ترکیه و سوریه به کجا می رسند؟

سه‌شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۰:۲۱ - سه‌شنبه ۱۰ مارس ۲۰۲۰ - ۰۰:۲۱
https://iswnews.com/?p=29413

در هفته های اخیر که شهرهای مهمی در استان های حلب و ادلب بعد از نبردهای سخت آزاد شد، امیدها برای خاتمه فتنه ۹ ساله در سوریه افزایش یافت اما یک دولت تمایلی ندارد تا جنگ در کشور همسایه اش تمام شود.

اردوغان در هفته های اخیر از گروهک های وهابی و سلفی که سالهاست موجب ویرانی و کشتار در سوریه شده اند حمایت شدید و بی سابقه ای کرده است تا جایی که برخی ناظران سیاسی احتمال جنگ میان دو کشور را مطرح کرده اند. به راستی چرا ترکیه از گروهک های وهابی این چنین پرهزینه حمایت میکند در حالیکه آنها ضمن از بین بردن اقتصاد سوریه در حال عقب نشینی و اضمحلال هستند؟

واقعیت این است که اردوغان به جای آنکه به فکر آباد کردن ترکیه و ایجاد همزیستی میان ترکها، عربها و … در منطقه باشد سعی دارد یک امپراطور باشد ولی اگر کمی بیاندیشد می تواند حقایق را درک کند به ویژه دوستان و دشمنانش قبل و بعد از کودتای آمریکایی گولن. اگر ترکیه حمایت از گروهک های آدمکش را کنار بگذارد می تواند به آینده همکاری با شرکایی مانند ایران و روسیه و حتی بازگشت به بازار سوریه امیدوار باشد. علاوه براینکه می تواند با تمرکز بر تقویت دولت وفاق در لیبی که با آن پیمان اتحاد بسته اما این روزها در وضعیت سقوط قرار دارد از منابع نفتی آن کشور بهره مند شود. ولی آنچه اردوغان در روزهای اخیر انجام می دهد برای مردم ترکیه بسیار تاسف بار است چرا که مادران ترک این روزها جنازه پسرانی را تحویل می گیرند که نمی دانند به راستی در حمایت از کدام منافع کشورشان کشته شده اند؛ با استمرار این وضعیت جان سربازان ترکیه در سوریه به خطر بیشتری خواهد افتاد آن هم برای حمایت از گروه القاعده که به راحتی کشتن پشته، سر آدم می برند. با این وضعیت حزب عدالت و توسعه موقعیت خوبی برای رقبایش در انتخابات آینده فراهم کرده است.

آنکارا از مشتعل کردن بیشتر آتش فتنه در سوریه خود را با شرکای اقتصادی اش دشمن می کند و این نکته ای است که زیان بسیاری به همراه دارد. در صورت تبدیل تنش به جنگ میان ترکیه و سوریه، قطعا ایران و روسیه که از دمشق در جنگ علیه تروریسم حمایت کردند ساکت نمی نشینند تا تروریسم که در آستانه نابودی است دوباره سر بلند کند. اردوغان نباید فراموش کند که ایران و روسیه با جدیت کودتای یاران گولن را در ترکیه ناکام کردند.

برای همگرایی فرصت هست
ترکیه با ایران مشترکات بسیاری دارد. دو کشور با فتنه انگیزی دولت سعودی و امارات به شدت مقابله می کنند؛ آنها در حمله به یمن علیه انصارالله که دوست ایران است می جنگند و در لیبی با دولت وفاق که متحد ترکیه است. هر دو کشور از دولت مادورو در کاراکاس و حماس در غزه حمایت می کنند. دو کشور تجارت ترجیحی دارند و می دانیم که تجارت اصل اقتصاد ترکیه را شکل می دهد. این در حالیست که ترکیه با بیشتر کشورهای منطقه روابط خوبی ندارد.
ترکیه بعد از کودتای سال ۱۳۹۵ مزه دسیسه های آمریکایی را چشیده و تهدید به تحریم را هم تجربه کرده است. تهران و آنکارا دشمن مشترکی دارند موسوم به فتح الله گولن که منادی اسلام آمریکایی است و به اندازه ای که با ایران دشمن است سعی کرد تا علیه دولت اردوغان در سال ۱۳۹۵ کودتا کند.
ترکیه بعد از بسته شدن پرونده عضویت در اتحادیه اروپا و حمایتی که آمریکا از کودتای گولن کرد دشمنی با روسیه را به همکاری تبدیل کرد. این روند موجب شد تا بر خلاف مرامنامه ناتو اقدام به خرید سامانه ضد موشک اس ۴۰۰ از روسیه کند آن هم به قیمت اخراج از پروژه اف ۳۵ آمریکا.
از طرف دیگر ترکیه بر خلاف خواست آمریکا توانست خود را به چهارراه انرژی در شرق اروپا تبدیل کند؛ خط لوله انتقال گاز روسیه به شرق اروپا از مسیر ترکیه موسوم به (ترک استریم) هم آرزوی آنکارا را تحقیق بخشید هم روسیه را از تنگنای وابستگی به خاک اوکراین برای صدور گاز به اروپا نجات داد. این اقدام اردوغان هم دهن کجی به هشدارهای واشنگتن بود.
در حال حاضر آنکارا می داند که نمی تواند روی کشوری قوی برای جنگ تمام عیار در سوریه حساب کند؛ نه حمایت ناتو را در حمله به سوریه خواهد داشت و نه آمریکا حاضر است بخاطر ۵ هزار کیلومتر مربع یا بیشتر خاک شمال سوریه خطر جنگ جهانی با روسیه و ایران را قبول کند.
ترکیه در صورت همگرایی منطقه ای می تواند به منافع بیشتری در همکاری با ایران، عراق و روسیه برسد حال آنکه با پافشاری بر راهبرد واگرایی جز خسارت برای مردم ترک هیچ ارمغانی نخواهد داشت. قطعا ایران و روسیه به دلیل رقابت راهبردی با آمریکا دوست دارند ترکیه در کنارشان باشد نه آنکه به چنان دولت ضعیفی تبدیل شود که آمریکا بتواند آن را بازی دهد.

