چرا توافقات راهبردی تهران-مسکو روی کاغذ می ماند؟
اهمیت و دستاوردهای سفر ولایتی به روسیه و موانع پیش رو ؛ بیان منطق تصمیم گیری روسیه در سیاست خارجی و نتیجه گیری
چرا توافقات راهبردی تهران-مسکو روی کاغذ می ماند؟
برخی از مدیران میانی کشورهای روسیه و ایران تمایلی به توسعه روابط بین دو کشور ندارند و معمولاً رابطه با غرب را ترجیح میدهند. به همین دلیل عملاً دستوراتی را که به آنها ابلاغ میشود را به درستی اجرا نمی کنند و یا بر سر اجرایی شدن آن کارشکنی میکنند. مانع مهم وجود گرایش های غرب گرایانه در هر دو کشور به ویژه در ایران است. بسیاری از توافقنامه ها عملاً در حد توافقنامه بر روی کاغذ باقی مانده و این عده مانع از اجرایی شدن واقعی آن ها میشوند.
به تازگی علی اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل، در سفر به روسیه با پوتین رئیس جمهور این کشور دیداری مفصل انجام داد و پیام شفاهی رهبر معظم انقلاب و پیام مکتوب آقای روحانی را به وی تسلیم کرد. دکتر ولایتی در این مورد گفت: جمهوری اسلامی ایران و روسیه در جهت تنظیم روابط راهبردی و استراتژیک گام بر می دارند و این مسیر بازگشت ناپذیر در توسعه و گسترش همکاری های راهبردی و استراتژیک می تواند به ایجاد ثبات و صلح در منطقه و عرصه بین المللی کمک نماید. در این دیدار رییس جمهور روسیه ضمن ابراز خرسندی از توسعه روابط راهبردی دو کشور گفت: ضروری است همکاری ها در تمامی زمینه ها گسترش یافته و از همه ظرفیت ها در این جهت بهره برداری شود.
این سفر به دلیل پر رنگ شدن نقش روسیه در تعاملات خارجی ایران بعد از خروج آمریکا از برجام و همچنین نقش موازنه گر مسکو در مسائل منطقهای به ویژه در مسئله سوریه حائز اهمیت است. چرا روابط ایران و روسیه راهبردی است؟ راهبردی بودن این روابط چه نتایجی برای ایران دارد و چه آثاری می تواند در سطح بین الملل داشته باشد؟ آیا موانع و چالش هایی هم در این زمینه وجود دارد؟ دکتر شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه، در مصاحبه با بصیرت به این سوالات پاسخ داده است.
سفر آقای ولایتی به روسیه در مقطع فعلی چه اهمیتی دارد؟
در ماه های اخیر نشست های دیپلماتیک گسترده ای در حوزه مسائل منطقه ای به ویژه ایران بین مقامات کشورهای عربی، رژیم صهیونیستی و آمریکایی ها با روس ها برگزار شده بود. از این رو سفر دکتر ولایتی به روسیه از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که میتواند باعث تحکیم روابط دو جانبه بین ایران و روسیه شود و به نوعی طرح هایی که سایرین برای ایجاد شکاف و فاصله زیاد بین ایران و روسیه به خصوص در سطح منطقهای داشتند ناکام بگذارد؛ بنابراین در این رفت و آمدهای دیپلماتیک و رایزنی های گسترده ای که با مقامات روسی در هفته های اخیر صورت گرفت، حضور دکتر ولایتی به عنوان نماینده مقام معظم رهبری که حامل پیام برای رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در چنین سطحی داشته بیانگر یک موضوع مهم برای سایر کشورها خواهد بود. به نظر می رسد سفر دکتر ولایتی به مسکو در چارچوب مباحثی در سطوح راهبردهای کلان بین طرفین صورت گرفته است. آنچه مسلم است سفر دکتر ولایتی به روسیه نشان میدهد که تلاش های دیپلماتیک سایر کشورها از جمله غربی ها و بازیگران منطقه و همچنین رژیم صهیونیستی از کارآیی لازم برخوردار نبوده است. بنابراین در بحبوحه رایزنی های دیپلماتیک به نوعی سفر دکتر ولایتی ابتکار دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود و در این برهه زمانی باید از آن استفاده لازم را کرد.
