ابوحسن الهاشمی خلیفه داعش کشته شد؛ او که بود و چه کرد؟

یاسر قزوینی حائری
نویسنده:یاسر قزوینی حائری
پنج‌شنبه 10 آذر 1401 - 20:44
https://iswnews.com/?p=83307

روز گذشته ابو عمر المهاجر، سخنگوی داعش در چهارمین پیام خود تحت عنوان “فیقتلون و یقتلون” کشته شدن ابوالحسن الهاشمی القرشی، رهبر داعش و جانشینی ابوالحسین الحسینی القرشی را اعلام کرد. این نخستین باری است که داعش پیش از ادعای آمریکا کشته شدن امیر و یا خلیفه خود را اعلام می کند و این نشان می دهد که احتمالا گروه یا نیرویی که سرکرده داعش را به هلاکت رسانده متوجه نبوده که چه کسی را به قتل می رساند، چرا که اگر می دانست حتما از اعلام این خبر به بهترین وجه بهره می برد!

خلافت چند ماهه:
خبر کشته شدن خلیفه قبلی داعش، ابو ابراهیم الهاشمی القرشی با جزئیات فراوان و حتی با انتشار تصاویری از جسد او در ۳ فوریه ۲۰۲۲ (۱۴ بهمن ۱۴۰۰) توسط جوزف بایدن، رئیس جمهور آمریکا اعلام شد. خبری که یک ماه طول کشید تا از سوی داعش مورد تأیید قرار گیرد. در ۱۰ مارس ۲۰۲۲ (۱۹ اسفند ۱۴۰۰) بود که مؤسسه الفرقان از مراکز اصلی رسانه ای داعش که معمولا پیام های رسمی این گروه را منتشر می کند، پیام صوتی ای تحت عنوان “فمنهم من قضی نحبه” منتشر کرد که توسط سخنگوی جدید داعش، ابو عمر المهاجر قرائت شد. ابو عمر المهاجر در این پیام کشته شدن ابو ابراهیم القرشی، خلیفه قبلی داعش را تأیید و اعلام کرد که اهل حل و عقد داعش با شخصی تحت عنوان “ابوالحسن الهاشمی القرشی” که از قدیمی های داعش است، به عنوان خلیفه بیعت کرده اند. ابو عمر المهاجر پس از اعلام کشته شدن ابوابراهیم الهاشمی در زمان بندی های مختلف دو پیام صوتی دیگر نیز منتشر کرد تا اینکه پیام چهارم خود را در تاریخ ۳۰ نوامبر(۹ آذر ۱۴۰۱) تحت عنوان “فیقتلون و یقتلون” منتشر کرد و در آن از کشته شدن ابوالحسن الهاشمی القرشی و بیعت اهل حل و عقد داعش با “ابوالحسین الحسینی القرشی” به عنوان خلیفه خبر داد. با توجه به این مسئله می توان گفت که ابوالحسن الهاشمی حدود ۸ یا ۹ ماه به عنوان خلیفه داعش زمام امور این گروه را در دست داشت.

ابوالحسن الهاشمی که بود؟
می دانیم که پس از کشته شدن ابوبکر البغدادی، داعش هیچ تصویر و یا صوتی از خلفای خود منتشر نکرده است. از همین رو گمانه زنی ها درباره شخصیت و یا حتی تصویر خلفای داعش در رسانه ها مسئله ای مبهم می باشد. این مسئله درباره ابوابراهیم الهاشمی مطرح بود و درباره ابوالحسن الهاشمی نیز به گونه ای شدیدتر مطرح شد، چرا که ابو عمر المهاجر در بیانیه “اعلام خلافت ابوالحسن الهاشمی” اظهار داشت که نام اصلی ابوالحسن الهاشمی را به دلایل امنیتی نمی تواند فاش کند. در این بین برخی، ابوالحسن الهاشمی را “بشار خطاب غزال الصمیدعی” یا همان “حجی زید” تلقی کردند، برخی دیگر نیز او را “زیاد جوهر عبدالله” یا همان “ابوحارث العراقی” از بازماندگان صف اول داعش در اللجنه المفوضه (کمیته اجرایی) داعش به عنوان مهمترین نهاد پس از خلیفه دانستند. برخی نیز ابوالحسن الهاشمی را “جمعة عواد البدري” برادر ابوبکر البغدادی دانستند، این خبر را رویترز یک روز بعد از اعلام خلافت ابوالحسن الهاشمی و به نقل از مسئولان عراقی منتشر کرد.