آنچه اردوغان از دست می دهد
اصرار اردوغان در استمرار جنگ در سوریه موجب تضعیف بیشتر ترکیه، کاهش روابط آن کشور با شرکای اقتصادیش و نیز تحمیل هزنیه های جانی و مالی سنگین به مردمش می شود.
تصور طراحان سازمان اطلاعات ترکیه (میت) این بود که منطقه سراسر شمال استان حلب و حسکه ضمیمه خاک ترکیه شود؛ دقیقا همان کاری که با استان اسکندرون سوریه سالها قبل کرده بودند. استانی که در ترکیه به آن هاتای گفته می شود اما مردمش سوری های عرب هستند.
دقیقا به همین دلیل اردوغان نمی خواهد تا مناطقی از استان حلب و ادلب که در اختیار آدمکش های القاعده است آزاد شود چرا که مرحله بعد ارتش سوریه شهرهای الباب، عفرین، اعزاز، جرابلس و راس العین را آزاد خواهد کرد. دستکم آنکارا تمایل دارد این منطقه مانند استخوان لای زخم بحران سوریه باقی بماند تا از آن مانند اهرم فشار علیه دولت دمشق استفاده کند. حال آنکه ارتش سوریه در وضعیت است که می تواند همه مناطق اشغالی را آزاد کند حتی سرزمین هایی که آمریکا در شرق فرات و تنف و اسرائیل از جولان اشغال کرده اند.
آنچه روسها را وادار می کند برای ریشه کنی گروهکهای وهابی القاعده در سوریه سخت از دمشق حمایت کنند این است که نمی پذیرند کانون بحران همچنان در نزدیکی مرزهایشان باقی باشد. بحران چچن در دهه ۱۹۹۰ تنها به جدا شدن آن جمهوری از روسیه منجر نشد. وهابی ها با پول دولت سعودی و امارات تلاش کردند تا به سایر استان های قفقاز هم یورش ببرند و داغستان و اینگوش هم به خون آغشته شد. ازاینرو مسکو می داند یک بار برای همیشه باید ریشه وهابیت مسلح را در منطقه غرب آسیا بکند تا بتواند به آرامش برسد. این مساله به دلیل حضور در جنگ سوریه برای روسیه وضعیت مرگ و زندگی دارد. همان شرایطی که آمریکا حاضر نشد ریسک شکست را بپذیرد و به سرعت از مقابل ارتش ترکیه در شمال استان حسکه گریخت.

سوریه در نقطه عطف تاریخی
سوری ها دیگر چیزی ندارند که از دست بدهند کشورشان ویران شده و مردمشان انواع درد و رنج جانسوز را تحمل کرده اند. با حمله سراسری ترکیه به خاک شان دقیقا هیچ چیزی عوض نمی شود اما فرصتی برای گرفتن انتقام ایجاد می شود. هیچ کس در سوریه حتی آنان که به ترکیه فرار کردند و رفتار بد ارتش ترکیه را دیده و تلاش کردند به اروپا بگریزند می دانند که ترکیه با آنها چه بد کرده است.
از طرف دیگر شرایط اقتصادی سوریه این هشدار را واضح نشان میدهد که جنگ باید با ریشه کنی بیماری وهابیت تمام شود و الا  سوریه با بحران شماره دو که همان طوفان اقتصاد بد است مواجه می شود. آن هم به زودی.
پس ارتش سوریه فرصت اندکی دارد تا سراسر استان های حلب، ادلب و شرق سوریه را آزاد کند و زمینه برای بازسازی و اشتغال فراهم شود.
سوریه ویران شده و اگر به اسرائیل که این روزها از پس حماس و حتی جهاد اسلامی هم بر نمی آید حمله کند ضمن آنکه می تواند جولان را آزاد کند به دوستان غربی تلاویو می فهماند که باید غرامت این شکست را بدهند و هزینه ویران کردن سوریه را به وسیله بازسازی رایگان آن تامین کنند و الا تا می توان جنگ را به عمق فلسطین کشاند.
اکنون نه تنها باید همه سوریه از دست وهابیت مورد حمایت اردوغان خارج شود بلکه بهترین زمان برای بازپس گیری جولان است تا دیگر کشورها تحریم اقتصادی این کشور را تبدیل به رقابت برای سرمایه گذاری در سوریه کنند.

اردوغان از مسیر همگرایی با ایران، روسیه و دوستان آن دو به منافع می رسد بسیار ارزشمند اما با اصرار بر مسیر واگرایی تنها به کشورش آسیب می زند.

 محمد پارسا نجفی
محمد پارسا نجفی
فعال رسانه و کارشناس امور بین الملل
  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *