بررسی دیدگاه سه مرکز مطالعاتی منطقه‌ای نشان می‌دهد که حزب‌الله پس از جنگ اخیر به یکی از محورهای مهم تحولات سیاسی و امنیتی لبنان تبدیل شده است. در مجموع، این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که آینده حزب‌الله بیش از گذشته به تعامل میان تحولات داخلی لبنان، روابط ایران و آمریکا، سیاست رژیم و ترتیبات جدید امنیتی منطقه وابسته است. وجه مشترک این تحلیل‌ها آن است که آینده حزب‌الله را نمی‌توان جدا از آینده دولت لبنان و تحولات محیط منطقه‌ای بررسی کرد ولی اختلاف اصلی در میزان تأکید بر این عوامل است: الجزیره بیشتر بر جایگاه حزب‌الله در موازنه قدرت داخلی و پیوند آن با ایران تمرکز دارد، مرکز عربی بر تأثیر توافق لبنان و رژیم و نقش آمریکا در محدودسازی حزب‌الله تأکید می‌کند و مرکز شاف، چالش‌های دولت لبنان و ارتباط مسئله حزب‌الله با بحران سیاسی و اقتصادی کشور را برجسته می‌سازد. در مجموع، سناریوی حذف یا فروپاشی فوری حزب‌الله چندان واقع‌بینانه نیست؛ بلکه این جنبش در برابر فرآیندی تدریجی برای بازتعریف نقش سیاسی و امنیتی خود قرار دارد. از این رو، مهم‌ترین تحول پیش‌روی حزب‌الله نه لزوماً پایان نقش آن، بلکه تغییر شکل و دامنه این نقش در موازنه سیاسی و امنیتی جدید لبنان و منطقه خواهد بود.

دولت، حزب و جنگ؛ بن‌بست دیرپای لبنان
نویسنده: — | مرکز: مرکز مطالعات الجزیره | تاریخ: ۱۴ جولای ۲۰۲۶
این مقاله مهم‌ترین بحران ساختاری لبنان را دوگانگی در تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح می‌داند؛ وضعیتی که در آن دولت لبنان، علی‌رغم برخورداری از ساختارهای رسمی سیاسی و نظامی، همچنان کنترل کامل بر تصمیمات امنیتی و نظامی کشور ندارد. حزب‌الله با رد مذاکرات مستقیم لبنان و رژیم و مخالفت با توافق ۴ ژوئن ۲۰۲۶، نشان داده است که در تعیین سیاست جنگ و صلح خود را تابع تصمیم دولت نمی‌داند. از نگاه این تحلیل، استقلال حزب‌الله ریشه‌ای صرفاً نظامی ندارد، بلکه به هویت ایدئولوژیک و پیوند تاریخی آن با ایران بازمی‌گردد. در مقابل، دولت‌های پیشین لبنان طی چند دهه با پذیرش ضمنی سلاح و نفوذ حزب‌الله، نوعی همزیستی عمل‌گرایانه ایجاد کرده بودند؛ اما دولت کنونی این الگو را به چالش کشیده و انحصار سلاح را بخشی از بازسازی حاکمیت دولت می‌داند.
مقاله با این حال تأکید می‌کند که خلع سلاح حزب‌الله بدون توافق سیاسی و منطقه‌ای گسترده بسیار دشوار است. ارتش لبنان ظرفیت لازم برای رویارویی مستقیم با حزب را ندارد و تضعیف پایگاه اجتماعی آن، به‌ویژه در میان شیعیان، هنوز به مرحله‌ای نرسیده که امکان حذف نظامی یا سیاسی حزب را فراهم کند. در مجموع، تلاش برای حذف حزب‌الله از معادله سیاسی و امنیتی لبنان بدون دستیابی به یک توافق فراگیر، می‌تواند به جای تقویت دولت، بحران حاکمیت را به رویارویی داخلی و شکاف فرقه‌ای جدید تبدیل کند. از این منظر، مسئله حزب‌الله صرفاً یک مسئله خلع سلاح نیست، بلکه به رقابت میان دولت لبنان و یک بازیگر مسلح دارای پیوندهای منطقه‌ای بر سر تعریف حاکمیت ملی بازمی‌گردد.

توافق چارچوبی لبنان و رژیم صهیونیستی؛ بازتعریف منازعه و فشار بر حزب‌الله
نویسنده: واحد مطالعات سیاسی | مرکز: مرکز عربی پژوهش و مطالعه سیاست‌ها | تاریخ: ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
توافق چارچوبی لبنان و رژیم را نمی‌توان صرفاً توافقی برای پایان درگیری‌های مرزی دانست؛ بلکه این توافق تلاشی برای بازتعریف ریشه منازعه لبنان و صهیونیست‌ها و انتقال کانون بحران از «اشغال و تجاوز اسرائیل» به «وجود سلاح حزب‌الله خارج از کنترل دولت» است. بر اساس این چارچوب، خروج تدریجی صهیونیست‌ها از جنوب لبنان به اجرای تعهدات دولت لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله و گروه‌های مسلح غیردولتی وابسته شده و بازسازی اقتصادی لبنان نیز به میزان پیشرفت در اجرای این تعهدات گره خورده است.
یکی از مهم‌ترین تحولات، افزایش نقش آمریکا از میانجی به ناظر و ضامن اجرای توافق است. واشنگتن در سازوکار نظارت بر خلع سلاح، هماهنگی نظامی و روند کمک‌های اقتصادی و امنیتی نقش محوری خواهد داشت. از این منظر، توافق می‌تواند به ابزاری برای بازسازی ساختار امنیتی لبنان و تقویت انحصار دولت بر سلاح تبدیل شود؛ اما هم‌زمان خطر تشدید شکاف داخلی میان دولت و حزب‌الله را افزایش می‌دهد.
از منظر ایران، این توافق اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخشی از فشارهای آمریکا و رژیم برای جدا کردن لبنان از شبکه منطقه‌ای نفوذ ایران و محدود کردن نقش حزب‌الله است. حزب‌الله با رد توافق و تأکید بر ضرورت حل بحران در چارچوب یک توافق منطقه‌ای، عملاً با روندی مخالفت می‌کند که می‌تواند استقلال تصمیم‌گیری نظامی آن و پیوند راهبردی‌اش با تهران را محدود کند.

سفر عون به واشنگتن؛ لبنان میان فشارهای خارجی و چالش‌های داخلی
نویسنده: ریهام محمد | مرکز شاف برای مطالعات آینده و تحلیل بحران‌ها | ۲۴ جولای ۲۰۲۶
بر اساس تحلیل مرکز شاف، سفر جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، به واشنگتن در شرایطی انجام شد که لبنان با مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی و همچنین فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه است. این مقاله معتقد است این سفر صرفاً یک دیدار دیپلماتیک نبود، بلکه بخشی از تلاش دولت لبنان برای تقویت روابط با آمریکا، جلب حمایت‌های اقتصادی و امنیتی و بازسازی جایگاه کشور در محیط منطقه‌ای جدید محسوب می‌شود.
از نگاه مقاله، مهم‌ترین اهداف لبنان از این سفر شامل تقویت روابط با واشنگتن، دریافت حمایت برای ارتش لبنان، جذب کمک‌های اقتصادی و فراهم کردن زمینه اجرای اصلاحات مالی و ساختاری است. نویسنده تأکید می‌کند که آمریکا همچنان یکی از بازیگران مهم در پرونده لبنان است و از طریق کمک‌های اقتصادی، حمایت نظامی و نفوذ سیاسی می‌تواند بر روند تحولات این کشور تأثیرگذار باشد.
این تحلیل مسئله سلاح حزب‌الله را یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی دولت لبنان می‌داند. به باور نویسنده، واشنگتن بر تقویت نقش دولت و ارتش لبنان و انحصار سلاح در اختیار نهادهای رسمی تأکید دارد، اما اجرای این هدف با توجه به جایگاه سیاسی و اجتماعی حزب‌الله و ساختار پیچیده داخلی لبنان با موانع جدی روبه‌رو است.
مقاله همچنین بحران اقتصادی لبنان را از مهم‌ترین اولویت‌های دولت عون ارزیابی می‌کند. اصلاح نظام مالی، بازسازی اعتماد جامعه بین‌المللی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و دریافت کمک‌های اقتصادی، از جمله اقداماتی است که برای خروج لبنان از بحران ضروری دانسته شده است. در جمع‌بندی، مرکز شاف معتقد است سفر جوزف عون به واشنگتن فرصتی برای تقویت جایگاه لبنان در سطح بین‌المللی است، اما موفقیت آن به توانایی دولت در مدیریت چالش‌های داخلی، اجرای اصلاحات اقتصادی، تقویت نهادهای رسمی و حل تدریجی مسئله سلاح‌های خارج از کنترل دولت بستگی دارد. از این منظر، لبنان همچنان میان فشارهای خارجی برای تغییرات سیاسی و اقتصادی و پیچیدگی‌های داخلی و منطقه‌ای گرفتار است.