اساساً تحکیم روابط روسیه در شرایط فعلی و خروج آمریکا از برجام چقدر میتواند برای ایران مفید باشد؟
تحکیم روابط با روسیه در شرایط فعلی میتواند برای ایران مفید باشد به دلیل این که در رابطه با غرب تجربه کردیم که آمریکایی ها نه تنها به عهد و پیمان خودشان با کشوری مانند ایران پایبند نیستند بلکه سایرین را ترغیب میکنند که از یک توافقنامه بین المللی خارج شوند یا عملاً سفر دکتر ولایتی به مسکو در چارچوب مباحثی در سطوح راهبردهای کلان بین طرفین صورت گرفته است. آنچه مسلم است سفر دکتر ولایتی به روسیه نشان میدهد که تلاش های دیپلماتیک سایر کشورها از جمله غربی ها و بازیگران منطقه و همچنین رژیم صهیونیستی از کارآیی لازم برخوردار نبوده است.
به توافقنامه عمل نکنند. در شرایطی که آمریکایی ها دارند تحریم های یک جانبه علیه ایران اعمال میکنند و میخواهند وضعیت اقتصادی ایران را در شرایط دشواری قرار دهند، قطعاً همکاری با کشورهایی مانند روسیه اهمیت ویژهای خواهد داشت. این اهمیت در بُعد مسائل اقتصادی ظرفیت های قابل توجه ای بر روابط ایران و روسیه خواهد داشت.
البته بخش عمده آن تا به امروز مورد توجه یا مورد استفاده قرار نگرفته است. به هر حال تحکیم روابط بین ایران و روسیه می تواند به عنوان یک نقطه قابل توجه بین طرفین باشد. علاوه بر این تحکیم روابط با روسیه دارای پیام ها و پیامدهای سیاسی در سطح کلان خواهد بود. در چنین شرایطی آمریکایی ها تلاش میکنند تمامی کشورها را از داشتن روابط با ایران بر حذر کنند. در چنین شرایطی تحکیم روابط ایران و روسیه نشان می دهد دو کشور نه تنها تحت تأثیر فشارهای آمریکا قرار نگرفته بلکه دارند روابط خودشان را گسترش میدهند. در نتیجه این موضوع برای غرب به ویژه آمریکایی ها میتواند پیامدهایی داشته باشد که تلاش های آنها برای منزوی کردن و تحت فشار قرار دادن ایران، تلاش های ناکامی بوده است. ضمن این که توصیه به روابط با روسیه در ابعاد سیاسی و بین المللی میتواند اهرم قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران باشد. آنچه مسلم هست روس ها با توجه به نقش و موضع گیری که در فضای بین المللی دارند می توانند فضا را تا حد زیادی به نفع ایران تغییر دهند به خصوص این که روسیه عضو دائمی سازمان امنیت هست و از حق وتو برخوردار می باشد و در این شورا بسیاری از طرح و نقشه هایی که علیه ایران می باشد روسیه می تواند آن طرح ها را به نوعی ناکام بگذارد.
برخی مدعی شدهاند سفر آقای ولایتی و رساندن پیام از سوی وی، نشانه نارضایتی از دستگاه دیپلماسی کشور است. ارزیابی شما از این ادعا چیست؟
ج: درست نیست در رسانه ها این موضوع مطرح شود حتی اگر در واقعیت نارضایتی هایی هم وجود داشته است. شاید تا حدی عدم تمایل
ارسال این پیام و انتخاب دکتر ولایتی به عنوان مشاور رهبری به جای وزیر امور خارجه میتواند این پیام را داشته باشد که رابطه با روسیه برای جمهوری اسلامی ایران از توجه و اعتبار ویژه ای برخوردار است.
