جنجال بر سر هرمز

چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۳ - چهارشنبه ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ - ۱۶:۳۳
https://iswnews.com/?p=138735

بررسی دیدگاه اندیشکده‌های منطقه‌ای و بین‌المللی درباره بحران تنگه هرمز نشان می‌دهد که این گذرگاه دیگر صرفاً یک مسیر حیاتی انتقال انرژی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران، آمریکا، کشورهای خلیج فارس و قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. این تحلیل‌ها با وجود تفاوت در رویکردها، بر این نکته تأکید دارند که بحران هرمز پیامدهایی فراتر از حوزه امنیت دریایی داشته و بر نظم امنیتی، انرژی، تجارت جهانی و موازنه قدرت در خاورمیانه تأثیر گذاشته است.

مقدمه
بحران تنگه هرمز و رویارویی ایران با آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن، در سال ۲۰۲۶ به یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه اندیشکده‌ها و مراکز مطالعاتی خاورمیانه تبدیل شده است. این بحران، عرصه‌ای برای رقابت ژئوپلیتیکی، بازتعریف نظم امنیتی خلیج فارس و آزمون نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده است. اهمیت هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان باعث شده است که هرگونه تهدید علیه آزادی کشتیرانی در این تنگه، پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد و بر بازار انرژی، تجارت جهانی و موازنه‌های قدرت اثر بگذارد.
اندیشکده‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با رویکردهای متفاوت، بحران هرمز را تحلیل کرده‌اند. مراکز اماراتی و عربی خلیج فارس بیشتر بر کاهش وابستگی به هرمز، جلوگیری از تبدیل این گذرگاه به ابزار فشار ایران و ضرورت ایجاد سازوکارهای جدید امنیت دریایی و مسیرهای جایگزین انرژی تمرکز دارند. اندیشکده‌های اسرائیلی، بحران را در چارچوب راهبرد فشار آمریکا علیه ایران، محدودیت‌های تصمیم‌گیری واشنگتن و نگرانی تل‌آویو از توافق‌های محدود با تهران بررسی می‌کنند. در مقابل، تحلیل‌های مانند گزارش کارنگی، پیامدهای اقتصادی و ژئواکونومیک بحران، از جمله تأثیر آن بر جایگاه دلار، بین‌المللی شدن یوان چین و رقابت قدرت‌های بزرگ را مورد توجه قرار داده‌اند.
در مجموع، این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که هرمز دیگر صرفاً یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه به یک ابزار راهبردی در رقابت میان ایران و رقبای منطقه‌ای و جهانی آن تبدیل شده است. از یک سو، ایران تلاش می‌کند موقعیت جغرافیایی هرمز را به اهرمی برای افزایش بازدارندگی و چانه‌زنی سیاسی تبدیل کند؛ از سوی دیگر، کشورهای خلیج فارس و شرکای بین‌المللی آنها در پی کاهش آسیب‌پذیری از طریق توسعه خطوط لوله، بنادر جایگزین، کریدورهای حمل‌ونقل و ایجاد چارچوب‌های نهادی جدید برای مدیریت این آبراه هستند. این گزارش تلاش می‌کند دیدگاه مجموعه‌ای از اندیشکده‌های منطقه‌ای و بین‌المللی درباره بحران هرمز، جایگاه ایران، راهبرد آمریکا، نگرانی‌های کشورهای خلیج فارس، پیامدهای امنیتی و اقتصادی این بحران و سناریوهای احتمالی آینده برای نظم منطقه‌ای خاورمیانه را بررسی و مقایسه کند.

عنوان: چه کسی مالک هرمز است؟
نویسنده: دکتر ابتسام الکتبی | مرکز سیاست‌های اماراتی | ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶
در تحلیل مرکز سیاست‌های اماراتی، بحران‌های مکرر پیرامون تنگه هرمز نشان می‌دهد که مسئله اصلی تنها بازگشایی مسیر کشتیرانی پس از هر بحران نیست، بلکه نبود یک سازوکار حقوقی و نهادی برای جلوگیری از تبدیل این گذرگاه به ابزار فشار سیاسی است. نویسنده معتقد است آزادی کشتیرانی در هرمز همچنان بیش از آنکه بر قواعد بین‌المللی استوار باشد، تحت تأثیر موازنه قدرت میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار دارد.
