طبق دادههای هشدار آتشسوزی ناسا، ساعاتی پس از حملات نیروهای مسلح ایران، آتشسوزی در انبارهای شرکت KGL در کویت جریان داشته است. همچنین تصویر ماهوارهای نشان میدهد که حداقل یک سولهی بزرگ این شرکت منهدم شده است. (مختصات سوله: ۲۸.۹۷۱۰۷۴,۴۸.۰۸۳۳۴۲)
نیروهای مسلح ایران در بامداد و صبح ۲۲ تیر ماه، در پاسخ به تجاوز هوایی رژیم آمریکا به مناطق مختلف ایران، با استفاده از دهها موشک بالستیک و دهها پهپاد انتحاری پایگاه هوایی علی السالم و یک سامانه راداری FPS در پایگاه احمد الجابر در کویت، پایگاه هوایی شیخ عیسی و ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و یک سامانه راداری FPS در عمان را مورد حمله قرار دادند.
نیروهای مسلح ایران در بامداد و صبح ۲۱ تیر ماه، در پاسخ به تجاوز هوایی رژیم آمریکا به مناطق مختلف ایران، با استفاده از دهها موشک بالستیک و دهها پهپاد انتحاری مواضع و پایگاههای آمریکا در کویت، در بندر الدقم عمان، ناوگان دریایی پنجم آمریکا در بحرین، پایگاه هوایی العدید در قطر و پایگاه شاهزاده حسن در اردن را مورد حمله قرار دادند.
جنگ ایران و بحران تنگه هرمز برای چین بهمثابه یک آزمایش عملی در استفاده از گلوگاههای راهبردی بود و نشان داد که اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت جهانی میتواند بدون جنگ مستقیم، هزینههای سنگینی بر رقبا تحمیل کند. این تجربه احتمالاً پکن را به سمت تقویت راهبرد محاصره و کنترل تدریجی تایوان سوق خواهد داد؛ رویکردی که در آن وابستگی جهان به صنعت نیمههادی تایوان به اهرم فشار ژئواکونومیک تبدیل میشود. در نتیجه، مناقشه تایوان ممکن است از الگوی بازدارندگی مبتنی بر قدرت نظامی به سمت بازدارندگی مبتنی بر کنترل زنجیرههای تأمین و گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهانی حرکت کند.
تحولات اخیر غربآسیا نشاندهنده گذار از تقابلهای سنتی به رقابتهای چندلایه در بستر گلوگاههای راهبردی انرژی است، جایی که تنگههایی چون هرمز و بابالمندب به کانون اعمال قدرت و فشار تبدیل شدهاند. در این چارچوب، سناریوی محاصره دریایی ایران توسط آمریکا بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار حداکثری در کنار احتمال بازگشت به درگیری مستقیم میان دو طرف، چشمانداز تشدید تنش را تقویت کرده است. همزمان، تردیدهای اروپا نسبت به رویکردهای یکجانبه واشنگتن، آینده همگرایی در ناتو را با ابهام مواجه ساخته و در سطحی دیگر، نقشآفرینی بازیگران متحد تهران مانند انصارالله در بابالمندب، امکان گسترش میدان رقابت دریایی و بهرهبرداری غیرمستقیم ایران از این اهرم را برجسته کرده است. مجموعهی این تحولات نشان میدهد امنیت دریایی منطقه بهطور فزایندهای به میدان اصلی بازتعریف موازنه قدرت تبدیل شده است. بر این اساس، هدف این پژوهش تحلیل امکانپذیری، پیامدها و پایداری این سناریوها و تبیین تأثیر آنها بر موازنه قدرت منطقهای و نظم امنیتی بینالمللی است.
روزنامه عبری معاریو به نقل از منابع آگاه در رژیم صهیونیستی گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم در شرایط کنونی تقریباً تنها مانده و شمار مشاوران نزدیک و معتمدان او به شدت کاهش یافته است.
جنگ رمضان شکافهای پنهان در شورای همکاری خلیج فارس را آشکار و تعمیق کرد؛ بهگونهای که عمان و قطر بر مهار تنش و میانجیگری، امارات و بحرین بر تشدید فشار علیه ایران و عربستان و کویت بر راهبرد مصونسازی و مدیریت ریسک متمرکز شدند. تداوم این واگراییها میتواند انسجام راهبردی شورا را تضعیف کرده و اعضا را به سمت ائتلافهای امنیتی و سیاسی متفاوت سوق دهد. در نتیجه، شورای همکاری بیش از آنکه یک بلوک منسجم امنیتی باشد، به مجموعهای از بازیگران با ادراکهای متفاوت از تهدید و منافع منطقهای تبدیل شده است.
جنگ رمضان نشان داد که محور مقاومت علیرغم فشارهای گسترده نظامی، از الگوی متمرکز به یک شبکه چندلایه و انعطافپذیرتر گذار کرده و توانسته با توزیع ظرفیت میان بازیگران مختلف، بازدارندگی خود را حفظ کند. فعالسازی همزمان جبهههای لبنان، عراق و یمن ضمن افزایش فشار بر رژیم صهیونیستی، بیانگر تداوم راهبرد «تصاعد کنترلشده» و اجتناب از جنگ فراگیر منطقهای بود. در دوره پساجنگ، آینده محور مقاومت میان سه مسیر بازسازی و تقویت شبکهای، تداوم وضعیت نیمههماهنگ و مدیریت بحران، یا فرسایش تدریجی و کاهش انسجام عملیاتی در نوسان خواهد بود؛ هرچند روندهای موجود نشان میدهد حفظ ساختار شبکهای و بازدارندگی چندجبههای همچنان محتملترین مسیر پیشرو است.