یادداشت: افغانستان ۱۴۰۰

 مرتضی غلامرضائی
نویسنده: مرتضی غلامرضائی
شنبه 12 تیر 00 - 11:08
https://iswnews.com/?p=49432

در چند ماه اخیر خبرهای متفاوتی از افغانستان در صدر اخبار شنیده می‌شود، از صحبت های نسنجیده اشرف غنی علیه ایران، خروج تدریجی آمریکا از افغانستان و تحویل پایگاه‌ها به دولت، تا شدت گرفتن پیشروی طالبان و سقوط دومینووار سریع و تعجب برانگیز نقاط مختلف افغانستان در مقابل طالبان، که بعضا بدون مقاومت مراکز نظامی […]

در چند ماه اخیر خبرهای متفاوتی از افغانستان در صدر اخبار شنیده می‌شود، از صحبت های نسنجیده اشرف غنی علیه ایران، خروج تدریجی آمریکا از افغانستان و تحویل پایگاه‌ها به دولت، تا شدت گرفتن پیشروی طالبان و سقوط دومینووار سریع و تعجب برانگیز نقاط مختلف افغانستان در مقابل طالبان، که بعضا بدون مقاومت مراکز نظامی و دولتی را تسلیم طالبان می کنند.

اقدامات چندین بازیگر مطرح در اوضاع فعلی افغانستان در این برهه بسیار مشهود است. ابتدا آمریکا و اینکه هماهنگی تعریف شده ای بین خروج آمریکا و پیشروی طالبان در حال انجام است. هماهنگی که باعث شده برخلاف سالیان قبل بانک اهداف آمریکایی از تیررس طالبان در شرایط فعلی خارج شود و آمریکا که به بهانه مبارزه با طالبان دست به اشغال افغانستان زده بود در شرایطی که هنوز در افغانستان بوده و طالبان پیشروی می کند سکوت اختیار کند.

بازیگر بعدی حکومت افغانستان است که هماهنگی مشخصی بین بدنه دولت و ارتش افغانستان با طالبان در تسلیم مراکز و عقب نشینی از نقاط درگیر را از آن شاهد هستیم. نکته ای که باعث شده طالبان در مناطق شمالی کشور که غیرپشتون هستند نیز برای اولین بار حضور پیدا کند. با توجه به بدنه پشتون حکومت افغانستان و سابقه درگیری آن با گروه های مقاومت مردمی به جای طالبان در چندین ماه پیش از پیشروی برق آسیای طالبان در افغانستان، این هماهنگی بین حکومت و طالبان مسئله مبهمی نیست.

بازیگر بعدی و اصلی(البته در حال حاضر) که در افغانستان خبرها حول محور آن می‌گردد طالبان است. گروهی که پس از چندین سال مذاکره با دولت افغانستان و آمریکا، و با تغییر بسیاری از خط مشی‌های تند خود، به سرعت در افغانستان پیشروی می کند. بازیگری که به نظر برخلاف سه دهه پیش این بار با هماهنگی با قدرت‌های فرا منطقه‌ای چندین مسئله را در افغانستان دنبال می‌کند.

اول موضوع ناامن سازی افغانستان که می تواند زمینه ورود داعش را فراهم آورد که متضرر اصلی این ناامنی، همسایه های افغانستان یعنی چین، ایران و متحدین روسیه در شمال خواهند بود. اقدامی که به جای دو دهه مشغول بودن آمریکا در افغانستان، این بار رقبای آمریکا را برای سال ها در افغانستان مشغول خواهد کرد.

موضوع دوم تغییر بافت جمعیتی در افغانستان است. موضوعی که توسط ملاعمر رهبر پیشین طالبان به طورعلنی برای خروج اقوام غیر پشتون از افغانستان دنبال می‌شد. طالبان به همراه اقوام همراه خود من جمله کوچی ها، سال هاست در تلاش برای تصرف سرزمین های شمالی تاجیک‌ها، هزاره‌ها و ازبک‌ها، به خصوص هزارستان و اسکان پشتون‌ها و کوچی‌ها در آن می‌باشند. در این دور حملات شاهد هستیم که با هماهنگی دولت مرکزی افغانستان، حاکمان پشتون شمال و مرکز افغانستان، به راحتی هرچه تمام‌تر این مناطق را حتی بدون درگیری تسلیم طالبان می کنند.

