. «اِرل راسموسن»، کارشناس مسائل انرژی در این خصوص می‌گوید: «امارات در میان کشورهای اوپک بیشترین ظرفیت مازاد نسبت به سطح تولید را دارد. حتی می‌توان گفت از نظر اقتصادی هم منطقی است، چون ممکن است ارزش نفتی که امروز در زیر زمین است، در پنج یا ده سال آینده کمتر شود.» بنابراین، این کشور در حال تغییر رویکرد از «حفظ قیمت از طریق کاهش عرضه» به «افزایش تولید برای کسب سهم بازار» است.

ب. نارضایتی از موازنه اوپک‌پلاس و رقابت با عربستان
یکی از عوامل مهم خروج امارات، نارضایتی از ساختار قدرت در اوپک پلاس است. ساختار تصمیم‌گیری در اوپک‌پلاس به‌شدت تحت سلطه توافقات نانوشته میان عربستان سعودی و روسیه قرار دارد. امارات که خود را بازیگری کلیدی می‌داند، از نقش حاشیه‌ای و تبعیت اجباری از تصمیمات این دو قدرت ناراضی بود. این کشور معتقد است تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً تحت تأثیر عربستان سعودی و در اوپک‌پلاس، با همراهی روسیه انجام می‌شود و منافع سایر اعضا به‌طور کامل لحاظ نمی‌شود.
از منظر ژئوپلیتیکی، این تصمیم در بستر رقابت رو به رشد ابوظبی – ریاض و واگرایی استراتژیک در پرونده‌هایی مانند یمن و سودان قابل درک است. افزون بر این، شکاف‌های فزاینده در حوزه‌هایی چون رقابت برای جذب سرمایه خارجی و تعریف نقش رهبری منطقه‌ای، موجب شده است که اوپک برای امارات به یک چالش راهبردی بدل شود. در واقع، خروج از این سازمان، بازتاب سیاست «اول امارات» و تلاشی برای تثبیت موقعیت این کشور به‌عنوان یک بازیگر مستقل در معادلات انرژی است. در این چارچوب، خروج از اوپک را می‌توان بخشی از سیاست «استقلال راهبردی» امارات و تلاشی برای رهایی از قید تصمیمات جمعی و حرکت به سمت سیاست‌گذاری مستقل در بازار انرژی دانست.

ج. شرایط ژئوپلیتیکی و بحران انرژی
تحولات امنیتی منطقه، به‌ویژه جنگ و تنش در خلیج فارس، نقش مهمی در زمان‌بندی تصمیم امارات داشته است. به گفته «سهیل المزروعی»، وزیر انرژی امارات، این تصمیم که از مدت‌ها پیش در دستور کار بوده، به‌دلیل جنگ راحت‌تر عملی شده: «زمان‌بندی این اقدام مناسب است، چون کمترین تأثیر منفی را بر تولیدکنندگان دارد.»
«برنارد هیکل»، استاد دانشگاه پرینستون نیز می‌گوید: «امارات دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به تولید انرژی دارد و حالا دیگر مجبور نیست از عربستان که قواعد اوپک را تعیین می‌کند پیروی نماید.» به گفته او، امارات سال‌ها به خروج از اوپک فکر می‌کرد و جنگ فرصتی برای اتخاذ تصمیمی بزرگ فراهم نمود.
از سوی دیگر، ناامنی در تنگه هرمز و تهدید مسیرهای انتقال انرژی، اهمیت زیرساخت‌های جایگزین امارات مانند خط لوله حبشان – فجیره را افزایش داده است. این زیرساخت‌ها به امارات امکان می‌دهند بخشی از صادرات خود را بدون وابستگی به تنگه هرمز انجام دهد و در شرایط بحران، به‌عنوان تأمین‌کننده‌ای قابل اتکا عمل کند. در حقیقت، خروج از سازمان اوپک، این انعطاف را تقویت می‌کند. از منظر امنیتی، جنگ تحمیلی علیه ایران شرایط را برای امارات تغییر داده است. ایران بیش از هر کشور دیگری حتی بیشتر از رژیم صهیونیستی، امارات را هدف حملات خود قرار داده و رهبران امارات به‌طور فزاینده‌ای از واکنش ضعیف سایر کشورهای شورای همکاری انتقاد کرده‌اند. همچنین، اقدام ایران، که خود عضو اوپک است، در مسدود کردن مسیر انتقال نفت از تنگه هرمز و تلاش برای تحمیل سازوکارهای جدید دریافت عوارض از کشتی‌ها، یکی از دلایلی است که نشان می‌دهد چرا سیاست‌گذاران امارات دیگر تمایلی به باقی ماندن در این اتحاد نفتی ندارند. از سوی دیگر، نزدیکی روسیه به ایران نیز نگرانی‌های امنیتی امارات را افزایش داده و این پرسش را مطرح کرده که چرا باید در قالب اوپک‌پلاس با کشوری همکاری کند که عملاً در کنار رقیبش ایستاده است. در مقابل، همکاری‌های دفاعی امارات با اوکراین به‌ویژه در حوزه مقابله با پهپادها تقویت شده و حتی دو کشور اخیراً توافقی نظامی امضا کرده‌اند.