وزارت امور خارجه برای توسعه روابط با روسیه یکی از دلایلی باشد که غیر از وزیر امور خارجه حامل این پیام بوده است. اما شاید دلیل مهم تر این بوده که جمهوری اسلامی تصمیم گرفته در سطوحی فراتر پیام خودش را منتقل کند. شرایط حساس و پیچیده ای که جمهوری اسلامی ایران در تعاملات بین المللی از جمله مسائل منطقهای به ویژه پرونده سوریه با آن روبروست را باید در نظر گرفت. به هر حال خود ارسال این پیام و انتخاب دکتر ولایتی به عنوان مشاور رهبری به جای وزیر امور خارجه میتواند این پیام را داشته باشد که رابطه با روسیه برای جمهوری اسلامی ایران از توجه و اعتبار ویژه ای برخوردار است. به همین دلیل مقام معظم رهبری در چنین شرایط حساسی ارسال این پیام را به فردی واگذار کرده که از لحاظ جایگاه و منزلت فراتر از شخصیت وزارت امور خارجه قرار دارد که ممکن است در آینده دچار تغییر و تحول در دولت ها شود. به هر حال ولایتی به عنوان مشاور مقام معظم رهبری تقریباً جایگاه ثابت و مستحکمی در سال های گذشته داشته است. ضمن این که دیدگاه های ولایتی نسبت به توسعه راهبردی نگاه به شرق هم نسبت به دیدگاه افرادی که تمایل بیشتری برای برقراری رابطه با غرب دارند باید در نظر داشت. دکتر ولایتی به عنوان فردی که پیام را رسانده قابل توجه می باشد چون معمولاً در مأموریت های دیپلماتیک فارغ از این که خود پیام چیست این که چه کسی حامل پیام هست دارای اهمیت میباشد؛ بنابراین انتخاب فردی که دیدگاه مثبتی نسبت به رابطه با روسیه و نگاه راهبردی به شرق دارد از این حیث قابل تامل می باشد.
اجرایی شدن کامل توافقات با روسیه نیازمند چه اقداماتی است؟
ج: در اجرایی شدن توافقات با روسیه فارغ از تمامی معضلاتی که به عنوان مثال در مباحث گمرکی، تسهیل صدور روادید، چالش های بانکی وجود دارد و تقریباً تا امروز لاینحل بوده است، علت اصلی عدم اجرایی شدن این توافقات به این بر میگردد که بخش هایی در داخل ایران و روسیه خیلی تمایلی به توسعه روابط دو کشور ندارند. اگر بخواهیم واضح تر بگوییم برخی از مدیران میانی کشورهای روسیه و ایران تمایلی به توسعه روابط بین دو کشور ندارند و معمولاً رابطه با غرب را ترجیح میدهند. به همین دلیل عملاً دستوراتی را که به آنها ابلاغ میشود را به درستی اجرا نمی کنند و یا بر سر اجرایی شدن آن کارشکنی میکنند. این مسئله در سال های گذشته باعث شده که دستکم بسیاری از توافقاتی که بین ایران و روسیه منعقد شده عملاً به مرحله اجرا در نیاید؛ بنابراین مانع مهم وجود گرایش های غرب گرایانه در هر دو کشور به ویژه در ایران است. بسیاری از توافقنامه ها عملاً در حد توافقنامه بر روی کاغذ باقی مانده و این عده مانع از اجرایی شدن واقعی آن ها میشوند.
رژیم اسرائیل تلاش زیادی برای اختلاف افکنی میان ایران و روسیه در سوریه داشته و دارد. تاکتیکهای تل آویو در این زمینه چیست و ارزیابی شما از این تلاشها چیست؟
ج:قرار بود با واسطه گری نتانیاهو، پیشنهادی را به روسیه دهند که با اعمال فشار بر ایران نیروهای خودش را از سوریه خارج کند و در مقابل آمریکایی ها تحریم هایی را که بعد از بحران اوکراین علیه روسیه وضع کرده بودند را رفع کنند. در شرایط فعلی به نظر میرسد معامله ای که نتانیاهو به خاطر آن در یک ماه گذشته دو بار به مسکو سفر کرده، سرانجام خیلی خوبی پیدا نخواهد کرد به دلیل این که اساساً چنین طرحی در نهایت میتواند باعث تضعیف روسیه در سطح منطقه شود.