اما افغانستان به جز این بازیگران فعال، بازیگران مطرح دیگری نیز دارد که هنوز بازی خود را در صحنه درگیری حال حاضر افغانستان شروع نکرده‌اند.

مجاهدین تاجیک شمال که سابقه پیروزی های زیادی در درگیری های گذشته افغانستان و حتی فتح کابل دارند، جنبش ملی اسلامی افغانستان یا مجاهدین ازبک شمال افغانستان به رهبری ژنرال دوستم، گروه های مقاومت مردمی هزاره ها من جمله نیروهای تحت امر فرمانده علیپور، گروه های مقاومت خارج از افغانستان بخصوص فاطمیون و همسایگان ذی نفع از اوضاع افغانستان من جمله ایران و چین تعدادی از این بازیگران مطرح می باشند.

آنچه محرز است این بازیگران بهتر از هر کس دیگری در حال رصد اوضاع افغانستان می باشند. اما چرا تا کنون از طرف آنان اقدامی جدی در قبال حوادث پیش آمده در افغانستان ندیده‌ایم.

اولین دلیل، شاید رد اتهام تعارض با دولت است زیرا که اشرف غنی در این سال‌ها نشان داده به شدت دنبال دشمن تراشی و متهم ساختن دیگران در توجیه ناتوانی‌های دولت مرکزی است. دلیل بعدی به طور حتم تنبیه حکومت سرخود افغانستان و شخص اشرف غنی می‌باشد که در سال‌های اخیر، به صورت علنی تعارض با دیگر گروه های قدرت در افغانستان و همسایگان را پیش برد و هیچ وقت به عنوان ارکان ملت و همسایگان افغانستان به طور جدی با آنان تعامل نکرد.

دلیل دیگر احتمالا فرسایش توان طالبان و درگیر کردن آنان با اداره کردن نظامیان خود و دیگر مسائل اجرایی در وسعت افغانستان است تا در حد امکان برای زمان مبارزه از توان آنان کاسته شده باشد.

اما شاید از دلایل اصلی سکوت فعلی اقوام شمالی افغانستان، نشان دادن ضعف حکومت مرکزی در دفاع از آنان و همدستی آنان با طالبان برای نابودی و کوچ اجباری این اقوام، جهت موجه نشان دادن پروسه جدایی شمال از جنوب و کلید زدن آن است. مسئله ای که سال هاست اقوام شمالی با اثبات تضییع حقوق خود تحت حکومت پشتون ها در جنوب به دنبال آن هستند.

اما قدر مسلم سکوت بازیگران خارجی افغانستان دلایل چند وجهی دیگری دارد که با گذشت زمان و اقدامات آنان متوجه آن خواهیم شد.

پایگاه تحلیلی خبری “تحولات جهان اسلام”: انتشار مطالب و یادداشت‌های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

به اشتراک بگذارید:
دیدگاه
  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن به کمبوجیه م لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. محمد حسین گفت:

    سلام. یه احتمال اینه که می‌خوان بذارن اشرف غنی و آمریکا کامل از آمریکا خارج بشن و طالبان یه دور کامل خودش رو نشون بده (هم فرسایش طالبان و هم رسیدن ظلم به اوج خودش و هم رفتن طرفداران آمریکا) بعد به طالبان حمله کنند.
    احتمال دیگه اینه که با طالبان مصالحه شده.

  2. کمبوجیه م گفت:

    ایران اگه شرایط را برا کمک مهیا بدونه ثابت کرده که همیشه در درگیری ها دقیقه نود سر میرسه . یعنی اول رصد می کنه ببینه چی به چی بعد حرکت.

تبلیغات در تحولات جهان اسلام