پیوستگی بحران در دریای سرخ؛ حلقه محاصره تکمیل میشود؟
کشورهای حاشیه دریای سرخ در منطقه مهمی قرار دارند که میتوان آن را زمین دوم رقابتهای ایران و غرب تلقی کرد. صهیونیستها با کمک امارات طرح مشترکی را در این منطقه اجرا میکنند که هدف آن تسلط بر کرانه شرقی دریای سرخ است. در این راستا، اخبار سفر فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع سودان به فلسطین اشغالی و دیدار او با صهیونیستها، تنش بین اریتره و سومالیلند و عملیات ارتش یمن علیه ائتلاف سعودی اهمیت ویژهای دارد که بر این طرح صهیونیستها اثر میگذارد.
تنگه باب المندب با عرض تنها ۲۶ کیلومتر، گلوگاه آبراه دریای سرخ-خلیج عدن است که در کنار تنگه هرمز و تنگه مالاگا یکی از سه شریان حیاتی انرژی جهان محسوب میشود. عبور سالانه ۱۲ درصد از تجارت منابع انرژی جهان شامل پنج میلیارد بشکه نفت و ۸ درصد گاز مایع جهان از این تنگه گویای اهمیت ویژه آن است و شاید همین موضوع موجب شده تا اهمیت تسلط بر سواحل جنوبی دریای سرخ از یمن و سودان تا سومالیلند و جیبوتی و اریتره دوچندان شود. در واقع، سیطره بر این نقاط به معنای در اختیار داشتن کلید یکی از سه گلوگاه اصلی جهان و تاثیرگذاری مستقیم بر قیمت جهانی انرژی و کنترل مسیر کشتیرانی قدرتهای اقتصادی جهان است.
هرگونه تغییر موازنه در این نقطه، ضمن تأثیر مستقیم بر قیمت جهانی انرژی و امنیت خطوط دریایی چین، هند و اروپا، میتواند کشورهای شمالی دریای سرخ شامل عربستان، مصر، سودان و حتی اردن و فلسطین اشغالی را به زنجیرهای از نقاط آسیبپذیر تبدیل کند که کل ترافیک دریایی بین اقیانوس هند و مدیترانه را فلج میکند، چیزی که در عملیات حمایت نیروهای مسلح یمن از فلسطین بعد از عملیات طوفان الاقصی گوشهای از آن بهوضوح نشان داده شد.
بر این اساس، چند موضوع اهمیت ویژهای دارند در ادامه به بررسی آن میپردازیم:
۱- پروژه نیروهای پشتیبانی سریع سودان: همان طور که میدانید حمایت لجستیکی هوایی امارات از نیروهای پشتیبانی سریع سودان موجب بهم ریختن شیرازه امنیت در این کشور شده و آن را با بحران روبرو ساخته است. هدف این طرح تصرف کامل سودان است و با همکاری رژیم صهیونیستی پیش میرود که در صورت موفقیت، خط ساحلی ۱۲۰۰ کیلومتری سودان را در اختیار محور اسرائیل-امارات قرار میدهد. اگر این پروژه به موفقیت برسد، در ابتدا به همکاری روسیه با ارتش سودان در زمینه توسعه بندر سودان و ساخت پایگاه نظامی دریایی روسیه پایان میدهد و کریدور نفوذ صهیونیستها تا اریتره را تکمیل میکند.
در مقابل، ارتش سودان با حمایت نظامی و تسلیحاتی ترکیه، مصر و حتی ایران در حال بازپسگیری مناطق سقوط کرده است و برای شکست طرح رژیم صهیونی و امارات تلاش میکند. این سناریو بهترین گزینه برای ایران است و دلیل خوبی برای افزایش روابط با سودان است.
۲- جایگاه مصر در تحولات دریای سرخ: مصر در حال حاضر به عنوان قدرتمندترین کشور عربی در منطقه شناخته میشود، اما در این قضیه با سه چالش امنیت آبی سد النهضه در اتیوپی (متحد امارات) و کنترل نیروهای پشتیبانی سریع سودان بر منابع این کشور و همچنین تهدید مستقیم سهم ۸۵ میلیارد مترمکعبی مصر از رودخانه نیل مواجه است. این چالشها نفوذ مصر در منطقه دریای سرخ را کاهش داده و آنها را به شدت تحت فشار طرح صهیونیستها قرار داده است. البته مصریها برای مقابله با تهدیدات موجود در سودان از قبل آمادگی کسب کردهاند و پایگاههای برنیس و شلاتین را برای این منظور احداث کردهاند. ایران از این ظرفیت میتواند در راستای اهداف خود در سودان استفاده کند و حرکات احتمالی نیروهای پشتیبانی سریع سودان به سمت شمال این کشور را با شکست مواجه کند.
۳- سومالیلند و یمن: سید عبدالملک بدرالدین الحوثی، رهبر انقلاب یمن در سخنرانی دی ۱۴۰۴ به مسئله سومالیلند اشاره کرد و تهدید کرد که نیروهای مسلح یمن در برابر استقرار رژیم صهیونیستی و حضور آنها در این منطقه بی تفاوت نخواهند بود و اگر لازم باشد علیه آنها اقدام نظامی خواهند کرد. نیروهای مسلح یمن با در اختیار داشتن موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری کنترل مؤثری بر تنگه باب المندب و جنوب دریای سرخ دارد و به راحتی میتواند بندر بربره در سومالیلند در فاصله ۳۰۰ کیلومتری از خاک یمن را مورد اصابت قرار دهد. بنابراین صهیونیستها در این منطقه با خطر مهمی روبرو هستند که ساختار روابط آنها با عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه دریای سرخ را میسازد.
صهیونیستها به خوبی از تهدید یمن آگاه هستند و برای جبران این ضعف، آمریکاییها و اماراتیها را نیز وارد قضیه سومالیلند کردهاند تا در صورت وقوع درگیری، بتوانند وارد یک جنگ نیابتی گسترده در جنوب دریای سرخ شوند و به رقابت با دشمن اصلی خود یعنی ایران ادامه دهند. از این منظر، اگر یمن با دست پر وارد رقابت شود میتواند خسارات قابل توجهی را به رژیم صهیونیستی و امارات تحمیل کند و طرح آنها را به شکست بکشاند.
نتیجه گیری:
روند تحولات سودان نشان میدهد که روال طرح صهیونیستها با مشکل مواجه شده و احتمال پیروزی قاطع نیروهای پشتیبانی سریع سودان به دلیل روابط چندگانه روسیه، ترکیه، ایران و دیگر بازیگران منطقهای با ارتش سودان کاهش یافته است. همین موضوع باعث شده تا ژنرال حمیدتی، فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع به اراضی اشغالی سفر کند و با مقامات رژیم صهیونیستی دیدار کند تا روابط خود را با این رژیم وارد مرحله جدیدی کند.
در سوی دیگر، اگر یمن وارد تنش با سومالیلند شود میتواند پروژه مشترک رژیم صهیونیستی و امارات در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد و صهیونیستها را به عقب نشینی تاکتیکی وادار کند. اما بی توجهی به این مسئله زمینه ارتباط دریایی ایران با یمن و دیگر کشورهای این منطقه را تضعیف میکند و میتواند کشتیرانی ایران از طریق تنگه باب المندب را نیز تحت شعاع قرار دهد.
آنچه که مسلم است ایران باید به تقویت با روابط با ارتش سودان و حتی اتحادیه آفریقا ادامه دهد و این موضوع را با یک استراتژی چندوجهی به چالشهای مصر، حضور روسیه در بندر سودان و تاکید بر عدم تجزیه شمال سومالی، امنیت آفریقا و… پیوند بزند. هماهنگی نظامی ایران و روسیه میتواند در این جبهه نیز فعال شود و یک جبهه مخالف منسجم برای خنثیسازی طرح رژیم صهیونیستی-امارات ایجاد کند.
تسلیح نیروهای مسلح یمن با موشکهای پیشرفتهتر و پهپادهای انتحاری جدیدتر برای درهم کوبیدن پایگاههای سومالیلند نیز راهکار پیشگیرانهای است که انتظار میرود تدابیر لازم برای آن اندیشیده شود. در مجموع رقابت ایران و رژیم صهیونیستی در حوزه دریای سرخ بدون درگیری و اقدام نظامی منجر به پیروزی و تحقق اهداف نخواهد شد و تجربه نشان داده است که بی توجهی و تعویق انداختن آن عواقب به مراتب سنگینتری برای ایران خواهد داشت که بستن این آبراه حیاتی به روی کشتیهای ایرانی کمترین نتیجه آن است.
دیدگاه