د. تغییر در ادراک تهدیدات و متحدان
یکی از عوامل مهم اما کمتر آشکار خروج امارات از اوپک، تغییر نگاه ابوظبی به مفهوم امنیت و اتحادهاست. تجربه تهدیدات امنیتی و واکنش نه‌چندان قاطع برخی شرکای منطقه‌ای، باعث شده ابوظبی در ارزش ائتلاف‌های سنتی تجدیدنظر کند. در چنین شرایطی، امارات ترجیح می‌دهد منافع اقتصادی خود را کمتر تابع تعهدات جمعی کند و تصمیمات کلان را بر اساس اولویت‌های ملی اتخاذ نماید. همزمان، این کشور روابط خود با بازیگران فرامنطقه‌ای را تقویت کرده و تلاش دارد در چارچوب نظم جدید جهانی، جایگاه مستقل‌تری برای خود تعریف کند.
جنگ رمضان نگاه امارات را نسبت به تهدیدها و حتی متحدانش تغییر داده است. ایران حدود ۲۸۰۰ پهپاد و موشک به سمت امارات شلیک کرد. در حالی که امارات آماده واکنش شدید بود، بسیاری از کشورهای خلیج فارس واکنش کند و محتاطانه‌ای داشتند. در چنین شرایطی، امارات که از حملات ایران آسیب دیده و از عدم حمایت همسایگانش ناراضی بود، بیش از پیش به اتحاد با آمریکا و رابطه‌اش با تل‌آویو تکیه کرد. «عبدالخالق عبدالله»، تحلیلگر سیاسی اماراتی، می‌گوید: «این تصمیم نتیجه یک بازنگری عمیق پس از ۴۰ روز حملات پهپادی و موشکی بود. یکی از نتایج این بازنگری این است که اوپک دیگر با اماراتِ جدید جسور، مستقل و قاطع همخوانی ندارد.» در واقع، این تصمیم همسویی بیشتر امارات با آمریکا و رژیم صهیونیستی است.

ه. جلب نظر ترامپ
خروج امارات از اوپک تلاشی برای جلب نظر ترامپ نیز بوده است؛ کسی که سال‌ها اوپک را متهم می‌کرد که از بقیه جهان سوءاستفاده می‌کند. امارات اعلام کرده که این تصمیم بر اساس منافع ملی و برای تأمین نیاز بازار جهانی نفت اتخاذ شده است. دونالد ترامپ در کاخ سفید از این تصمیم استقبال کرد و گفت: «در نهایت این تصمیم به کاهش قیمت نفت و بنزین کمک می‌کند.» او همچنین رئیس‌جمهور امارات را «رهبری بزرگ» توصیف کرد. «الن والد»، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، می‌گوید این اقدام ممکن است بخشی از یک توافق پنهان میان امارات، آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد: «شاید امارات در ازای دریافت حمایت دفاعی در برابر ایران، به تضعیف اوپک چیزی که ترامپ مدت‌ها دنبالش بود کمک کرده باشد.» او همچنین پیش‌بینی کرد که ممکن است در آینده نزدیک نوعی توافق دفاعی میان امارات و آمریکا اعلام شود. نشانه‌هایی هم وجود دارد که امارات خود را برای دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی آماده می‌کند و در حال تقویت بیشتر روابطش با آمریکاست.