چه کسی ابوالحسن الهاشمی را کشت؟
برای نخستین بار است که داعش پیش از ادعای آمریکا مبنی بر کشتن امیر و یا خلیفه داعش، کشته شدن رهبر خود را اعلام می کند و این نشان می دهد که احتمالا گروه یا نیرویی که سرکرده داعش را به هلاکت رسانده متوجه نبوده که چه کسی را به قتل می رساند، چرا که اگر می دانست حتما از اعلام این خبر به بهترین وجهی بهره می برد. این در حالی است که داعش هیچ اطلاعاتی درباره زمان و مکان و همچنین قاتل ابوالحسن الهاشمی نداده است. البته برخی رسانه های ترکیه در ماه می ۲۰۲۲ یعنی دو ماه بعد از اعلام خلافت ابوالحسن الهاشمی، مدعی شدند که کسی که احتمال می دهند خلیفه داعش باشد را در استانبول دستگیر کرده اند. رسانه های ترکیه اعلام کردند که جمعه عواد البدری، برادر ابوبکر البغدادی را که احتمال می دهند همان ابوالحسن الهاشمی باشد، دستگیر کرده اند. در حالی که تصویری که از او ارائه می شد تصویری بود که گفته می شد متعلق به الصمیدعی است. سه ماه بعد و در سپتامبر ۲۰۲۲ (شهریور ۱۴۰۱) بود که اردوغان دستگیری الصمیدعی را اعلام کرد ولی اشاره نکرد که او همان ابوالحسن الهاشمی است، بلکه او را یکی از رهبران اصلی داعش عنوان کرد. با توجه به اینکه ترکیه از نامیدن آنکه دستگیر شده به عنوان خلیفه داعش عدول کرد و با توجه به اینکه در هر صورت این فرد دستگیر شده و کشته نشده است، به سختی می توان پذیرفت که پیام صوتی اخیر داعش با آنچه رسانه های ترکی و اردوغان اعلام کردند ارتباط داشته باشد. به ویژه اینکه اگر خلیفه داعش دستگیر شده باشد، امکان دارد بعد از صدور چنین بیانیه ای از سوی داعش، در سخنانی خلاف آن را اعتراف کند. مسئله ای که به نظر نمی رسد داعش ریسک صادر کردن بیانیه کشته شدن خلیفه خود را با وجود دستگیر شدنش بپذیرد. از سویی ابوعمر المهاجر در بیانیه “فیقتلون و یقتلون” صادره در ۹ آذرماه تلویحا از چگونگی کشته شدن ابوالحسن الهاشمی پرده بر می دارد، و می گوید که او در یک درگیری کشته شده و در حالی کشته شده که چند نفر را نیز به قتل رسانده است، این امر گزینه کشته شدن و یا مرگ خلیفه در زندان، مثلا در زندان های ترکیه را تضعیف می کند.


تحولات داعش در چند ماه خلافت ابوالحسن:
در چند ماه خلافت ابوالحسن الهاشمی آنچه به چشم می آید، تحولاتی است که فعالیت های داعش در سطح آفریقا به خود می بیند. پس از اعلام خلافت ابوالحسن الهاشمی است که تأسیس ولایت ساحل و جدا شدن آن از ولایت غرب آفریقا و همچنین تأسیس ولایت موزمبیق و جدا شدن آن از ولایت وسط آفریقا اعلام می شود. این مسئله بی شک با توجه به توسعه فعالیت های داعش در آفریقای سیاه و اعطای استقلال بیشتر به اعضای ارشد داعش در مناطق فعالیتشان بود. یکی دیگر از فعالیت های چشمگیر داعش در دوره خلافت ابوالحسن الهاشمی، اطلاق عملیات “الثأر للشیخین” (انتقام برای دو شیخ یعنی ابوبکر بغدادی و ابوابراهیم القرشی) بود که در ماه رمضان و تقریبا دو هفته به طول انجامید. در این دوره ی زمانی تعداد عملیات های داعش به صورت چشمگیری افزایش یافت. این در حالی است که تعداد و نتایج عملیات های داعش البته به استثنای آفریقا در یک ماه اخیر به صورت چشمگیری کاهش یافته است. این مسئله شاید از یک سو به عملیات گسترده نیروهای امنیتی عراق در مناطق تلال حمرین، جبال مکحول و اماکن دیگری مرتبط باشد که به عنوان کانون حضور دواعش شناخته می شوند. اما این کاهش چشمگیر عملیات ها شاید به شک و تردیدهایی در مسئله خلافت پس از شیوع خبر کشته شدن ابوالحسن الهاشمی در داخل صفوف داعش نیز برگردد، مسئله ای که داعش را واداشته تا این مسئله را در یک بیانیه صوتی رفع و رجوع کند.

