محاصره یمن؛ از آغاز تا پایان
ارسال نفتکشهای ایرانی به ونزوئلا و شکست محاصره اقتصادی این کشور تحولی در سیاست خارجی ایران و نحوه برخورد با استکبار جهانی بود که در آینده در خصوص یمن و حتی غزه نیز میتواند اجرا شود.
در حال حاضر یمن با اوج و فرودهای یکسال اخیر به مهمترین عرصه تقابل مقاومت و غرب تبدیل شده است و هر دو طرف تمایلی به پذیرش شکست در این عرصه را ندارند.
جبهه مقاومت در سوریه، عراق، لبنان و غزه با کمک رسانی ایران موفق به حفظ پایگاهها و حذف گروههای تروریستی از خاک خود شدند و تنها جبهه ای که تهدید اصلی برای آن هنوز پابرجاست، جبهه یمن است. از این رو عربستان سعودی و امارات به جهت قطع و جلوگیری از ارسال کمکهای ایران به انصارالله، از سالهای ابتدایی جنگ به محاصره همه جانبهی یمن روی آوردند. آنها همچنین کشورهای ثالثی نظیر سومالی، جیبوتی، سودان و اریتره که میتوانستند در کمک رسانی ایران به یمن موثر باشند را به طرق مختلف تحت اتحاد و کنترل خود درآوردند. آمریکاییها نیز با حیله های سیاسی در ارسال کمک های ایران توقف ایجاد کردند و همه اینها منجر به تحمیل محاصرهی ظالمانه در چندین سال اخیر بر مردم یمن شد.
بر این اساس مواردی را که در این خصوص مرتبط بوده اند را بررسی میکنیم:
۱- اشتباه سیاست خارجی ایران در شاخ آفریقا:
سودان، جیبوتی، سومالی و اریتره از جمله کشورهایی بودند که دولتهای ایران در دو دههی اخیر با هدف تامین امنیت و رفتوآمد کشتی های ایرانی در دریای سرخ و خلیج عدن با آنها به توسعه روابط و سرمایهگذاری پرداخته بودند. اما پس از آغاز جنگ یمن این کشورها با تغییر موضعی ناباورانه، به منافع روابط با ایران پشت کرده و با تبعیت از چارچوب محاصره یمن، جانب ائتلاف سعودی را گرفتند.
هر چند قطع روابط این کشورها در ایران دستمایه طنز محافل عام و خاص شد، اما این موضوع بیانگر شکست سیاست ایران در قبال منطقه شاخ آفریقا بود که به تکمیل محاصره دریایی یمن متحد استراتژیک ایران نیز منجر شد.
از جمله عوامل این سیاست اشتباه عبارتند از:
۱- بی توجهی به نفوذ آمریکا در شاخ آفریقا: آمریکا فارغ از بحث نفوذ سیاسی و القای قدرت، در جیبوتی پایگاهی به نام لیمونیه دارد که میزبان جنگنده ها و تعداد زیادی از نظامیان آمریکایی است.
۲- اتخاذ مواضع غلط در جریان درگیریهای داخلی سومالی.
۳- کم کاری رسانهای و سیاسی در برابر اتهامات سنگین و ادعاهای سازمان ملل و عربستان سعودی و… در خصوص انتقال سلاح ایران به سومالی، آموزش نیروهای انصارالله در اریتره و…
۴- افتتاح روابط با جریانها و سیاستمداران ضعیفی نظیر عمر البشیر.
۲- تضمین سیاستمداران ایران به آمریکا در خصوص توقف ارسال کمک ها به یمن:
در این خصوص تنها ادعای مستند، مربوط به اظهارات “جان کری” وزیر خارجه سابق آمریکاست که در جلسه پرسش و پاسخ شورای روابط خارجی در تاریخ ۲ مرداد ۹۴ چنین مدعی شده بود: «چند ماه پیش که یک محموله توسط کشتی ایرانی راهی یمن شده بود، فوراً با محمدجواد ظریف تماس گرفتم و گفتم که این امر میتواند باعث یک رویارویی جدی شود و ما چنین امری را تحمل نمیکنیم. وی پس از مدت کوتاهی از این تماس با من تماس گرفت و گفت قرار نیست این محموله به زمین برسد یا از آبهای بینالمللی خارج شود و بعد کشتی راهی ایران شد. ما محموله سلاح ایران را که راهی سودان بود تا بعد به دست حماس برسد، دنبال کردیم. از این رو ما تلاشهای بسیاری را برای جلوگیری از این فعالیتها انجام دادیم.»
در واقع چنین تصمیمات بدون حسابی منجر به زمینه سازی محاصره یمن شد.
۳- مذاکرات انصارالله با ائتلاف سعودی برای رفع محاصره یمن:
ائتلاف سعودی که انتظار مقاومت جانانهی انصارالله را نداشت به ناچار چندین دور مذاکره با انصارالله را ترتیب داد که ضمن برتری نظامی اهداف سیاسی خود را محقق کند. این مذاکرات به شرح زیر میباشد:
۱- مذاکرات ژنو در ژوئن ۲۰۱۵ میلادی.
۲- مسقط در سپتامبر ۲۰۱۵ میلادی.
۳- مذاکرات سوئیس در دسامبر ۲۰۱۵ که همگی ناکام ماندند.
۴- مذاکرات عربستان در بهار ۲۰۱۶ که اولین مذاکره طرفین در خاک عربستان بود و در نهایت با کارشکنی دو گروه تابع دولت مستعفی منصور هادی و علی عبدالله صالح به شکست انجامید.
۵- مذاکرات کویت که به دلیل انتخاب سرلشکر علی محسن الأحمر بعنوان معاون رئیس جمهور دولت مستعفی به شکست انجامید.
پس از شکست مذاکرات کویت و رد شدن طرح های آمریکا و سازمان ملل از سوی دولت مستعفی، طرح شورای همکاری خلیج فارس و کنفرانس گفتگوی ملی مطرح شد که در نهایت با قطعنامه ۲۲۱۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد، راه حل جامع پایان جنگ در یمن را “تشکیل کمیته نظارت بر تدوین قانون اساسی جدید”، “تعیین جدول زمان بندی انتخابات پارلمانی” و “شرکت مردم یمن در همه پرسی” عنوان کردند. کنفرانس گفتگوی ملی نیز “تشکیل دولت فدرال” متشکل از چند منطقه با موافقت گروه های یمنی را تأیید کرد و قطعنامه ۲۲۱۶ سازمان ملل نیز با تایید این دو طرح، بر راه حل سیاسی و آتش بس تأکید داشت.
اما این طرحها نیز به جایی نرسید و نبردها در سواحل غربی یمن از تنگه باب المندب تا جنوب الحدیده و همچنین شمال استان الحجه شدت گرفت. در تاریخ ۲۳ آذر ۹۷ دولت مستعفی و انصارالله تحت نظارت سازمان ملل بر سر آتشبس، تبادل اسرا، رفع محاصره تعز و مناطق غربی یمن تحت عنوان “توافق سوئد” توافق کردند. طی این توافق علاوه بر آتشبس و تبادل اسرا، کنترل بنادر الحدیده به نیروهای محلی مشترک واگذار میشد و درآمدهای حاصل از فروش نفت میادین مأرب تحت نظر بانک مرکزی صنعاء صورت میگرفت و تدابیری جهت رفع محاصره تعز و فرودگاه صنعاء انجام میشد. اما با بالا گرفتن مجدد اختلافات و سستی سازمان ملل در نظارت بر تعهدات دولت مستعفی، انصارالله نیز تعهدات خود را به واگذاری بنادر الحدیده به نیروهای مشترک محدود کرد.
پس از این نیز جنگ با شکل گرفتن عملیاتهای موشکی و پهپادی انصارالله علیه تاسیسات نفتی عربستان، عملیاتهای شمال صعده، الجوف و… تغییر موازنه یافت و سعودیها که ناتوانی خود در برابر حملات انصارالله را حس کردند مذاکرات مسقط را کلید زدند.
آنچه تاکنون از مذاکرات مسقط بطور غیر رسمی منتشر شده، مذاکرات نمایندگان دو طرف (محمد عبدالسلام و خالد بن سلمان)، تماس مستقیم خالد بن سلمان با مهدی المشاط و همچنین دیدار نمایندگان سازمان ملل با مقامات ارشد انصارالله است که موضوعات مهمی از قبیل موارد ذیل در آن مطرح شده است:
۱- آتشبس در مناطق مرزی جنوب عربستان و ایجاد منطقه حائل در امتداد مرزها.
۲- رفع محاصره یمن و بازگشایی فرودگاه صنعاء.
۳- محدود شدن حملات موشکی و پهپادی انصارالله به عربستان سعودی.
۴- قطع رابطه انصارالله با ایران در ازای حمایت سعودیها از انصارالله.
نتایج این مذاکرات و دیدارها مبنی بر اینست که رهبر انصارالله در دیدار با مارتین گریفیتس (فرستاده سازمان ملل در یمن) شرط قطع رابطه با مقاومت را رد کرده و هرگونه آتشبس را به رفع محاصره محدود کرده است. کمااینکه در ماههای گذشته انصارالله در ازای انجام چند پرواز حامل مواد دارویی و… به فرودگاه صنعاء و همچنین رفع توقیف چند کشتی حامل مواد نفتی، حملات به تاسیسات نفتی عربستان را برای مدتی متوقف کرد.
در حال حاضر غالب موارد مذاکرات گذشته شکست خورده و بی نتیجه مانده است و این ناکامی را میتوان نتیجهی فشارهای غرب به عربستان، چند دستگی جبهه ائتلاف سعودی (از جنوبیها و اخوانیها تا بازماندگان علی عبدالله صالح)، تداوم حملات هوایی و ادامه محاصره یمن دانست.
نتیجه گیری:
بطور کلی یمن کشوری مهم در جهان و روابط با آن ارزشمند است، که عربستان سعودی و امارات آنرا حیات خلوت خود میدانند و به نمایندگی از غرب، با تهاجمی یکجانبه در آن جنگ به راه انداخته و درصدد بهره برداری به نفع اربابان غربی خود هستند. در مقابل تشکیلاتی چون انصارالله، با بهره گیری از الگوی گروههای مقاومت و حمایت گسترده مردمی، برنامهی غرب برای تجزیه و استعمار این منطقه را بهم زده است.
در چنین شرایطی سازمان ملل، کشورهای اروپایی و شخصیت های مختلف جهان که تنها در ظاهر صلح طلبند، راهکار پایان یمن را در مواردی نظیر مذاکره، میانجیگری، نامه نگاری و… میبینند که تصوری غلط است.
حال وقت آن رسیده که حکومت و ملت حق طلب ایران دست یاری به سوی این دوستِ قدیمی و برادران مخلص خود رسانده و رفع محاصره مظلومان را تبدیل به مطالبهی عمومی کرده و با سیاستی مقتدرانه آنرا همانند حرکت اخیر نفتکشهای ایرانی به ونزوئلا که منجر به شکست محاصره اقتصادی ونزوئلا شد، درهم بشکنند.
دیدگاه