چالش‌های خروج امارات از اوپک برای ایران

الف. فشار نزولی بر قیمت نفت
نخستین و مهم‌ترین پیامد خروج امارات، افزایش احتمال فشار نزولی بر قیمت جهانی نفت است. با آزاد شدن این کشور از محدودیت‌های سهمیه‌ای، امکان افزایش تولید و ایجاد مازاد عرضه در بازار وجود دارد. امارات با خروج از سهمیه‌ها، تولید را افزایش می‌دهد و می‌تواند نفت بیشتری به بازار عرضه کند. این امر قیمت جهانی نفت را پس از شوک اولیه جنگ پایین نگه می‌دارد یا نوسان را افزایش می‌دهد.
«سهیل المزروعی»، وزیر انرژی امارات، در گفت‌وگویی با روزنامه نیویورک تایمز تاکید کرد که خروج از اوپک با هدف کسب آزادی عمل بیشتر برای پاسخ‌گویی به تقاضای مصرف‌کنندگان صورت گرفته است. به گفته او: «جهان به انرژی و منابع بیشتری نیاز دارد و امارات متحده عربی در تلاش است تا از قید هرگونه محدودیت گروهی رها باشد.»
ایران به عنوان عضو مؤسس اوپک همچنان تحت تحریم و سهمیه محدود است. افزایش عرضه امارات رقابت را شدیدتر می‌کند و سهم بازار ایران را کوچک‌تر می‌کند. در شرایطی که صادرات ایران از مسیرهای غیررسمی و تخفیفی انجام می‌شود، این فشار درآمدی را تشدید می‌کند. برای ایران که به‌دلیل تحریم‌ها با محدودیت در صادرات مواجه است، کاهش قیمت نفت به‌معنای کاهش درآمد ارزی در سطح فعلی صادرات خواهد بود.
اگر عرضه جهانی افزایش یابد و قیمت‌ها افت کند، درآمدهای ارزی محدود ایران بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرد در حالی که اقتصاد ایران بسیار وابسته به نفت است. در سطحی عمیق‌تر، این تحول بخشی ازاهرم فشار نفتی ایران را نیز تضعیف می‌کند. توانایی امارات در عرضه منعطف و سریع، می‌تواند اثر شوک‌های قیمتی ناشی از تنش‌های منطقه‌ای را کاهش داده و از شدت تأثیرگذاری ایران بر بازار جهانی بکاهد.

ب. تشدید رقابت در بازارهای صادراتی
امارات رقیب مستقیم ایران در بازار نفت، به‌ویژه در آسیاست. افزایش تولید این کشور، به‌ویژه در بازارهایی مانند چین و هند، می‌تواند جایگزین بخشی از عرضه محدود ایران شود و رقابت برای سهم بازار را تشدید کند. مزیت امارات متحده عربی در این رقابت، دسترسی پایدارتر به مسیرهای صادراتی و نبود محدودیت‌های تحریمی است. در مقابل، ایران با هزینه‌های مبادله بالاتر و محدودیت‌های لجستیکی مواجه است. در نتیجه، حتی در صورت ثبات سطح صادرات ایران، حفظ سهم بازار مستلزم ارائه تخفیف‌های بیشتر و پذیرش حاشیه سود پایین‌تر خواهد بود.
در افق میان‌مدت و بلندمدت، افزایش استقلال تولیدکنندگان می‌تواند به شکل‌گیری رقابت‌های قیمتی منجر شود. چنین سناریویی، به‌ویژه برای اقتصادهایی که وابستگی بالایی به درآمدهای نفتی دارند، از جمله ایران، چالش‌برانگیز خواهد بود. کاهش قیمت‌ها در کنار محدودیت‌های صادراتی، فشار مضاعفی بر منابع مالی دولت وارد می‌کند.

ج. تضعیف انسجام اوپک و کاهش قدرت چانه‌زنی
خروج امارات به‌عنوان یکی از تولیدکنندگان بزرگ، انسجام نهادی اوپک را تضعیف می‌کند و می‌تواند به واگرایی بیشتر میان اعضا بینجامد. امارات پیش از جنگ حدود ۱۲ درصد از تولید این سازمان را در اختیار داشت و یکی از معدود اعضایی بود که ظرفیت مازاد قابل توجهی داشت. این روند، ظرفیت اوپک برای مدیریت عرضه و تثبیت قیمت‌ها را کاهش می‌دهد و بازار را به سمت چندقطبی‌شدن سوق می‌دهد؛ جایی که توافقات دوجانبه و تصمیمات مستقل جایگزین هماهنگی جمعی می‌شوند.
«فرک فانون»، که در دولت اول ترامپ معاون وزیر خارجه آمریکا در امور منابع انرژی بود گفت: «نمی‌توان از اهمیت خروج امارات کاست. این خروج بخشی از یک تغییر کلی است.» همزمان «جیسون بورداف»، مدیر بنیان‌گذار مرکز سیاست انرژی جهانی در دانشگاه کلمبیا، گفت: «مرگ اوپک بارها اعلام شده است و خروج تولیدکننده‌ای به اهمیت امارات قطعاً ضربه بزرگی است.»
خروج امارات می‌تواند سایر کشورها را تشویق کند که خواهان سهمیه‌های تولید بالاتر شوند، به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی علیه ایران که کشورهای خلیج فارس به دنبال بازپس‌گیری سهم بازار هستند. در این بین، چالش اصلی، کنترل کشورهایی مانند روسیه، عراق و قزاقستان است که گاهی بیش از سهمیه تولید می‌کنند.
به هر روی، تضعیف اوپک به معنای کاهش اهرم جمعی تولیدکنندگان (شامل ایران) در برابر مصرف‌کنندگان غربی است. اگر خروج به دومینو منجر شود، اوپک عملاً فرومی‌پاشد و قدرت چانه‌زنی تولیدکنندگان به شدت افت می‌کند. برای ایران که از سازوکارهای جمعی برای حمایت از قیمت‌های بالاتر نفت بهره می‌برد، تضعیف اوپک یک چالش جدی محسوب می‌شود.