رژیم صهیونیستی تلاش زیادی کرده در سطح همکاری های دو کشور نسبت به مسائل منطقه ای به ویژه پرونده سوریه ممانعت به عمل آورد. در این زمینه قرار بود با واسطه گری نتانیاهو، پیشنهادی را به روسیه دهند که با اعمال فشار بر ایران نیروهای خودش را از سوریه خارج کند و در مقابل آمریکایی ها تحریم هایی را که بعد از بحران اوکراین علیه روسیه وضع کرده بودند را رفع کنند. در شرایط فعلی به نظر میرسد معامله ای که نتانیاهو به خاطر آن در یک ماه گذشته دو بار به مسکو سفر کرده، سرانجام خیلی خوبی پیدا نخواهد کرد به دلیل این که اساساً چنین طرحی در نهایت میتواند باعث تضعیف روسیه در سطح منطقه شود. رژیم صهیونیستی و آمریکایی ها به خوبی به عمق نفوذ راهبردی، ژئوپلیتیک ایران، نفوذ معنوی و قدرت نرم ایران در سطح منطقه واقف هستند و میدانند اساساً حضور ایران در سوریه به واسطه حضور روسیه شکل نگرفته و تابعی از روسیه و خواست آنها نیست. بلکه جمهوری اسلامی به دعوت دولت سوریه در این کشور حضور دارد. تا وقتی که این خواسته و دعوت از سوی دولت سوریه پا برجا باشد قاعدتاً حضور ایران هم در آنجا به قوت خود باقی خواهد ماند. بنابراین روس ها موضوع را به خوبی میدانند که عملاً انجام توافق با سایر بازیگران و کشورها نمیتواند از حضور ایران در سوریه جلوگیری کند. این مسئله در نهایت به این موضوع منتهی میشود که راهبردها و راهکارهایی که رژیم صهیونیستی دارد و سعی میکند که از طریق تطمیع کردن روس ها یا دادن امتیازات بیشتر حتی از سوی آمریکا به روسیه بتواند راهبردهای خود را پیش ببرد که این موضوع عملاً با ناکامی مواجه خواهد شد. در نتیجه رژیم صهیونیستی به رغم تمام تلاش های دیپلماتیک و رایزنی هایی که میکنند، سعی دارند از طریق اهرم های خودشان در داخل روسیه و سایر کشورها استفاده کنند. رژیم صهیونیستی همچنین تلاش می کند به واسطه تبلیغات رسانه ای با توجه به نفوذی که در رسانه های معتبر و بین المللی دارد روابط تهران و مسکو را تحت تأثیر بگذارد. ولی واقعیت امر این است که تا امروز از این قدرت و توان تأثیرگذاری برخوردار نبوده اند. البته باید توجه داشته باشیم که روس ها هم عملاً در سیاست خارجی خودشان یک راهبرد مشخص را در رابطه با ایران و رژیم صهیونیستی دنبال میکنند و آن هم عدم جانب داری از هیچ یک از طرفین است . به این معنا که روس ها تلاش میکنند تا حد ممکن و تا جایی که امکان دارد در مناقشه بین رژیم صهیونیستی و ایران و همچنین مناقشه محور مقاومت و رژیم صهیونیستی ورود نکنند. البته روس ها تلاش میکنند تا حد امکان چنین مناقشه ای به یک جنگ و درگیری نظامی مبدل نشود. در واقع این راهبرد اساسی روس ها نسبت به طرفین می باشد. در نتیجه می توان پیش بینی کرد به رغم تمامی اقداماتی که رژیم صهیونیستی انجام میدهد، نمیتواند نظر روس ها را به طور کلی در خصوص حضور ایران در سوریه تغییر داده و در خصوص همکاری های بین تهران و مسکو هم اقدام خیلی مؤثری انجام دهند.