این مقاله استدلال می‌کند که ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود تلاش دارد نقش ساحلی و فنی در مدیریت هرمز را به نفوذ سیاسی و حق تعیین‌کننده در زمینه عبور و مرور دریایی تبدیل کند. در مقابل، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، با وجود وابستگی گسترده اقتصادی به این گذرگاه، از نقش نهادی مؤثر در مدیریت آن برخوردار نیستند.
نویسنده چهار الگوی احتمالی برای آینده مدیریت هرمز بررسی می‌کند: مدیریت یک‌جانبه ایران که می‌تواند به سیاسی شدن تنگه منجر شود؛ مدیریت مشترک ایران و عمان که سایر کشورهای منطقه را محدود می‌کند؛ تداوم حضور قدرت‌های خارجی که راهکاری موقت محسوب می‌شود؛ و در نهایت، ایجاد یک سازوکار منطقه‌ای چندجانبه با مشارکت همه کشورهای ذی‌نفع.
در همین چارچوب، مقاله پیشنهاد ایجاد «منشور هرمز برای امنیت دریایی و آزادی کشتیرانی» را مطرح می‌کند؛ منشوری که بر تضمین آزادی عبور، جلوگیری از استفاده سیاسی و نظامی از تنگه، مشارکت برابر کشورهای منطقه و ایجاد سازوکار شفاف برای مدیریت بحران‌های دریایی تأکید دارد.
در جمع‌بندی، مرکز سیاست‌های اماراتی نتیجه می‌گیرد که آینده هرمز نباید صرفاً به اراده یک کشور یا رقابت‌های نظامی وابسته باشد. از نگاه نویسنده، تنها ایجاد یک چارچوب حقوقی و نهادی چندجانبه می‌تواند از تبدیل این تنگه به ابزار فشار ژئوپلیتیکی جلوگیری کند و آن را به یک گذرگاه دریایی با قواعد مشترک و پایدار تبدیل نماید.

عنوان: تلاش برای بازمهندسی جغرافیای امنیت انرژی منطقه
نویسنده: محمد برهومه | مرکز سیاست‌های اماراتی | ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶
در تحلیل مرکز سیاست‌های اماراتی، تنگه هرمز نه صرفاً به‌عنوان یک گذرگاه حیاتی انرژی، بلکه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ژئوپلیتیکی ایران برای اعمال فشار بر محیط منطقه‌ای و بین‌المللی ارزیابی شده است. نویسنده معتقد است استفاده ایران از تهدید بستن هرمز در جریان بحران ۲۰۲۶، موجب شد کشورهای خلیج فارس بیش از گذشته به دنبال کاهش وابستگی خود به این آبراه و ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی و تجارت باشند.
این گزارش تأکید می‌کند که اگرچه توافق موقت ایران و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ به کاهش تنش و بازگشایی هرمز انجامید، اما تداوم بی‌اعتمادی و احتمال بازگشت بحران، کشورهای منطقه را به سمت بازطراحی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی سوق داده است. در این چارچوب، امارات با توسعه بنادر ساحل شرقی، خطوط لوله و شبکه‌های لجستیکی خارج از مسیر هرمز، تلاش می‌کند وابستگی خود به این گذرگاه را به حداقل برساند. عربستان نیز با توسعه خط انتقال شرق–غرب، در پی ایجاد ظرفیت صادراتی مستقل از تنگه است.
به باور نویسنده، راهبرد ایران بر تبدیل هرمز به یک اهرم دائمی نفوذ سیاسی و امنیتی استوار است؛ اما این سیاست می‌تواند نتیجه‌ای معکوس ایجاد کند، زیرا تهدید مداوم علیه آزادی کشتیرانی، کشورهای منطقه و بازارهای جهانی را به سرمایه‌گذاری بیشتر در مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی به این آبراه ترغیب می‌کند.
این تحلیل آینده هرمز را در برابر دو سناریو قرار می‌دهد: نخست، تثبیت جایگاه این گذرگاه به‌عنوان یک ابزار راهبردی در اختیار ایران؛ دوم، کاهش تدریجی ارزش ژئوپلیتیکی آن در نتیجه توسعه مسیرهای جایگزین و بازآرایی شبکه‌های انرژی و تجارت منطقه‌ای.
