تغییر هندسه حضور آمریکا در شام

پس از تحولات سیاسی و میدانی اخیر در سوریه، حضور آمریکا در شمالشرق کشور وارد مرحله تازهای شده است. در حالیکه از ابتدای ۲۰۲۵ گزارشهایی درباره کاهش نیرو و تخلیه برخی پایگاهها در دیرالزور منتشر شد، شواهد میدانی و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که این روند به معنای خروج نیست، بلکه بیشتر شبیه جابجایی و متمرکزسازی حضور در محور شرقی-شمالشرقی سوریه است. این تغییر همزمان با کاهش فعالیت در پایگاههای دیرالزور و رشد زیرساختی در چند پایگاه شرقی بهویژه «قصرک »و «شدادی» مشاهده میشود. همزمانی این دو روند متضاد – کاهش حضور در غرب و توسعه در شرق – پرسش اصلی را شکل میدهد: راهبرد واقعی آمریکا در سوریه چیست؟ خروج تدریجی یا بازآرایی برای مرحله جدید؟
بررسی تصاویر ماهوارهای و گزارشهای میدانی از آغاز سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که الگوی استقرار نیروهای آمریکا از پراکندگی به سمت تمرکز در محور شرقی متمایل شده است. پایگاههای دیرالزور که پیشتر نقش خط تماس با تهدیدات محلی داشتند، طی ماههای اخیر با کاهش سطح فعالیت و خروج تجهیزات مواجه شدهاند. تخلیه بخشی از امکانات در کونیکو، العمر و گرینویلج نخستین نشانههای این تغییر بود؛ نشانهای که در ابتدا میتوانست مقدمه خروج تعبیر شود، اما روند تحولات بعدی تصویر دیگری ارائه میدهد. دادههای جدید نشان میدهد واشنگتن رویکرد «کاهش حضور و افزایش عمق زیرساخت» را دنبال میکند. انتقال تجهیزات، فعالیت عمرانی و تردد کاروانهای نظامی طی هفتههای اخیر تنها محدود به یک نقطه نبوده و در چند پایگاه شرقی بهصورت موازی ثبت شده است. به بیان دیگر، آنچه در ظاهر عقبنشینی دیده میشود، بیشتر شبیه بازآرایی مرکز ثقل حضور آمریکا در سوریه است.
چارچوب مفهومی
حضور نظامی ایالات متحده در سوریه پس از ۲۰۲۵ وارد فاز جدیدی شده که کاملاً با الگوی پیشین متفاوت است. بهجای مدل «تسلط سرزمینی» که بر گستردگی پایگاهها و حضور میدانی متمرکز بود، اکنون کنترل موضعی-کارکردی محور اصلی استراتژی ایالات متحده است. در این مدل، پایگاهها دیگر صرفاً محل استقرار نیروهای نظامی نیستند بلکه به ابزارهای استراتژیک برای قفلکردن گلوگاههای ژئوپلیتیکی و ایجاد اهرمهای نفوذ در شبکه ژئواکونومیک منطقه تبدیل شدهاند.
در این چارچوب، اهمیت پایگاهها دیگر به مساحت و حجم آنها بستگی ندارد، بلکه به نقش آنها در زنجیرههای قدرت و مسیرهای راهبردی است. از قصرک بهعنوان دروازه لجستیکی شرق فرات و محل فرماندهی شمالشرق سوریه تا التنف بهمثابه شاهکلید قطع کریدور زمینی ایران به مدیترانه، این پایگاهها بهعنوان «اهرمهای ژئوپلیتیکی» عمل میکنند. این تحولات در واقع نشان میدهد که ایالاتمتحده بر گذار از حضور تاکتیکی به سمت مهندسی نفوذ هدفمند در حال حرکت است، جایی که هر پایگاه به ابزاری برای مدیریت روابط و موازنههای منطقهای تبدیل شده است.

طبق گزارشهای کنگره آمریکا و سخنان تام باراک در مجمع دوحه، سوریه دیگر فقط یک بحران مزمن نیست بلکه به پلتفرمی برای طراحی نظم جدید در مشرق عربی تبدیل شده است. این تغییر نگرش نشاندهنده آن است که ایالات متحده در سوریه برای طراحی موازنههای جدید قدرت در حال باقی ماندن است. به این ترتیب، آمریکا بهجای باقیماندن در یک مدل امنیتی، در حال بازتعریف نقش خود بهعنوان یک عامل اصلی در ساختار ژئوپلیتیکی و امنیتی در منطقه است. این بازآرایی نظامی، نه تنها یک تغییر تاکتیکی بلکه بخشی از ساختار قدرتی است که ایالات متحده در پی ایجاد آن در غرب آسیاست.