مصاحبه از وحید قاسمی؛گفتگو با دکتر شعیب بهمن ؛ بصیرت
منطق تصمیم گیری روسیه در سیاست خارجی
طی روزهای اخیر، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، دو دیدار داشت که از نگاه ایرانیان می تواند دیدارهایی متناقض و البته مهم تلقی شوند. در حالی که رئیس جمهور روسیه پنچ شنبه گذشته، ۲۱ تیرماه، با علی اکبر ولایتی که حامل پیامهای مقام معظم رهبری و رئیس جمهور کشورمان بود، دیدار کرد، به فاصله چند روز، یعنی دوشنبه، ۲۵ تیرماه، با دونالد ترامپ، ملاقات سه ساعته ای را در هلسینکی داشت.
واضح است که نگاهی حتی سطحی به این دو دیدار، تفاوت های مهمی را میان آن دو نشان می دهد. ملاقات پوتین با ترامپ به درخواست روسیه نبود، بلکه ترامپ حداقل دو بار تاکنون چنین دیداری را درخواست کرده است و مشاورانش و نیز لابی گری دموکرات ها مانع از اجرای آن شده است. به گزارش اسپوتنیک، ترامپ در سال ۲۰۱۷ خواهان ملاقات با پوتین و حتی دعوت او به کاخ سفید بود که از سوی مشاوران وی نادیده گرفته شد. او در گفتگوی تلفنی با پوتین در ماه مارس بار دیگر از مشاورانش خواست تا ترتیب این ملاقات را فراهم کنند تا این که روز گذشته، این دیدار پشت درهای بسته در پایتخت فنلاند برگزار شد. البته بعد از ارسال پیام های مختلف ترامپ برای برگزاری چنین دیداری، پوتین نیز آن را در جهت بهبود روابط روسیه و آمریکا، لازم دانست.
درباره محتوای این دیدار، بر اساس آنچه تاکنون منتشر شده، گفتگوهای مختلفی در زمینه تشکیل گروه کاری ضدتروریسم، همکاری اقتصادی و تجاری، اجرای توافق مینسک، آمادگی روسیه برای ارسال کمک های بشردوستانه به سوریه، حل مشکل هسته ای کره شمالی و ابراز تمایل برای مذاکره درباره توافقنامه جدید هستهای استارت صورت گرفته است که البته همه این ها در سطح گفتگو است و ترامپ بعد از پایان جلسه، این دیدار را تنها آغازی خوب در طول پروسه ای طولانی توصیف کرد، از این رو گفتگوهای پوتین و ترامپ در حوزه های مختلف به معنای افزایش زمینه های همکاری مسکو و واشنگتن نیست، بلکه بیشتر به معنای وجود چالش ها و مسائل لاینحل گوناگون در روابط طرفین است، ضمن این که این گفتگوها تا رسیدن به توافقات اجرایی طرفین، راه طولانی و مبهمی را پیش رو دارد. با توجه به این که امنیت رژیم اسرائیل یکی از مهم ترین محورهای این دیدار بود، می توان حدس زد طرف آمریکایی نگرانی ها و شاید هم تحکّمات خود را در این زمینه به پوتین منتقل کرده است و البته روسیه به امنیت اسرائیل وفادار است و نمی خواهد جبهه مقاومت که متشکل از سوریه، حزب الله و کمک های مستشاری ایران در سوریه است، امنیت اسرائیل را به خطر بیندازد.
در مقایسه با این ملاقات، دیدار پوتین با ولایتی، هرچند اقدامی بود که از سوی ایران و پشت درهای بسته صورت گرفت، اما مذاکرات در فضای جدّی تری از ملاقات با ترامپ صورت گرفت و به گفته تحلیل گران نوع چینش میز ملاقات حاکی از اهمیت این نشست برای روس ها بود.
بسیاری پیام این دیدار را در این می دانند که طرفین خواهان روابط راهبردی و پایدار با یکدیگرند. در این دیدار بیش از همه روابط دوجانبه تهران-مسکو مورد بحث قرار گرفت و البته گفتگو درباره سوریه و برجام نیز از محورهای مهم آن بود. این دیدار در حالی صورت گرفت که پوتین در سال ۱۳۹۴ در سفر به ایران، برای دومین بار با رهبر انقلاب دیدار کرده بود و در آن ملاقات بعد از سخنان رهبری گفته بود: شما را متحدی مطمئن و قابل تکیه در منطقه و جهان میدانیم. … ما متعهدیم که برخلاف برخیها به شرکایمان از پشت خنجر نزنیم و هیچوقت در پشت پرده اقدامی بر ضد دوستانمان انجام ندهیم و اگر اختلافی هم داشته باشیم، با صحبت به تفاهم برسیم.
این مواضع پوتین البته به معنای دفاع تمام قد روسیه از منافع جمهوری اسلامی ایران در حوزه بین الملل نیست و چنین انتظاری به معنای عدم شناخت حوزه روابط بین المل و منافع ملی کشورهاست. در مجموع در شرایط کنونی زمینه های مشترک زیادی میان ایران و روسیه جهت توسعه روابط وجود دارد و این زمینه ها متکی بر ارزش ها و افق های نسبتا مشترک در حوزه روابط بین الملل است، هرچند این زمینه ها به هنگام فعلیت یافتن با موانع و چالش هایی همراه خواهند بود، اما همین وضعیت دست کم در روابط کنونی روسیه با دولت ترامپ وجود ندارد، با این همه استقلال سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ایجاب می کند تا روابط کنونی روسیه با ایران را و وعده روس ها در زمینه سرمایه گذاری ۵۰ میلیاردی در ایران را عجولانه تفسیر نکنیم.
سیاست خارجی روسیه اکنون درگیر برقراری موازنه میان منافعی است که از نظر ما متضاد محسوب می شوند؛ در یک سوی این منافع رابطه با ایران و حفظ نفوذ روسیه در سوریه است و در سوی دیگرش تعهد روس ها به امنیت اسرائیل و چالش زدایی از رابطه با آمریکا. این منافع متضاد را باید با شناخت مبانی و منطق تصمیم گیری روسیه در سیاست خارجی خود دریافت و این شناخت مقدمه مهمی در ترسیم سیاست خارجی کشورمان در مقابل روسیه محسوب می شود.
۱- در کانون هویت سیاسی روسیه بیش از هر چیز استقلال سیاسی و حتی فرهنگی قرار دارد. روسیه کشوری با پهنای سرزمینی بسیار زیاد، این توانایی را دارد که در زمینه ای ارتباطی با دیگر کشورها قرار نگیرد، یعنی ژئوپلیتیک روسیه به گونه ای است که توسعه روابط با دیگر کشورها را برایش به امری حیاتی تبدیل نمی کند. روسیه در مقام پهناورترین کشور دنیا فقط با ۱۴ کشور آسیایی و اروپایی مرز زمینی دارد، اما برخورداری از همسایگان متعدد به این معنا نیست که روس ها نگاه به خارج را در اولویت دارند. این که کشور شوراها توانست سال ها ارتباطش را با خارج محدود کند، تنها یک تصمیم ایدئولوژیک نبود، بلکه ژئوپلیتیک نیز این تصمیم را تقویت می کرد، بنابراین استقلال سیاست خارجی روسیه، نگاه کرملین را به مقام تعیین کنندگی در حوزه روابط بین الملل می دوزد. روس ها در روابط خارجی خود بسیار علاقمند به تغییر زمین بازی هستند به گونه ای که ابتکار عمل را به دست گیرند و در زمین بازی که منفعل باشند، وارد نمی شوند.