در جمع‌بندی، مرکز سیاست‌های اماراتی معتقد است بحران هرمز فراتر از یک مناقشه دریایی، موجب آغاز روندی برای بازمهندسی جغرافیای اقتصادی و امنیتی خلیج فارس شده است. از این منظر، هرچه کشورهای منطقه موفق‌تر به ایجاد مسیرهای جایگزین دست یابند، توان ایران برای استفاده از هرمز به‌عنوان ابزار فشار ژئوپلیتیکی محدودتر خواهد شد؛ هرچند اهمیت راهبردی این تنگه همچنان در کوتاه‌مدت باقی خواهد ماند.

عنوان: بحران هرمز و معضل تصمیم‌گیری ترامپ
نویسندگان: الداد شافیت و جسی آر. واینبرگ | مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل| ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶
در تحلیل مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، بحران تنگه هرمز فراتر از یک مناقشه دریایی محدود ارزیابی شده و به بخشی از رقابت راهبردی میان ایران و آمریکا بر سر بازدارندگی، امنیت انرژی و نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل شده است. نویسندگان معتقدند هدف اصلی آمریکا جلوگیری از تبدیل هرمز به ابزار فشار دائمی ایران، بازگرداندن بازدارندگی و وادار کردن تهران به پذیرش توافق از موضعی ضعیف‌تر است؛ با این حال، واشنگتن با چالش مهمی مواجه است، زیرا فشار نظامی محدود تاکنون نتوانسته ایران را به عقب‌نشینی وادار کند و گسترش عملیات نیز خطر ورود به یک جنگ طولانی و پرهزینه را افزایش می‌دهد.
این تحلیل تأکید می‌کند که راهبرد آمریکا در بحران هرمز بر ترکیبی از فشار نظامی و حفظ مسیر دیپلماسی استوار است. واشنگتن تلاش دارد با هدف قرار دادن توانایی‌های دریایی، موشکی و پهپادی ایران، هزینه ادامه تقابل را افزایش دهد، اما هم‌زمان از ورود به جنگی که هدف سیاسی مشخصی نداشته باشد، پرهیز می‌کند. از سوی دیگر، ایران با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی هرمز، تهدید کشتیرانی، توان موشکی و شبکه متحدان منطقه‌ای، تلاش می‌کند برتری نظامی آمریکا را به پیروزی سیاسی تبدیل نکند و هزینه‌های رویارویی را افزایش دهد.
نویسندگان معتقدند ترامپ با یک معضل راهبردی مواجه است: ادامه حملات محدود می‌تواند به جنگ فرسایشی منجر شود، گسترش عملیات خطر جنگ منطقه‌ای را افزایش می‌دهد و توافق سریع نیز ممکن است تنها بحران هرمز را مدیریت کند، بدون آنکه مسئله هسته‌ای ایران را حل کند. از این منظر، شکاف اصلی در سیاست آمریکا میان اهداف سیاسی مورد نظر و هزینه‌های لازم برای تحقق آنها قرار دارد.
این گزارش همچنین وضعیت کشورهای خلیج فارس را پیچیده ارزیابی می‌کند؛ زیرا این کشورها از یک سو به حمایت امنیتی آمریکا نیاز دارند و از سوی دیگر نگران هدف قرار گرفتن پایگاه‌ها، بنادر و زیرساخت‌های انرژی خود در صورت تشدید جنگ هستند. بنابراین، احتمالاً هم‌زمان با حمایت از امنیت کشتیرانی، به دنبال محدود کردن دامنه بحران و تقویت مسیرهای دیپلماتیک خواهند بود.
در بخش مربوط به اسرائیل، موسسه معتقد است ادامه فشار آمریکا بر ایران در کوتاه‌مدت می‌تواند به سود تل‌آویو باشد، زیرا توانایی‌های ایران را تضعیف و قدرت چانه‌زنی علیه تهران را افزایش می‌دهد. با این حال، اسرائیل نگران آن است که واشنگتن با دستیابی به توافقی محدود درباره هرمز، بدون حل مسئله هسته‌ای ایران، بحران را متوقف کند. از این رو، نویسندگان تأکید می‌کنند هرگونه مشارکت نظامی اسرائیل باید با تضمین روشن آمریکا درباره اهداف جنگ، شرایط پایان عملیات و مسئله هسته‌ای ایران همراه باشد.
