چرا جمهوری آذربایجان علیه ایران دست به اقدامات تحریکآمیز میزند؟
اقدامات جنجالی و ضد ایرانی سران جمهوری آذربایجان، در سالروز جنگ دوم قرهباغ نشانگر تنشی جدید در منطقه قفقاز است که با تحریک اسرائیل و ترکیه علیه ایران صورت میگیرد.
رزمایشهای نظامی مشترک جمهوری آذربایجان با دو کشور ترکیه و پاکستان در یک ماه اخیر، قطع مسیر ترانزیت کامیونهای ایرانی و بازداشت رانندگان آنها و اظهارات تند مقامات جمهوری آذربایجان علیه ایران، موضوعات مهمی در تحولات منطقه قفقاز است که نشانگر اجرای پروژهای علیه ایران است.
اهداف علیاف و حامیان اصلی وی (اسرائیل و ترکیه) از اجرای این پروژهی ضدایرانی چیست؟
پاسخ به این سوال در چند مورد بررسی میشود:
۱- موفقیت جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قره باغ به علت حمایتهای گسترده ترکیه و اسرائیل، خواست قدرتهای جهانی و همچنین ناتوانی سران ارمنستان صورت گرفت. این پیروزی باعث شده است تا علیاف و سایر مقامات در باکو به اشتباه دچار توهم و احساس قدرت در برابر ایران شوند. بنابراین یکی از علل این اقدامات ضدایرانی سران جمهوری آذربایجان، درک غلط آنها از تحولات منطقهای است.
۲- تقابل جمهوری آذربایجان با ایران یک تقابل نابرابر است. قدرت نظامی و سیاسی و موقعیت ایران در هیچ حالتی با جمهوری آذربایجان حتی در حالت ائتلاف با ترکیه و پاکستان قابل قیاس نیست. از طرفی کشورهای منطقه به خاطر علیاف، خود را وارد تنش با ایران نخواهند کرد و مضرات این تنش بسیار بیشتر از منافع آن است.
همهی ما میدانیم که پشت رزمایشهای نظامی همواره یک پیام سیاسی وجود دارد. رزمایش بیش از آنکه یک تهدید نظامی باشد یک رجزخوانی است و برای پیشگیری از وقوع درگیری نظامی انجام میگیرد. رزمایشهای یک ماه اخیر جمهوری آذربایجان با ترکیه و پاکستان نیز هشداری برای عدم دخالت در موضوع زنگزور و همچنین ابلاغ حمایت کشورهای منطقه از دولت علیاف در برابر ایران بود.
۳- نفوذ اسرائیل در مرزهای ایران همواره یک استراتژی مهم برای مقابله با ایران بوده است. دولت علیاف نیز در سالهای اخیر وارد روابط نزدیکتری با اسرائیل شده است و حجم بده بستانهای آنها افزایش یافته است. از این رو نمیتوان نقش اسرائیل در لفاظیهای علیاف و تنش آفرینیهای آنها را نادیده گرفت. بنابراین این تنش ذیل تقابل منطقهای ایران و اسرائیل قرار دارد و انتخاب نام “فاتحان خیبر” بر رزمایش ارتش جمهوری اسلامی ایران در مرزهای شمال غربی ایران نیز شاهدی بر این مدعاست.
۴- جمهوری آذربایجان مخالف سیاست کلی ایران در منطقه قفقاز است؛ و آن هم سیاستی است که “اتحاد” را در مقابل “تجزیه” قرار میدهد.
ایران همانند عراق، یمن، افغانستان و… مخالف هرگونه تغییر در مرزهای کشورهای همسایه از جمله ارمنستان و جمهوری آذربایجان است. ایران همچنین مخالف اجرای پروژههای ارتباطی مثل “کریدور زنگزور” است که منافع اقتصادی ایران را به خطر میاندازد. بازداشت رانندگان کامیونهای ایرانی در جاده ارمنستان نیز گروکشی ترکیه و جمهوری آذربایجان در قبال همین کریدور است.
علاوه بر اینها گفته میشود جمهوری آذربایجان با همکاری ترکیه قصد حمله غافلگیرانه به استان سیونیک در جنوب ارمنستان را داشتهاند که سیاست اتحادطلبانه ایران این نقشه را خنثی کرده و رزمایش “فاتحان خیبر” نیز در راستای رجزخوانی همین سیاست است.
از این جهت اقدامات باکو را میتوان یک پروژه چند بُعدی صهیونیستی دید که شامل: تجزیهطلبی (تاکید بر جدایی استانهای آذربایجان از ایران)، قومیتگرایی (پانترکیسم)، تنشهای امنیتی (اقدام علیه تاسیسات هستهای و سیاسی)، عملیات روانی و رسانهای، مباحث اقتصادی (تحت تاثیر قراردادن روابط اقتصادی ایران و ارمنستان) و… است.
با توجه به این شرایط بایستی گفت در صورتی که ارمنستان در مقابله با این پروژه و ادای سهم خود ضعیف عمل کند، ایران برای مقابله با پروژه صهیونیستی درنگ نمیکند و فعالتر وارد عمل خواهد شد. البته با توجه به دیدارهای اخیر بین مقامات ایران و ارمنستان و با نزدیک شدن نقطه نظرات ایران و ارمنستان شاهد روی آوردن جبهه مقابل به گفتگوهای سیاسی هستیم.
دیدگاه