نقشهی جدید حضور نظامی آمریکا
حضور نظامی ایالات متحده در سوریه از تسلط فیزیکی به مدیریت نقاط استراتژیک تغییر یافته است. پایگاهها در این چارچوب دیگر صرفاً برای عملیات نظامی نیستند بلکه به گرههایی در شبکه ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند که در معادلات منطقهای تأثیرگذارند. در این بخش، سه پایگاه فعال و نقش آنها در مهندسی نفوذ ایالات متحده در سوریه مورد تحلیل قرار میگیرد.
پایگاههای غیرفعال
ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ با تعطیلی تعدادی از پایگاههای مهم خود در سوریه، تمرکز نیروهایش را بر نقاط استراتژیک و ژئوپلیتیکی تغییر داد. پایگاههایی مانند العمر و کونیکو که بهویژه بهعنوان مراکز انرژی و نظارتی بودند به نیروهای قسد واگذار شدند. همچنین پایگاههای تلبیدر و وزیر که بهدلیل موقعیت کماثر و کاهش حساسیتهای ترکیه تعطیل شدند، بخشی از استراتژی جدید ایالات متحده برای تمرکز بر گرههای ژئوپلیتیکی مهم بودند. این تغییرات نشان میدهد که آمریکا دیگر فقط به دنبال منابع نفتی نیست، بلکه در پی کنترل موقعیتهای راهبردی برای شکلدهی به نظم آینده سیاسی و امنیتی سوریه است.
منطق ژئوپلیتیکی آمریکا
حضور آمریکا در سوریه بهویژه در مناطق شمالشرق سوریه در پاسخ به چالشهای امنیتی و ژئوپلیتیکی و در راستای طراحی نظم جدید منطقهای، تغییرات چشمگیری داشته است. این تغییر نهتنها نشاندهنده کاهش حضور نظامی در برخی مناطق است، بلکه نشان میدهد که آمریکا در حال بازتعریف نقش خود در سوریه و در سطح منطقهای است. در این بازآرایی، پایگاههای فعال و استراتژیک آمریکا در سوریه، نقش ابزارهای نفوذ ژئوپلیتیک را ایفا میکنند که در تعیین موازنه قدرت در مشرق عربی و غرب آسیا تأثیرگذارند. در ادامه به بررسی دلایل و منطق ژئوپلیتیکی بازآرایی پایگاهها و حضور آمریکا در سوریه پرداخته میشود.
مهار ایران و کنترل کریدور زمینی
یکی از اصلیترین اهداف آمریکا در سوریه مهار نفوذ ایران است. پایگاه التنف که در مثلث مرزی سوریه-اردن-عراق قرار دارد بهعنوان شاهکلید استراتژیک ایالات متحده در نظر گرفته میشود. التنف، که از زمان آغاز حضور آمریکا در سوریه نقش کلیدی در مسدود کردن کریدور زمینی ایران داشته، این کارکرد را همچنان حفظ کرده است. هدف آمریکاییها از ابقا در التنف مانع شدن از ایجاد کریدور زمینی از تهران تا بیروت است تا ایران نتواند وارد لبنان شود و نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. حضور آمریکا در التنف به معنای بستن گلوگاه تنفس ایران در منطقه به شمار میرود. این پایگاه بهویژه در ممانعت از همگرایی ایران با نیروهای مقاومت در عراق و سوریه و لبنان نقشی حیاتی برای محور غرب و رژیم صهیونیستی ایفا میکند.
