پاسخ به سوالات کلیدی در خصوص افغانستان – شماره چهارم
پاسخ به سوالات کلیدی در خصوص آخرین تحولات و مسائل مربوط به جنگ داخلی افغانستان
۱- دولت انتقالی به ریاست علی احمد جلالی چگونه تشکیل خواهد شد؟
معرفی شخصی به نام “علی احمد جلالی” برای تصدی ریاست دولت انتقالی افغانستان صحت ندارد. صبح روز گذشته منابع خبری دولتی از تشکیل دولت انتقالی خبر دادند، اما بر اثر اتفاقات به وجود آمده از ظهر امروز تا این لحظه، این موضوع در صحبتهای طرفین کنار گذاشته شده است. سخنگوی طالبان از اعلام قریب الوقوع نوع حکومت خبر داده و بنظر میرسد طالبان به مواردی که در مذاکرات گذشته عنوان میشد دیگر پایبند نیست و این به دلیل اینکه طالبان اکثریت قدرت در افغانستان را به دست گرفته و رقبای سیاسی آنها تسلیم شدهاند، طبیعی است.
۲- در خصوص ازدواج اجباری دختران و زنان با مسلحین طالبان توضیح دهید؟
اخباری نظیر اجبار زنان و دختران به نکاح با مسلحین طالبان هم توسط منابع میدانی ما در شهرهای مختلف از کابل تا مزارشریف و هرات تکذیب شده و هم از سوی سخنگوی طالبان. این دست اخبار عموما تبلیغات سوء مخالفین طالبان است و اگر مواردی هم صورت گرفته باشد خودسری برخی فرماندهان و عوامل این گروه بوده است و نمیتوان آن را یک دستور از سوی فرماندهی طالبان عنوان کرد.
۳- آیا جیش العدل به دستور سازمان اطلاعات پاکستان، برای کمک به طالبان نیرو اعزام کرده است؟
خبر ارسال مسلحین گروه تروریستی جیش العدل برای کمک به طالبان صحت ندارد. این خبر را که “رحمت الله نبیل” از سران پیشین سازمان امنیت ملی دولت اشرف غنی منتشر کرده است و از چند جهت ایراد دارد: الف- طالبان با جیش العدل مواضع و تفکرات متضاد دارند و اخیرا در استان نیمروز نیز درگیری سنگینی داشتهاند. ب- جیش العدل توان ارسال ۶۰۰ نفر نیرو به افغانستان را ندارد و اگر این استعداد در این دست گروهها وجود داشت، فعالیت آنها اینقدر کمرنگ نبود. ج- دلایلی برای اثبات وابستگی جیش العدل به اطلاعات پاکستان موجود نیست و در گذشته برخی رسانههای محلی مدعی ارتباط جیش العدل با برخی عوامل سازمان امنیت ملی افغانستان و آمریکا در افغانستان شده بودند.
۴- آیا ایران از طالبان حمایت نظامی دارد؟
حمایت تسلیحاتی ایران از طالبان صحت ندارد. این مسائل در صورتی که صحت داشته باشد بایستی در مسائل سیاسی و نظامی از جمله: توان موشکی و پهپادی طالبان قابل مشاهده باشد که تا امروز مولفههای چنین موضوعی را ندیدهایم! کمااینکه این موارد را در خصوص سایر جریانهای مقاومت نظیر حزب الله، انصارالله، حماس و… میبینیم.
حمایت ایران از طالبان به اندازه شناخت یک گروه و بخش از مردم افغانستان است و این نگاه به سایر جریانهای افغانستانی نیز وجود دارد.
۵- آیا نیروهای طالبان وهابی و تکفیری هستند؟
طالبان گروهی است که اکثریت نیروهای آنها از قوم پشتون است و این بدان معناست که طالبان در بدنهی اقوام دیگر نظیر ترکمن، ازبک، تاجیک، هزاره و… نیز نیرو دارد.
رهبران و تشکیلات طالبان مذهب حنفی را مذهب رسمی خود میدانند، اما مذاهب دیگر را از عضویت در این گروه منع نکردهاند. تا جایی که برخی فرماندهان آنها مذهب شیعه نیز دارند.