در جمع‌بندی، تحلیل نتیجه می‌گیرد که بحران هرمز آزمونی برای راهبرد فشار آمریکا علیه ایران است. اگرچه واشنگتن از برتری نظامی برخوردار است، اما اهمیت ژئوپلیتیکی هرمز، توانایی ایران برای گسترش بحران و هزینه‌های سیاسی جنگ، دستیابی به یک نتیجه قاطع را دشوار می‌کند. از نگاه این مرکز، مهم‌ترین چالش پیش رو جلوگیری از تبدیل یک بحران محدود به جنگی گسترده است؛ جنگی که پیامدهای آن نه تنها ایران و آمریکا، بلکه اسرائیل و کل امنیت منطقه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

عنوان: تلاش کشورهای خلیج فارس برای کاهش وابستگی به ایران
نویسنده: الخلیج | ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
در یادداشت «خلیج آنلاین»، بحران تنگه هرمز به‌عنوان نقطه عطفی در محاسبات امنیت انرژی و ژئوپلیتیک منطقه ارزیابی شده است. این گزارش معتقد است تهدید ایران به بستن تنگه هرمز پس از تشدید رویارویی با آمریکا و اسرائیل، اگرچه در کوتاه‌مدت فشار قابل توجهی بر بازار انرژی و امنیت کشتیرانی ایجاد کرد، اما هم‌زمان کشورهای خلیج فارس و عراق را به سمت توسعه مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی راهبردی به این گذرگاه سوق داد.
این گزارش تأکید می‌کند که تنگه هرمز برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار ژئوپلیتیکی ایران بوده است؛ زیرا بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز منطقه از این مسیر عبور می‌کند. با این حال، واکنش عربستان سعودی، امارات و عراق نشان می‌دهد که کشورهای منطقه تلاش دارند با توسعه خطوط انتقال نفت، بنادر جایگزین و کریدورهای زمینی، نقش این اهرم را محدود کنند.
در این چارچوب، عربستان با استفاده از خط انتقال شرق–غرب (پترولاین) و انتقال نفت از منطقه شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ، بخشی از صادرات خود را از مسیر خارج از هرمز هدایت کرده است. امارات نیز با خط حبشان–فجیره و توسعه ظرفیت صادراتی در ساحل دریای عمان، تلاش دارد وابستگی خود به تنگه را کاهش دهد. عراق نیز با توسعه مسیرهای صادراتی از طریق ترکیه، پروژه خط بصره–حدیثه و استفاده از ظرفیت‌های زمینی و دریایی جدید، در پی ایجاد گزینه‌های جایگزین برای صادرات نفت است.
گزارش همچنین معتقد است پروژه‌هایی مانند «راه توسعه» عراق، توسعه بنادر دریای سرخ و مسیرهای ریلی منطقه‌ای می‌توانند در بلندمدت بخشی از وابستگی کشورهای منطقه به هرمز را کاهش دهند. با این حال، این مسیرها در کوتاه‌مدت نمی‌توانند جایگزین کامل تنگه شوند و اهمیت اقتصادی و جغرافیایی هرمز همچنان باقی خواهد ماند.
در جمع‌بندی، خلیج آنلاین نتیجه می‌گیرد که بحران هرمز موجب تغییر در محاسبات امنیت انرژی منطقه شده است. توسعه زیرساخت‌های جایگزین به تدریج می‌تواند توان ایران برای استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار فشار ژئوپلیتیکی را کاهش دهد. با این حال، موفقیت این روند به ثبات سیاسی، سرعت اجرای پروژه‌ها و همکاری میان کشورهای منطقه وابسته است. از این منظر، بحران ۲۰۲۶ نه تنها یک چالش امنیتی، بلکه محرکی برای بازتعریف راهبردهای انرژی و حمل‌ونقل در خاورمیانه محسوب می‌شود.

