عملیات ترکیبی یمن، از تنگه باب المندب تا شریان نفتی سعودی
پیشرویهای اخیر نیروهای مسلح یمن در جبهه جنوب غربی یمن، معادله جنگ منطقهای را به طور قابل توجهی تغییر داده و آن را از سطح یک درگیری داخلی به یک بحران استراتژیک با ابعاد جهانی تبدیل کرده است.
این تحولات را میتوان در سه سطح پیشروی میدانی در جبهه یمن، وضعیت عربستان سعودی و تاثیر اقدامات یمن بر بازار جهانی انرژی تحلیل کرد.
۱- پیشروی میدانی در جبهه یمن:
ارتش یمن و کمیته های مردمی پس از آغاز تنش با عربستان سعودی در ۲۹ تیر ماه، با راه اندازی یک عملیات سریع و ترکیبی، ضمن حملات موشکی و پهپادی به مواضع سعودیها در عربستان، کنترل مناطق وسیعی در جنوب استان الحدیده، جنوب و غرب استان تعز و بخشهایی از استان لحج را بدست گرفتند.
مهمترین دستاوردهای میدانی این عملیات را میتوان تسلط بر شهر المخا به عنوان مرکز فرماندهی تشکیلات تحت امر طارق صالح، کنترل تنگه استراتژیک باب المندب و مناطق اشغالی غرب و جنوب استان تعز و نوار ساحلی جنوب غربی دانست که بر مسیر کشتیرانی خلیج عدن-دریای سرخ اشراف دارد.
ارتش یمن همچنان به تکمیل این مسیر ادامه میدهد و با قطع جاده غربی شهر تعز-عدن و همچنین آزادسازی مدیریتهای الشمایتین، الصلو، جبل حبشی و… حلقه محاصره شهر تعز را تنگتر کرده است. نیروهای مسلح یمن همزمان در جبهه کهبوب در غرب استان لحج و ذوباب در جنوب استان تعز در حال دقع حملات ایذایی نیروهای مزدور ائتلاف سعودی هستند و جزایر مهم میون، حنیش و زقر را به کنترل درآوردهاند.
از جمله علل موفقیت سریع ارتش یمن در کنترل جنوب غربی یمن، اجرای دقیق حملات موشکی و پهپادی علیه پایگاههای نظامی و تجمعات مزدوران، ترفندهای اطلاعاتی و جنگ روانی، اعلام عفو عمومی توسط ریاست شورای عالی سیاسی دولت صنعا و حرکت هماهنگ و گسترده زمینی و رسانهای دانست.
همین موارد موجب فرار و عقب نشینی عوامل طارق صالح و نیروهای العمالقه از خطوط درگیری در حیس و پایگاه خالد بن ولید شد و مقاومت چندان موثری در سایر مواضع انجام نشد و درگیریهای پراکنده موجب پاکسازی کامل جنوب غربی یمن شد.
۲- وضعیت عربستان سعودی:
همزمان با پیشروی میدانی در جنوب غربی یمن، حملات موشکی و پهپادی به مواضع مختلف سعودیها در جنوب و عمق خاک عربستان به طور مداوم انجام شده است. تأسیسات نفتی سعودیها به ویژه خط لوله شرق-غرب و فرودگاهها و پایگاههای نظامی در ریاض و سه استان نجران، جیزان و عسیر جز اصلی ترین اهداف این حملات بودهاند.
مهمترین نتیجه این ضربات، توقف فعالیت خط لوله شرق-غرب عربستان بعنوان مسیر جایگزین تنگه هرمز بوده است که با حمله به دستکم چهار ایستگاه پمپاژ عفیف، الذکره، المسبعه و خریص در چند مرحله محقق شد. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتر طول دارد و شرکتهای خدماتی با اقدامات اضطراری و از دور خارج کردن ایستگاهها، جریان صادرات را با کاهش میزان انتقال به ۱.۵ الی ۱.۶ میلیون بشکه احیا کردهاند. این خط لوله از سال ۱۳۶۰ هجری شمسی برای دور زدن تنگه هرمز طراحی و ساخته شده بود و در شرایط کنونی اهمیت زیادی پیدا کرده است.
پالایشگاههای ریاض، بقیق، خریص، رابغ، جیزان و میدان های نفتی استان شرقی از جمله میدان نفتی الغوار از اهداف دیگر این حملات بوده است و تاسیسات آنها مورد اصابت های مختلفی قرار گرفته است.
انهدام متعدد مخازن سوختی، انهدام یک هواپیمای مسافربری و آسیب دیدن دو هواپیمای دیگر در فرودگاه ریاض، انهدام تاسیسات مختلف و اختلال و لغو شدید در پروازهای فرودگاهها از دیگر نتایج حملات یمنیها بوده است. سعودیها آمار دقیقی از تلفات خود منتشر نکردهاند اما تنها در دو حمله به فرودگاه ریاض، ۱۵ نفر کشته و بیش از ۳۰۹ نفر زخمی شدهاند.
۳- تاثیر اقدامات یمن بر بازار جهانی انرژی:
ضربات ترکیبی ارتش یمن به زیرساختهای عربستان، به عنوان یکی از اصلی ترین منابع انرژی در جهان به نوعی یک اقدام تکمیلی در کنار بسته شدن تنگه هرمز است که موجب شده تا یک بحران چند لایهای در بازار جهانی ایجاد شود.
سعودیها پیش از وقوع جنگ از چهار مسیر نفت را به مشتریان خود صادر میکردند که با وقوع جنگ و دامن زدن به آن، سه مسیر تنگه هرمز (به دلیل عملیات نیروهای مسلح ایران)، تنگه بابالمندب و خط لوله شرق-غرب (به دلیل حملات نیروهای مسلح یمن) مسدود شدهاند. این وضعیت در تاریخ معاصر بیسابقه است و تاکنون عرضه نفت در جهان اینگونه تحت شعاع قرار نگرفته است.
انسداد هرمز حداقل ۱۰ میلیون بشکه و بسته شدن باب المندب برای نفت عربستان ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت را از بازار جهانی حذف کرده است و همین موضوع موجب افزایش قیمت نفت تا بیش از ۱۰۷ دلار شده است. ادامه این وضعیت میتواند قیمت نفت را به ۱۵۰-۲۰۰ دلار نیز بکشاند.
این وضعیت موجب افزایش قیمت سوخت در آمریکا نیز شده است و گازوئیل در آمریکا به حدود شش دلار در هر گالن رسیده است. البته آمریکاییها برای رفع این مشکل، با روسیه مذاکره کردهاند و با وعدههایی در خصوص اوکراین، آنها را مجاب به عرضه گازوئیل به بازار آمریکا کردهاند تا بتوانند کمبود گازوئیل را به طور موقت رفع کنند.
نتیجه گیری:
پیشرویهای انصارالله در تعز و سواحل باب المندب، همراه با ضربات به خط لوله شرق-غرب و پالایشگاههای آرامکو، یک عملیات ترکیبی جدید است که هدف آن کاهش توان تولید و صادرات سعودیها و ایجاد شوک در بازار جهانی انرژی است. این اقدام، موازنه قدرت در میز مذاکره با غرب را به نفع ایران و محور مقاومت تغییر داده و عربستان را از موضع تحمیل به موضع مدیریت بحران سوق داده است. یمن با تشدید حملات به خط لوله شرق-غرب عربستان و اقدامات بیشتر در دریای سرخ میتواند صادرات نفت سعودیها از طریق کانال سوئز و خط لوله سومید در مصر را نیز تحت شعاع قرار دهد و شوک بیشتری به بازار انرژی وارد کند، اما دست برتر آنها در نبردهای زمینی و ضربات قوی علیه اهداف نفتی سعودیها موجب شده تا درگیریها بیش از این توسعه نیابد و تحقق اهداف از طریق فشار علیه سعودیها ادامه یابد.
دیدگاه