آمریکا
تشکیل حکومت اسلامی از منظر آمریکا؛ ابتدا چراغ سبز و انتها نابودی
آمریکا, اخبار, یادداشت ۲۹ فروردین ۱۳۹۹

تلاش آمریکا در خصوص شکل‌گیری و تقویت دولت‌های اسلامی توسط یک گروه سلفی تکفیری و سپس نابودی آن؛ سناریوی تکراری سیاست خارجی این کشور در دهه‌های اخیر بوده است. چراغ سبزی که گروهک داعش در خصوص تشکیل دولت خود از ایالات متحده دریافت کرد مدتی است که خاموش شده‌ و حالا به نظر می‌رسد باید منتظر تشکیل یک گروهک جدید سلفی تکفیری در شمال غرب عراق، با توجه به طرح خروج آن از عراق باشیم.

تلاش برای رسیدن به تمدن اسلامی از گذرگاه نظام و دولت اسلامی در عقیده شیعی انقلاب اسلامی ایران و از سوی دیگر برپایی خلافت اسلامی رسول الله و تاسیس دولت خلافت یا همان دولت اسلامی از دوگانهایی است که غرب تاکید زیادی برای مطرح کردن آن در ادبیات دینی و سیاسی جهان دارد.
گویی سیاست کشورها و گروههای اسلامگرا صرفا این است که هرطور شده حکومت تشکیل دهند و هر مذهب پیروان خود را حق بخواند و برای حفظ و یاری این حکومت فتوای جهاد صادر کند، کشتهشدگان در این راه را شهید بداند و خونشان را دلیل محکمی برای اثبات حقانیت راه و هدفش تفسیر کند.

به راستی آیا این مهمترین دعوای اسلامگرایان است؟ یا هژمونی غرب به مدد امپراطوری رسانهای قدرتمند خود مسأله سازی کرده و در قامت یک استاد تمام وارد معرکه حل مسائل جهان اسلام شده است؟ چرا همواره این آمریکاست که رهبران گروههای تکفیری تروریستی را از صحنه روزگار حذف میکند تا جهان بداند آمریکا قهرمان بیبدیل مبارزه با تروریسم است؟

غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا، همواره یک طرف نزاعهای برخاسته از اختلافات حزبی و جنگ داخلی در ممالک اسلامی بوده و هست.
در تنازعات بین ایران و جیش الظلم، افغانستان و القاعده، عراق و جماعه التوحید و الجهاد، سوریه و جبهه النصره، دولت اسلامی عراق و شام، یمن و انصار الشریعه (شاخه جزیره العرب القاعده) ، آفریقا و الشباب (شاخه القاعده در کشورهای آفریقایی مغرب،مالی،لیبی و تونس) تلاشهای آشکار و نهان آمریکا حاکی از این است که او چقدر برای تشکیل حکومت اسلامی اهمیت قائل است.

چطور میتواند اینقدر برای تشکیل حکومت اسلامی هزینه کند در حالی که پیش نویس تحریمهایش برای سایر دولتهای اسلامی از اسناد همیشه در دستور کار مجلس سنا میباشد؟ بین این دولتهای اسلامی چه تفاوتی وجود دارد؟ آیا اصلا کلیدی برای حل کردن این معما وجود دارد؟!

ویلیام مک کنتس مشاور اسبق وزارت خارجه آمریکا و از برجستهترین کارشناسان مطالعات خاورمیانه و جریانهای اسلامگرا، در کتاب خود با عنوان “رستاخیز داعش” ضمن اینکه داعش را مولود القاعده عراق میداند، اظهار میکند: “کشورهای قدرتمند خارجی تحریک میشدند به نهضت جهانی جهادیها حمله کنند. به یاد داشته باشیم که مکتب سنتی و جهانی جهادیها همانند بن لادن قصد داشتند پیش از تشکیل حکومت، کفار غربی را از سرزمینهای اسلامی بیرون برانند و حمایت عامه مسلمانان را جلب کنند.”

معما از نظر ما تمام است! ذکر دو نمونه که در ادامه میآید در صدد است تفسیری بر جواب معماییست که برای دقایقی ذهن شما را مشغول خود کرد.

شانتاژگری و غلو در نمایش چهره شیطانی سلفی تکفیریها از سوی غرب و رسانه ها و مقامات آنها اینطور وانمود میکند که جماعت جهادی یک دشمن واحد و یک خسارت بزرگ برای تمام جهان است و جهان باید یکپارچه علیه او بجنگد. فرماندهی این ائتلاف جهانی نیز به دست آمریکاست و او را یک قدم به سمت حاکمیت بر تمام جهان و ارائه چهره قهرمان بیبدیل (سوپرمن) نزدیک میکند.

