سرگردان بین دیپلماسی و مقاومت

شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۰ - شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶ - ۱۴:۵۰
https://iswnews.com/?p=140408
سرگردان بین دیپلماسی و مقاومت

مرکز سیاست‌پژوهی و افکارسنجی فلسطین مستقر در رام‌الله، طی نظرسنجی‌های ادواری از مردم فلسطین در کرانه باختری و غزه، دیدگاه آنان پیرامون مهم‌ترین موضوعات جامعه فلسطین را مورد بررسی و کاوش قرار می‌دهد. در تازه‌ترین نظرسنجی این مؤسسه از ۵ تا ۸ آگوست ۲۰۲۶ با جامعه نمونه ۱۲۷۰ نفر (۸۳۰ نفر در کرانه باختری و ۴۴۰ نفر در غزه)، دیدگاه فلسطینیان در خصوص آتش‌بس جنگ غزه، جنگ رمضان و تحولات سیاست داخلی فلسطین و گروه‌های سیاسی را مورد سنجش قرار داده است. داده‌های کلی این نظرسنجی نشان‌گر تردید و ابهام مردم فلسطین نسبت به وضع موجود و نگرانی در خصوص پیامدهای مبارزه مسلحانه از یک‌سو و پذیرش خلع سلاح مقاومت از سوی دیگر است. اهمیت این امر بدین جهت است که پیامدهای ویران‌گر حملات حکومت اشغال‌گر قدس به غزه از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، تردیدهایی نسبت به کارآمدی مبارزه مسلحانه و راهبرد مقاومت ایجاد کرده، اما تجربه بدعهدی‌های مکرر آمریکا نسبت به تعهداتش در خصوص تشکیل دولت فلسطین و همچنین مواضع آشکار نتانیاهو درباره مخالفت با هر گونه راهکار سیاسی، سبب شده تا مردم فلسطین به مذاکره با واشنگتن و تل‌آویو نیز بی‌اعتماد باشند. در واقع، یک فضای گذار سیاسی مبهم و نااطمینان در میان جامعه فلسطینی پدیدار شده است. در خصوص حملات آمریکا و اسرائیل به ایران نیز، داده‌های نظرسنجی از حمایت محسوس فلسطینیان از ایران حکایت دارد.

نگرش به جنگ غزه
به نظر می‌رسد پیامدهای محاصره شدید غزه، فقدان امکان بازسازی و تداوم مشکلات معیشتی سبب شده تا نگرش‌ها پیرامون وضعیت مقاومت در این جنگ اندکی تغییر کند. اکنون ۲۰ درصد مردم فلسطین معتقد هستند که حماس پیروز این جنگ بوده، در حالی که ۱۵ درصد رژیم اشغال‌گر قدس را پیروز این جنگ می‌دانند و ۶۰ درصد معتقدند که هیچ‌یک پیروز نشده‌اند. این در حالی است که در اکتبر ۲۰۲۵، ۳۹ درصد حماس را پیروز جنگ غزه دانسته بودند. در عین حال ۷۲ درصد مردم فلسطین با خلع سلاح حماس، تا پیش از خروج کامل ارتش اشغال‌گر قدس از محدوده غزه مخالف هستند. به نظر آنها، خلع سلاح بدون خروج ارتش دشمن، موجب بروز دوباره آتش درگیری خواهد شد. علاوه بر اینکه فقط ۲۴ درصد فلسطینیان به «شورای صلح» که توسط ترامپ تشکیل شده اعتماد دارند و ۶۶ درصد به آن بی‌اعتماد بوده و معتقد هستند که در راستای منافع تل‌آویو حرکت می‌کند و یا حداقل منافع فلسطینیان را محقق نخواهد کرد.

نگرش به گروه‌های داخلی
در حالی که سازمان فتح شورای مرکزی جدیدی را انتخاب کرده و جنبش حماس نیز خلیل الحیه را به عنوان رئیس دفتر سیاسی خود انتخاب نموده، هیچ‌یک از این دو گروه سیاسی از محبوبیت بالایی در بین اکثریت مردم فلسطین برخوردار نیستند. در پرسشی برای جانشینی محمود عباس در تشکیلات خودگردان؛ همچنان مروان برغوثی به مثابه محبوب‌ترین شخصیت در میان فلسطینیان با ۳۹ درصد در صدر قرار داشته و پس از او خلیل الحیه ۱۶ درصد، محمد دحلان ۱۵ درصد و مصطفی برغوثی نیز ۶ درصد حمایت داشته‌اند. همچنین در پرسش دیگری در خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری فرضی، مروان برغوثی ۵۴ درصد، خلیل الحیه ۲۶ درصد و محمود عباس تنها ۱۴ درصد آرا را کسب کردند. در عین حال که ۷۹ درصد فلسطینیان خواستار استعفای محمود عباس از ریاست تشکیلات خودگردان می‌باشند. در پرسش مشابه دیگری درباره انتخابات پارلمانی فرضی نیز سازمان فتح ۲۱ درصد و جنبش حماس ۱۹ درصد آرا را کسب کرده‌اند که نشان‌گر نارضایتی قابل توجه از هر دو گروه سیاسی اصلی در فلسطین در میان اکثریت ساکنان در کرانه باختری و غزه است. درخصوص حمایت از احزاب نیز، حمایت از حماس نسبت به اکتبر ۲۰۲۵ از ۳۵ درصد به ۲۴ درصد کاهش یافته ولی این کاهش به نفع سازمان فتح محسوب نشده و حمایت از این گروه نیز در بازه ۲۴ درصد ثابت مانده است. گفتنی است که حمایت از حماس در غزه ۳۳ درصد و در کرانه باختری ۱۸ درصد و حمایت از فتح نیز در غزه ۲۶ درصد و در کرانه باختری ۲۳ درصد است.

نگرش به بازیگران خارجی
در خصوص بازیگران خارجی حامی فلسطین انصارالله با ۶۱ درصد و سپس قطر با ۵۱ درصد وایران و حزب‌الله هر یک با ۵۰ درصد بیشترین محبوبیت را دارند. موضوعی که نشان می‌دهد فلسطینیان لفاظی‌های دولت‌های غربی و عربی را با عملکرد این دولت‌ها سنجیده و اعتباری برای آن قائل نیستند، بلکه حامیان واقعی را در منطقه و به‌ویژه جبهه مقاومت می‌بینند. همچنین اسپانیا با ۵۰ درصد و چین با ۴۰ درصد نیز در رتبه‌های بعدی قرار داشتند و آمریکا با ۵ درصد در پایین‌ترین رتبه قرار دارد. درباره جنگ رمضان نیز ۴۵ درصد حامی ایران، ۱۲ درصد حامی آمریکا و ۴۰ درصد بی‌طرف بوده‌اند. موضوعی که نشان می‌دهد احتمالاً بخشی از ساکنان فلسطین، ناظر به اختلافات داخلی در پهنه سرزمینی فلسطین از یک‌سو و پیامدهای نبردهای گروه‌های مقاومت از سوی دیگر، تمایلی به حمایت از ایران نشان نداده‌اند. اما پرسش دیگری که امکان نفوذ بالقوه بازیگران خارجی در بین فلسطینیان مشخص می‌کند، ترجیحات رسانه‌ای آنها در بین شبکه‌های تلویزیونی خارجی است. شبکه الجزیره با ۴۶ درصد، محبوب‌ترین شبکه تلویزیونی در کرانه باختری و غزه است. پس از آن العربیه با ۵ درصد و المنار با ۱ درصد قرار دارند. موضوعی که نشان می‌دهد قطر همچنان با قدرت نرم بالای خود، موقعیت بهتری برای تثبیت گزاره‌های مطلوبش در جامعه فلسطین دارد و ایران و گروه‌های مقاومت از ابزار کافی برای این امر بهره‌مند نیستند.

جمع‌بندی
نتایج این نظرسنجی حاوی نوعی ناامیدی و سرگردانی نسبت به آینده در میان فلسطینیان است. بدین ترتیب که ترجیحات سیاسی آن‌ها درباره راهکارهای حل بحران فلسطین که در جدول زیر به نمایش درآمده نشان می‌دهد، هیچ راهکاری از حمایت اکثریت برخوردار نیست.

برتری راهکار دو کشوری نشان می‌دهد مخالفان این راهکار هنوز نتوانسته‌اند جایگزین مطلوب و عملیاتی‌تری نسبت به آن پیشنهاد بدهند. این در حالی است که هیچ چشم‌انداز روشنی برای تشکیل دولت مستقل فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷ وجود ندارد و جناح راست صهیونیست‌ها در مناطق اشغالی به صراحت با تشکیل هر گونه دولت فلسطینی مخالفت کرده است. حتی در همین نظرسنجی نیز ۵۸ درصد معتقد هستند که این راهکار، عملیاتی نیست.
از سوی دیگر، برتری گرایش به مذاکره در ساکنان غزه در قیاس با کرانه باختری و همچنین افول گرایش به مبارزه مسلحانه در غزه (از ۴۱ درصد در اکتبر ۲۰۲۵ به ۲۱ درصد در آگوست ۲۰۲۶) نشان می‌دهد که فشارهای معیشتی و تداوم محاصره و اشغال سرزمینی در محدوده غزه می‌تواند نگرش‌های عمومی نسبت به کارآمدی مقاومت مسلحانه را تحت تأثیر قرار دهد. به نظر می‌رسد که رسانه‌های عرب‌زبان ایرانی و گروه‌های مقاومت، تاکنون مشروعیت راهبرد مبارزه مسلحانه را بیش از کارآمدی آن در دستور کار قرار داده بودند. در حالی که اکنون ضروری است از طریق ابزارهای موجود و محبوب مانند شبکه الجزیره به تبیین کارآمدی مقاومت برای جامعه فلسطینی بپردازند. اینکه آزادی غزه از اشغال در ۲۰۰۵ نتیجه مبارزه مسلحانه بوده و حتی پیمان اسلو و تشکیل حکومت تشکیلات خودگردان نیز ثمره انتفاضه فلسطینی بوده است. موضوعی که در کنار بدعهدی‌های مکرر واشنگتن و جنایات آشکار تل‌آویو، فرصت‌های رسانه‌ای بیشتری در اختیار دیپلماسی عمومی ایران قرار می‌دهد. این هشدار را باید جدی گرفت که پیامدهای انسانی، زیرساختی و سیاسی تهاجم‌های اسرائیل به غزه و لبنان می‌تواند پایگاه اجتماعی مقاومت را تضعیف نماید. موضوعی که امروزه نشانه‌های آن در غزه آشکار شده و احتمالاً با فاصله‌ای اندک در شیعیان جنوب لبنان نیز نمایان خواهد شد. به بیان دیگر، نباید تصور کرد که زمینه‌های ایدئولوژیک و تشکیلاتی حمایت از مقاومت، تاب‌آوری نامحدودی در برابر ضربات نظامی دشمن دارد. البته هسته سخت حمایت از مقاومت، هم از منظر وزن جمعیتی و هم انگیزه سیاسی امکان‌مندی تداوم حیات این جنبش‌ها را دارد ولی تداوم گستره و عمق مقاومت در جمعیت فلسطین و لبنان می‌تواند نسبت روشنی با پیامدهای تداوم مقاومت داشته باشد. جنبش حزب‌الله نیازمند ضربات جدی به پیکره ماشین نظامی دشمن صهیونیستی در جنوب و گشایش در امکان سکونت در این محدوده است. همچنین باید نسبت به ضرورت بازسازی جنوب لبنان در بلندمدت و تأمین بودجه آن از مسیرهای مطمئن و پایدار نیز تأمل نمود و تلاش کرد که تجربه تداوم محاصره صنعتی و اقتصادی غزه در جنوب لبنان، تکرار نشود.

منابع:

The Palestinian Center for Policy and Survey Research
https://www.pcpsr.org/en/node/1014

  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *