جنگ می‌شود یا نه، مسئله این است

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۴
https://iswnews.com/?p=137360

این روزها بازار شایعات، گمانه‌زنی‌ها و اخبار منتشر شده از رسانه‌های جریان اصلی دنیا (MSM) به نقل از افراد مطلع در ایران و آمریکا به شدت داغ است. تحلیلگران از جوانب مختلف به تجزیه و تحلیل وضعیت موجود می‌پردازند و ‌همین جو عمومی موجب این سوال مهم شده است که آیا مجددا ایران مورد حمله نظامی قرار خواهد گرفت یا نه؟ این تحلیل قصد ندارد پیش‌بینی ویژه‌ای در مورد آینده ارائه دهد و یا حاوی اخبار تایید شده محرمانه نیست. بلکه هدف از این نوشتار کوتاه صرفا بیان جوانب امر، عوامل موثر و در نهایت سناریوهای محتمل است.

ابتدا به امر اینکه نگارنده معتقد است ادامه مذاکرات فعلی توسط ما دو دلیل عمده می‌تواند داشته باشد.
اول اینکه دور کردن جنگ از کشور ولو برای مدت کوتاه امری معقول، منطقی و پذیرفته است. صدالبته به این شرط که منتج به وانهادن مولفه‌های قدرت و امتیازات بدون مابه‌ازا و تسلط یا تشجیع بیشتر دشمن نشود. بر هر انسان عاقلی مبرهن است جنگ مساوی خسارت فراوان -و شاید جبران ناپذیر باشد- و احتراز از جنگ حکم عقل است. اما نه به قیمت لکه‌دار شدن شرافت، استقلال و حاکمیت امت مسلمان ایران.
دوم اینکه وضعیت دفاعی در حال ترمیم ما نیازمند زمان هر چه بیشتر برای پوشش ضعف‌های موجود و تقویت نقاط قوت است.

کشور روسیه درگیر جنگی نیابتی و فرساینده با آمریکا و ناتو در اوکراین است. نرخ تولید سامانه‌های پدافندی و هواگردهای روسی (مانند سوخو ۳۰ و سوخو ۳۵) محدود است و وسعت عجیب سرزمینی و تهدیدات پیش‌روی این کشور امکان صادرات این اقلام ضروری ارتش روسیه را محدود کرده است. طبیعی است تسلیح ایران نیز تابع همین شرایط است.

چین نیز گرفتار موانع و معذورات مشابهی است که در مجموع با اینکه هر دو کشور در حال تسلیح ایران هستند اما هر چقدر زمان بیشتری در اختیار نیروهای مسلح ما قرار گیرد میزان آمادگی و توان آفندی و پدافندی ما شاهد رشد قابل قبول‌تری خواهد بود.

همچنین نباید فراموش کرد که تسلیحات بومی ما نیز نرخ تولید مشخصی دارند و زمان بیشتر مساوی تولید و انباشت بیشتر سلاح است.

به نظر گمانه‌زنی‌ها در مورد واگذار کردن امتیازات موشکی به طرف مقابل را نباید چندان جدی انگاشت. اساسا در ساختار سیاسی و نظامی کشور ما مسائل دفاعی در حیطه اختیارات قوای سه‌گانه قرار ندارد که موضوع مذاکره باشد و به‌طور خاص نیازمند اذن و اجازه از رهبر نظام است. قوای مقننه و مجریه ممکن است در حوزه تخصیص بودجه و… مسائل مرتبط دفاعی اختیاراتی داشته باشند اما امکان مذاکره در این خصوص را ندارند.

اما در موضوع هسته‌ای محتمل است مذاکرات به تعهداتی برای طرفین ختم شود و شاهد پذیرش محدودیت‌هایی نیز باشیم.

اما از منظر نظامی -که هدف اصلی متن حاضر است- احتمال حمله رژیم صهیونیستی به دلایلی که در ادامه بیان خواهد شد از حمله نظامی آمریکا بیشتر است.

اول اینکه هر چقدر فاصله زمانی میان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و حمله بعدی پیش آید توان پدافندی ایران شاهد تقویت بیشتر خواهد بود.
دوم اینکه نواقص قبلی و‌ موجود، رخنه‌ها، تاکتیک‌های اشتباه و… معطوف به تجربه جنگ ۱۲ روزه روشن گردیده و در حال رفع هستند.
سوم اینکه ناظر به دو ‌مورد پیشگفته گذر زمان به ضرر رژیم غاصب اسراییل است و از منظر نهادهای دفاعی اسراییل پنجره حمله در حال بسته شدن است.
چهارم با توجه به اینکه هدف‌گذاری اسراییل نابودی زیرساخت و تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران است، امکان حمله برای اتمام کار(از منظر رژیم و آمریکا) یا ضربه کاری جهت ایجاد وقفه معنادار در فعالیت هسته‌ای و‌موشکی ایران وجود دارد.
پنجم اینکه سیاست اسراییل اجرای الگوی لبنان در ایران است. طبق این الگو باید دریچه حملات محدود و گذرا، اما مداوم و چه بسا با دامنه روز به روز وسیع‌تر و قویتر باز بماند.
ششم اینکه اسراییل به صورت کامل آگاه است که به تنهایی یک هفته که نه حتی چند روز نیز به‌تنهایی توان مقابله نظامی با ایران را ندارد، لذا در صورت آغاز دور بعدی حملات ناچارا یا باید آتش‌بس داده شود و یا امریکا به‌طور مستقیم دخالت نظامی کند. اما از طرفی مطلوب برای اسراییل دخالت آمریکا و هم‌افزایی توان نظامی با آمریکا و ناتو برای تحقق اهداف ضد ایرانی رژیم است. از سویی آمریکا با حزم و حسابگری به کنش با ایران می‌پردازد و تمام تلاش خود را بر این مسئله متمرکز کرده که با تلفات و احتراز از جنگ به اهداف خویش برسد و چه بسا سیاست استفاده از ابزار نظامی علیه ایران را کنار بگذارد. این موضوع مطلوب اسراییل نیست و با نیم‌نگاهی به این موضوع که اطمینان دارد آمریکا در هر درگیری ناچار به دفاع و‌ همراهی از اسراییل است، ممکن است راسا دست به اقدام نظامی بزند.

در مجموع با توجه به آنچه که گفته شد احتمال حمله اسراییل بسیار بیشتر از آمریکاست.

معطوف به موارد اشاره شده چند سناریو توسط ایران قابل طرح و استفاده است.

سناریو اول اینکه ایران اعلام کند چنانچه در دور بعدی درگیری نظامی احتمالی، آمریکا دخالت نکند ایران نیز نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه و ناوگان‌ آنها را مورد هدف قرار نخواهد داد. علت این کنش این است که ممکن است آمریکا با دیدگاه هزینه-منفعت از دخالت خودداری کند و کار برای ایران و اسراییل طوری دیگر رقم خواهد خورد.

در یک سناریو محتمل دیگر چنانچه آمریکا آغازگر یک تجاوز باشد یا با تجاوز اسراییل همراهی کند، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای رخ خواهد داد.

سناریو سوم اینکه ایران رسما اعلام کند حمله از طرف هر کدام از متجاوزین به معنای جنگ هر دو طرف علیه ایران بوده و‌ مطمئنا علاوه بر اسراییل آمریکا نیز در منطقه مورد تهاجم قرار خواهد گرفت.

هر چند نگارنده مطلقا معتقد به شکاف میان آمریکا و اسراییل نیست و تکلیف ما با این متجاوزین طبق فرمایش رهبری جنگ منطقه‌ای خواهد بود. اما انتخاب هر واکنش بعدی وابسته به عوامل بسیاری است که احصاء آنها برای عموم مردم ممکن نیست.
مهمتر اینکه نیروهای مسلح ما دیگر نباید غافلگیر گردند و دست به ماشه آماده هر اقدام دشمن باشند. پاسخ ایران در صورت درگیری باید قاطع، ویرانگر، تمام کننده و فوری باشد.

در آخر دست دعا به درگاه الهی گشوده و آرزو می‌کنیم روزی نور بر تاریکی غلبه کند و منطقه شاهد آزادی و رفاه واقعی ‌و‌ زیست برادرانه مردم منطقه غرب آسیا باشد.

احسان کرمی
احسان کرمی
تحلیلگر مسائل سیاسی و منطقه‌ای
  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.