عنوان: سیاسی‌سازی تنگه هرمز در راهبرد ایران
نویسنده: محمد الزغول | ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶
در تحلیل «محمد الزغول»، تنگه هرمز در راهبرد ایران از یک ابزار فشار تاکتیکی به موضوعی مرتبط با حاکمیت و امنیت ملی تبدیل شده است. نویسنده معتقد است مهم‌ترین تحول پس از جنگ ایران و آمریکا، تغییر جایگاه هرمز در گفتمان سیاسی ایران است؛ به‌گونه‌ای که تثبیت این نگاه می‌تواند مدیریت بحران و دستیابی به توافق‌های آینده را دشوارتر کند.
این مقاله استدلال می‌کند که ایران در دهه‌های گذشته تهدید به بستن هرمز را عمدتاً به‌عنوان ابزار بازدارندگی و فشار در برابر تحریم‌ها و فشارهای خارجی به کار می‌گرفت، اما در جریان بحران ۲۰۲۶، این گذرگاه در بخشی از گفتمان رسمی ایران به یک موضوع حاکمیتی تبدیل شد. نویسنده این روند را مشابه تحول پرونده‌هایی مانند برنامه هسته‌ای، توان موشکی و شبکه متحدان منطقه‌ای ایران می‌داند که از ابزارهای سیاسی به خطوط قرمز راهبردی تبدیل شدند.
به باور نویسنده، تبدیل هرمز به یک مسئله غیرقابل مذاکره می‌تواند انعطاف‌پذیری تهران در مذاکرات آینده را کاهش داده و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی تقابل با غرب را افزایش دهد. از این منظر، آینده هرمز به نحوه تعریف جایگاه آن در راهبرد ایران بستگی دارد.
این تحلیل سه سناریو را برای آینده مطرح می‌کند: نخست، تثبیت نگاه حاکمیتی که می‌تواند به افزایش تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی منجر شود؛ دوم، حفظ هرمز به‌عنوان ابزار مذاکره و فشار که امکان مدیریت بحران را افزایش می‌دهد؛ و سوم، بازگشت تدریجی این پرونده به وضعیت قابل مذاکره، مشابه روندی که در پرونده هسته‌ای ایران تجربه شد.
در جمع‌بندی، نویسنده تأکید می‌کند که مهم‌ترین چالش برای ایران، تبدیل هرمز از یک ابزار چانه‌زنی به یک موضوع حاکمیتی غیرقابل انعطاف است؛ زیرا چنین روندی می‌تواند قدرت مانور دیپلماتیک تهران را محدود کرده و بحران هرمز را به یک مناقشه پایدار در امنیت منطقه‌ای تبدیل کند.

عنوان: محدودیت‌های بین‌المللی شدن یوان چین
نویسنده: رابرت گرین | مؤسسه کارنگی برای صلح بین‌المللی | ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
در تحلیل مؤسسه کارنگی، بحران تنگه هرمز به‌عنوان آزمونی برای جایگاه نظام مالی بین‌المللی و تلاش چین برای افزایش نقش یوان در اقتصاد جهانی بررسی شده است. نویسنده معتقد است ناامنی در هرمز فرصتی برای پکن ایجاد کرده تا استفاده از یوان در برخی مبادلات انرژی، تجارت با ایران و شبکه‌های پرداخت جایگزین را گسترش دهد.
این مقاله تأکید می‌کند که افزایش استفاده از یوان و سامانه پرداخت فرامرزی چین در شرایط بحران، نشانه‌ای از تلاش پکن برای کاهش وابستگی به زیرساخت‌های مالی غرب است؛ با این حال، این روند به معنای پایان سلطه دلار نیست. از نگاه نویسنده، محدودیت‌هایی مانند کنترل سرمایه در چین، عمق کمتر بازارهای مالی این کشور و وابستگی بخش‌هایی مانند انرژی، بیمه و کشتیرانی به نظام مالی دلاری، مانع از تبدیل یوان به رقیبی کامل برای دلار شده است.
به باور کارنگی، بحران هرمز نشان داد که چین توانایی افزایش نفوذ اقتصادی خود را دارد، اما هنوز ظرفیت ایجاد یک نظام مالی جهانی جایگزین برای دلار را ندارد. پکن می‌تواند از طریق حمایت مالی محدود از شرکای خود و توسعه ابزارهای پرداختی جدید، نقش بیشتری در اقتصاد جهانی ایفا کند، اما این نفوذ همچنان محدود و تدریجی خواهد بود.
این تحلیل پیش‌بینی می‌کند که تداوم بحران‌های ژئوپلیتیکی مانند جنگ هرمز، چین را به سمت تسریع بین‌المللی‌سازی یوان، توسعه سامانه‌های پرداخت مستقل و کاهش وابستگی به زیرساخت‌های مالی غرب سوق خواهد داد.
در جمع‌بندی، مؤسسه کارنگی نتیجه می‌گیرد که بحران هرمز اگرچه فرصت مهمی برای گسترش نقش یوان فراهم کرده است، اما محدودیت‌های ساختاری اقتصاد چین همچنان مانع از جایگزینی دلار در نظام مالی جهانی است. از این منظر، رقابت مالی چین و آمریکا روندی بلندمدت خواهد بود که بحران‌های منطقه‌ای مانند هرمز می‌توانند آن را تسریع کنند، اما به‌تنهایی قادر به تغییر نظم پولی جهانی نیستند.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
اندیشکده‌های اماراتی و عربی خلیج فارس بیشتر بر کاهش وابستگی به هرمز، جلوگیری از تبدیل این تنگه به ابزار فشار ژئوپلیتیکی ایران و ضرورت ایجاد مسیرهای جایگزین انرژی و سازوکارهای جدید امنیت دریایی تأکید دارند. از این منظر، توسعه خطوط لوله، بنادر خارج از هرمز و کریدورهای حمل‌ونقل منطقه‌ای بخشی از تلاش برای کاهش آسیب‌پذیری کشورهای منطقه در برابر بحران‌های آینده است. در مقابل، تحلیل‌های اسرائیلی مانند گزارش مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، بحران هرمز را در چارچوب راهبرد فشار آمریکا علیه ایران، محدودیت‌های تصمیم‌گیری واشنگتن و نگرانی تل‌آویو از دستیابی به توافق‌های محدود با تهران بررسی می‌کنند.
تحلیل‌های مربوط به ایران نیز بر جایگاه هرمز به‌عنوان یک ابزار راهبردی برای افزایش بازدارندگی و چانه‌زنی تأکید دارند، اما برخی نویسندگان هشدار می‌دهند که تبدیل هرمز از یک اهرم فشار به یک موضوع حاکمیتی غیرقابل مذاکره می‌تواند انعطاف‌پذیری دیپلماتیک تهران را کاهش داده و هزینه‌های تقابل منطقه‌ای را افزایش دهد. از سوی دیگر، گزارش کارنگی نشان می‌دهد که بحران هرمز علاوه بر ابعاد امنیتی، پیامدهای ژئواکونومیک نیز دارد و می‌تواند روند تلاش چین برای افزایش نقش یوان در نظام مالی جهانی را تسریع کند؛ هرچند هنوز توانایی جایگزینی دلار را ندارد.
در مجموع، وجه مشترک این تحلیل‌ها آن است که بحران هرمز تنها رقابت بر سر کنترل یک آبراه نیست، بلکه بخشی از تلاش بازیگران مختلف برای شکل‌دهی به نظم جدید امنیتی و اقتصادی منطقه است. ایران تلاش می‌کند موقعیت جغرافیایی هرمز را به ابزار افزایش هزینه برای رقبا تبدیل کند، در حالی که کشورهای خلیج فارس و شرکای بین‌المللی آنها در پی ایجاد گزینه‌های جایگزین و کاهش وابستگی راهبردی هستند.
بر این اساس، آینده هرمز احتمالاً نه در حذف کامل نقش این تنگه، بلکه در شکل‌گیری نوعی موازنه جدید میان اهمیت ژئوپلیتیکی آن و ظرفیت‌های جایگزین منطقه‌ای تعیین خواهد شد. مهم‌ترین چالش پیش رو، جلوگیری از تبدیل بحران‌های مقطعی هرمز به یک مناقشه دائمی و ایجاد سازوکاری است که بتواند آزادی کشتیرانی، امنیت انرژی و ثبات منطقه‌ای را تضمین کند.

  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *