بررسی بقایای مهمات برجامانده از حملات هوایی اخیر پاکستان به افغانستان که سعید خوستی، از مقامات طالبان نیز تصاویر آن را منتشر کرده، نشان میدهد نیروی هوایی پاکستان از بمبهای ۵۰۰ پوندی هدایتشونده لیزری GBU-12 Paveway II ساخت آمریکا استفاده کرده است.
درگیریهای افغانستان و پاکستان وارد مرحلهای از واگرایی و رقابت درونی شبکههای شبهنظامی شده است؛ بهگونهای که انسجام ظاهری این گروهها جای خود را به رقابت بر سر بقا، کنترل جغرافیا و نفوذ داده است. انشعاب جماعتالاحرار از تحریک طالبان پاکستان نیز صرفاً یک اختلاف تاکتیکی نیست، بلکه ریشه در شکافهای هویتی، قبیلهای و رقابت برای شکلدهی به ائتلافهای جدید دارد. در این چارچوب، جماعتالاحرار در حال حرکت از یک بازیگر محلی به سوی رویکردی فراملی است که میتواند معادلات شبکههای جهادی در افغانستان، پاکستان و پیرامون آن را تغییر دهد.
بر اساس گزارشات محلی شب گذشته مناطقی در ولایت های خوست، پکتیکا و کنر هدف حملات هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله به یک خانه مسکونی در استان خوست ۹ کودک و یک زن جان خود را از دست دادند.
این متن به تحلیل دکترین نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا و اهمیت پایگاههای استراتژیک نظیر بگرام در افغانستان پرداخته است. ایالات متحده به دنبال کاهش حضور گسترده نظامی و استفاده از نیروی هوایی و نیروهای ویژه برای تأمین اهداف خود در منطقه است، بهویژه در مرزهای کشورهای ایران، روسیه و چین. افغانستان با داشتن پایگاه بگرام، نقطهای کلیدی برای دسترسی سریع و مداوم به این مرزهاست. همچنین، به بررسی همکاریهای نزدیک آمریکا با رژیم صهیونیستی و استراتژی “زمین مسطح” پرداخته میشود که به تسلط هوایی و حذف موانع دفاعی در منطقه اشاره دارد. در نهایت، هدف این استراتژیها دستیابی به برتری نظامی در غرب آسیا و تأثیرگذاری بر کریدورهای اقتصادی و سیاسی جهانی است.
داعش در شماره اخیر هفتهنامه النبأ که در بامداد روز جمعه ۱۴ شهریور ماه منتشر شد پرده از شخصیت مغز متفکر خود در سالهای نه چندان دور ولایت خراسان خود برداشت.
روابط آمریکا و طالبان که از حمایت محتاطانه و غیر مستقیم در دهۀ ۱۳۷۰ هـ .ش آغاز شد، با وقوع حملات یازدهم سپتامبر، وارد مرحلۀ تقابل نظامی شد و سپس به مسیر مذاکره و مصالحه و اکنون به مسیر تعامل تاکتیکی، مشروط و هدفمند رسیده است. در این روابط، اگرچه طالبان پس از به قدرت رسیدن مجدد در سال ۱۴۰۰ در تلاش برای تعمیق آن بوده است اما آمریکا، تعاملات محدود و مشروط، همزمان با حمایت مالی و انتقاد در برخی حوزهها از حکومت طالبان را دستور کار قرار داده است و شواهد موجود نیز حاکی از تداوم این وضعیت، حداقل در کوتاهمدت است. بدیهی است که تلاش طالبان برای تعمیق روابط با آمریکا، اقدامهای واکنشی چین، ج.ا.ایران، روسیه و … را به دنبال خواهد داشت.
افغانستان از سال ۱۹۹۲ م. (مقطعی که این کشور در اشغال شوروی بود) تا همین اواخر که طالبان کشت تریاک را ممنوع کرد، رتبه اول را در میان تولیدکنندگان تریاک در جهان داشت[۱]. تولید تریاک در این کشور پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا و متحدانش در سال ۲۰۰۱ رشد چشمگیری یافت[۲]؛ چراکه مبارزه با […]
بهتدریج با تشکیل دولت طالبان در سال ۱۴۰۰ هـ .ش و اعمال برخی قوانین نظیر ممنوعیت تحصیل دختران و همچنین نوع حکمرانی و چگونگی ارتباطات این گروه با جامعۀ بینالملل، اخبار منتشر شده پیرامون اختلافهای درونی طالبان افزایش یافت. کارشناسان حوزه افغانستان در خصوص سطح این اختلافها اتفاق نظر ندارند؛ برخی این اختلافها را صرفاً در حوزۀ دیدگاه و بعضاً عملکرد دانسته و بر تبعیتپذیری کامل اعضای طالبان از ملا “هبتا… آخندزاده” رهبر طالبان تأکید دارند. برخی دیگر نیز اختلافهای مذکور را بنیادی و مبنایی دانسته و معتقدند که در صورت تداوم وضعیت کنونی، اختلافهای این گروه در آیندۀ نزدیک منجر به نزاع داخلی میشود. نوشتار حاضر تلاشی برای رفع ابهامات ذکر شده پیرامون سطح اختلافهای درونی طالبان است. لذا در ادامه، به بررسی سطح اختلافهای درونی حکومت طالبان پرداخته میشود.
پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان در سال ۱۴۰۰ هـ .ش، پاکستان که بیش از سه دهه از این گروه حمایت و پشتیبانی کرده بود، تلاشهایی را برای افزایش وابستگی افغانستانِ تحت تسلط طالبان به خود در حوزههای سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و … آغاز کرد. این افزایش وابستگی میتوانست پاکستان را در راستای تحقق راهبرد گسترش حوزۀ نفوذ خود در افغانستان در رقابت با کشورهای منطقه (بهویژه هند) و همچنین رفع نگرانی ایشان در خصوص عدم هماهنگی دولت کابل در موضوعاتی مانند خط دیورند و مدیریت آبهای جاری از افغانستان به پاکستان، یاری رساند.