چرا اسرائیل باید از ایجاد کریدور میانی (ترکیه-چین) حمایت کند؟
سیاستمداران و تحلیلگران اسرائیل معتقدند که مقامات این رژیم باید از ایجاد کریدور میانی حمایت کنند، زیرا گسترش این کریدور علاوه بر اروپا و کشورهای ترک زبان، به اسرائیل و کشورهای عربی نیز کمک خواهد کرد. کمک به ایجاد این کریدور علاوه بر منافع اقتصادی، در مقابله با دشمن مشترک آنها یعنی ایران بسیار موثر خواهد بود.
ایوب قرا، سیاستمدار و وزیر پیشین ارتباطات رژیم صهیونیستی و از اعضای حزب لیکود پاسخ میدهد:
پس از امضای توافقنامه ایجاد کریدور میانی توسط دولتهای جمهوری آذربایجان، گرجستان، ترکیه و قزاقستان، وزارتخانه های امور خارجه و حمل و نقل این کشورها تصمیم گرفتند که مسیرهای حمل و نقل سریع شامل یک کریدور حمل و نقل ریلی و دریایی که چین را به اروپا متصل می کند، ایجاد کنند. این کریدور از آسیای جنوب شرقی و چین شروع می شود و از قزاقستان، دریای خزر (کاسپین)، آذربایجان، گرجستان و ترکیه می گذرد و سپس به جنوب و مرکز اروپا می رسد. این مسیر به قطارهای باری اجازه میدهد ظرف ۲۰ تا ۲۵ روز از چین به اروپا برسند و در نتیجه به احیای جاده ابریشم سابق نیز کمک خواهد کرد.
بیشتر بخوانید: کریدور میانی؛ طرح ترکیه برای اتصال به چین!
من به عنوان وزیر سابق اسرائیل معتقدم که اسرائیل باید از ایجاد کریدور میانی حمایت کند، زیرا گسترش این کریدور به اسرائیل، امارات متحده عربی و سایر کشورهای منطقه، در تقویت «پیمان ابراهیم» کمک خواهد کرد.
کل منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) در زمان حکومت ترکان عثمانی با قطار به هم متصل می شد، تعدادی از بقایای این سیستم ریلی شگفت انگیز در اسرائیل وجود دارد، از جمله ایستگاه های قطار عثمانی در بئرالسبع، یافا و اورشلیم (قدس اشغالی). این ایستگاههای قطار عثمانی، نشانههای تاریخی از دوران گذشته هستند، زمانی که سفر قطار در سراسر خاورمیانه (غرب آسیا) امکانپذیر بود. قطارهای دوران عثمانی از یافا به اورشلیم (قدس اشغالی)، حیفا و سایر مناطق امپراتوری ترک عثمانی سابق مانند مدینه و دمشق می رفتند.
با این حال، از زمانی که اسرائیل مستقل اعلام شد، هیچ سفر قطاری بین اسرائیل و جهان عرب وجود نداشته است، این یکی از علت های درگیری های بین اسرائیل و فلسطین بود.
با این حال، پس از توافق ابراهیم، همه این مسائل ظرفیت تغییر را دارد، زیرا کشورهای عربی دیگر اسرائیل را منحوس نمیدانند و علاوه بر این، کشورهای خلیج فارس اکنون اسرائیل را شریک مبارزه با ایران میدانند، همینطور جمهوری های ترک، مانند آذربایجان که به شدت از رفتار ملاها (حکومت ایران) با جامعه آذریها در جمهوری اسلامی بیزار هستند.
بنابراین، اگر این کریدور میانی ساخته شود، ما اسرائیلیها نیز میتوانیم سعی کنیم به آن متصل شویم، زیرا با ایجاد ارتباط قویتر بین جمهوریهای ترک، اسرائیل و جهان عرب، به مقابله با ملاها (حکومت ایران) در تهران کمک میکند. ما می توانیم از طریق ترکیه با کشتی به آن متصل شویم و سپس از آنجا، مجموعه دیگری از قطارها را داشته باشیم که از اسرائیل به اردن و عربستان سعودی و از آنجا به امارات متحده عربی می روند. در زمان ما، این امر قابل دسترس می باشد.
این امر به گسترش تجارت بین چین، جمهوری های ترک، اسرائیل و کشورهای عربی کمک می کند.
اسرائیل، عربستان سعودی و اردن از گذشته میدانند که باید مسیر ریلی برای اتصال اسرائیل به کشورهای حاشیه خلیج فارس داشته باشند، آنها در مورد این مسئله صحبت می کنند و مدام به آن فکر می کنند. آنها با کامیون ها و با کانتینرهایی که من ترتیب داده ام اقدام می کنند، به این صورت که کانتینرها را از ابوظبی به اسرائیل می آورند و مسیر آن از طریق عربستان سعودی سپس اردن به حیفا میباشد. یعنی ما میتوانیم قطاری داشته باشیم که از اروپا به ترکیه میرود و از آنجا کشتیها میتوانند به حیفا و از حیفا به اردن، عربستان سعودی و از آنجا به کشورهای حاشیه خلیج فارس بروند و آنها میتوانند در جهت مخالف برگردند.
من هم اکنون در بلغارستان هستم تا روند تسهیل این ارتباط را بررسی کنم و پس از آن، قرارداد عربستان سعودی با اسرائیل می تواند با خط ریلی جدیدی مانند آنچه در زمان عثمانی با حجاز وجود داشت، آغاز شود. مردم حجاز می خواهند آن را دوباره تکرار کنند. این در برنامه «پیمان ابراهیم» موجود است و در آینده نیز اتفاق خواهد افتاد.
منبع: یادداشت ایوب قرا درباره کریدور میانی

توضیحات:
یکی از مفاد پیمان ابراهیم تصریح بر ایجاد همکاری و روابط دوستانه بین رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه بحرین و امارات است.
بیشتر بخوانید:
معامله قرن فلسطین!
پیش در آمدی بر نقش اردن در معامله قرن فلسطین
جزئیات معامله قرن فلسطین در قبال اردن
پی نوشت:
اسرائیل سالهاست به دنبال ایجاد روابط عمیق با کشورهای آسیای مرکزی با روش ها و الگوهای مختلف می باشد. مثلا روابط اسرائیل با قزاقستان در حوزه نظامی، امنیتی و همچنین حوزه انرژی بسیار پررنگ بوده و سفرهایی در سطح مقامات عالی بین رژیم صهیونیستی و قزاقستان در گذشته اتفاق افتاده است.
در کشوری مثل ازبکستان نیز وجود “جامعه بزرگ یهودیان تاجیک تبار اهل بخارا” بسیار برای اسرائیل مهم بوده و آنها همواره به دنبال نفوذ و فعالیت بر روی آنها و همچنین در پوشش آنها، در جامعه آسیای مرکزی بودهاند.
ناگفته نماند اسرائیل روابط مخفیتری در تاجیکستان داشتهاند که طبق اطلاعات بدست آمده یکی از علل این ارتباط کمک به دولت این کشور برای سرکوب و از بین بردن گروههای اسلام گرای نزدیک به ایران در تاجیکستان بوده است که در نتیجه بتواند با نفوذ و جایگاه جمهوری اسلامی در این جوامع رقابت و بر آن غلبه یابد.
اکنون با توجه به حساسیت ایجاد شده بر روی کشورهای آسیای مرکزی، شاهد حضور و نقش پررنگ کشورهای مختلف در تحولات این حوزه جغرافیایی هستیم. فعالیت و نفوذ آمریکا، کشورهای اروپایی و کشورهای حوزه خلیج فارس خصوصا عربستان سعودی در چند سال اخیر بسیار چشمگیر بوده و اکنون ترکیه نیز با ابزارهای مختلف در حال نمایش نفوذ و قدرت در این منطقه میباشد.
از ابتکارات ترکیه در این منطقه میتوان به ایجاد و عملیاتی کردن «کریدور میانی» اشاره کرد که توجه کشورهای دیگر را نیز به خود جلب کرده است و اروپایی ها و آمریکا از آن به طور جدی استقبال کردهاند.
با توجه به نیاز اسرائیل به منطقه آسیای مرکزی، چه از منظر منابع مورد نیاز و چه تعریف زمین بازی جدید برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران، و همچنین نفوذ این رژیم در منطقه خصوصا در آذربایجان که از مهم ترین کشورهای مدعی در طرح «کریدور میانی» است، تلاش این رژیم برای هرگونه ارتباط یافتن به این طرح کاملا قابل درک میباشد.
اکنون با توجه به صحبت های ایوب قرا، وزیر پیشین ارتباطات رژیم صهیونیستی، راحت تر میتوان گفت که این طرح اساساً برای انزوای روسیه و ایران از شاهراه اقتصادی در این منطقه میباشد.
از طرفی به نظر میرسد آنچه که برای چین در عرصه دیپلماسی خارجی مهم است، حفظ قدرت اقتصادی، صادرات و بازار محصولات خود است و همراهی با طرح کریدور میانی توسط چین کاملا قابل تصور است.
اگرچه ظرفیت این کریدور و همچنین اجرایی شدن این طرح طبق گفته های برخی کارشناسان تاحدی قابل بحث و نشدنی نشان میدهد اما صرف این تلاش ها میتواند به عنوان زنگ خطری جدی برای جایگاه ایران و روسیه در منطقه قلمداد شود که توجه بیشتر مسئولین امر و بازنگری در سیاست های منطقه ای ایران را ایجاب میکند.
دیدگاه