نیروهای مسلح یمن با اسم رمز «والله أشدُّ بأساً وأشدُّ تنکیلاً» (خداوند از همه قویتر است و از همه سختتر مجازات میکند) عملیاتی را در ۱۲ شهریور در جنوب غرب یمن آغاز کردند و طی ۸ روز مساحتی بالغ بر ۵۴۰۰ کیلومتر مربع را در استانهای الحدیده و تعز آزاد کردند.
در ادامه پیشرویهای ارتش یمن و کمیتههای مردمی در جنوب غرب این کشور، جزیره میون به کنترل ارتش یمن درآمد. بدین ترتیب کنترل کامل آبراه استراتژیک باب المندب در اختیار دولت مستقر در صنعا قرار گرفت.
تغییر ناگهانی استراتژی ایالات متحده از فاز تهاجمی معطوف به بمباران زیرساختهای جنوب ایران به توقف عملیات نظامی، یکی از مهمترین نقاط عطف در بازتعریف «معماری امنیت منطقهای خاورمیانه» به شمار میرود. این چرخش رویکرد، نتیجه یک الزام و جبر راهبردی بوده است. استدلال اصلی این نوشتار بر این پایه استوار است که انصراف واشنگتن از گسترش سطح درگیری، برآیند مستقیم تلاقی سه عامل کلان است: نخست، محدودیتهای بیسابقه لجستیکی و کاهش ذخایر استراتژیک نظامی آمریکا؛ دوم، راهبرد «تنشافزایی متقابل» و ارتقای توانمندیهای نامتقارن از سوی ایران؛ و سوم، فشارهای فزاینده بینالمللی، مداخله قدرتهای نوظهور نظیر چین و هراس عمیق کشورهای عربی از بروز یک جنگ فراگیر زیرساختی. این تحلیل نشان میدهد که چگونه درهمتنیدگی این متغیرهای نظامی، ژئوپلیتیک و اقتصاد انرژی، ماشین جنگی ایالات متحده را به توقف ناگزیر کشانده است.
تحولات اخیر غربآسیا نشاندهنده گذار از تقابلهای سنتی به رقابتهای چندلایه در بستر گلوگاههای راهبردی انرژی است، جایی که تنگههایی چون هرمز و بابالمندب به کانون اعمال قدرت و فشار تبدیل شدهاند. در این چارچوب، سناریوی محاصره دریایی ایران توسط آمریکا بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار حداکثری در کنار احتمال بازگشت به درگیری مستقیم میان دو طرف، چشمانداز تشدید تنش را تقویت کرده است. همزمان، تردیدهای اروپا نسبت به رویکردهای یکجانبه واشنگتن، آینده همگرایی در ناتو را با ابهام مواجه ساخته و در سطحی دیگر، نقشآفرینی بازیگران متحد تهران مانند انصارالله در بابالمندب، امکان گسترش میدان رقابت دریایی و بهرهبرداری غیرمستقیم ایران از این اهرم را برجسته کرده است. مجموعهی این تحولات نشان میدهد امنیت دریایی منطقه بهطور فزایندهای به میدان اصلی بازتعریف موازنه قدرت تبدیل شده است. بر این اساس، هدف این پژوهش تحلیل امکانپذیری، پیامدها و پایداری این سناریوها و تبیین تأثیر آنها بر موازنه قدرت منطقهای و نظم امنیتی بینالمللی است.
این گزارش به بررسی سیاست تهاجمی و توسعهگرایانه امارات متحده عربی در دهههای اخیر، بهویژه در دوران رهبری محمد بن زاید، میپردازد. در این چارچوب، امارات با تکیه بر قدرت اقتصادی، منابع مالی گسترده و حمایت ایالات متحده، نفوذ خود را از خلیج فارس تا شاخ آفریقا گسترش داده است. دشمنی با جریانهای اسلام سیاسی و همسویی راهبردی با آمریکا، از ارکان اصلی سیاست خارجی ابوظبی محسوب میشود. ساختار جمعیتی خاص این کشور و اتکای آن به نیروی کار مهاجر، زمینهساز رویکردی متفاوت در قدرتسازی منطقهای شده است. گزارش نشان میدهد چگونه امارات با بهرهگیری از بیثباتی سیاسی در کشورهای آفریقایی و یمن، به بازیگری اثرگذار در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است.
آشنایی با کشور کوچک جیبوتی جیبوتی یک کشور کوچک در شرق آفریقا است که در مجاورت دریای سرخ و اقیانوس هند قرار دارد. مردم کشور جیبوتی مسلمان و سنی مذهب هستند. زبان رسمی مردم این کشور عربی و فرانسوی است، اما اکثراً به فرانسه و زبانهای محلی صحبت میکنند. این کشور آخرین مستعمرهی فرانسه در […]
تقویت مواضع مخالفین انصارالله در سواحل جنوب غربی نشان از برنامه ریزی ائتلاف آمریکایی برای جنگ دریایی در آینده دارد. این طرح با نقش آفرینی امارات در منطقه جنوب غربی یمن در حال اجراست. بر اساس این طرح، نیروهای طارق صالح کنترل سواحل مدیریت حیس تا تنگه باب المندب و نیروهای شورای انتقالی جنوب کنترل سواحل منطقه رأس العاره تا عدن را بدست خواهند گرفت. اجرای این طرح با امتیازخواهی قبایل الصبیحه با مشکل مواجه شده و این قبیله درصدد تلاش برای سیطره بر این منطقه است.