انهدام دومین پهپاد MQ-۹ بر فراز تنگه هرمز
روابط عمومی سپاه پاسداران اعلام کرد یک فروند پهپاد MQ-9 دیگر با آتش پدافند هوایی نیروی هوافضای سپاه در شرق تنگه هرمز رهگیری و منهدم شد.
روابط عمومی سپاه پاسداران اعلام کرد یک فروند پهپاد MQ-9 دیگر با آتش پدافند هوایی نیروی هوافضای سپاه در شرق تنگه هرمز رهگیری و منهدم شد.
پروژه «چهار دریا» با هدف تبدیل سوریه به کریدور انرژی و هاب ترانزیتی جهت اتصال دریای کاسپین، سیاه، مدیترانه و خلیج فارس، پس از جنگ اخیر آمریکایی-صهیونیستی و انسداد تنگه هرمز، مجدداً به عنوان یک راهبرد ژئوپلیتیکی برای دور زدن این آبراه حیاتی مورد توجه قرار گرفته است. این ابتکار که با منافع اقتصادی و امنیتی بازیگرانی چون امارات، اردن، عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان و بهویژه رژیم صهیونیستی (با هدف ادغام در اقتصاد منطقه و تضعیف اهرم فشار ایران) پیوند خورده است، با چالشهای بنیادینی نظیر ویرانی زیرساختهای سوریه، شکنندگی امنیتی، نیاز به سرمایهگذاری عظیم و فقدان مشروعیت داخلی مواجه است.
خروج امارات متحده عربی از اوپک در می ۲۰۲۶، تصمیمی راهبردی ناشی از تمایل این کشور به حداکثرسازی تولید و درآمدهای نفتی، رهایی از محدودیتهای سهمیهای و سلطه عربستان و روسیه، و همچنین همسویی بیشتر با منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده در پی تنشهای منطقهای است. این اقدام اگرچه با افزایش عرضه و احتمال کاهش قیمت جهانی نفت، رقابت در بازارهای آسیایی را تشدید کرده و با تضعیف جایگاه اوپک، چالشهای جدی برای درآمدهای ارزی ایران ایجاد میکند، اما در مقابل، با تعمیق شکافهای ژئوپلیتیکی میان امارات و عربستان، فرصتهای جدیدی را برای موازنه قدرت، افزایش وزن نسبی ایران در ساختار باقیمانده سازمان و ایجاد فضاهای جدید در دیپلماسی انرژی فراهم میآورد.
سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرد حدود ۶ هزار دریانورد در نزدیک به ۴۰۰ کشتی همچنان در خلیج فارس گرفتارند و به دلیل شرایط پرتنش در منطقه نمیتوانند از تنگه هرمز عبور کنند.
براد کوپر، فرمانده سنتکام، مدعی شد نیروهای آمریکایی مسیرهای بینالمللی کشتیرانی در تنگه هرمز را از مینهای دریایی ایران پاکسازی کردهاند؛ اما گزارش بلومبرگ نشان میدهد برخی متحدان آمریکا معتقدند این آبراه همچنان حاوی مینهای دریایی است. کوپر همچنین مدعی شد نیروهای آمریکایی طی ماههای گذشته به عبور نزدیک به یکهزار و ۵۰۰ کشتی تجاری […]
جنگ ایران و پیامدهای آن برای بازار انرژی، فرصت راهبردی مهمی در اختیار روسیه قرار داده است تا بخشی از فشارهای ناشی از جنگ اوکراین را جبران کند. افزایش قیمت نفت و گاز، کاهش نسبی تمرکز غرب بر جبهه اوکراین و انتقال بخشی از توان نظامی آمریکا به غرب آسیا، شرایط مساعدتری برای ادامه عملیاتهای روسیه فراهم کرده است. در چنین فضایی، مسکو بیش از گذشته بر استفاده از انرژی بهعنوان اهرم ژئوپلیتیکی و افزایش هزینههای حمایت اروپا از اوکراین تمرکز خواهد کرد. در نتیجه، محتملترین مسیر پیشرو نه پایان سریع جنگ، بلکه تداوم فرسایش متقابل است؛ وضعیتی که روسیه در آن تلاش میکند با اتکا به زمان، درآمدهای انرژی و شکافهای راهبردی غرب، موقعیت خود را در برابر اوکراین و حامیان آن تقویت کند.
بررسی تردد نفتکشها در هفته گذشته نشان میدهد که روزانه حدود ۴.۴ میلیون بشکه نفت خام از خلیجفارس خارج شده و حدود ۲.۹ میلیون بشکه نیز وارد منطقه شده است. این برآورد بر اساس ترددهای ثبتشده و شناسایی ۶ فروند نفتکش VLCC در تصاویر ماهوارهای انجام شده است.
جنگ اخیر شکافهای درون شورای همکاری خلیج فارس را عمیقتر کرد و نشان داد که اعضای این شورا در قبال ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای رویکردهای متفاوتی هستند. همزمان، آسیبپذیری تنگه هرمز و زیرساختهای انرژی، محدودیتهای چتر امنیتی آمریکا را آشکار ساخت. در نتیجه، آینده خلیج فارس بیش از آنکه به سمت یکپارچگی راهبردی حرکت کند، تحت تأثیر رقابتها، واگراییها و تلاش کشورها برای تأمین امنیت از مسیرهای متفاوت قرار خواهد گرفت.
جنگ ایران و بحران تنگه هرمز برای چین بهمثابه یک آزمایش عملی در استفاده از گلوگاههای راهبردی بود و نشان داد که اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت جهانی میتواند بدون جنگ مستقیم، هزینههای سنگینی بر رقبا تحمیل کند. این تجربه احتمالاً پکن را به سمت تقویت راهبرد محاصره و کنترل تدریجی تایوان سوق خواهد داد؛ رویکردی که در آن وابستگی جهان به صنعت نیمههادی تایوان به اهرم فشار ژئواکونومیک تبدیل میشود. در نتیجه، مناقشه تایوان ممکن است از الگوی بازدارندگی مبتنی بر قدرت نظامی به سمت بازدارندگی مبتنی بر کنترل زنجیرههای تأمین و گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهانی حرکت کند.
تحولات اخیر غربآسیا نشاندهنده گذار از تقابلهای سنتی به رقابتهای چندلایه در بستر گلوگاههای راهبردی انرژی است، جایی که تنگههایی چون هرمز و بابالمندب به کانون اعمال قدرت و فشار تبدیل شدهاند. در این چارچوب، سناریوی محاصره دریایی ایران توسط آمریکا بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار حداکثری در کنار احتمال بازگشت به درگیری مستقیم میان دو طرف، چشمانداز تشدید تنش را تقویت کرده است. همزمان، تردیدهای اروپا نسبت به رویکردهای یکجانبه واشنگتن، آینده همگرایی در ناتو را با ابهام مواجه ساخته و در سطحی دیگر، نقشآفرینی بازیگران متحد تهران مانند انصارالله در بابالمندب، امکان گسترش میدان رقابت دریایی و بهرهبرداری غیرمستقیم ایران از این اهرم را برجسته کرده است. مجموعهی این تحولات نشان میدهد امنیت دریایی منطقه بهطور فزایندهای به میدان اصلی بازتعریف موازنه قدرت تبدیل شده است. بر این اساس، هدف این پژوهش تحلیل امکانپذیری، پیامدها و پایداری این سناریوها و تبیین تأثیر آنها بر موازنه قدرت منطقهای و نظم امنیتی بینالمللی است.