حفظ اهرم نفوذ در آینده سیاسی سوریه
یکی دیگر از اهداف ایالات متحده در بازآرایی پایگاهها و کاهش حضور نظامی، استفاده از پایگاههای باقیمانده بهعنوان اهرمهای نفوذ در فرآیند سیاسی سوریه است. طبق گزارش کنگره آمریکا ۲۰۲۵، ایالات متحده حضور نظامی خود را پس از سقوط دولت اسد به ابزاری برای چانهزنی در مذاکرات سیاسی تبدیل کرده است. این حضور که به بهانه مبارزه با داعش است، در واقع برای مشارکت در روند بازسازی سوریه و ترتیبدهی به ساختار آینده سیاسی و امنیتی آن در راستای منافع واشنگتن است. پایگاههایی همچون قصرک و الشدادی که بهعنوان نقاط تماس مهم با نیروهای محلی و کردهای سوریه عمل میکنند به آمریکا این فرصت را میدهند که در مذاکرات پسااسد نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
مدیریت رابطه با ترکیه
یکی دیگر از تغییرات راهبردی آمریکا در سوریه مدیریت رابطه پیچیده با ترکیه است. ایالات متحده با عقبنشینی از مناطق حساس در شمال سوریه (مانند تلبیدر و هیموس)، حساسیتهای ترکیه را کاهش داده و بهنوعی این کشور را در موقعیت امنیتی بهتری قرار داده است. همزمان در اواخر سال ۲۰۲۴ و اوایل سال ۲۰۲۵ گزارشهایی مبنی بر ایجاد پایگاه کوبانی منتشر شد که همواره این گزارشات از منابع آمریکایی و ترکیهای رد شد. به هر روی هدف آمریکا از احیای پایگاه در نزدیکی مرزهای ترکیه میتواند بهعنوان یک ابزار بازدارنده در برابر ترکیه تفسیر شود تا کنترل سیاستهای ترکیه در شمال سوریه در دست واشنگتن باشد.
حضور در گذرگاههای ژئواکونومیک آینده
در ذهن سیاستمدارن آمریکایی سوریه بهعنوان قطعهای مرکزی در هندسه جدید مشرق عربی شناخته میشود. در همین راستا تام باراک در اظهاراتی در مجمع دوحه عنوان کرده که آمریکا از سوریه بهعنوان پلتفرم طراحی یک شبکه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک جدید استفاده میکند. اتصال سوریه با لبنان، رژیم صهیونیستی، ترکیه و اردن میتواند مسیرهای تجارت، انرژی و ترانزیت را شکل دهد. این بازیگران بهعنوان مراکز اقتصادی و تجاری در منطقه اهمیت دارند و آمریکا با حفظ نقاط کلیدی مانند قصرک، الشدادی و التنف میتواند در آینده نه تنها از این شبکهها استفاده کند، بلکه آنها را هدایت و بازطراحی کند.
تبدیل سوریه به صحنه مهار روسیه
در پی فروپاشی نظم قدیم، ایالات متحده فرصتی پیدا کرده است تا نفوذ خود را در مدیترانه شرقی و سوریه بازسازی کند. پایگاهها در سوریه نه تنها ابزاری برای مهار نفوذ ایران بلکه برای مقابله با گسترش قدرت روسیه در منطقه نیز هستند. با حفظ حضور نظامی در سوریه و تقویت نقاط نفوذ استراتژیک، آمریکا میتواند چانهزنیهای ژئوپلیتیکی مقابل مسکو را تسهیل کند و بهعنوان عامل مهارکننده در مقابل نفوذ روسیه در نظر گرفته شود.
جمعبندی
ایالات متحده پس از سال ۲۰۲۵ حضور نظامی خود در سوریه را بهطور قابل توجهی تغییر داده و بر روی پایگاههای کلیدی در نقاط استراتژیک متمرکز شده است. این تغییرات بخشی از تلاش آمریکا برای مهار نفوذ ایران بهویژه از طریق قطع کریدور زمینی تهران-بیروت و کاهش قدرت مانور محور مقاومت در منطقه است. پایگاههای قصرک، الشدادی و التنف اکنون بهعنوان ابزارهایی برای نظارت بر منابع انرژی، مسیرهای تجاری و تاثیرگذاری بر سیاستهای سوریه و دیگر بازیگران منطقهای مانند ترکیه عمل میکنند. ایالات متحده بهجای تمرکز صرف بر منابع نفتی در تلاش است تا در فرآیندهای سیاسی سوریه و موازنه قدرت منطقهای نقش تعیینکنندهای ایفا کند و در عین حال از این پایگاهها برای مقابله با نفوذ روسیه در منطقه نیز استفاده نماید. این تغییرات استراتژیک به آمریکا این امکان را میدهد که نه تنها در جهت حفظ امنیت خود بلکه برای طراحی نظم جدید اقتصادی و سیاسی در سوریه و اطراف آن بهعنوان بازیگری قدرتمند باقی بماند.



دیدگاه