ضرورت بیعت:
بی شک خلافت در داعش را نمی توان یک رهبری کاریزماتیک و فرهمند تلقی کرد، داعش دوست دارد خلافتی از جنس خلفای نخستین را به تصویر بکشد، خلفایی که در میان صحابه بزرگ رسول خدا (ص) نمی توانستند حائز گونه ای فرهمندی و کاریزما باشند، از همین رو به نظر نگارنده هر کس بخواهد رهبری در داعش را با استفاده از رویکردهای کاریزماتیک تحلیل کند، احتمالا راه را به اشتباه رفته است. اما مسئله مهمی که وجود دارد این است که در نگاه داعش بیعت امری حیاتی است و با استناد به روایت “من مات وليس في عُنقِهِ بيعةٌ فإنَّ مِيتتَهُ جاهليةٌ” هر کس بمیرد و دست در بیعت کسی نداشته باشد به مرگ جاهلیت مرده است. از همین رو با وجود عدم کاریزماتیک بودن رهبری در داعش و همچنین رفتن داعش به سوی گونه ای تمرکز زدایی و استقلال نسبی در فعالیت ها و عملیات در مناطق مختلف (همانطور که القاعده پیگیری می کند)، مشروعیت داعش به خلیفه و بیعت با خلیفه است، مسئله ای که نمی توان از آن به راحتی گذشت. از این رو شاید بتوان فعالیت های اندک داعش در یک ماه اخیر را با شک و تردیدهایی درون داعش که احتمالا بر اثر شیوع خبر مرگ ابوالحسن الهاشمی در خود گروه اتفاق افتاده مرتبط دانست، امری که در نهایت داعش را واداشت تا پیش از اعلام یک قدرت بین المللی یا منطقه ای خود مرگ خلیفه اش را اعلام کند.

قتل الهاشمی و الظواهری:
می دانیم که چند ماه پیش آمریکایی ها اعلام کردند که ایمن الظواهری را در کابل به قتل رسانده اند، مسئله ای که تقریبا کسی در وقوع آن شکی ندارد، این در حالی است که گفتمان رسمی القاعده هنوز به طور رسمی مسئله کشته شدن الظواهری را اعلام نکرده است! هرچند رهبری در القاعده امارت است و نه خلافت، و بیعت القاعده ای ها در نهایت با یکی مثل طالبان افغانستان است. اما در هر صورت معلق نگاه داشتن مسئله کشته شدن الظواهری در گفتمان رسمی القاعده، می تواند مشروعیت رهبری در این گروه را دچار تزلزل کند، اما در این سو داعش تلاش کرده که فقدان رهبری را به سرعت رفع و رجوع کند تا به مسئله مشروعیت خدشه ای وارد نشود. با توجه به رقابت شدید داعش و القاعده در ترغیب و جذب سرمایه اجتماعی یکدیگر به سوی خود، این حرکت داعش در اعلام رسمی کشته شدن خلیفه و اعلام یک خلیفه جدید، می تواند توپ را در زمین سرمایه اجتماعی القاعده بیندازد، سرمایه اجتماعی ای که به لحاظ رهبری در تعلیق قرار دارد و امکان دارد با این اعلام داعش به سوی آن متمایل شود.

به اشتراک بگذارید:
دیدگاه
  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات در تحولات جهان اسلام