آسیای میانه و شبه قاره
تحلیل سومین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان

افغانستان در حالی به استقبال و برگزاری سومین دوره از انتخابات ریاست جمهوری می‌رود که مذاکرات با طالبان توسط آمریکا تعلیق شده و دولت وحدت ملی که در واقع حکومتی ست دست نشانده و تقسیم شده در دست جریانها و قومیت ها، در موضع ضعف قرار دارد.

سوای از بحثهای داغ انتخابات های گذشته افغانستان که دست‌آویز دخالتهای خارجی (بویژه آمریکا)، تقلب و تنش سیاسی و… بود، انتخابات سوم هم با مسائل و مشکلات جدیدتری روبروست.
شکست مذاکرات با طالبان، تهدیدات طالبان و داعش در برگزاری انتخابات، کاهش کمکهای خارجی، مواضع انفعالی برخی سیاستمداران و مردم در خصوص انتخابات، مواضع جهت دار همسایگان افغانستان و کشورهای خارجی و…؛ همه از مشکلات جدید برای سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هستند که می‌تواند مشروعیت انتخابات را زیر سوال ببرد.

 

این انتخابات که قرار است در روز ششم مهرماه امسال برگزار شود، با حضور ۱۵ نامزد در جریان است که طبق بررسی ها در این میان اقبال دو نفر برای پیروزی بیشتر از سایرین است.
۱- اشرف غنی ۲- عبدالله عبدالله

اشرف غنی با شعار استراتژیک «دولت ساز» وارد انتخابات شده و اهداف خود را تشکیل تیم چهار نفره صلاحیت جهت مدیریت و تصمیم گیری، دستیابی به صلح در کشور، به اتمام رساندن طرحهای امان‌الله شاه، حفظ نظام جمهوریت و مقابله با قدرتهای محلی و خودمحور عنوان کرده است.
عبدالله نیز شعار دولت خود را «ثبات و هم‌گرایی» عنوان کرده و همانند گذشته خواهان تغییر ساختار نظام ریاستی به پارلمانی و اضافه کردن پست نخست وزیری است. وی اصلاح قانون اساسی با اجماع لویه جرگه (مجمع قبایل افغانستان) را هدف دیگر خود عنوان کرده است.

 

از شروط انتخابات در افغانستان انتخاب دو معاون است که انتخاب این دو معاون از سوی غنی و عبدالله معنای خاصی دارد.
دو معاون غنی یعنی امرالله صالح (تاجیک و از همراهان احمد شاه مسعود) و سرور دانش (از شیعیان هزاره تبار و از اعضای حزب وحدت اسلامی) هستند و دو معاون عبدالله، عنایت‌الله بابر فرهمند (از نزدیکان ژنرال عبدالرشید دوستم و ترکمن تبار) و اسدالله سعادتی (از شیعیان هزاره و از اعضای حزب وحدت اسلامی) هستند.
انتخاب معاونین اشرف غنی پشتون تبار و عبدالله تاجیک تبار، نشان از جذب رای آنها در دیگر اقوام نظیر هزاره و ترکمن است. بنابراین میتوان گفت قوم گرایی هنوز در سیاست افغانستان موج می‌زند.

در حال حاضر غالب بزرگان اقوام ترکمن، هزاره و تاجیک از عبدالله اعلام حمایت کرده اند. همچنین پشتونها و قزلباشها و بخشی از احزاب هزاره تبار (شاید به جهت نفرت دیرینه با سران حزب جمعیت اسلامی) از اشرف غنی اعلام حمایت کرده اند‌. در این میان سران و بزرگان سیاسی دیگر یا خود نامزد انتخابات شده اند (نظیر حکمتیار و احمد ولی مسعود) و یا از عرصه کنار کشیده و با اظهارات جهت دار در ظاهر موضع بیطرفی گرفته اند (نظیر عطا محمد نور).

 

در اینکه چه کسی پیروز انتخابات است، باید گفت مشخص نیست. اما همانند دور قبل عبدالله عبدالله در نظر تحلیل گران و ناظران محلی مقبولیت و رای بیشتری نسبت به اشرف غنی دارد و اینکه چه خواهد شد مشخص نیست.

با توجه به سابقه‌ی تاریخی انتخابات در دو دور گذشته، تخلفات انتخاباتی و دخالت خارجی بویژه آمریکا واضح است و بعید نیست دوباره وزیر خارجه‌‌ی آمریکا به کابل بیاید و تقسیم قدرتی کند و مجددا آمریکا را بدون دردسر به اریکه‌ی قدرت سوار کند؛ مگر اینکه افغانها به جای تنش و جنگ با یکدیگر به مقابله با استعمارگران خارجی خود یعنی آمریکا و اروپاییها بپردازند.

 

کشورهای همسایه و دارای ضریب نفوذ در افغانستان نظیر ایران و پاکستان نیز تاکنون موضعی نداشته و به فراخور زمان عموما سیاست و منافع خود را در رابطه با دولتهای دست نشانده پیگیری می‌کنند و حتی جهت گیریها و سیاستهای متضاد دولتهای افغان اهمیت زیادی برای آنها ندارد.
در برخی تحلیلها عنوان می‌شود که عبدالله مواضع موافق ایران دارد و اگر بر سر قدرت بیاید نفوذ خارجیها در افغانستان کم خواهد شد و به سمت ایران متمایل تر خواهد شد. اما با توجه به تاریخچه‌ی روابط حزب جمعیت اسلامی با ایران باید گفت چنین نبوده و نیست. چرا که احزاب افغانستان در چهار دهه گذشته از روابط خارجی فقط به دنبال جنبه‌ی منفعت و کسب برتری سیاسی در داخل هستند. حال چه ایران باشد، چه عربستان و هر کشوری که با افغانستان در ارتباط است. گاه با ائتلاف سعودی علیه انصارالله همپیمان می‌شوند، گاه با آمریکا طرفدار مذاکره با طالبان و گاه موضعی دیگر.

تا منفعت جریانات سیاسی در چه باشد!

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.