حال اندکی عمیق تر شویم و پشت پرده را ببینیم. آمریکا ابتدا از القاعده حمایت میکند تا با گسترش آن و قتل و غارت در بین کشورهای اسلامی، که پیشتر ذکر شد ، آتش جنگ را میان مسلمانان شعله ور سازد. سپس خودش برای مبارزه با القاعده وارد افغانستان و عراق میشود و بقیه مسلمانان را هم به همراه متحدان خود به این ورطه میکشاند.
در این معرکه البته اقتصاد آمریکا اولا در جهت فروش اسلحه و جنگ افزار و ثانیا با واردات کالا به این کشورها به خوبی رشد میکند.
پروژه اسلام هراسی نیز کلید خورده است. پس از اینکه القاعده شاخه های خود را در سایر کشورها مثل عراق، یمن، سوریه ، تونس و لیبی سازماندهی میکند و در سراسر جهان شناخته میشود نوبت آن است که آمریکا وارد میدان شود تا با ترور رهبر القاعده، اسامه بنلادن، خود را منجی مسلمانان و تمام مردم دنیا نشان دهد. مدتی میگذرد تا جماعت التوحید و الجهاد (هسته اولیه القاعده عراق) بالنده شود و دولت اسلامی در عراق را تاسیس کند. بعد از مدتی کش و قوس و اختلاف میان سران آن نیز دولت اسلامی عراق و شام (داعش) خلافت خود را اعلام میکند تا رسانهای ترین گروه تروریستی جهان داعیه دار احیای خلاف نبوی باشد.

اکنون مجددا درباره دولت اسلامی عراق و شام نیز همین سناریو تکرار میشود. پایگاه نظامی “التنف” در جنوب شرقی سوریه و هم مرز با اردن و عراق محلی برای آموزش و تسلیح گروه های تروریستی از سوی آمریکا میشود. داعش به سرعت در سوریه و عراق گسترش مییابد در حالی که از حضور نظامیان آمریکا هیچ خبری نیست. پس از اینکه رعب و وحشت داعش به عنوان یک گروه اسلامگرا در دنیا تیتر یک خبرها می شود و اسلام هراسی تقویت میگردد و همچنین پس از آنکه داعش هزاران انسان بیگناه را قتل عام میکند و میلیونها نفر را آواره، حالا آمریکا و ائتلاف ضد داعش به فرماندهی آمریکا وارد صحنه میشوند.
قسمتهایی که در حملات تکفیری ها ویران نشده، توسط جنگنده های آمریکایی بمباران و منهدم میشود زیرا هرچه بیشتر زیرساختها و مناطق مسکونی مسلمانان ویران شود به نفع آمریکاست و در اقتصاد و پروژه اسلام هراسی اش تاثیر دارد. فرار تروریستها و عقب نشینیشان را پوشش پهبادی میدهد و از آنها محافظت میکند تا مانع از نفوذ بیشتر نیروهای مقاومت و کشته شدن باقی مانده تکفیریها گردد. مناطق مسکونی را هم به بهانه حضور تروریست ها بمباران میکند.

در حقیقت آنجایی که از دست تکفیری ها سالم مانده توسط امریکا و نیروهای ائتلاف تخریب می شود. در نتیجه پایان چندین سال قتل و غارت و تجاوز و آوارگی هزارن مسلمان از مرد و زن و کودک این میشود که آمریکا مهره ارزشمند خود، ابوبکر البغدادی را در حمله پهبادی ترور میکند و خود را به عنوان ابر قهرمان مبارزه با تروریسم داعش معرفی مینماید. بیش از ۵ سال، در دو کشور عراق و سوریه امنیت و رفاه و اقتصاد بشدت آسیب میبیند و محور مقاومت دچار بحران میگردد. تا زمانی این کشورها و سایر کشورهای اسلامی درگیر هستند، در جنگ یمن موشک های آمریکایی توسط آلسعود بر سر مردم بی گناه یمن فرود میآید و در فلسطین نیز با حاشیه امن ایجاد شده برای رژیم صهیونیستی، معامله قرن و انتقال سفارتخانه امریکا به قدس در دستور کار قرار میگیرد.

حالا متوجه می شویم که چرا مک کنتس تشکیل جبهه واحد علیه گروههای تکفیری را مهم میداند و چرا هیلاری کلینتون، وزیر اسبق امور خارجه امریکا در کتاب خود با عنوان “انتخاب های دشوار” سخنان غافلگیر کنندهای را مطرح ساخته و اذعان کرده است که داعش در واقع ساخته دست آمریکا با هدف تقسیم خاورمیانه است.

او پیش تر در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز هم از ایجاد هسته های اولیه القاعده توسط امریکا در افغانستان برای مقابله با شوروی سخن گفته بود. نتیجه واضح است! ممالک اسلامی همیشه باید درگیر جنگ باشند تا به دست خودشان تضعیف و سرانجام نابود گردند. اکنون چراغ سبزی که در ابتدا برای تشکیل حکومت اسلامی برای تکفیریها روشن شده بود پیش از آنکه به تهدید مهمی علیه ایالات متحده تبدیل شود، باید نابود گردد.


یادداشت: احسان حسنی؛ دانشجوی رشته معارف اسلامی و مدیریت دولتی

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 نظر در مورد "تشکیل حکومت اسلامی از منظر آمریکا؛ ابتدا چراغ سبز و انتها نابودی"

ناشناس :

چرا ایران تو کشوری مثل فرانسه که تظاهرات موج میزنه جنگ خودی را نمیندازه و بعد با به قدرت رسیدنشون خاطره بد فرانسوی ها از آلمان را تداعی نمیکنه که آلمان هم ناخواسته وارد جنگ بشه تا مزدوران باقی مانده در خاورمیانه به تمع قدرت به اروپا برن و ایران کشورهای مسلمان رو بدون هیچ دردسری متحد کنه؟

Abo Karrar :

اغوا گرب و ایجاد آشوب مشی اسلام و حکومت جمهوری اسلامی نیست

۱