د. پیامدهای ژئوپلیتیکی و امنیتی
تصمیم امارات برای خروج از اوپک صرفاً اقتصادی نیست و پیامدهای ژئوپلیتیکی مهمی دارد. این اقدام نشانه‌ای از فاصله‌گیری ابوظبی از سیاست‌های سنتی منطقه‌ای و حرکت به‌سوی همگرایی بیشتر با ایالات متحده است. در این چارچوب، فشارهای سیاسی و امنیتی بر ایران ممکن است افزایش یابد، به‌ویژه در شرایطی که هم‌راستایی امارات با بازیگران غربی تقویت شود. امارات با افزایش درآمد نفتی از تولید بیشتر می‌تواند بودجه نظامی و خرید تسلیحات را بالا ببرد و همکاری امنیتی با واشنگتن و تل‌آویو را تقویت کند. این امر فشار بر ایران در خلیج فارس را افزایش می‌دهد.
«محمد الصبان»، مشاور سابق وزیر انرژی عربستان سعودی در خصوص اقدام امارات تصریح کرد، «بعید نیست در پشت این تصمیم‌گیری آمریکا حضور داشته باشد. ترامپ دوست دارد خود را به عنوان کنترل کننده بازارهای نفت جهانی نشان دهد.» ترامپ، در واکنش به تصمیم امارات، این اقدام را مفید و تأثیرگذار بر قیمت انرژی توصیف کرد. وی مدعی شد نتیجه نهایی این تصمیم می‌تواند به «کاهش قیمت سوخت» منجر شود. «اسکات بِسِنت»، وزیر خزانه داری آمریکا نیز از تصمیم امارات مبنی بر خروج از اوپک استقبال و مدعی شد که این اقدام به فروپاشی عصر انحصار نفتی می انجامد. در واقع، خروج امارات از اوپک نشان‌دهنده همسویی بیشتر با منافع آمریکا است، زیرا واشنگتن از تضعیف اوپک و اوپک پلاس استقبال می‌کند.

فرصت‌های خروج امارات از اوپک برای ایران

الف. ایجاد شکاف در بلوک رقبای منطقه‌ای
خروج امارات می‌تواند به تعمیق شکاف میان این کشور و عربستان سعودی منجر شود. این واگرایی، از منظر ژئوپلیتیکی، امکان مانور دیپلماتیک بیشتری برای ایران فراهم می‌کند. خروج امارات به افزایش رقابت منطقه‌ای با عربستان سعودی منجر می‌شود. اگر شکاف در میان تولیدکنندگان خلیج فارس بیشتر شود، ایران از منظر ژئوپلیتیکی می‌تواند از این واگرایی بهره‌برداری کند.
شکاف امارات و عربستان می‌تواند ایران را در موقعیت نیروی موازنه دهنده قرار دهد. ایران می‌تواند با دیپلماسی هوشمند مثل بهبود روابط با سعودی و تشدید شکاف بین متحدین سابق، نفوذ منطقه‌ای خود را افزایش دهد. تضعیف بلوک عربی می‌تواند در مذاکرات هسته‌ای یا تحریم‌ها به ایران کارت بازی و برگ برنده بدهد. همچنین در صورت بهره‌برداری هوشمندانه، ایران می‌تواند از این شکاف برای کاهش فشارهای منطقه‌ای یا بهبود روابط با برخی بازیگران منطقه‌ای استفاده کند.

ب. افزایش وزن ایران در اوپک
با خروج امارات متحده عربی به عنوان سومین تولید کننده بزرگ این سازمان، وزن نسبی ایران در ساختار باقی‌مانده اوپک افزایش می‌یابد؛ هرچند این افزایش در چارچوب سازمانی ضعیف‌تر رخ می‌دهد. این وضعیت می‌تواند تا حدی مانور و فضای بیشتری برای اثرگذاری ایران در تصمیمات داخلی اوپک ایجاد کند.
از سوی دیگر، سازمان اوپک بدون امارات متحده عربی ضعیف‌تر می‌شود و عربستان سعودی به عنوان رهبر با چالش حفظ انسجام روبرو است. این شکاف می‌تواند به نفع ایران باشد اگر بتواند در آینده با برخی اعضای سازمان همانند عراق، عمان و الجزایر هماهنگی بیشتری ایجاد کند.

ج. شکل‌گیری فرصت در بازارهای غیررسمی
افزایش رقابت میان تولیدکنندگان رسمی ممکن است باعث تمرکز بیشتر آن‌ها بر بازارهای شفاف شود. در چنین شرایطی، ایران می‌تواند در بازارهای غیررسمی (خاکستری) یا مشتریان خاص، با استفاده از تخفیف‌های رقابتی، جایگاه خود را حفظ یا حتی تقویت کند. همچنین کاهش انسجام اوپک می‌تواند در صورت کاهش یا رفع تحریم‌ها، دست ایران را برای تعیین سیاست تولید مستقل‌تر بازتر کند.

نتیجه‌گیری
خروج امارات از اوپک را باید بخشی از یک تحول گسترده در نظم انرژی جهانی دانست؛ نظمی که در آن منطق «بازار، امنیت و قدرت» بیش از همکاری‌های نهادی تعیین‌کننده است. خروج امارات از چارچوب‌های نظارتی اوپک پلاس، پیش از هر چیز، واکنشی به «شرایط اضطراری بقا» در پی جنگ علیه ایران است. این جنگ، ساختار اقتصادی امارات را با چالش‌های بنیادین روبرو ساخته است. جنگ، باعث ایجاد فضای عدم قطعیت شده و منجر به موجی از خروج سرمایه‌ها از بازارهای اماراتی شده است. در شرایطی که اعتماد سرمایه‌گذاران به ثبات منطقه کاهش یافته، ابوظبی با بحران شدید نقدینگی روبرو شده است. با شدت گرفتن درگیری‌ها و محدود شدن عبور و مرور در تنگه هرمز، درآمدهای نفتی امارات که پیش‌تر از طریق این گلوگاه حیاتی تأمین می‌شد، با ریسک بسیار بالا روبرو شده است.
هدف امارات از این اقدام، بازپس‌گیری کنترل کامل بر تولید و فروش نفت است. آن‌ها می‌خواهند با کنار گذاشتن سهمیه‌های تعیین شده توسط اوپک پلاس، هر چقدر که لازم است و به صورت نامحدود نفت صادر کنند. این تولید بی‌حدومرز تنها راه نجات برای جبران درآمدهای از دست رفته و بازگرداندن اعتماد به بازار داخلی برای جلوگیری از فرار بیشتر سرمایه‌هاست. امارات با بهره‌گیری از زیرساخت‌های خود در بندر فجیره در آن سوی دریای عمان، استراتژی جدیدی را دنبال می‌کند. این بندر به آن‌ها اجازه می‌دهد بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز، نفت خود را به بازارهای جهانی برسانند.
کاهش قدرت اوپک به نفع مصرف‌کنندگان شامل اروپا، آمریکا و کشورهای شرق آسیا است. عرضه بیشتر امارات در کنار آمریکا، کمک می‌کند قیمت‌ها کنترل شود. این حرکت امارات را بیشتر به مدار آمریکا می‌کشاند و اهرم ایران در بازار انرژی در آینده را ضعیف می‌کند. در مجموع برای ایران، این تحول واجد پیامدهای دوگانه است: در کوتاه‌مدت، اثر منفی از کانال کاهش قیمت نفت و تشدید رقابت غالب خواهد بود. در میان‌مدت و بلندمدت، فرصت‌هایی برای بهره‌برداری از شکاف‌های ژئوپلیتیکی و افزایش انعطاف در سیاست‌گذاری انرژی ایجاد می‌شود. در نهایت، میزان بهره‌برداری ایران از این شرایط، به توانایی آن در مدیریت هم‌زمان چالش‌های اقتصادی، دیپلماتیک و ساختاری بستگی دارد. تنوع‌بخشی فوری به بازارهای صادراتی، تقویت روابط با چین و هند (خریداران اصلی)، مدیریت سهمیه اوپک، تقویت روابط با عربستان و سایر اعضای اوپک، پیگیری دیپلماسی چندجانبه و آسیایی و تسریع اقتصاد مقاومتی و غیرنفتی ازجمله پیشنهادات سیاستی برای ایران است.

  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *