روزنوشت های بانوی در حصار؛ فوعه و کفریای عزیز را فراموش نکنید!
فوعه و کفریا امروز تنها و سرد است…
بمباران بر سر خانه های اهالی فوعه و کفریا مجددا از سر گرفته شد..
بمبارانی شدید و وحشیانه که وجب به وجب دو روستای ما را در بر گرفت…
و کودکان مانند گنجشگانی سربریده شده از درد به خودشان میپیچند… و امیدوارانه یاری طلب میکنند…
با امید به فردایی روشن بدون بمباران..
با امید به فردایی آن سوی دیوارهای پناهگاه ها…
این نهایت آرزوی کودکان است..
????
و اما برای بزرگان..
سکوت و انتظار بهترین موضعگیری است..
و همگان میپرسند:
کجاست جایگاه ما در توافقات بین المللی؟؟
کجاست برجهای مراقبت ترکیه؟؟
کجاست واکنش صریح و مناسب در برابر بمباران گروههای مسلح؟؟
ما کجای گذرگاههای امن شهر غوطه هستیم؟؟
سهم ما در تجمعات اعتراضی دوستان ما در خارج از کشور چیست؟؟
فوعه و کفریا امروز تنها و سرد است…
همگان حسابشان را با جان ها و تنهای ما تصفیه کردند..و با خونهایمان تجارت…
ظلم بر ما آیا کااافی نیست؟؟؟
کودک فوعه وکفریا..
هیچکس صدایش را نمی شنود..
هیچ عربی اشک هایش را برایش پاک نمی کند.. گناه او این است که از مردم شهرهای فوعه وکفریا است..
کافی است که از این دو شهر باشی تا تو را به فراموشی بسپارند… ?
#فوعه_وکفریا در آتش
..
.
.
بقلم: بانو زینب الحسن
دیدگاه