اورشنیک (به معنی درخت فندق) موشک بالستیک میان‌برد نیروی موشکی راهبردی فدراسیون روسیه است که با سرعت بیش از ۱۰ ماخ در فاز ترمینال، برد بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر و کلاهک‌های چندگانه غیرهسته‌ای، زمان واکنش دفاعیِ هدف را به حداقل می‌رساند و تأسیسات راهبردی را با کلاهک‌های متعارف و حتی انرژی جنبشی منهدم می‌کند. نخستین به‌کارگیری آن از ۲۰۲۴ و استقرار در بلاروس نشان می‌دهد که مسکو در حال احیای نقش موشک‌های میان‌برد و فشار بر موازنه بازدارندگی اروپا، فراتر از آستانه هسته‌ای کلاسیک است.

موشک بالستیک زمین‌پایه میان‌برد اورشنیک (Oreshnik / Орешник) را باید نسخه تکامل‌یافته و کوتاه‌شده پروژه قدیمی‌تر RS-26 Rubezh دانست؛ پروژه‌ای که در بازه سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ چندین بار آزمایش شد اما به دلایل ترکیبی از محدودیت‌های مالی، ملاحظات سیاسی-دیپلماتیک و تغییر اولویت‌های راهبردی، هرگز به مرحله استقرار عملیاتی نرسید.

پروژه «روبژ» عمدتاً بر پایه فناوری‌های به‌کاررفته در موشک‌های استراتژیک RS-24 یارس بنا نهاده شده بود. توسعه این موشک از اواسط دهه ۲۰۰۰ آغاز شده بود. اولین آزمایش موفق این موشک در ۲۶ مه ۲۰۱۲ از پایگاه پلستسک انجام شد که در آن، هدف در فاصله حدود ۵۸۰۰ کیلومتری در میدان آزمایش کورا شبه‌جزیره کامچاتکا مورد اصابت قرار گرفت. این موشک یک سامانه سوخت جامد سه‌مرحله‌ای (و در برخی برآوردها دو مرحله اصلی به همراه ماژول هدایت‌پذیر نهایی) بود که طول آن با سرجنگی حدود ۲۳ متر و بدون سرجنگی تقریباً ۱۷ متر برآورد می‌شود. قطر بدنه این موشک نزدیک به ۲ متر است و وزن پرتاب کلی آن بین ۴۰ تا ۵۰ تن قرار دارد. وزن کلاهک قابل حمل نیز در محدوده ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ کیلوگرم است.

پروژه RS-26 در سال ۲۰۱۸ از برنامه تسلیحاتی دولتی روسیه تا سال ۲۰۲۷ حذف شد اما به نظر می‌رسد طراحان روس با حذف یکی از مراحل پیشران RS-26 (احتمالاً مرحله سوم یا چهارم)، بازطراحی بهینه موتورهای سوخت جامد مراحل اولیه و میانی، و تمرکز ویژه بر افزایش شتاب اولیه و بهبود سامانه‌های هدایت و کنترل در فاز نهایی، به یک موشک میان‌برد بسیار سریع‌السیر دست یافته‌اند. برآوردهای معتبر کنونی، برد مفید اورشنیک را در طیف تقریبی ۱٬۴۰۰ تا ۵٬۵۰۰ کیلومتر قرار می‌دهند؛ محدوده‌ای که امکان پوشش کامل قاره اروپا از عمق خاک روسیه و همچنین بخش‌های قابل‌توجهی از غرب آسیا و شمال آفریقا را فراهم می‌سازد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های عملیاتی این سامانه، زمان پرواز بسیار کوتاه آن است. در سناریوهای واقع‌بینانه با برد ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۵۰۰ کیلومتر، زمان رسیدن کلاهک به هدف معمولاً بین ۱۰ تا ۱۵ دقیقه برآورد می‌شود. این زمان کوتاه، پنجره واکنش سامانه‌های هشدار زودهنگام، شبکه‌های فرماندهی-کنترل و سامانه‌های پدافند موشکی لایه‌میانی و انتهایی (به‌ویژه Patriot PAC-3 و THAAD) را به‌شدت تنگ می‌کند و عملاً امکان واکنش مؤثر در فاز میانی یا انتهایی را برای بسیاری از سناریوهای دفاعی موجود به چالش می‌کشد.

بررسی مشخصات فنی موشک اورشنیک

معماری پیشرانش اورشنیک از سه بخش اصلی تشکیل شده است: بوستر اولیه، مرحله تقویت کننده میانی و ماژول هدایت‌پذیر رهایش کلاهک‌ها

بوستر اولیه با رانش بسیار بالا و زمان کارکرد کوتاه که موشک را در چند ده ثانیه به خارج از جو می‌رساند؛

مرحله تقویت‌کننده میانی که پس از جدایش بوستر در ارتفاع تقریبی ۹۰ تا ۱۲۰ کیلومتر فعال شده و شتاب و پایداری مسیر را در فاز بالستیک تأمین می‌کند؛

ماژول هدایت‌پذیر رهایش کلاهک‌ها که هسته اصلی تمایز فناورانه اورشنیک را تشکیل می‌دهد.

این ماژول نهایی، مجهز به تراسترهای کنترلی گازی با دقت بالا و سامانه هدایت داخلی مستقل (احتمالاً ترکیبی از ژیروسکوپ‌های لیزری/فیبر نوری، سامانه ناوبری اینرسیایی به‌روز شده و احتمالاً اصلاحات ماهواره‌ای)، قادر است چندین کلاهک را در فضای خارج از جو با الگوهای مختلف توزیع کرده و هر یک را به‌طور مستقل به سمت هدف تعیین‌شده هدایت کند. بر اساس داده‌های منتشرشده توسط منابع روسی و تحلیل بقایای مشاهده‌شده در حملات عملیاتی، ظرفیت حمل این سامانه دست‌کم شامل ۶ کلاهک سنگین (در حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ کیلوگرم هر یک) یا تا ۳۶ کلاهک سبک‌تر (در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم) است.

چنین تعدادی هدف ورودی با سرعت بیش از ماخ ۱۰ در فاز ترمینال، چالش بسیار جدی برای سامانه‌های پدافندی موجود ایجاد می‌کند؛ سامانه‌هایی که اصولاً برای مقابله با یک یا حداکثر چند هدف محدود طراحی شده‌اند، نه برای مدیریت حجم بالای اهداف همزمان در شرایط سرعت و مانورپذیری بالا.

اولین استفاده عملیاتی از موشک اورشنیک در ۲۱ نوامبر برای حمله به مواضعی در دنیپرو

نکته راهبردی بسیار مهم این است که در نمونه‌های عملیاتی تاکنون مشاهده‌شده (به‌ویژه حملات انجام‌شده در اوکراین در نوامبر و دسامبر ۲۰۲۴ و بهار ۲۰۲۵)، کلاهک‌های اورشنیک ظاهراً کاملاً غیرهسته‌ای بوده‌اند و در تعدادی از موارد حتی فاقد سرجنگی انفجاری سنتی بودند. گزارش‌های میدانی، تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا و تحلیل‌های بقایای حمله به مجموعه صنعتی Pivdenmash در شهر دنیپرو و برخی تأسیسات راهبردی دیگر، نشان می‌دهد که بخش اعظم آسیب وارده ناشی از انرژی جنبشی خالص کلاهک‌ها در سرعت‌های هایپرسونیک بوده است.

در سرعت‌های بیش از ماخ ۱۰، حتی یک جسم فلزی ساده و بدون مواد منفجره می‌تواند انرژی معادل چندین تن TNT را بر سطح هدف متمرکز کند. این ویژگی، امکان انهدام اهداف سخت و به‌شدت مستحکم نظیر کارخانه‌های صنایع دفاعی، پناهگاه‌های زیرزمینی، پایگاه‌های هوایی محافظت‌شده، مراکز فرماندهی و کنترل و انبارهای تسلیحاتی را بدون الزام به استفاده از کلاهک‌های هسته‌ای یا حتی انفجاری متعارف فراهم می‌سازد. این رویکرد، ضمن حفظ قابلیت بازدارندگی راهبردی بالا، از نظر سیاسی و ادراکی، امکان استفاده از این سلاح را در سطوح پایین‌تر از آستانه هسته‌ای تسهیل کرده و در عین حال، سطح تخریب جانبی و آسیب‌های غیرنظامی را (در صورت دقت کافی) محدودتر می‌سازد.

اهمیت اورشنیک در چیست؟

معرفی موشک بالستیک میان‌برد اورشنیک توسط فدراسیون روسیه را می‌توان یکی از نقاط عطف برجسته در تکامل معادلات بازدارندگی موشکی در دهه سوم قرن بیست‌ویکم به شمار آورد. هرچند قابلیت‌های عملیاتی این سامانه در برخی تحلیل‌ها دچار بزرگ‌نمایی شده و نمی‌توان آن را از منظر فنی دارای ویژگی انحصاری و کاملاً متمایز نسبت به نسل‌های پیشین دانست، با این حال در سطح راهبردی و کلان، اورشنیک را باید ابزاری آگاهانه برای اعمال فشار راهبردی و تغییر ادراک راهبردی طرف‌های مقابل تفسیر کرد.

این سامانه که نخستین بار در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴ در جریان عملیات نظامی روسیه علیه اوکراین به‌صورت عملیاتی به کار گرفته شد، به‌سرعت و به‌طور گسترده توجهات را به خود جلب نمود. دلیل اصلی این توجه، ترکیب غیرمتعارف سرعت‌های هایپرسونیک، معماری چندمرحله‌ای و به‌کارگیری مفهوم کلاهک‌های چندگانه مستقل هدف‌گیری‌شده (MIRV) در یک پلتفرم کاملاً غیرهسته‌ای بود؛ ترکیبی که تا پیش از این تقریباً به‌صورت انحصاری در حوزه موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای راهبردی هسته‌ای مشاهده می‌شد.

اورشنیک را می‌توان بازتعریفی آشکار از deterrence posture  (آرایش بازدارندگی) فدراسیون روسیه در مواجهه با کشورهای عضو ناتو، به‌ویژه اعضای اروپایی آن، دانست. در ادبیات راهبردی معاصر، آرایش بازدارندگی صرفاً به توان تخریبی یا تعداد سلاح‌ها تقلیل نمی‌یابد، بلکه به مجموعه یکپارچه‌ای از مؤلفه‌های سخت‌افزاری، نرم‌افزاری، عملیاتی و ادراکی اشاره دارد که بیانگر میزان اعتبار تهدید و اراده واقعی یک قدرت برای تحمیل هزینه‌ای غیرقابل‌تحمل به طرف مقابل در صورت عبور از خطوط قرمز تعریف‌شده است.

در دوران جنگ سرد، این مفهوم عمدتاً حول محور بازدارندگی هسته‌ای استراتژیک و سامانه‌های قاره‌پیما و زیردریایی پرتاب شکل گرفته بود. با این حال، در فضای اروپایی، موشک‌های بالستیک میان‌برد و موشک‌های کروز زمین‌پایه به‌عنوان ابزارهای فشار راهبردی میان‌مدت و کوتاه‌زمان شوروی، نقش بسیار مهمی ایفا می‌کردند؛ سامانه‌هایی که قادر بودند در زمان نسبتاً کوتاه اهداف با ارزش راهبردی را در عمق قاره اروپا تهدید کنند، بدون آنکه لزوماً به سطح تبادل راهبردی هسته‌ای کامل کشیده شوند. همین ویژگی بود که نهایتاً به امضای پیمان حذف کامل موشک‌های هسته‌ای و متعارف میان‌برد و کوتاه‌برد (INF) در سال ۱۹۸۷ انجامید.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اجرای کامل پیمان INF، نقش موشک‌های بالستیک میان‌برد (IRBM) به حاشیه رانده شد و اجماع غالب این بود که بازدارندگی راهبردی در آینده عمدتاً از طریق ترکیبی از سلاح‌های هسته‌ای دوربرد و سامانه‌های تسلیحاتی متعارف دقیق (به‌ویژه هواپایه) تأمین خواهد شد. اما تحولات راهبردی دو دهه اخیر، به‌ویژه از اواسط دهه ۲۰۱۰ به بعد، این معادله را به‌طور اساسی دگرگون ساخته است.

میخائیل گورباچف ​​و رونالد ریگان در حال امضای پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد (INF) در ۸ دسامبر ۱۹۸۷.

در این بستر، احیای نقش موشک‌های بالستیک میان‌برد به‌عنوان یک لایه میانی معتبر در طیف بازدارندگی، مجدداً به یکی از موضوعات محوری راهبردی تبدیل شده است. بازگشت IRBMها به صحنه عملیات راهبردی، عملاً به معنای پر کردن خلأ موجود میان بازدارندگی متعارف پیشرفته و بازدارندگی هسته‌ای راهبردی است. این سامانه‌ها، به‌ویژه هنگامی که با فناوری‌های نوین نظیر سرعت‌های هایپرسونیک، کلاهک‌های چندگانه مستقل، یا کلاهک‌های غیرهسته‌ای با انرژی جنبشی بسیار بالا تجهیز شوند، قادر به ایجاد تهدیدی با اعتبار راهبردی بالا هستند که هم از منظر زمانی و هم از منظر ادراکی، بسیار دشوارتر از سامانه‌های متعارف دوربرد قابل خنثی‌سازی است.

زمان تقریبی پرواز اورشنیک تا اهداف در عمق اروپا

از منظر تاریخی توسعه و بهره‌برداری عملیاتی از اورشنیک را باید در پیوند مستقیم با فروپاشی پیمان INF در سال ۲۰۱۹ تحلیل کرد. محدودیت‌های سخت‌گیرانه این پیمان طی بیش از سه دهه، عملاً مانع از توسعه و استقرار موشک‌های بالستیک میان‌برد در قاره اروپا شده بود. با خروج ایالات متحده از پیمان و سپس اعلام تعلیق رسمی آن توسط روسیه، هر دو قدرت بزرگ هسته‌ای فضای مانور راهبردی جدیدی به دست آوردند.

در این چارچوب، سامانه اورشنیک را نه‌تنها می‌توان پاسخی تاکتیکی-عملیاتی به شرایط جاری در جبهه اوکراین دانست، بلکه باید آن را اقدامی پیش‌دستانه و راهبردی در برابر برنامه‌های محتمل ایالات متحده برای احیای استقرار موشک‌های بالستیک میان‌برد در اروپا و منطقه آسیا-اقیانوسیه نیز تلقی کرد. از این منظر، احیای نقش موشک‌های بالستیک میان‌برد در ابتدای دهه ۲۰۲۰ را باید بخشی از یک بازآرایی کلی آرایش بازدارندگی قدرت‌های بزرگ در نظام بین‌الملل معاصر ارزیابی نمود.

کشورهای کاربر و استقرار عملیاتی اورشنیک

از منظر راهبردی، استقرار سامانه موشک بالستیک میان‌برد اورشنیک در خاک بلاروس، که برای نیمه دوم سال ۲۰۲۵ برنامه‌ریزی شده بود، اکنون به مرحله عملیاتی رسیده و در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ به‌طور رسمی تأیید شده است.

بلاروس به‌طور رسمی از عملیاتی شدن و استقرار کامل اورشنیک در خاک خود خبر داده است. بر اساس اظهارات پیشین رئیس‌جمهور بلاروس، حداکثر ۱۰ پرتاب‌گر از این سامانه در کشور مستقر خواهد شد؛ هرچند در ویدئوهای رسمی وزارت دفاع دو کشور مکان دقیق استقرار ذکر نشده، اما بر اساس تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، پایگاه اصلی احتمالی، پایگاه هوایی سابق کریچف-۶ در استان موگیلف بلاروس است. این پایگاه متروکه دوران شوروی تنها حدود ۵ کیلومتر با مرز روسیه فاصله دارد و از اواسط تابستان ۲۰۲۵ فعالیت‌های ساخت‌وساز گسترده‌ای در آن آغاز شده که شامل سازه‌های حفاظتی، ترمینال ریلی امن و باندهای بتنی جدید است.

پایگاه هوایی کریچف-۶ در استان موگیلف بلاروس

استقرار اورشنیک در بلاروس، که نخستین بار پس از جنگ سرد یک سامانه بالستیک میان‌برد را خارج از خاک روسیه مستقر می‌کند، بخشی از استراتژی گسترده‌تر تقویت بازدارندگی دوجانبه در چارچوب دولت اتحادی روسیه و بلاروس است. این اقدام همزمان پاسخی به برنامه‌های ایالات متحده برای استقرار موشک‌های میان‌برد متعارف در اروپا به شمار می‌رود و پیام روشنی به ناتو ارسال می‌کند. این تحول در بستر تنش‌های جنگ اوکراین و انقضای قریب‌الوقوع پیمان نیو استارت، یکی از مهم‌ترین تغییرات در معادلات بازدارندگی اروپایی از ابتدای دهه ۲۰۲۰ به شمار می‌رود.

  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.