دانش نظامی: ناوشکن کلاس آرلی بورک

ناوشکن کلاس آرلی برک، نوعی شناور سطحی چندمنظوره است که از سال ۱۹۹۱ تاکنون در خدمت نیروی دریایی ایالات متحده قرار دارد. این کلاس با بهرهگیری از فناوریهای نوین راداری، الکترونیک و جنگ الکترونیک، همراه با تسلیحات متنوع آفندی و پدافندی از جمله موشکهای ضدبالستیک، به عنوان ستون فقرات ناوگان سطحی آمریکا شناخته میشود.
معرفی اجمالی:
برحسب تعاریف منابع غربی، ناوشکنهای موشکانداز هدایتشونده، شناورهای رزمی چندمنظورهای هستند که در حوزههای پدافند هوایی (AAW)، جنگ ضدزیردریایی (ASW) و جنگ ضدسطحی (ASUW) فعالیت میکنند.
کلاس آرلی بور نیز برپایه همین فلسفه، در نقش جانشین ناوشکنهای کلاس چارلز اف. آدامز (DDG-۲) طراحی و ساخته شدند. این ناوشکنها میتوانند بهصورت مستقل یا بهعنوان بخشی از گروههای رزمی ناو هواپیمابر، گروههای رزمی سطحی، گروههای آبیخاکی و گروههای پشتیبانی فعالیت کنند.

این کلاس از ناوشکنها به افتخار دریابد آرلی برک، از مشهورترین فرماندهان نیروی دریایی آمریکا نامگذاری شده است. اگرچه کلاس آرلی برک بر پایه طراحی جدید بدنه ساخته شدند، اما در بخش پیشرانه و سامانههای مکانیکی از چیدمان کلاس اسپروانس (DD-۹۶۳) بهره گرفتند.

بهجز دو دودکش آلومینیومی، تمام بدنه شناور از فولاد ساخته شده و بخشهای حیاتی آن با دو لایه فولاد و ۷۰ تن زره کولار محافظت میشود. این ناوشکنها دارای طولی در حدود ۱۵۴ متر، عرض ۲۰ متر، آبخور ۱۱ متر و ارتفاعی نزدیک به ۴۷ متر هستند. وزن جابهجایی کامل آنها نیز به حدود ۸٬۵۵۸ تن میرسد.
همچنین سامانه رزمی ایجیس که پیشتر روی ناوشکنهای کلاس کید (DD-۹۹۳) آزمایش شده و روی رزمناوهای بزرگتر کلاس تیکاندروگا نیز عملیاتی شده بود، نقش مهمی در معماری این کلاس ایفا میکند.
بیشتر بخوانید: دانش نظامی: سیستم دفاع موشکی ایجیس


تاکنون کلاس آرلی برک در چهار نسخه مجزا تولید شدهاند که با عنوان «فلایت» شناخته میشوند. شناورهای DDG-۵۱ تا DDG-۷۱ نسخه اولیه موسوم به Flight I را تشکیل میدهند و پس از آن، شناورهای Flight II با شمارههای DDG-۷۲ تا DDG-۷۸ قرار دارند. نسخه Flight IIA شامل شناورهای DDG-۷۹ تا DDG-۱۲۴ و همچنین DDG-۱۲۷ میشود. پیکربندی Flight III نیز از DDG-۱۲۵ آغاز شده و تا DDG-۱۴۹ ادامه پیدا میکند.
در حال حاضر بیش از ۶۲ فروند از این ناوشکن در خدمت فعال هستند و ۱۳ فروند دیگر نیز در حال ساخت یا سفارش قرار دارند. ایالات متحده درحال حاضر نوسازی برخی از شناورهای قدیمیتر را نیز در دستور کار دارد.
تاریخچه ناوشکن کلاس آرلی بورک:
آرلی برک در عمل برای جایگزینی ناوشکنهای قدیمی کلاس چارلز اف. آدامز و کونتز طراحی شد تا با بهرهگیری از نسخه بهبودیافته سامانه ایجیس، وظیفه حفاظت از گروههای رزمی ناو هواپیمابر را بر عهده داشته باشد. جالب آنجاست که در حوزه جنگ ضدهوایی، DDG-۵۱ نسبت به رزمناوهای CG-۴۷ توان کمتری داشت، زیرا تعداد اهدافی که میتوانست همزمان در فاز نهایی رهگیری کند حدود ۲۵ درصد کمتر بود. همچنین فاقد رادار دوم جستجوی هوایی بود؛ موضوعی که در شرایط جنگ الکترونیک و حملات اشباع میتوانست یک ضعف مهم محسوب شود. در حوزه جنگ ضدزیردریایی نیز نبود آشیانه و امکانات نگهداری بالگرد، توان مستقل شناور را محدود میکرد. آرلی برک در نسل نخست تنها سکوی فرود و سوختگیری داشت و نمیتوانست بهطور دائمی بالگرد حمل کند.
اما در مقابل، این کلاس در زمینه بقاپذیری، مقاومت در برابر آسیب و کاهش سطح مقطع راداری، برتری محسوسی نسبت به رزمناوهای تیکاندروگا و ناوشکنهای کلاس کید داشت. در واقع، طراحی آرلی برک تا حدی تحت تأثیر درسهای جنگ فالکلند قرار داشت؛ جنگی که اهمیت بقاپذیری شناورهای سطحی را بهوضوح نشان داد. این ویژگیها شامل موارد زیر بود:
- طراحی با سطح مقطع راداری پایین و ارتفاع کمتر نسبت به آب، برای کاهش احتمال کشف توسط رادار دشمن.
- قرارگیری بخش بیشتری از تجهیزات حیاتی مانند مرکز اطلاعات رزمی در زیر عرشه
- استفاده از سامانه رزمی توزیعشده، بهطوری که اجزای حیاتی سامانه در نقاط مختلف شناور پراکنده باشند تا یک اصابت واحد نتواند کل توان رزمی کشتی را از کار بیندازد
- استفاده از سامانه حفاظت جمعی در برابر آلودگیهای هستهای، شیمیایی و بیولوژیکی
- استفاده از سازه فوقانی تمامفولادی بهجای سازه آلومینیومی
- مقاومت بسیار بیشتر در برابر پالس الکترومغناطیسی، موج انفجار و اثرات حرارتی ناشی از انفجار اتمی. برای مثال، DDG-۵۱ توان تحمل فشار انفجار ۷ PSI را دارد، در حالی که رزمناوهای CG-۴۷ تنها تا ۳ PSI مقاومت میکردند.
دولت آمریکا قصد داشت طی یک بازه هشتساله، ۲۹ فروند از این ناوشکنها را در سه سری سفارش دهد. طبق این برنامه، تمام ۲۹ شناور باید تا سال ۱۹۹۷ وارد خدمت میشدند تا جایگزین ۲۰ فروند از ۲۳ شناور کلاس چارلز اف. آدامز و ۹ فروند از ۱۰ شناور کلاس کونتز میشدند.
بر اساس دلار ثابت سال مالی ۱۹۸۵، هزینه ساخت نخستین شناور حدود ۱٫۲۵ میلیارد دلار برآورد شد؛ رقمی که شامل ۷۹ میلیون دلار بودجه پیشخرید در سال مالی ۱۹۸۴ و حدود ۴۱۵ میلیون دلار هزینههای غیرتکرارشونده آغاز برنامه بود. این رقم معادل حدود ۱٫۱ میلیارد دلار بر اساس سال مالی ۱۹۸۳ محسوب میشد. ۲۸ شناور بعدی هرکدام حدود ۷۶۳ میلیون دلار هزینه داشتند. برای کاهش هزینه، نیروی دریایی آمریکا را حذف کرد و حتی عرض بدنه را دو فوت کاهش داد. در نهایت برخی تجهیزات مهم حذف شدند، از جمله:
رادار اختصاصی کنترل آتش توپخانه، نسخه پیشرفته سامانه جنگ الکترونیک SLQ-۳۲(V-۳) که توان ایجاد اخلال روی رادار موشکهای دشمن را داشت؛ بهجای آن نسخه ضعیفتر SLQ-۳۲(V-۲) نصب شد که فقط قابلیت کشف تهدید را داشت. ژنراتور چهارم برق که توان تولید برق شناور را از ۹٬۰۰۰ کیلووات به ۷٬۵۰۰ کیلووات کاهش داد، شفتهایی که توان انتقال کامل ۱۰۰٬۰۰۰ اسب بخار به ملخها را داشته باشند. در نتیجه، شناور عملاً نمیتوانست از کل توان موتورهای خود استفاده کند و سرعت واقعی آن زیر ۳۰ گره باقی میماند.
فلسفه طراحی و معماری بدنه کلاس آرلی بورک:
ناوشکنهای کلاس آرلی برک از بزرگترین ناوشکنهایی هستند که تاکنون در ایالات متحده ساخته شدهاند. تنها ناوشکنهای کلاس Spruance، کلاس Kidd با طول ۱۷۲ متر و کلاس Zumwalt با طول ۱۸۰ متر از آنها بلندتر بودند. رزمناوهای کلاس Ticonderoga نیز بر پایه بدنه Spruance ساخته شدند، اما به دلیل تفاوت بنیادین در مأموریت و سامانههای تسلیحاتی، در رده رزمناو قرار گرفتند.
در مقابل، کلاس آرلی برک با یک طراحی کاملاً جدید و بدنهای با سطح آبخور بزرگ ساخته شد که دارای دماغهای پهن و بازشونده است و پایداری دریایی شناور را به شکل محسوسی افزایش میدهد. فرم بدنه بهگونهای طراحی شده که شناور بتواند در وضعیت دریای متلاطم نیز سرعت بالایی حفظ کند.
طراحان آرلی برک از تجربیات بهدستآمده از رزمناوهای کلاس تیکاندروگا استفاده کردند؛ شناورهایی که ادامه تولید آنها بیش از حد پرهزینه و ارتقای بیشترشان دشوار ارزیابی میشد. با کلاس آرلی برک، نیروی دریایی آمریکا بار دیگر به ساختار تمامفولادی بازگشت. نسل قبلی شناورها از بدنه فولادی و سازه فوقانی آلومینیومی استفاده میکردند تا وزن کلی کاهش یابد، اما آلومینیوم در برابر ترکخوردگی و آتشسوزی آسیبپذیرتر بود. در سال ۱۹۷۵ آتشسوزی در USS Belknap تقریباً سازه فوقانی آلومینیومی آن را نابود کرد. همچنین خسارات وارده به ناوهای بریتانیایی در جنگ فالکلند ۱۹۸۲ که بهدلیل استفاده از آلومینیوم تشدید شده بود، تصمیم استفاده از فولاد را تقویت کرد.
درس دیگر جنگ فالکلند، حفاظت از بخشهای حیاتی شناور با زرههای فولادی دولایه و لایههای ضدترکش کولار بود تا مقاومت کشتی در برابر راکتها و موشکهای مدرن افزایش یابد.
در طراحی آرلی برک از فناوریهای پنهانکاری نیز استفاده شده است؛ از جمله سطوح زاویهدار بهجای دیوارههای عمودی سنتی و دکل سهپایه اصلی که شناسایی کشتی را، بهویژه توسط موشکهای ضدکشتی، دشوارتر میکند.
سامانه حفاظت جمعی (Collective Protection System) نیز باعث شد آرلی برک نخستین شناور جنگی آمریکایی باشد که به سامانه فیلتراسیون هوا برای مقابله با تهدیدات هستهای، بیولوژیک و شیمیایی مجهز شده است. دیگر سامانههای دفاع NBC شامل سیستم شستوشوی ضدآلودگی نیز میشود. این کشتی اساسا برای دفاع در برابر هواپیماها، موشکهای کروز و زیردریاییهای هستهای شوروی طراحی شده است.
سیستم پیشران و برق ناوشکن کلاس آرلی بورک:
سیستم پیشران کلاس آرلی برک از نوع COGAG است و بر پایه چهار توربین گاز General Electric LM2500 ساخته شده است. هر توربین حدود ۲۶۲۵۰ اسب بخار قدرت تولید میکند و در مجموع، چهار توربین حدود ۱۰۵۰۰۰ اسب بخار (۷۸ مگاوات) قدرت در اختیار ناو قرار میدهند. این قدرت از طریق دو شفت اصلی و دو پروانه پنجپره منتقل میشود. پروانهها در نسخههای اولیه حدود ۱۷ فوت قطر داشتند که در نسخههای بعدی به ۱۸ فوت افزایش یافت تا مصرف سوخت کاهش یابد.
ناوهای آرلی برک قادرند به سرعت بیش از ۳۰ تا ۳۱ گره دریایی برسند و برد عملیاتی آنها حدود ۴۴۰۰ مایل دریایی با سرعت ۲۰ گره است. طراحی به گونهای است که در حالت اقتصادی معمولاً از آرایش دو توربین روی یک شفت استفاده میشود تا مصرف سوخت بهینه شود. در حالت قدرت کامل، هر چهار توربین فعال هستند.
توربین LM2500 نسخه دریایی مشتق از موتور جت CF6 هواپیماهای مسافربری است و به دلیل قابلیت اطمینان بالا، سادگی و نگهداری نسبتاً آسان، انتخاب اول نیروی دریایی آمریکا بوده است.


