رصد دیدگاه اندیشکدههای منطقهای درباره خلع سلاح گروههای مقاومت در عراق
بررسی مطالب منتشرشده نشان میدهد که مسئله خلع سلاح گروههای مقاومت و آینده شبهنظامیان عراقی، در تحلیل مراکز مطالعاتی منطقهای عمدتاً بهعنوان مسئلهای فراتر از امنیت داخلی عراق مورد توجه قرار گرفته است. در میان مراکز بررسیشده، مرکز اماراتی سیاستها بیشترین تمرکز را داشته و با انتشار سه گزارش، ابعاد سیاسی، امنیتی و جغرافیایی مسئله شبهنظامیان و حصر سلاح را بررسی کرده است. پس از آن، مؤسسه بینالمللی مطالعات ایران (رسانه) با دو گزارش، بیشتر بر رابطه گروههای مسلح با ایران، تلاش دولت عراق برای خلع سلاح و تحول فصائل از بازیگران نظامی به بازیگران سیاسی تمرکز کرده است.
از نظر محتوایی نیز میان رویکرد این مراکز تفاوتهایی وجود دارد. مرکز اماراتی سیاستها بیشتر بر تهدید ناشی از تداوم نفوذ شبهنظامیان، کنترل جغرافیایی آنان، نفوذ در ساختارهای رسمی و دشواری ادغام واقعی حشد الشعبی و فصائل مسلح تأکید دارد. در مقابل، رسانه ضمن توجه به مسئله نفوذ ایران، بر فرایند سیاسی خلع سلاح، واکنش گروههای نزدیک به ایران و خطر انتقال شبکههای فرماندهی، مالی و امنیتی شبهنظامیان به درون ساختار رسمی تمرکز کرده است. در هر دو رویکرد، مسئله حصر سلاح صرفاً با تحویل تسلیحات حلشدنی تلقی نمیشود، بلکه اصلاح ساختارهای فرماندهی، کنترل مناطق جغرافیایی، محدودسازی شبکههای اقتصادی و امنیتی و تقویت اقتدار دولت را نیز ضروری میدانند.
در مجموع، وجه مشترک این تحلیلها آن است که خلع سلاح کامل و فوری فصائل مسلح و انحلال سریع حشد الشعبی سناریویی دشوار و پرهزینه ارزیابی میشود. سناریوی محتملتر، حرکت تدریجی به سمت مهار، بازتنظیم نقش، ادغام سازمانی و افزایش کنترل دولت بر فعالیتهای مسلحانه است. بااینحال، تحقق این روند به عواملی همچون میزان نفوذ ایران، فشار آمریکا، اراده سیاسی دولت عراق، توانایی بغداد برای اعمال حاکمیت بر مناطق تحت نفوذ گروههای مسلح و ایجاد توافق داخلی درباره جایگاه حشد الشعبی وابسته خواهد بود. از این منظر، آینده فصائل مسلح عراق بیش از آنکه به یک تصمیم مقطعی برای خلع سلاح وابسته باشد، به بازتعریف تدریجی رابطه میان دولت، حشد الشعبی و شبکههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی وابسته به گروههای مسلح بستگی خواهد داشت.
شبهنظامیان و قدرت در عراق؛ چگونه عصائب اهل الحق به بازیگری سیاسی مؤثر تبدیل شد؟
نویسنده: عبدالرؤوف مصطفى الغنیمی | مؤسسه بینالمللی مطالعات ایران (رسانه) | ۶ اوت ۲۰۲۶
در این مقاله، تحول «عصائب اهل الحق» به رهبری قیس الخزعلی از یک گروه مسلح به بازیگری سیاسی و اثرگذار در ساختار قدرت عراق بررسی شده است. نویسنده معتقد است الخزعلی دارای دو وجه همزمان است: وجه ایدئولوژیک و پایبند به سلاح و وجه عملگرایانه و سیاسی که با هدف افزایش نفوذ و دستیابی به قدرت دنبال میشود. به باور نویسنده، پس از ترور (شهید) سلیمانی و المهندس، تضعیف حمایت مالی ایران، شکست داعش، کنارهگیری مقتدی صدر و افزایش فشار آمریکا برای انحصار سلاح در دست دولت، عصائب بیش از گذشته به سیاست و نهادهای رسمی روی آورده است.
این رویکرد موجب شده الخزعلی تلاش کند چهرهای ملی و «دولتمرد» از خود ارائه دهد و از خلأ سیاسی ایجادشده پس از خروج صدر برای گسترش پایگاه اجتماعی خود استفاده کند. مقاله همچنین تأکید میکند که هدف بلندمدت عصائب میتواند دستیابی به نخستوزیری پس از انتخابات ۲۰۲۹ باشد.
بااینحال، نویسنده عملگرایی الخزعلی را الزاماً به معنای فاصلهگیری واقعی از ایران نمیداند و معتقد است در صورت کاهش فشارهای خارجی یا تضعیف موقعیت سیاسی وی، احتمال بازگشت به گفتمان و رویکرد نظامی وجود دارد. در نتیجه، چالش اصلی عراق همچنان تبدیل نفوذ مسلحانه به قدرت سیاسی نهادمند و تضمین انحصار واقعی سلاح در دست دولت است.
منبع: rasanah-iiis
عراق میان تلاش برای خلع سلاح و مواضع ایران
نویسنده: مؤسسه بینالمللی مطالعات ایران (رسانه) | ۲ سپتامبر ۲۰۲۶
در این گزارش، تلاش دولت عراق برای قرار دادن تمامی سلاحها تحت کنترل دولت و واکنش گروههای مسلح نزدیک به ایران بررسی شده است. نویسنده معتقد است تعیین ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ بهعنوان موعد خلع سلاح شبهنظامیان، به دلیل نگرانی دولت از واکنش گروههای قدرتمند، عملاً به آغاز مذاکرات درباره این مسئله تبدیل شده است. برخی گروهها مانند عصائب اهل الحق، کتائب امام علی و سرایا السلام با سطح بیشتری از کنترل دولتی موافقت کردهاند، در حالی که کتائب حزبالله، کتائب سیدالشهداء و حرکت النجباء همچنان با خلع سلاح مخالفت میکنند.
گزارش هشدار میدهد که انتقال سلاح یا ادغام نیروهای شبهنظامی در ساختارهای امنیتی، بدون حذف زنجیرههای فرماندهی، منابع مالی و شبکههای اطلاعاتی مستقل، لزوماً به افزایش اقتدار دولت منجر نمیشود و حتی میتواند نفوذ گروهها را از بیرون به درون نهادهای رسمی منتقل کند. در این میان، نقش ایران نیز برجسته است. بر اساس گزارش، تهران از طریق ارتباط با رهبران سیاسی و فرماندهان شبهنظامیان، درصدد حفظ اهرمهای نفوذ خود در عراق است. در مجموع، نویسنده معتقد است موفقیت بغداد در خلع سلاح، علاوه بر امنیت داخلی، آزمونی برای استقلال تصمیمگیری دولت عراق و توازن روابط آن با ایران و آمریکا خواهد بود.
منبع: rasanah-iiis
دولت عراق در مواجهه با شبهنظامیان؛ چالش تمرکز جغرافیایی و چشمانداز حصر سلاح
نویسنده: واحد مطالعات عراق | مرکز: مرکز سیاستگذاری امارات | ۱۹ اوت ۲۰۲۶
این گزارش معتقد است مهمترین مانع دولت عراق برای اجرای طرح حصر سلاح، صرفاً حجم تسلیحات شبهنظامیان نیست، بلکه کنترل آنان بر مناطق جغرافیایی راهبردی است. شبهنظامیان نزدیک به ایران طی بیش از یک دهه، شبکهای از پایگاهها، انبارهای تسلیحات و مراکز لجستیکی را در شش محور اصلی از جمله جرفالصخر، بادیه سماوه، غرب الانبار، دشت نینوا، شرق دیاله و شرق بصره ایجاد کردهاند. از میان این مناطق، جرفالصخر بهعنوان مهمترین نقطه اتصال شبکه نظامی و لجستیکی آنان معرفی میشود.
گزارش تأکید میکند که حصر سلاح بدون بازپسگیری کنترل زمین، عملاً ناقص خواهد بود. برخی از این مناطق در پوشش ساختار حشد الشعبی قرار دارند و همین مسئله امکان برخورد مستقیم نیروهای دولتی با آنها را دشوار میکند. از سوی دیگر، نفوذ شبهنظامیان در ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی، گستردگی شبکه جغرافیایی و توانایی جابهجایی تسلیحات و نیروها، اجرای عملیات جامع را با ریسک بالایی مواجه کرده است. از منظر سیاسی، گزارش سه مسیر اصلی را محتمل میداند: توافق جامع، که در شرایط کنونی بعید ارزیابی شده؛ توافقهای جزئی و تمدید مهلتها، که محتملترین گزینه است؛ و برخورد امنیتی مرحلهای با مراکز شبهنظامیان، که میتواند با عملیات محدود علیه پایگاههای فرعی آغاز شود. در مجموع، گزارش نتیجه میگیرد که موفقیت دولت عراق نه با بستن چند مقر یا تحویل نمادین انبارهای سلاح، بلکه با اعمال حاکمیت مؤثر بر مناطق راهبردی و حذف زنجیرههای مستقل فرماندهی، لجستیکی و امنیتی شبهنظامیان سنجیده خواهد شد. این روند مستقیماً بر میزان استقلال دولت عراق از نفوذ ایران و توانایی بغداد برای بازتعریف رابطه میان حشد الشعبی و ساختار رسمی امنیتی کشور اثر خواهد گذاشت.
منبع: epc
چالشهای پیشروی علی الزیدی؛ شبهنظامیان و جایگاه منطقهای عراق در سایه جنگ
نویسنده: واحد مطالعات عراق | مرکز اماراتی سیاستها | ۴ مه ۲۰۲۶
در گزارش مرکز اماراتی سیاستها، مهمترین چالش دولت احتمالی علی زیدی، تعیین تکلیف وضعیت حشد الشعبی و دیگر گروههای مسلح نزدیک به ایران عنوان شده است. این مرکز معتقد است جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل نشان داد که نفوذ و توان عملیاتی این گروهها بیش از برآوردهای گذشته است و راهبرد ادغام سیاسی آنها در ساختار دولت، نهتنها به مهارشان منجر نشده، بلکه موجب تثبیت نفوذ امنیتی، سیاسی و اقتصادی آنها شده است. از این رو، دولت جدید با چالش تفکیک میان حشد الشعبی بهعنوان یک نهاد رسمی و فصائلی روبهروست که همچنان خارج از کنترل کامل دولت فعالیت میکنند.
این اندیشکده برای مهار این وضعیت، اقداماتی مانند کاهش حضور حشد در مناطق مرزی، محدود کردن تسلیحات سنگین، کنترل فعالیتهای اقتصادی، جمعآوری سلاحهای خارج از چارچوب دولت و کاهش نفوذ سیاسی گروههای مسلح را پیشنهاد میکند؛ اما اجرای این برنامهها را به دلیل نفوذ گسترده حشد در ساختار سیاسی عراق و حمایت ایران بسیار دشوار میداند. در جمعبندی، مرکز سیاستها تأکید میکند که موفقیت دولت علی زیدی بیش از هر چیز به توانایی آن در اصلاح رابطه میان دولت و حشد الشعبی، تضمین انحصار سلاح در دست دولت و مهار شبکههای قدرت امنیتی، سیاسی و اقتصادی وابسته به این گروهها بستگی خواهد داشت.
منبع: epc
حکومت زیدی و مسئله شبهنظامیان در عراق؛ میان مهار و انحلال
نویسنده: واحد مطالعات عراق | مرکز اماراتی سیاستها | ۲۲ مه ۲۰۲۶
در گزارش مرکز اماراتی سیاستها، مسئله شبهنظامیان به مهمترین چالش دولت علی زیدی معرفی شده است؛ زیرا این گروهها از یک موضوع صرفاً امنیتی داخلی فراتر رفته و به عاملی مؤثر در روابط عراق با آمریکا، ایران و امنیت منطقه تبدیل شدهاند. این اندیشکده معتقد است حشد الشعبی به بستری برای مشروعیت، منابع مالی و نفوذ سیاسی گروههای مسلح تبدیل شده و به همین دلیل، تفکیک میان این نهاد رسمی و فصائل وابسته به آن بسیار دشوار است. از نگاه این مرکز، دولت عراق میان فشارهای آمریکا برای انحصار سلاح در دست دولت و تلاش ایران برای حفظ حشد الشعبی بهعنوان ابزار نفوذ راهبردی خود گرفتار شده است.
این گزارش سه سناریوی اصلی را بررسی میکند: انحلال و ادغام کامل گروههای مسلح در نهادهای رسمی، تقویت و حفظ حشد الشعبی با اختیارات بیشتر، و سناریوی میانه یعنی مهار و ادغام سازمانی. با این حال، مرکز سیاستها تأکید میکند که هر سه گزینه با موانع جدی روبهرو هستند و صرف تغییرات اداری یا ساختاری، بدون اصلاحات عمیق قانونی، سیاسی و امنیتی، به پایان نفوذ شبهنظامیان نخواهد انجامید. از این رو، موفقیت دولت زیدی بیش از خلع سلاح، به توانایی آن در بازسازی رابطه میان دولت، نهادهای امنیتی و شبکههای قدرتی وابسته است که طی دو دهه گذشته در عراق شکل گرفتهاند.
منبع: epc
پی نوشت: نکته قابل توجه در این رصد، تغییر نسبی کانون توجه مراکز مطالعاتی اماراتی و سعودی از حزبالله لبنان به مسئله حشد الشعبی و فصائل مسلح عراقی است. به نظر میرسد جنگ ۲۰۲۶ و نقش فعالتر گروههای مقاومت عراقی در حمله به منافع و زیرساختهای کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان و امارات، موجب شده است که این گروهها بیش از گذشته در محاسبات امنیتی ابوظبی و ریاض قرار گیرند. در جریان جنگ، گزارشهایی درباره حملات پهپادی از خاک عراق علیه اهداف سعودی و اماراتی منتشر شد و در پی آن، آمریکا و عربستان نیز مواضع گروههای مقاومت در عراق را هدف قرار دادند؛ تحولاتی که مسئله فصائل عراقی را از یک موضوع عمدتاً داخلی عراق به مسئلهای با پیامدهای مستقیم برای امنیت کشورهای خلیج فارس تبدیل کرد. از این منظر، تمرکز فزاینده مراکز اماراتی و سعودی بر حشد الشعبی و گروههای مقاومت را میتوان ناشی از این نگرانی دانست که این گروهها در صورت تداوم برخورداری از ظرفیتهای موشکی و پهپادی، شبکههای مالی و لجستیکی و پیوندهای منطقهای، در آینده نیز بتوانند تهدیدی مستقیم یا غیرمستقیم علیه زیرساختهای انرژی، منافع اقتصادی و امنیت ملی این دو کشور ایجاد کنند. این نگرانی در مورد عربستان اهمیت بیشتری یافته است؛ زیرا ریاض در ماههای اخیر بهطور مستقیم در معرض حملات منتسب به گروههای مقاومت عراقی قرار گرفته و حتی به همراه آمریکا علیه مواضع این گروهها در داخل عراق اقدام نظامی کرده است. در نتیجه، میتوان گفت که در نگاه مراکز اماراتی و سعودی، مسئله حصر سلاح در عراق صرفاً بخشی از فرآیند تثبیت حاکمیت دولت عراق نیست، بلکه به یکی از مؤلفههای امنیت منطقهای خلیج فارس تبدیل شده است؛ بهگونهای که محدودسازی توان نظامی و شبکههای نفوذ فصائل عراقی میتواند در آینده نیز بهعنوان یکی از مطالبات اصلی این دو کشور در قبال بغداد دنبال شود.
دیدگاه