بازآرایی امنیتی شورای همکاری خلیج فارس

جنگ اخیر شکافهای درون شورای همکاری خلیج فارس را عمیقتر کرد و نشان داد که اعضای این شورا در قبال ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای رویکردهای متفاوتی هستند. همزمان، آسیبپذیری تنگه هرمز و زیرساختهای انرژی، محدودیتهای چتر امنیتی آمریکا را آشکار ساخت. در نتیجه، آینده خلیج فارس بیش از آنکه به سمت یکپارچگی راهبردی حرکت کند، تحت تأثیر رقابتها، واگراییها و تلاش کشورها برای تأمین امنیت از مسیرهای متفاوت قرار خواهد گرفت.
سایه شکننده بیطرفی
در سالهای اخیر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) راهبردی مبتنی بر بیطرفی، موازنه و میانجیگری میان ایران و آمریکا اتخاذ کرده بودند؛ با وجود روابط امنیتی گسترده با واشنگتن، از ورود مستقیم به درگیری نظامی پرهیز کرده و کشورهایی مانند عمان و قطر نقش کلیدی در میانجیگری ایفا میکردند. با این حال، تردید نسبت به کارآمدی چتر امنیتی آمریکا بهتدریج افزایش یافت؛ از واکنش محدود واشنگتن به حملات ۲۰۱۹ تا تضعیف بازدارندگی پس از تحولات ۲۰۲۵، زمانی که حتی حضور پایگاههای بزرگ آمریکا نیز مانع هدف قرار گرفتن قطر در مقابل حمله صهیونیستها نشد. همزمان، ایران حضور این پایگاهها را بهعنوان بخشی از مشروعیت حملات خود مطرح کرد. این تحولات باعث شد هزینههای میزبانی امنیت آمریکا در برابر منافع آن مورد بازنگری قرار گیرد و شکافهای سهگانه درون GCC، بر سر اعتماد به آمریکا، نقش رژیم صهیونیستی و نحوه مواجهه با ایران، بهعنوان خطوط اصلی اختلاف راهبردی تثبیت شود.
شوک هرمز
در جریان جنگ، کشورهای GCC بهطور مستقیم در مرکز درگیری قرار گرفتند و ۸۳٪ حملات موشکی و پهپادی ایران به سمت آنها شلیک شد؛ در حالی که زیرساختهای انرژی و لجستیک منطقه نیز هدف قرار گرفت و تنگه هرمز عملاً به ابزار فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شد. این جنگ نشان داد که علیرغم تنوع اقتصادی، وابستگی ساختاری منطقه به هیدروکربنها (حدود ۳۰٪ GDP و تا ۸۵٪ درآمدهای دولتی) و واردات غذا (۸۵٪ نیاز غذایی) همچنان پابرجاست و اختلال در هرمز میتواند به رکود شدید (تا ۱۴٪ کاهش GDP در برخی کشورها) منجر شود. در سطح سیاسی، وحدت GCC شکنندهتر از همیشه ظاهر شد؛ واکنش کشورها نسبت به ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی یکسان نبود و شکافهای راهبردی تشدید شد. نتیجه این وضعیت، همزیستی چند رویکرد متفاوت در دل یک بحران مشترک بود: برخی به سمت همکاری امنیتی محدود، برخی به سمت موازنه با ایران و برخی به سمت نزدیکی بیشتر به آمریکا و رژیم صهیونیستی حرکت کردند.
آینده خلیج فارس
در سناریوهای آینده خلیج فارس پس از جنگ ایران، سه مسیر اصلی قابل تصور است: در حالت بدبینانه، فشار جنگ به سمت همکاری واقعیتر میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میرود و در حوزههایی مثل دفاع هوایی مشترک، تولید تسلیحات و اتصال زیرساختهای اقتصادی مانند شبکه ریلی و انرژی، همگرایی عملی ایجاد میشود و امکان درگیری مستقیم با ایران بالاتر میرود؛ در حالت محتمل، همکاریها فقط در سطح مدیریت بحران و هماهنگیهای محدود امنیتی باقی میماند و اختلافات درباره نقش آمریکا، رژیم و ایران و همچنین رقابت عربستان و امارات مانع یکپارچگی راهبردی میشود و در حالت خوشبینانه، رقابتهای منطقهای بهویژه میان ریاض و ابوظبی تشدید شده و کشورها به سمت استراتژیهای جداگانه در قبال ایران و آمریکا حرکت میکنند که نتیجه آن افزایش شکاف درون خلیج فارس، رقابت تسلیحاتی و واگرایی سیاسی خواهد بود. احتمالا امارات وارد درگیری مستقیم خواهد شد، عمان موضعی قوی علیه رژیم و انتقادی به مداخله آمریکا خواهد داشت، کویت و بحرین منفعلانه گوش به فرمان آمریکا خواهند بود و عربستان با بیطرفی منتظر زمان مناسب برای ورود و ضربه زدن به منافع ایران و امارات و همپیمانان آنان خواهد بود.



دیدگاه