مِیوِن در جنگ رمضان
جنگ رمضان نشان داد که هوش مصنوعی و سامانههایی مانند «میون» به مرکز عملیات نظامی آمریکا منتقل شدهاند و با تجمیع دادههای میدانی، سرعت هدفیابی و تصمیمگیری را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. همزمان، نقش سیلیکونولی در جنگ مدرن پررنگتر شده و بخشی از زیرساخت اطلاعاتی و عملیاتی ارتش به شرکتهای فناوری واگذار شده است. این تحول در کنار افزایش کارایی، پرسشهایی درباره دقت هدفگیری، تلفات غیرنظامی و وابستگی امنیت ملی به بازیگران خصوصی ایجاد کرده است.
بیان مسئله
در اواخر فوریه ۲۰۲۶، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی عملیاتهای نظامی هماهنگی را با نامهای «خشم حماسی» و «شیر خروشان» علیه ایران آغاز کردند؛ عملیاتی که بهعنوان بزرگترین اقدام نظامی آمریکا از زمان حمله سال ۲۰۰۳ به عراق محسوب میشود. در جریان این درگیری فرماندهی سنتکام بیش از ۱۱ هزار هدف را مورد حمله قرار داده، در حالی که ایران نیز با شلیک هزاران موشک و پهپاد پاسخ داده است. رهبر معظم ایران، آیت الله خامنه ای، در حملات ابتدایی شهید شد. با این حال، این آمارها بهتنهایی بیانگر ویژگی تاریخی این جنگ نیستند؛ بلکه آنچه این درگیری را متمایز میکند، نقش محوری هوش مصنوعی، سامانههای خودکار و فناوریهای تجاری است که دیگر نقش پشتیبان ندارند، بلکه در مرکز عملیات قرار گرفتهاند.
پروژه «میون» از سال ۲۰۱۸ آغاز شده بود. پیش از ظهور مدلهای زبانی بزرگ، این واحد با همکاری چندین شرکت در حال پشتیبانی از پروژه «میون» برای ارتقای «بینایی رایانهای» بود؛ قابلیتی در حوزه هوش مصنوعی که امکان تشخیص و تفکیک اشیاء در تصاویر ماهوارهای را فراهم میکند و به تحلیلگران در بررسی دادههای تصویری کمک مینماید.
پروژه «میون» به تسریع بهکارگیری «یادگیری ماشینی» در حوزههای شناسایی، نظارت و تحلیل اطلاعاتی و همچنین اطلاعات جغرافیایی کمک می نماید. این میراث در نهایت به توسعه «سامانه هوشمند میون» توسط Palantir Technologies انجامید که امروزه به سنگبنای عملیات نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی ایالات متحده تبدیل شده است.
زمینه
وزارت دفاع آمریکا، پالانتیر را بهعنوان «تنها تأمینکننده مناسب» برای سامانه هوش مصنوعی میون معرفی کرده است؛ سامانهای که در حوزه تحلیل دادههای میدانی، شناسایی اهداف و پشتیبانی تصمیمگیری نظامی کاربرد دارد. نویسنده تأکید میکند که این قرارداد نشاندهنده عبور پروژه میون از مرحله آزمایشی به سطح زیرساخت دائمی نظامی آمریکا است. به گفته منابع مورد استناد، این سامانه قادر است دادههای ماهوارهای، پهپادی، حسگرها و اطلاعات میدانی را در زمان واقعی تحلیل کرده و برای فرماندهان نظامی «تصویر عملیاتی واحد» تولید کند. یکی از نکات حائز اهمیت ارتباط مستقیم میان پالانتیر و راهبرد کلان آمریکا در حوزه «جنگ مبتنی بر هوش مصنوعی» میباشد که خود نشاندهنده این است که دولت آمریکا در حال واگذاری تدریجی زیرساخت تحلیل اطلاعات و هدفیابی به شرکتهای خصوصی سیلیکونولی میباشد؛ روندی که بهزعم او مرز میان دولت، ارتش و شرکتهای فناوری را کمرنگ میکند.

تحلیل و یافتهها:
الف: نقش «سیلیکون ولی» در وزارت جنگ آمریکا
نقش سیلیکونولی در وزارت جنگ آمریکا طی سالهای اخیر بهطرز چشمگیری گسترش یافته است؛ این همکاری در دههی گذشته از پروژههای تحقیقاتی محدود در حوزهی امنیت سایبری فراتر رفته و اکنون به ستون اصلی تحول دیجیتال در ارتش آمریکا تبدیل شده است. پنتاگون با درک سرعت پیشرفت فناوریهای نو مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و تحلیل دادههای کلان، بهطور گسترده به همکاری با شرکتهای فناوری مستقر در سیلیکونولی روی آورده است تا قدرت تصمیمگیری، کارایی رزمی و برتری اطلاعاتی خود را افزایش دهد. نمونه بارز این روند، قراردادهای عظیم با شرکتهایی مانند Palantir Technologies،Google Cloud و Microsoft است که در پروژههایی نظیر میون و «قابلیت ابری مشترک برای جنگ» یاJoint Warfighting Cloud Capability حضور دارند. اکنون وزارت دفاع آمریکا بیش از ۲۰۰ قرارداد فعال با شرکتهای مستقر در منطقهی خلیج سانفرانسیسکو دارد که بخش بزرگی از آنها مستقیماً با فرماندهی عملیات دیجیتال در ارتباطاند. این ارتباط گسترده البته همیشه بدون چالش نبوده است. امروزه بخش عمده توسعه سامانههای هوش مصنوعی وزارت دفاع آمریکا تحت مدیریت پیمانکاران خصوصی مستقر در سیلیکونولی انجام میشود. از منظر وزارت دفاع، همکاری با سیلیکونولی نوعی ضرورت راهبردی است. مهندسان و پژوهشگران این منطقه، در حوزههایی چون پردازش تصویر، تحلیل داده و طراحی پلتفرمهای یادگیری عمیق، از پیشروترین متخصصان جهان هستند. پنتاگون با تشکیل نهادی تحت عنوان مرکز مشترک هوش مصنوعیJoint Artificial Intelligence Center در سال ۲۰۱۸ عملاً دروازه تعامل مستقیم با شرکتهای فناوری را باز کرد. این نهاد وظیفه دارد تا فناوریهای نوظهور غیرنظامی را برای کاربردهای نظامی تطبیق دهد و استانداردهای اخلاقی و فنی برای استفاده از هوش مصنوعی در عرصه جنگ را تعیین نماید. با این مدل، ارتش آمریکا میتواند با سرعتی نزدیک به بخش خصوصی نوآوری کند، بیآنکه سالها درگیر مراحل بوروکراتیک شود. سیلیکونولی به بخشی حیاتی از زیرساخت جنگ نوین آمریکا تبدیل شده است، جایی که مرز میان فناوری تجاری و کاربرد نظامی روزبهروز کمرنگتر میشود. شرکتهایی مانند پالانتیر، اندوریل(Anduril Industries) و اسپیساکس، هماکنون در حوزههای تحلیل دادههای رزمی، پهپادهای خودران و ارتباطات ماهوارهای نظامی نقش محوری دارند. در سپتامبر ۲۰۲۴، سهم شرکتهای فناوری تجاری در بودجه تحقیقاتی وزارت دفاع آمریکا از ۱۱ درصد در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۳۷ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است. این همکاری گسترده، در عین آنکه کارایی ارتش را افزایش داده، نگرانیهای جدیدی درباره شفافیت، نظارت اجتماعی و وابستگی بیش از حد امنیت ملی به بخش خصوصی و سرمایهگذاران فناوری برانگیخته است.

ب: نقش میون در حمله به ایران
سامانه «میون» تصاویر ماهوارهای، ویدئوهای پهپادی، دادههای راداری و اطلاعات علائم را در یک رابط یکپارچه ترکیب میکند و به اپراتورها این امکان را میدهد که اهداف را شناسایی، نوع تسلیحات را پیشنهاد و طرحهای حمله را تقریباً بهصورت همزمان تولید کنند. نتایج بهدستآمده قابل توجه بوده است: بیش از هزار هدف در ۲۴ ساعت نخست عملیات مورد حمله قرار گرفتند؛ سرعتی که در صورت اتکای صرف به تحلیل انسانی غیرقابل تصور بود. این روند با استفاده از تنها ۱۰ درصد از تحلیلگرانی که پیشتر برای چنین سطحی از عملیات نیاز بود، ادامه یافته است.
با این حال، محدودیتهای این سامانه نیز به همان اندازه قابل توجه است. دقت کلی «میون» در حدود ۶۰ درصد برآورد میشود، در حالی که این رقم برای تحلیلگران انسانی حدود ۸۴ درصد است. با وجود این، مدیر ارشد فناوری شرکت پالانتیر آن را «نخستین عملیات رزمی در مقیاس بزرگ مبتنی بر هوش مصنوعی» توصیف کرده است؛ تعبیری که پرسشهایی جدی درباره ملاحظات اخلاقی هدفگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و کفایت سازوکارهای حفاظت از غیرنظامیان ایجاد میکند. همین نگرانیها درباره ملاحظات حفاظتی، به مناقشه اخیر میان شرکت آنتروپیک و وزارت جنگ منجر شده است.
ج: تاریخچه میون
پروژه «میون» یکی از برنامههای وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون) در حوزه بهکارگیری هوش مصنوعی برای تحلیل دادههای نظامی است که در سال ۲۰۱۷ راهاندازی شد. نام رسمی آن “Algorithmic Warfare Cross Functional Team” بود و هدف اصلیاش استفاده از یادگیری ماشین برای تحلیل خودکار تصاویر و ویدئوهای پهپادهای شناسایی بود. این پروژه در ابتدا برای افزایش سرعت پردازش دادههای حجیم میدان نبرد، بهویژه در عملیاتهای خاورمیانه، طراحی گردید. منابع اولیه درباره آغاز این برنامه در بیانیههای وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۱۷ منتشر شدهاند. پروژه میون بهطور خاص بر تحلیل تصاویر پهپادها تمرکز داشت؛ یعنی الگوریتمهای بینایی ماشین برای شناسایی افراد، خودروها و اشیای مشکوک در تصاویر هوایی. پیش از آن، تحلیل این تصاویر بهصورت دستی توسط نیروهای انسانی انجام میشد که بسیار زمانبر بود. هدف پروژه کاهش فشار کاری تحلیلگران و افزایش سرعت تصمیمگیری عملیاتی عنوان شد. گزارشهای رسمی پنتاگون تأکید میکردند که این سیستم نقش «کمک تصمیم» دارد و جایگزین کامل نیروی انسانی نیست. نام شرکت Palantir Technologies در ارتباط با پروژههای تحلیل داده دفاعی آمریکا بارها مطرح شده است. پالانتیر یکی از پیمانکاران مهم دولت آمریکا در حوزه تحلیل کلانداده و نرمافزارهای اطلاعاتی است و محصولات آن مانند “Palantir Gotham” در نهادهای دفاعی و امنیتی استفاده میشود. اگرچه پروژه میون بهطور گسترده با مشارکت چندین پیمانکار اجرا گردید، تمرکز رسانهها بیشتر بر همکاری اولیه گوگل با پنتاگون بود، اما شرکتهایی مانند پالانتیر نیز در اکوسیستم فناوری دفاعی مرتبط با تحلیل داده و هوش مصنوعی حضور فعال داشتند.

بر اساس آماری که کاخ سفید در ۸ آوریل منتشر کرد، ارتش ایالات متحده در ۳۸ روز نخست جنگ، بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران هدف قرار داده است؛ آماری که شامل بیش از ۲ هزار مرکز فرماندهی و کنترل، ۱۵۰۰ هدف پدافند هوایی و ۱۴۵۰ هدف مربوط به زیرساخت صنعتی میشود.
کاخ سفید تأکید کرده که «تمامی این اهداف، مشروع و نظامی» بودهاند؛ بااینحال، نیویورکتایمز و برخی رسانههای دیگر با انتشار گزارشها و تصاویر، از تخریب تأسیسات غیرنظامی خبر دادهاند. همین گزارشها موجی از انتقادها را برانگیخته و این پرسش را مطرح کرده است که آیا اتکای بیش از حد به سامانههای هوش مصنوعی، به خطا در هدفگیری و افزایش تلفات غیرنظامیان منجر شده است یا نه.
در جریان عملیات علیه ایران، سامانه Maven Smart System که محصول شرکت پالانتیر است، نقشی محوری در گردآوری و تحلیل اطلاعات میدان نبرد ایفا کرده است. به گفته «کامرون استنلی»، مقام ارشد دیجیتال و هوش مصنوعی پنتاگون، این سامانه دادههای مربوط به موقعیت نیروهای دشمن را از منابع مختلفی مانند سیگنالهای راداری، تصاویر ماهوارهای و پهپادی، ارتباطات الکترونیکی و دیگر منابع اطلاعاتی جمعآوری کرده و همه آنها را در قالب یک تصویر عملیاتی مشترک از میدان نبرد در کنار هم قرار میدهد.
استنلی که این توضیحات را در کنفرانس “AIPCon 9” شرکت پالانتیر در ۱۲ مارس ارائه کرد، گفت میون تنها به شناسایی هدف محدود نمیشود. به گفته او، این سامانه همچنین میتواند مناسبترین یگان خودی برای حمله به هر هدف را تعیین کند و برای واحدهای رزمی آمریکا، گزینههای عملیاتی مشخص پیشنهاد دهد؛ از جمله مسیر حمله، نوع مهمات موردنیاز و سایر اطلاعات مرتبط برای اجرای عملیات، او توضیح داد که پیشازاین، فرماندهان برای تصمیمگیری در میدان نبرد ناچار بودند همزمان به هشت یا نه سامانه مختلف مراجعه کنند، اما میون اکنون همه این اطلاعات را در یک رابط تصویری واحد تجمیع میکند. بهاینترتیب، فرمانده میتواند هدف را شناسایی کند، بسته حمله مناسب را برگزیند و تنها با چند کلیک، روند اجرای عملیات را آغاز کند.
دیدگاه