پی نوشت: نکته قابل توجه در رصد ماه‌های اخیر، تغییر نسبی کانون توجه مراکز مطالعاتی منطقه‌ای به مسئله حزب‌الله و آینده لبنان است. در این میان، مراکز قطری، به‌ویژه مرکز مطالعات الجزیره و مرکز عربی پژوهش و مطالعه سیاست‌ها، سهم بیشتری در پرداختن به تحولات لبنان و آینده حزب‌الله داشته‌اند و مباحثی همچون رابطه حزب‌الله و دولت، مسئله سلاح، مذاکرات لبنان و رژیم و نقش آمریکا را در کانون تحلیل‌های خود قرار داده‌اند. در مقابل، پیش از جنگ اخیر، بخش قابل توجهی از تمرکز مراکز مطالعاتی اماراتی بر حزب‌الله لبنان به‌عنوان یکی از تهدیدهای اصلی امنیت منطقه‌ای و بررسی راهکارهای محدودسازی و تضعیف آن قرار داشت؛ اما پس از جنگ، به نظر می‌رسد بخشی از این تمرکز به سمت تهدید ناشی از حشد الشعبی، گروه‌های مقاومت عراق منتقل شده است. این تغییر را می‌توان در چارچوب نگرانی فزاینده امارات از ظرفیت گروه‌های مقاومت عراق و همسو با ایران برای تهدید منافع و امنیت این کشور تحلیل کرد؛ به‌ویژه آنکه در سال ۲۰۲۶، هم‌زمان با تشدید فشارها برای مهار گروه‌های مسلح منطقه، مسئله حشد الشعبی و گروه‌های مقاومت عراقی نیز به یکی از موضوعات مهم امنیت منطقه‌ای تبدیل شده است.

  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رصد دیدگاه اندیشکده‌های منطقه‌ای درباره حزب‌الله لبنان(رصد اندیشکده‌های بین‌الملل پیرامون حزب‌الله لبنان)

رصد دیدگاه اندیشکده‌های منطقه‌ای درباره انصار الله یمن (گزیده‌ای از مطالب اندیشکده‌ها در چند ماه گذشته)

مقام‌های آمریکایی مدعی افزایش تهدید ایران علیه اتباع آمریکا در منطقه شدند

هشدار ترکیه درباره گسترش منطقه‌ای جنگ در صورت حمله دوباره به ایران

واشنگتن بغداد را از قصد حمله به ایران در روزهای آینده مطلع کرد!

مصر بار دیگر مخالفت خود با توافق دریایی ترکیه و لیبی را اعلام کرد

شمار حملات هوایی سعودی‌ها علیه یمن، به ۳ هزار حمله رسید

حضور کارشناس پایگاه تحلیلی-خبری تحولات جهان اسلام در برنامه قرارگاه جنگ شبکه افق با موضوع بررسی آخرین تحولات جنگ یمن، ۲۷ مهر ۱۴۰۵

رسانه‌های اسرائیلی: اهداف جنگی نتانیاهو قابل تحقق نیست؛ ارتش اسرائیل قادر به سرنگونی نظام ایران نیست

عملیات ضد اسرائیلی در الخلیل و زخمی‌شدن پنج نظامی اسرائیلی؛ نتانیاهو دستور تشدید محدودیت‌ها در کرانه باختری را صادر کرد

مطالب پیشنهادی