طالبان تحت تاثیر جنبشهای فکری در اهل سنت از دیوبندی تا سلفیگری و وهابیت بودهاند، اما در حال حاضر وابستگی و تعهدی به تفکر وهابیت ندارند! بنابراین اینکه برخی تحلیلگران طالبان را وهابی و تکفیری عنوان میکنند صحیح نیست.
۶- تبار و ریشه تاریخی قوم پشتون در کدام کشور است؟
برخی از تحلیلگران و رسانههای محلی از غرایض شخصی، قوم پشتون را یهودتبار، عرب تبار، دست ساخته پاکستان و… میخوانند که این موضوع به لحاظ تاریخی صحت ندارد.
در واقع قوم پشتون ریشه و تبار ایرانی دارند و زبان آنها در دسته زبانهای ایرانی دستهبندی میشود.
ضدیت تاریخی آنها با ایرانیها خارج از واقعیت است و تنها در انتهای دورهی صفویه علیه پادشاه وقت شورش کردند که علل خاص خود را دارد و خارج از بحث ماست. در دورههای بعد از آن نیز به جز در دوره بارکزاییها که با هزارهها و ایرانیها هم جنگیدند، ذیل حکومت واحد ایران قرار داشتند و در جنگهای ایران با هند و عثمانی شرکت داشتهاند.
در خصوص ساخته شدن آنها توسط پاکستان نیز باید گفت که کشور پاکستان در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۴۷ میلادی (۲۲ مرداد ۱۳۲۶) است که تشکیل شده و چگونه کشوری ۷۴ ساله قومی چند ساله را پدید آورده است؟
۷- برخی از مخاطبان خارجی و بعضاً دست اندرکاران رسانههای محور مقاومت از خروج آمریکا از افغانستان و برآمدن مجدد طالبان در افغانستان خشنود شدهاند و در پیام هایی این موضوع را نشان دادهاند!
در این خصوص چند نکته را باید عرض میکنیم:
الف- سران جنبش طالبان بارها اعلام کردهاند که تنها با حضور آمریکا در افغانستان مشکل دارند، اما در برقراری روابط نزدیک با آمریکا و اروپا مشکلی ندارند.
ب- طالبان در گذشته متحد گروه تروریستی القاعده بوده است و القاعده گروهی است که در جنگهای یمن و سوریه و… مشارکت فعالی علیه محور مقاومت داشته است. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که آنها در مسئله درگیری انصارالله با القاعده جانب مقاومت را بگیرند!
ج- روابط ایران با طالبان دارای چارچوب تعریف شده و مبنای فکری است و این روابط براساس مصالح ایران در مرزهای شرقی و دلایل دیگری است که در مطلب تشریح شده است. اما این موضوع دلیلی بر حمایت ایران از آنها نمیشود. این روابط فعلا در سطح تحولات افغانستان میشود و حتی در سطح منطقه آسیای میانه نیز مطرح نیست. چرا که ظرفیت طالبان فعلا در حد یک طرف از جریانهای درگیر در جنگ داخلی افغانستان است و فعلا رسمیت سیاسی ندارد. بنابراین پیام تبریک و اعلام حمایت و… معنایی ندارد.
طالبان قائل به مذاکره با کشورهای دیگر هستند؛ اما داعش مذاکره را مردود میدانند. طالبان جهاد را در ساقط کردن حکومت افغانستان و بیرون راندن نیروهای خارجی میبینند، اما داعش تفکر سیطره بر جهان و برپایی دولت اسلامی را در جهاد میبیند.
داعش برای تشکیلات خود محدودیت قومی قائل نیست؛ اما طالبان در عمل به برنامههای خود در بیست سال اخیر قوم گرایی را تا حدود زیادی مدنظر داشتهاند.
دامنه عملیاتهای داعش و القاعده در سراسر جهان بوده است اما طالبان عملیاتهایشان را به امارت اسلامی خود در افغانستان محدود کردهاند.
در ساختار سیاسی، طالبان دارای دو شورای مرکزی و داخلی است؛ اما القاعده و داعش چنین ساختاری را ندارند و فرماندهی مرکزی دارند.
