دلنوشته ای خطاب به فرمانده شهید معظم “مرتضی حسین پور (حسین قمی)”

نویسنده:
سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۶ - ۲۱:۴۲
https://iswnews.com/?p=2712

مجاهدی که چندین سال در بالاترین رده های میدانی جنگ سوریه و عراق فرماندهی کرد…

بسم رب الزهرا(س)…

سیدمرتضی آوینی میگفت:” ای کاش میشد که تو را در مأمن تنهاییت رها کنیم و بگذریم که تو اینچنین میخواستی؛ اما ای عزیز، اجر تو در کتمان کردن است و اجر ما در افشا کردن.
تا تاریخ در افق وجود تو قله های بلند تکامل انسانی را ببیند”.

برادر حسین!
آری تو گمنامی را انتخاب کردی. اما به ما هم حق بده که مثل تو نیستیم. به ما هم حق بده که نتوانیم از تو دم نزنیم…

تو همه چیزت را وقف این راه کردی. مگر چند نفر از مردم شهر میدانند که تو بارها مجروح شدی و باز هم شهرنشین نماندی و عازم جهاد شدی؛

خیلی ها رفتند و گفتند دیگر بس است؛ کمی هم به زندگی مان برسیم؛
اما تو ماندی! تو تا آخرش ماندی…!
.
پس خوشابحالت که به آخرش رسیدی… جانت را گذاشتی در بلاد شام و عراق…

اصلا چه فرقی میکند شام بود یا عراق؟ مگر قصه عاشقی و جهاد تو در مرز و جغرافیا میگنجد؟
اگر اینگونه بود که مجاهد مهاجر نمیشدی… اگر اینگونه بود که پا از مرز کشور دنیاییت بیرون نمی گذاشتی…
آری تو مزد جهاد و مهاجرتت را گرفتی…

و فرزند در راهت باید به تو افتخار کند؛ اصلا همه فرزندان مان باید به تو و رفیقانت افتخار کنند و مدیون باشند…
.
باید بدانند حسین قُمی ها این چندسال در “شام” چه بلایی کشیدند… باید بدانند در صحرای شام و عراق چه شب های تاریک و غریبی را پاسبانی و فرماندهی کردند که امروز ما اسیر دست نااهلان نیستیم.

مثل ۱۱ رزمنده ایرانی که حسین قمی عقب کشیدشان و فقط یک “محسن حججی” باقی ماند که باقی بماند و به قول سیدالإمام، حجتی باشد در برابر دید همگان….

قصه ۱۱ “محسن حججی” را که حسین قُمی عقب کشید و نجات داد، همه شهر باید بدانند…

اما تو خودت اهل بازگشت نبودی؛ آری، فرمانده آخرین نفری است که برمیگردد؛ وقتی که دیدی نمیشود همه را برگرداند، تا آخرش ایستادی کنار بچه ها… برایت فرقی نمیکرد بچه عراقی یا ایرانی یا افغانی… ماندی و تا آخرین لحظه مقاومت کردی…

من میدانم که فرزندت تو را عاشق می شود و افتخار همیشه اش میمانی…
.
خسته نباشی حسین جان!
خدا قوت دلاور!

بالاخره پایان مأموریت تو را هم زدند؛
پاداشش ترفیع درجه ای است که از دست همانکس گرفتی که لحظه آخر در صحرای شام و عراق سرت را به دامن گرفت… آری درجه ات شد عاشق تمام!

سلام بر بدن های مطهری که در راه خدا و با عشق آل محمد(ص) روی زمین افتاد…

سلام بر پاسبانان حریم ولایت…. سلام بر دلاوران خستگی ناپذیر اسلام ناب محمدی(ص)…
سلام بر پاسبانان عقیده و مذهب…

و چه حجتی موجه تر از خون سرخ تو که همه یقین کنند ما پیروزیم…به اخلاصت قسم ما شکست نمیخوریم…. به نامت قسم آخرش خوش است…

” اللهم اظهر کلمه الحق واجعلها العلیا و ادحض کلمه الباطل واجعلها السفلی، انک علی کل شی قدیر”

به اشتراک بگذارید:
دیدگاه
  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات در تحولات جهان اسلام