سیستم تولید برق در ناوهای آرلی برک کاملاً مستقل از سیستم پیشران است و از ژنراتورهای توربین گاز تأمین میشود. در فلایت یک و دو ، سه ژنراتور AG9130 هر کدام ۲٫۵ مگاوات قدرت تولید میکنند. در Flight IIA این ژنراتورها به مدل AG9140 با قدرت ۳ مگاوات ارتقا یافتهاند و در فلایت سوم از ژنراتورهای AG9160 با قدرت ۴ مگاوات و ولتاژ بالاتر ۴۱۶۰ ولت استفاده میشود تا بتواند رادار قدرتمندتر و سیستمهای پیشرفته آینده را پشتیبانی کند.

یکی از ویژگیهای جالب این کلاس، آزمایش پیشران هیبرید در برخی ناوهای Flight IIA بود که اجازه میداد در سرعتهای پایین با استفاده از موتور الکتریکی و خاموش کردن توربینهای اصلی، مصرف سوخت به طور قابل توجهی کاهش یابد.
جنگ افزارها و سیستم سلاح ناوشکن کلاس آرلی بورک:
تسلیحات کلاس آرلی برک بر پایه سیستم رزمی Aegis و طراحی مدولار ساخته شده است که قابلیت انجام مأموریتهای چندمنظوره شامل دفاع هوایی، دفاع موشکی بالستیک، حمله به اهداف سطحی، جنگ ضدزیردریایی و پشتیبانی آتش ساحلی را فراهم میکند.
سامانه رزمی ایجیس یک سامانه پیشرفته فرماندهی، کنترل و هدایت تسلیحات است که با تجمیع رایانهها و رادارهای قدرتمند، به شکل خودکار اهداف دشمن را رهگیری و تسلیحات را برای انهدام آنها هدایت میکند.
بیشتر بخوانید: دانش نظامی: سیستم دفاع موشکی ایجیس

پرتابگر عمودی مارک41 بخش اصلی قابلیتهای رزمی این کلاس را بر دوش میکشد. این سیستم که در ابتدا توسط مارتین ماریتا و سپس شرکت لاکهید مارتین توسعه یافت، قابلیت پرتاب سریع موشکهای مختلف در حوزههای دفاع هوایی، دفاع موشکی بالستیک، حمله به ساحل، جنگ ضدزیردریایی و تهاجم سطحی را فراهم میکند.
طراحی پرتابگرها بر پایه ماژولهای ۸ سلولی در دو ردیف چهارتایی بنا شده است. هر سلول یک محفظه پرتاب را در خود جای میدهد. این سیستم در طبقه هات-لانچ طبقه بندی میشود بدان معنی که موشک موتور خود را داخل سلول روشن میکند و گازهای خروجی از طریق یک پلنوم به سمت بالا هدایت میشود تا به ساختار کشتی آسیب نرسد.



شناورهای کلاس آرلی برک فلایت I و II دارای ۹۰ سلول (۲۹ سلول در جلو + ۶۱ سلول در عقب) و فلایت IIA و III دارای ۹۶ سلول (۳۲ سلول جلو + ۶۴ سلول عقب) هستند.

موشکهای قابل حمل در این پرتابگر عبارتند از:
- موشک استاندارد-۲ موشک دفاع هوایی میانبرد برای درگیری با هواپیماها و موشکهای کروز.
- موشک استاندارد-۳ موشک رهگیر بالستیک برای دفاع در لایه اگزواتموسفری
- موشک استاندارد-۶ موشک چندمنظوره با برد بلند با قابلیت درگیری هوایی، سطحی و ضد رادار
- موشک ESSM موشک دفاع نقطهای که به صورت چهار تایی در هر سلول قرار میگیرد و برای مقابله با موشکهای ضدکشتی در فاصله نزدیک طراحی شده است.
- موشکTomahawk Land Attack Missile موشک کروز حمله به اهداف زمینی با برد بیش از ۱۰۰۰ مایل دریایی که در برخی نسخههای جدیدتر نسخه دارای قابلیت ضدکشتی نیز هست.
- موشک RUM-۱۳۹ VL-ASROC موشک ضدزیردریایی با قابلیت حمل اژدر

در بخش توپخانه توپ اصلی Mk ۴۵ مورد استفاده قرار گرفته است. دو نسل نخست از Mk ۴۵ Mod ۲ کالیبر ۵۴ و دو نسل بعد از Mk ۴۵ Mod ۴ کالیبر ۶۲ استفاده میکنند که قابلیت شلیک مهمات هدایتشونده ERGM و LRLAP را داراست.

دو توپ هدایت دقیق Mk ۳۸ و دو مسلسل ۱۲.۷ میلیمتری در شناورها تعبیه شده است.
در بخش سیستمهای دفاع نزدیک سامانههای فالانکس و سیرم مورد استفاده قرار گرفتند. در دو نسل نخست دو واحد Phalanx در عقب و جلوی شناور استفاده میشدند. در نسل سوم به یک واحد در انتهای شناور تقلیل یافت. همچنین در برخی شناورها این سامانه کاملا با سیستم SeaRAM که از موشکهای RIM-۱۱۶ استفاده میکند، جایگزین شده است.


در بخش موشکهای ضدکشتی این کلاس تحولات زیادی را تجربه کرده است. درحالی که دو نسل نخست ۴ تا ۸ موشک هارپون را با خود حمل میکردند، در نسلهای بعدی این پرتابگرهای مایل جای خود را به توسعه سیستم مارک ۴۱ دادند. هرچند برخی شناورها همچنان از هارپون یا نسخه جدیدتر موسوم به NSM استفاده میکنند.


در بخش سیستم جنگ ضدزیردریایی، هر شناور در طرفین خود به پرتابگرهای Mk32 مجهز است. امکان شلیک طیفی از اژدرهای Mk46، Mk50 و Mk54 وجود دارد. همچنین در نسخههای جدیدتر دو آشیانه برای دو فروند هلیکوپتر تعبیه شده است. این بالگردها مجهز به اژدر، موشک هلفایر و انواع سونار هستند که نقش کلیدی در جنگ ضد زیرسطحی دارند.

در بخش سیستمهای دفاعی نرم میتوان به این تسلیحات اشاره کرد:
- SRBOC پرتابکننده چف برای فریب رادار دشمن.
- Nulka نوعی دیکوی فعال راداری که موشکهای ضدکشتی را از کشتی دور میکند.
- Nixie (AN/SLQ-۲۵) برای فریب اژدرها استفاده میشود
در بخش سلاحهای انرژی مستقیم نیز آزمایشاتی با هدف نصب سیستم هلیوس انجام شده است. HELIOS یک لیزر ۶۰ کیلوواتی است که برای مقابله با پهپادها، قایقهای کوچک و موشکهای کروز سبک در فاصله نزدیک استفاده میشود.

رادار، ارتباطات و الکترونیک ناوشکن کلاس آرلی بورک:
در سه نسل نخست این شناورها، رادار اصلی AN/SPY-1D بهکار گرفته شده است؛ یک رادار آرایه فازی غیرفعال (PESA) سهبعدی با چهار صفحه ثابت که پوشش کامل ۳۶۰ درجه را فراهم میکند. این رادار توانایی کشف و رهگیری همزمان حدود ۲۰۰ هدف برای هر آرایه را دارد و در شرایط ایدهآل به بردی در حدود ۳۷۰ کیلومتر میرسد، هرچند برد مؤثر آن برای اهداف کوچک و کمارتفاع به کمتر از ۱۰۰ کیلومتر کاهش پیدا میکند.

در نسل جدیدتر، رادار AN/SPY-۶(V)۱ مورد استفاده قرار گرفته است؛ یک رادار آرایه فازی فعال با فناوری گالیوم نیترید. این رادار آرایه اسکن الکترونیکی فعال (AESA) در دو باند S و X کار میکند که قابلیتهای بسیار پیشرفتهتری را ارائه میدهد. این سامانه از دو رادار اصلی و یک کنترلگر مجموعه راداری (RSC) تشکیل شده که وظیفه هماهنگسازی این حسگرها را برعهده دارد. رادار باند S وظایفی مانند جستجو، رهگیری اهداف، تشخیص دقیق سرهای جنگی موشکهای بالستیک و برقراری ارتباط با موشکهای رهگیر را انجام میدهد. در مقابل، رادار باند X برای جستجو در نزدیکی افق، رهگیری دقیقتر و هدایت موشکهای برد کوتاه و متوسط طراحی شده است. این رادار طبق ادعاهای سازنده تا ۳۰ برابر حساستر از SPY-۱ است، میتواند اهدافی با سطح مقطع راداری نصف را در فاصلهای دو برابر شناسایی کند و در عین حال تعداد بسیار بیشتری هدف شامل موشکهای بالستیک، کروز، هایپرسونیک و هواگردها را بهصورت همزمان مدیریت کند.


در کنار رادار اصلی، مجموعهای از رادارهای کمکی نیز وجود دارند. AN/SPQ-9B برای جستجوی سطحی و رهگیری اهداف کمارتفاع مانند موشکهای ضدکشتی استفاده میشود و رادارهای AN/SPS-۶۷(V)۳ یا AN/SPS-۷۳(V)۱۲ وظیفه ناوبری و جستجوی سطحی را بر عهده دارند. همچنین سه رادار AN/SPG-۶۲ برای هدایت نیمهفعال موشکهای پدافندی استاندارد مورد استفاده قرار میگیرند.

در بخش جنگ زیرسطحی، سامانه AN/SQQ-۸۹ هسته اصلی توان ضدزیردریایی این شناورها را تشکیل میدهد. این مجموعه شامل سونار کمان فعال AN/SQS-53C برای جستجو و درگیری و همچنین آرایه کششی AN/SQR-۱۹ برای کشف زیردریاییها در فواصل دور است. در نسخههای پیشرفتهتر، این سیستم با سامانه مینیابی AN/WLD-۱ و هلیکوپتر MH-60R نیز یکپارچه شده است.

سیستم جنگ الکترونیک پایه در این کلاس AN/SLQ-۳۲ (Slick-۳۲) است که در طول زمان بهطور گسترده ارتقا یافته است. نسخههای اولیه آن عمدتاً در حالت پسیو عمل میکردند و وظیفه اصلی آنها شناسایی، طبقهبندی و ارائه هشدار راداری در برابر تهدیدات ورودی بود. در ادامه، در قالب برنامه SEWIP، ارتقاهای مرحلهبهمرحلهای روی این سامانه انجام شد. در نسخه AN/SLQ-۳۲(V)۶ (Block ۲)، بهبودهایی در آنتن و گیرندهها اعمال شد که باعث افزایش دقت در تشخیص، طبقهبندی تهدیدات و ارسال دادههای بلادرنگ به سیستم رزمی Aegis شد. در نسخه پیشرفتهتر AN/SLQ-۳۲(V)۷ (Block ۳)، قابلیت تهاجمی نیز اضافه شد و امکان ایجاد اختلال فعال و اخلال در سیستم هدایت موشکهای دشمن فراهم گردید. این نسخه روی ناوهای Flight IIA و Flight III نصب یا بهروزرسانی میشود.

لازم به ذکر است که این سامانه در کنار اهداف کاذب مانند Nulka، AN/SLQ-۲۵ Nixie و SRBOC بهصورت یکپارچه عمل کرده و یک شبکه دفاع الکترونیکی چندلایه برای مقابله با تهدیدات ایجاد میکند.
AN/SLQ-۲۵ Nixie و انواع آن، اژدرهای فریبندهی یدککشی هستند که در کشتیهای جنگی ایالات متحده و متحدانش استفاده میشوند. این اژدرها شامل یک دستگاه فریبندهی یدککش (TB-14A) و یک مولد سیگنال روی کشتی هستند. Nixie قادر به غلبه بر اژدرهای هدایتشونده از طریق امواج صوتی، اژدرهای هدایتشونده با سیم است. این طعمه سیگنالهایی را منتشر میکند تا اژدر مهاجم را از کشتی هدف دور کند.

Nulka یک موشک فریب فعال و یکبار مصرف است که برای دور کردن موشکهای ضد کشتی از اهدافشان طراحی شده است و در کشتیهای جنگی نیروی دریایی ایالات متحده، نیروی دریایی سلطنتی استرالیا و نیروی دریایی سلطنتی کانادا استفاده میشود. این موشک طراحی منحصر به فردی دارد و پس از شلیک میتواند تا مدت مشخصی در هوا معلق بماند.

Mark ۳۶ SRBOC یک سامانه پرتاب چف و فریبدهندهی برد کوتاه است که فریبدهندههای راداری یا مادون قرمز را از کشتیهای جنگی آمریکا برای خنثی کردن موشکهای ضد کشتی پرتاب میکند. این فریبدهندهها سیگنالهای کاذب و تداخل در سیستمهای هدایت و کنترل آتش موشکهای مهاجم ایجاد میکنند.


در بخش ارتباطات، ارتباطات داخلی شناور توسط سیستم IVCS مدیریت میشود که ارتباط صوتی امن و یکپارچه را در سراسر کشتی فراهم میکند. همچنین از فیبر نوری و سیستم AN/USQ-۸۲(V) برای انتقال دادههای پرسرعت استفاده میشود. ارتباطات خارجی شامل باندهای HF، VHF و UHF است و ارتباط ماهوارهای نیز از طریق ترمینالهایی مانند AN/WSC-۳ و AN/USC-۳۸ برقرار میشود. در کنار آن، لینک داده تاکتیکی Link ۱۶ امکان تبادل بلادرنگ اطلاعات موقعیت، هدف و وضعیت را با سایر واحدها، هواگردها و مراکز فرماندهی فراهم میکند.

بستههای ارتقا:
شناورهای عملیاتی این کلاس میتوانند از طریق دو بسته ارتقایی مجزا نوسازی شوند: ارتقای سامانههای رزمی (C/S) و ارتقای بخش بدنه، مکانیکی و الکتریکی (HM&E).
بسته HM&E شامل مجموعهای از بهروزرسانیهای زیرساختی و پشتیبانی است؛ از جمله اتصال اترنت گیگابیتی در بخش پیشرانه، سامانه نظارت تصویری دیجیتال (DVSS)، سامانه یکپارچه ناوبری پل فرماندهی (IBNS)، آشپزخانه پیشرفته و مجموعهای از اصلاحات مرتبط با شرایط زیستی و رفاه خدمه.
در مقابل، بسته ارتقای سامانههای رزمی (C/S) بر افزایش توان رزمی و پردازشی شناور تمرکز دارد. این ارتقاها بر پایه یک محیط پردازشی مبتنی بر معماری باز انجام میشود که امکان توسعه و بهروزرسانی مداوم سامانهها را فراهم میکند. در این چارچوب، یک پردازشگر جدید چندمنظوره سیگنال نیز اضافه میشود که برای پشتیبانی از قابلیتهای پیشرفتهتر دفاع ضد موشک بالستیک و همچنین بهبود عملکرد رادار در مناطق ساحلی و آبهای کمعمق طراحی شده است.
از دیگر ارتقاهای مهم میتوان به سامانه CEC برای اشتراکگذاری دادههای هدفگیری میان واحدهای مختلف، موشک Evolved Sea Sparrow Missile (ESSM) برای دفاع نقطهای، سامانه دفاع نزدیک CIWS Block 1B، برنامه جنگ الکترونیک SEWIP و سامانه فریب موشکی Nulka اشاره کرد.
همچنین سامانه پرتاب عمودی Mk-۴۱ در ناوشکنهای کلاس آرلی برک نیز ارتقا یافته تا بتواند از موشکهای SM-۳ و نسخههای جدیدتر خانواده موشکهای استاندارد پشتیبانی کند، و به این ترتیب توان پدافند لایهای و ضد موشک بالستیک این شناورها به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
تاریخچه عملیاتی ناو کلاس آرلی بورک:
کلاس آرلی برک نخستین تجربه رزمی خود را با شلیک موشکهای کروز تاماهاوک علیه عراق به دست آورد. در جریان عملیات «ضربه صحرا» در روزهای ۳ و ۴ سپتامبر ۱۹۹۶، ناوشکنهای USS Laboon و USS Russell بهترتیب ۱۳ و ۸ فروند موشک تاماهاوک شلیک کردند. چند سال بعد و در دسامبر ۱۹۹۸، ناوشکنهای این کلاس بار دیگر در قالب عملیات «روباه صحرا» حملات موشکی گستردهای علیه عراق انجام دادند. همچنین در سال ۲۰۰۳ ، ۱۱ فروند ناوشکن آرلی برک در پشتیبانی از ناوگروههای هواپیمابر مشارکت داشتند و در مراحل ابتدایی جنگ، با شلیک موشکهای تاماهاوک اهداف زمینی متعددی را هدف قرار دادند.
در اکتبر ۲۰۱۱، نیروی دریایی ایالات متحده اعلام کرد که چهار فروند ناوشکن آرلی برک برای پشتیبانی از سامانه دفاع موشکی ناتو بهصورت دائمی در اروپا مستقر خواهند شد. این شناورها که در پایگاه دریایی روتا در اسپانیا مستقر شدند، شامل USS Ross، USS Donald Cook، USS Porter و USS Carney بودند. استقرار دائمی این شناورها باعث کاهش زمان رسیدن آنها به مناطق عملیاتی شد و به نیروی دریایی آمریکا اجازه داد سایر ناوشکنهای ناوگان آتلانتیک را در راستای راهبرد «چرخش به شرق آسیا» آزاد کند. این اقدام با واکنش شدید روسیه همراه شد و مسکو آن را تهدیدی علیه بازدارندگی هستهای خود توصیف کرد؛ تا جایی که حتی تهدید به خروج از پیمان «نیو استارت» مطرح شد.
در اکتبر ۲۰۱۶، ناوشکنهای USS Mason و USS Nitze پس از حمله به یک شناور پشتیبانی اماراتی، به سواحل یمن اعزام شدند. در ۹ اکتبر و هنگام حضور در دریای سرخ، ناوشکن میسون دو موشک ضدکشتی شلیکشده شناسایی کرد که به سمت شناورهای آمریکایی حرکت بودند. برای مقابله با این تهدید، دو موشک SM-۲، یک موشک ESSM و یک فریبدهنده نالکا شلیک شد. یکی از موشکهای مهاجم بهصورت قطعی در آب سقوط کرد و سرنوشت موشک دوم مشخص نشد.
سه روز بعد، در تنگه بابالمندب، میسون بار دیگر یک موشک ضدکشتی را شناسایی کرد و این بار موفق شد آن را در فاصله حدود ۱۳ کیلومتری با موشک SM-۲ رهگیری کند. در ۱۳ اکتبر نیز ناوشکن نیتز با شلیک موشکهای تاماهاوک، سه سایت نظامی را که در حملات قبلی نقش داشتند، منهدم کرد. چند روز بعد و در ۱۵ اکتبر، میسون برای سومین بار هدف حمله قرار گرفت؛ این بار پنج موشک ضدکشتی به سمت آن شلیک شد. میسون با استفاده از موشکهای SM-۲ و فریبدهندههای راداری موفق شد چهار موشک را منهدم یا منحرف کند و ناوشکن نیتز نیز پنجمین موشک را با استفاده از فریبدهنده راداری از مسیر خارج کرد.
در ۷ آوریل ۲۰۱۷، ناوشکنهای USS Ross و USS Porter پایگاه هوایی الشعیرات در سوریه را با موشکهای تاماهاوک هدف قرار دادند. این دو شناور در مجموع ۵۹ فروند موشک کروز شلیک کردند. یک سال بعد، در ۱۴ آوریل ۲۰۱۸، ناوشکنهای USS Laboon و USS Higgins نیز حمله موشکی دیگری علیه اهداف مرتبط با تسلیحات ادعایی شیمیایی سوریه انجام دادند. این دو شناور بهترتیب ۷ و ۲۳ موشک تاماهاوک شلیک کردند. همزمان، ناوشکنهای USS Donald Cook و USS Winston S. Churchill نیز در دریای مدیترانه مستقر شدند تا با ایجاد ابهام عملیاتی، سامانههای دفاعی سوریه را گمراه کنند.
در اکتبر و نوامبر ۲۰۲۳، ناوشکنهای USS Carney و USS Thomas Hudner که در دریای سرخ مستقر بودند، شمار زیادی پهپاد و موشک را رهگیری و منهدم کردند. در ۱۹ اکتبر، کارنی دستکم سه موشک کروز و هشت پهپاد را که احتمال میرفت به سمت اسرائیل در حرکت باشند سرنگون کرد. همچنین در روزهای ۱۵ و ۲۲ نوامبر، ناوشکن توماس هادنر چندین پهپاد شلیکشده توسط حوثیهای یمن را منهدم کرد.
در ۲۷ نوامبر، ناوشکن کارنی دو موشک بالستیک شلیکشده از مناطق تحت کنترل حوثیها را شناسایی کرد ؛ این موشکها در فاصله حدود ۱۸ کیلومتری در آب سقوط کردند. دو روز بعد، کارنی یک موشک دیگر را رهگیری کرد. در ۳۰ دسامبر نیز ناوشکن USS Gravely دو موشک بالستیک ضدکشتی را منهدم کرد. در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۴ نیز یک موشک کروز ضدکشتی تا فاصله حدود ۱٫۶ کیلومتری ناوشکن گریولی نزدیک شد و این شناور برای نخستین بار در این درگیریها از سامانه دفاع نزدیک فالانکس CIWS برای انهدام موشک استفاده کرد.
در جریان جنگ ایران علیه اسرائیل در ۱۳ آوریل ۲۰۲۴، ناوشکنهای USS Arleigh Burke و USS Carney بین ۴ تا ۷ موشک رهگیر SM-۳ شلیک کردند و دستکم سه موشک بالستیک ایرانی را رهگیری و منهدم ساختند. این نخستین استفاده رزمی از موشک SM-۳ در تاریخ محسوب میشد. چند ماه بعد، در ۱ اکتبر، ناوشکنهای USS Bulkeley و USS Cole نیز ۱۲ موشک SM-۳ و SM-۶ را علیه موشکهای بالستیک ایرانی شلیک کردند.
در جریان جنگ ایران در سال ۲۰۲۶، در ۱۱ آوریل، بیش از ۲۰ ناوشکن در حملات هماهنگ علیه ایران دخیل بودند. پس از برقراری آتشبس، ناوشکنهای USS Frank E. Peterson و USS Michael Murphy عملیاتی برای پاکسازی مینهای دریایی در تنگه هرمز انجام دادند؛ چند روز بعد و در ۱۳ آوریل، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که محاصره دریایی علیه کشتیهای ورودی و خروجی بنادر ایران اجرا خواهد شد. در ادامه و در ۱۹ آوریل، ناوشکن USS Spruance که در اجرای این محاصره مشارکت داشت، به سمت شناور Touska آتش گشود و پس از متوقف کردن آن، شناور را توقیف کرد.
مشخصات ناوشکن کلاس آرلی برک:
نوع: ناوشکن موشکانداز
کشور سازنده: آمریکا
ورود به خدمت: ۱۹۹۱
طول: ۱۵۵ متر
عرض: ۲۰ متر
آبخور: ۹.۴ متر
موتور: ۴ موتور General Electric LM2500 مجموعا با توان ۱۰۵۰۰۰ اسب بخار
برد: ۴۴۰۰ مایل دریایی (۸۱۰۰ کیلومتر)
سرعت: ۳۰ نات (۵۶ کیلومتر بر ساعت)
وزن: ۹۹۰۰ تن (بهروزترین نسخه)
سیستم موشکی:
۹۶ سلول پرتاب عمودی موشک شامل ترکیبی از:
موشک کروز تاماهاک
موشک پدافندی SM-۳
موشک پدافندی SM-۶
موشک پدافندی SM-2ER/MR
موشک پدافندی ESSM
موشک ضدکشتی RUM-۱۳۹
۶ اژدر ۳۲۴ میلیمتری از دو پرتابگر سه تیوبه مارک ۳۲
توپخانه:
۱ توپ ۱۲۷ میلیمتری Mk ۴۵
۱ یا ۲ مسلسل ۲۰ میلیمتری سامانه دفاع نزدیک فالانکس (وابسته به نوع ناوشکن)
۲ مسلسل ۲۵ میلیمتری M242
۴ مسلسل ۱۲.۷ میلیمتری M2
هواگرد قابل حمل:
۲ بالگرد MH-60R




دیدگاه