۲- یکی از دغدغه های سیاستمداران کنونی روسیه و شخص پوتین، زنده کردن ارزش ها و سنّت های روسی است. سیاستمداران روسی احیاء سنّت ها و ارزش های بومی، بهویژه با نگاه به دوران حاکمیت تزارها را چارچوب محکمی جهت حفظ استقلال فرهنگی جامعه خود و ابراز وجود در عرصه بین الملل می دانند. این در حالی است که در روسیه کنونی سنّت پُر رنگ و قابل توجهی از حکومت شوروی وجود ندارد و البته
شوروی در حوزه سیاست، سنّت مطلوبی را از خود برجای نگذاشت که سیاستمداران کنونی روسیه به آن افتخار کنند، بنابراین آنان با وجود علاقمندی زیاد به احیاء سنّت و تبدیل کردن آن به مؤلفه ای از قدرت، با موانعی مواجهه هستند. قابل توجه است که روسیه از ذخایر ارزشمندی در حوزه ادبیات و فرهنگ برخوردار است، اما همه بحث بر سر این است که این ارزش ها هنوز به حوزه سیاست راه نیافته اند، شاید مهم ترین سنّت سیاسی برای آن ها شجاعت سربازان روس در نبردهای تاریخ معاصر این کشور است، با این حال تبدیل کردن این ارزش به قدرت نرم در سیاست خارجی، چندان ساده نیست.
بنابراین در مجموع روسیه کنونی در ارائه هویت سیاسی روشنی از خود با مشکلاتی مواجه است. دیدگاه رایج این است که هویت و رفتار سیاسی روسیه را پیچیده توصیف می کنند، اما این بیشتر فقدان مبانی ارزشی و فرهنگی روشن برای ارائه هویت سیاسی است که خود ریشه در سنّت منقطع شده روس ها دارد؛ انقطاعی که دوره طولانی حیات شوروی با دوران تزار برقرار می کند. کشوری با این ویژگی در حوزه روابط خارجی بسیار تردیدآمیز و محتاطانه عمل می کند. روس ها در جنگ گرجستان و اشغال شبه جزیره کریمه، با احتیاط عمل نکردند، چون آن سرزمین را جزئی از قلمرو سنّتی خود می دانستند، اما ورود آنان به سوریه همراه با احتیاط بسیاری بود. آنان در رابطه با بسیاری از حوزه های روابط خارجی، همچون ارتباط با اروپا و ایران نیز همین احتیاط را دارند.
۳- استقلال سیاسی و فرهنگی و احتیاط در حوزه روابط خارجی روسیه، به معنای حرکت تدریجی در حوزه بین الملل است و در این حرکت،
هیچ قماری شایسته نیست. پوتین فروپاشی شوروی را بزرگترین فاجعه ژئوپلیتیک قرن بیستم توصیف کرده است و از زمان به قدرت رسیدن در روسیه تمام تلاش خود را برای احیاء حوزه های نفوذ شوروی به کار گرفته است، هرچند به میزان موفقیتش، تحرکات ناتو را نیز برانگیخته و زمانی تا مرحله رویارویی با ناتو نیز پیش رفت. به هر حال آنچه برای روسیه اهیمت دارد محکم کردن جا پای خود در حوزه های جدید نفوذ است. از همین رو ولادیمیر پوتین با وجود مخالفت های بین المللی نه تنها کریمه را ترک نکرد، بلکه سیاست هایی را در جهت الحاق کامل آن به خاک روسیه در پیش گرفت. بر این اساس روسیه، هیچ گاه حاضر نخواهد شد، نفوذش در سوریه را از دست بدهد و از این جهت روسیه موضوعی پایدار در روابطش با ایران، به عنوان بازیگر تعیین کننده در سوریه، دارد و آن نیاز مسکو به نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران در سوریه است تا بدین وسیله منافع روسیه در سوریه حفظ شود. این سخن بدین معناست که نیاز روسیه به ایران در سوریه بیشتر از نیاز ایران به روسیه است. از اینجا باید گفت، روس ها تمایل دارند در حوزه سیاسی و امنیتی روابط نسبتا راهبردی با جمهوری اسلامی ایران تعریف کنند. آنان نمی خواهند تردیدها نسبت به خود را در این حوزه برانگیزند. روسیه هرچند با سیاست های ایران در قبال اسرائیل موافق نیست و هرچند به دنبال چالش زدایی در روابط خود با آمریکاست و این اهداف با منافع جمهوری اسلامی ایران در تضاد است، اما سعی می کند این تضادها را به حداقل برساند و در مجموع نمیخواهد حساسیّت ایران را برانگیزند.
