آینده مذاکرات صلح یمن زیر سایه جنگ

در ماه های اخیر رایزنی های زیادی از سوی عمان و فرستاده سازمان ملل برای تسهیل روند صلح در یمن انجام شده است. برخی از رسانههای عربی مدعی هستند که در این رایزنی ها یک نقشه راه برای روند صلح در یمن مشخص شده است که همه طرف ها مفاد آن را قبول دارند، اما مولفههای زیادی از وضعیت فعلی یمن و منطقه وجود دارد که دستیابی به چنین سناریویی را غیرممکن میسازد.
عدم اجماع در فضای منطقه و عرصه بین الملل:
هانس گروندبرگ، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در یمن رایزنی های مختلفی را در طول یک ماه اخیر با مقامات کشورهای عمان، ایران، یمن، عربستان سعودی، دولت مستعفی یمن و… انجام داده است اما این دیدارها تا این لحظه نتیجهای جز ادامه گفتگو نداشته است.
از سویی دیگر، مقامات دولت مستعفی با مقامات ارشد کشورهای روسیه و چین و سفرای آنها در یمن داشتهاند اما این دیدارها نیز موجب جلب حمایت آنها از طرح های یکجانبه آنها نشده است. نحوه رأی دادن آنها به تصمیم تمدید تحریمها علیه یمن در شورای امنیت، نشان میدهد که پرونده یمن در اولویت مسائل بین المللی و کشمکش های منافع قرار ندارد. در واقع آنها عملا از دو تکه شدن یمن رضایت دارند و از این موضوع در حال استفاده تأمین منافع خود هستند. از نظر روسها جنگ یمن یک کشمکش منطقهای بین ایران و ائتلاف سعودی-اماراتی است و این موضوع میتواند بین خود آنها حل و فصل شود. چینی ها نیز با تایید این نگاه، در تسهیل روند مذاکره بین دو طرف نقش میانجی را تا حدودی ایفا کرده و از موضوع اصلی کنار کشیدهاند. نگاه غرب نیز متضاد با حل و فصل بحران سیاسی یمن است و برنامه های آنها جنگ بیشتر تا حذف رقیب و مخالف خود است. در نتیجه عدم اجماع نظر بازیگران منطقهای و بین المللی موجب تداوم جنگ در یمن شده است.
روند تشدید درگیری های نظامی:
درگیری در جبهات داخلی یمن پس از شکل گیری توافق ایران و عربستان سعودی در چین، از فروردین ۱۴۰۱ متوقف شده است. البته در طول این سه سال، درگیری و نقض آتش بس های متعددی در جبهات مرکزی، شمالی و جنوبی یمن رخ داده اما هیچ یک منجر به فروپاشی آتش بس نشده است. روند صلح در یمن، پس از عملیات پشتیبانی نیروهای مسلح یمن از فلسطینی ها در جنگ با رژیم صهیونیستی در آبان ۱۴۰۲ به حالت تعلیق درآمد و تلاش های سازمان ملل را به توقف این عملیات و تاثیرگذاری یمن بر تحولات منطقهای معطوف کرد.
در این میان جریان های تابع عربستان و امارات به تقویت توان نظامی و سیاسی و همچنین رقابتهای خود در مناطق اشغالی پرداخته و طی دو سال گذشته روابط خود را با آمریکا و چند کشورهای اروپایی افزایش دادهاند. البته این افزایش روابط موجب جذب حمایت های مالی و نظامی قابل توجهی نشده و جریان های معارض یمنی همچنان فاقد توانایی لازم برای ایجاد تغییر در روند درگیری های داخلی با انصارالله هستند.
رشاد العلیمی رئیس دولت مستعفی، شورای انتقالی جنوب و بازماندگان علی عبدالله صالح تلاش های زیادی را برای کسب قدرت انجام میدهند اما نگاه سعودی ها و غربی ها به آنها یک نگاه کلی است و همه آنها باید در راستای مقابله با سیاستهای انصارالله در یمن مخالفت کنند. بنابراین نیروهای دولت مستعفی در تمرینات نظامی عربستان سعودی در جده شرکت داده میشوند، عربستان و انگلیس برای جذب حمایت مالی و ساخت گارد ساحلی آنها نشست بین المللی برگزار میکنند و دهها برنامه دیگر که نگاهی به اهداف جریان های معارض یمنی ندارد و تنها مقابله با انصارالله در رأس امور آنهاست.
از موارد مذکور اینگونه استنباط میشود که برنامه های عربی-غربی در راستای جنگ بزرگتری در محور یمن است و روند صلح تنها یک بهانه برای کنترل حملات انصارالله به کشورهای عربستان و امارات و از آن مهم تر کسب آمادگی نظامی است. عربستان در رزمایش های مشترک اخیر مقابله با حملات پهپادهای انتحاری و شهپادها، عملیات فرود و تصرف سواحل و جزایر و گشت دریایی را تمرین کرده است. این تمرینات نشان میدهد که هدف از برگزاری این رزمایش ها واگذاری «مسئولیت تأمین امنیت دریایی و جلوگیری از عملیات انصارالله» به نیروهای ائتلاف سعودی در آیندهای نزدیک است و توان ناوگان دریایی آمریکا در مناطق دیگری مصروف خواهد شد.
تاثیر جنگ منطقهای بر جایگاه طرف های یمنی:
جنگ فلسطین و اسرائیل و یا جنگ منطقهای که در لبنان، ایران، سوریه، یمن و دیگر نقاط غرب آسیا در جریان است، جایگاه و عیار جریان های یمنی را مشخص کرد. انصارالله در این درگیری ها ثابت کرد که قدرت اول یمن است و از توان نظامی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بالاتری نسبت به دیگر جریان های یمنی برخوردار است. احزاب ناسیونالیست و اسلام گرای یمنی مانند حزب اصلاح (نماینده اخوان المسلمین در یمن) که مدعی تعصبات نژادی و مذهبی هستند تاکنون اقدامات و مواضع روشنی در قبال فلسطین نداشتهاند و جایگاه آنها در جامعه قبیلهای یمن ریزش زیادی داشته است. دلیل اصلی این موضوع میل آنها به تقویت روابط با آمریکا و وابستگی به سعودیها و اماراتی ها بوده است که موجب شده تا بنیان های نظری این جریان ها زیر پا گذاشته شوند و ارزش های حزبی فدای سیاست های جدید شوند.
در مجموع روند صلح در یمن بسیار دورتر از آن چیزی است که در اخبار و دیدارهای دیپلماتیک فرستاده سازمان ملل در مسقط دیده میشود. عربستان سعودی و امارات فرصت را اینگونه میبینند که ایران و انصارالله در نبرد با اسرائیل تضعیف شدهاند و ماههای آتی بهترین فرصت برای جبران شکست بزرگ در یمن است. سعودی ها و اماراتی ها علیرغم رقابت های اقتصادی و سیاسی در مناطق اشغالی یمن، برای جنگ دوباره با انصارالله در حال کسب آمادگی و تجهیز نیرو هستند و در این مسیر حمایت و پشتیبانی ملموسی از سوی آمریکا و انگلیس دارند. این موضوع بزرگترین مانع رسیدن به صلح در یمن است.




دیدگاه