جریان غالب طالبان تابع مذهب حنفیاند و تضاد و تقابلی را با سایر مذاهب نظیر شیعیان دنبال نمیکنند. اما القاعده و داعش با رد تفکر مذاهب اهل سنت، مرجع خود را قرآن و احادیث میدانند و به دنبال غالب ساختن تفکر به ظاهر جدید خود در ممالک اسلامی و نهایتا جهان هستند.
داعش و طالبان در افغانستان سوابق نبردهای سختی نظیر شهرستان درزآب استان جوزجان، استان زابل، درگیریهای اخیر در استان ننگرهار را دارند و فعلا بعید است این دو در یکجا جمع شوند. داعش از سالهای گذشته و همزمان با تاسیس دولت خود در سوریه و عراق، در افغانستان نیز فعالیت داشته و هم اکنون نیز دارد. این فعالیت مصادف با دولت غربگرای اشرف غنی بوده و مسئله تازهای در افغانستان نیست.
۹- آیا توافق پنهان در سقوط افغانستان حقیقت دارد؟
گفته میشود: «اشرف غنی و سایر سیاستمداران پشتون تبار در جریان یک توافق پنهانی، افغانستان را تسلیم طالبان کردهاند. و این موضوع به آن دلیل است که آنها قوم خود را برتر و صاحب این مناطق میدانند و سایر اقوام را مهاجر و بیگانه میدانند.»
حقیقت این است که رفتارها و اعمال اشرف غنی و اطرافیانش قطعا بر پیروزی بدون دردسر طالبان مهم بود و نیاز به بررسی بیشتر دارد؛ اما اینکه اوضاع فعلی افغانستان را نتیجه خیانت آنها بدانیم، صحیح نیست. از جمله دلایل این وضعیت را میتوان وابستگی حکومت آنها به آمریکا و ناتو، عدم جامعه سازی، رشد و نفوذ فرهنگ غربی، عدم آمادگی ارتش در مقابله با طالبان، خرابکاری در مذاکرات بین الافغانی و… دانست.
همان طور که در تحلیل دور اول مذاکرات بین الافغانی در اوایل دی ماه سال ۹۹ عنوان کردیم، طالبان به عبدالله عبدالله و سایرین پیشنهاد “دولت انتقالی اسلامی” با سهم ۴۰ درصدی آنها و همچنین سعی بر به رسمیت شناختن مذهب حنفی به عنوان اکثریت در افغانستان را دادند، اما طرف مقابل این شرایط قبول نکرد. البته کارشکنیهای اشرف غنی نیز در این مسئله تاثیرگذار بود.
۱۰- تحلیل شما از آینده افغانستان چیست؟
ارائهی تحلیل از اوضاع افغانستان در آینده نیازمند مشخص شدن مولفههای ابتدایی که هنوز مشخص نشده است. در حال حاضر احتمال برقراری گزینه دولت انتقالی ضعیف شده است و باید دید طالبان چه تصمیمی برای نحوه استقرار و نوع حکومت اتخاذ میکنند.
طالبان به خوبی میداند که بدون توجه به اقوام و سایر جریانهای سیاسی و همچنین کمک ایران و پاکستان نمیتواند افغانستان را کنترل کند؛ بنابراین ناچار است که رویهی بیست سال پیش خود را کنار بگذارند و اگر چنین نکنند ماجراهای گذشته مجددا اجرا میشود.
به نظر میرسد در شکلگیری ساختار جریانهای مقابل طالبان، اشخاصی نظیر احمد مسعود فرزند احمد شاه مسعود، عبدالله عبدالله، حامد کرزی و جریانهای هزاره-شیعه موثر باشند که در این میان احمد مسعود و برخی فرماندهان محلی هزارستان ضدیت بیشتری با برنامههای طالبان دارند.
مسائلی همانند تداوم جنگ و جزئیات نبردهای آینده، اجماع مخالفین طالبان، دخالت نظامی کشورهای خارجی، بازگشت اشرف غنی و سایر سیاستمداران افغانستان و موارد دیگر نیز با روشن شدن ساختار جریانهای مقابل طالبان در آینده بررسی و روشن خواهد شد.
دیدگاه