۴- عدم برانگیختن حساسیّت ایران، به معنای نیاز روسیه به آرامش در حوزه سیاست خارجی است. به نظر می رسد، برخلاف آمریکا که سیاست خارجی خود در غرب آسیا را با چالش افکنی دنبال می کند، روسیه نفوذ خود در این منطقه را نیازمند به حفظ آرامش می داند. این حفظ آرامش و تأکید بر حل مشکلات از طریق سیاسی، آن چنان که در بحران سوریه دیده شد، از دو جهت برای روس ها اهمیت دارد: اول کسب وجهه در حوزه بین الملل که نیازی ضروری برای کرملین است تا در مناسبات جهانی به بازیگری تعیین کننده تبدیل شود. در این زمینه باید گفت روس ها چند سالی است اهمیت افکار عمومی در دنیا را درک کرده اند، اما همین آشنایی تازه را جدّی گرفته اند و در مجموع روسیه در دوران جدید سرمایه گذاری روی افکار عمومی و حتی یارگیری از میان جریانات و گروه های سیاسی در کشورهای منطقه را مهم می داند و این موضوع در سوریه دنبال می شود.
دوم نیازهای اقتصادی و فنی روسیه است. روسیه در مواجهه با مشکل تحریم و سطح پایین فناوری، بسیار نیازمند توسعه روابط اقتصادی خود است و نکته مهم این که در این حوزه کاملا عمل گرایانه رفتار می کند. یعنی اگر مسکو نگاهی نسبتا راهبردی به روابط سیاسی و دفاعی-امنیتی با تهران دارد، در حوزه اقتصادی کاملا سودمحورانه رفتار کرده و بر همین اساس به منافع ایران در اوپک توجهی نمی کند، بنابراین یکی از مبانی تصمیم گیری روس ها در سیاست خارجی، عمل گرایی در حوزه اقتصاد است.
نتیجه گیری
درک سیاست خارجی روسیه نیازمند شناخت مبانی سیاست خارجی این کشور است و البته نکته مهم این که این مبانی را نمی توان چندان با اتکا بر اسناد رسمی سیاست خارجی روسیه استخراج کرد، از این رو بیش از همه تفسیر رفتار مسکو در حوزه بین الملل اهمیت دارد و آنچه گفته شد، تلاشی در این جهت بود. با توجه به آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که برخلاف نگاه های رایج، روسیه تمایلی به بازی های پیچیده در حوزه روابط بین الملل ندارد و ابهاماتی که گاه در سیاست خارجی کرملین دیده می شود، برآمده از این است که روس ها حرکتی تدریجی در حوزه بین الملل دارند و هنوز در برابر برخی مسائل پاسخ روشنی آماده نکرده اند، از جمله این که آیا در نهایت باید اروپامحور باشند یا به سوی شرق چرخش کنند؟ آنان پاسخ به این مسائل را به صورتی اقتضایی و عمل گرایانه دنبال می کنند، اما آنچه به ایران مربوط می شود این که احتیاط و گاه محافظه کاری روسیه در سیاست خارجی و تمایل به حفظ آرامش و عدم برانگیختن حساسیّت های تهران، فرصت هایی را برای ایران ایجاد می کند، اما در حوزه اقتصادی، روسیه حاضر است منافع ایران را زیر پا بگذارد. سطح بسیار اندک روابط اقتصادی و تجاری دو کشور در این زمینه عاملی تعیین کننده است.
دیدگاه