۳ دلیل اصلی که کردهای جهان را با ایران پیوند میزند. به مناسبت تحولات اخیر کردستان عراق
این یادداشت به سه مقوله ی«تفاوت مبانی هویت ملی در ایران با دیگر کشورهای کردنشین»، «نزدیکی هویت قومی و نژادی کردها با بقیه ایرانیان» و نیز «رویکرد فرهنگی و سیاسی دولت ایران نسبت به کردها» میپردازد و نشان میدهد که چگونه کردهای منطقه از هویت اصلی خود دور مانده اند .
یک نکته مهم در تاریخ مبارزات کردها، تفاوت قابل توجه شورشهای کردی در ایران در مقایسه با این شورشها در ترکیه و عراق است. کردهای عراق به مدتی طولانی با این کشور درگیریهای خونینی داشتند. تنها در عملیات انفال که به ویژه در سال ۱۹۸۸ توسط حکومت صدام علیه کردها اجرا شد بیش از ۱۸۰هزار نفر کرد جان خود را از دست دادند. جنگ بین پ ک ک و دولت ترکیه که از ۱۹۸۴ به این سو در این کشور در جریان است نزدیک به پنجاههزار کشته بر جای گزارده است. اما جنگ دولت ایران با گروههای مسلح کرد از شدت و وسعت به مراتب کمتری برخوردار است. دلیل این امر اصطکاک کمتر جامعه کرد ایران با دولت در مقایسه با کردهای عراق، ترکیه و سوریه است که باعث میشود گروههای شورشی کرد ایران نتوانند به اندازه شورشیان سه کشور دیگر حمایت مردمی را به سوی خود جلب کنند. این مسئله به نوبه خود دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
۱. تفاوت مبانی هویت ملی در ایران با دیگر کشورهای کردنشین
هویت ملی در کشورهای عراق و ترکیه بر اساس قومیت تعریف شده است. ترکیه هویت ملی خود را بر ترک بودن استوار کرده و اسم ترکیه نیز از کلمه ترک سرچشمه گرفته است. طبق قانون اساسی ترکیه همه شهروندان این کشور ترک محسوب میشوند. ترکیه به کردها لقب «ترک کوهستان» داده بود و تا سال ۱۹۹۱ میلادی استفاده از کلماتی مانند کردستان و کرد و نیز تکلم به زبان کردی حتی در زندگی شخصی در این کشور ممنوع بود. در عراق نیز حزب بعث یک حزب ملیگرای عربی بود که هویت کشور را بر عرب بودن استوار کرده بود. در سوریه نیز نظیر همین وضع در مورد حزب عربگرای بعث وجود دارد و نام رسمی این کشور «جمهوری عربی سوریه» است. بر عکسِ کشور های فوق، ایران هویت خود را بر قومیت قرار نداده است. در ایران اقوام مختلف از دیرباز در کنار هم زندگی کردهاند و نوعی هویت تاریخی را تشکیل دادهاند، حال آنکه کشورهای ترکیه، عراق و سوریه همگی پس از جنگ جهانی اول از تجزیه خلافت عثمانی به وجود آمدهاند و به ویژه سوریه و عراق هویت تاریخی چندانی ندارند. به علاوه از زمان صفویه به این سو هویت ایرانی بر اساس دین اسلام و مذهب شیعه و نه قومیت تعریف شده است. به همین خاطر است که در ایران کردهای شیعه هیچ گونه تمایل قومگرایانهای از خود نشان نمیدهند و تقریبا تمام ناآرامیهای قومی کردی در مناطق سنینشین به وقوع پیوسته است. با این حال باید توجه داشت که ریشه قومگرایی کردهای سنی به اختلافات بین دو مذهب شیعه و سنی بر نمیگردد. اصولا در مناطق سنینشین کردستان اسلام سیاسی سنی نفوذ چندانی ندارد و اکثر قریب به اتفاق گروههای مسلح کرد نیز از ایدئولوژی چپگرایانه یا ملیگرایانه پیروی میکنند. علت بروز هویت قومی در کردستان سنی ایران این است که مردم این مناطق در مذهب شیعه که یکی از عوامل مهم وحدتبخش با اکثریت مردم ایران است شراکت ندارند. البته این امر نافی دیگر عوامل وحدت بخش هویتی یعنی دین اسلام، هویت تاریخی ایرانی و مشابهتهای زبانی و قومی نیست و چنانکه دیدهایم و خواهیم دید همین عوامل است که شدت مخاصمات قومی کردی در ایران را نسبت به کشورهای همسایه خفیفتر کرده است.
۲. نزدیکی هویت قومی و نژادی کردها با بقیه ایرانیان
کردها به لحاظ نژادی جزو اقوام آریایی محسوب میشوند. زبان کردی نیز در تقسیمبندیهای زبانی یکی از شاخههای زبانهای ایرانی است و با زبان فارسی و نیز زبانهای محلی ایران شباهت زیادی دارد. اسطورههای کردی همان اسطورههای ملی ایران هستند. کردها همانند سایر ایرانیان جشن نوروز را گرامی میدارند. اما این شباهتها میان زبان، فرهنگ و اسطورهها کردی با زبان، فرهنگ و اسطورهها اعراب و ترکها وجود ندارد. در ترکیه و سوریه برگزاری نوروز به یک واقعه سیاسی و نشانهای از هویت قومی کردها بدل شده بود. به همین خاطر تا مدتها محدودیتهای شدیدی از سوی دولتهای این کشورها بر برگزاری این جشن اعمال میشد و بعضا در خلال آن کردها توسط نیروهای امنیتی کشته میشدند. اما نوروز در سرتاسر ایران یک عید ملی است که اقوام مختلف ایرانی همراه با دولت این کشور آن را جشن میگیرند. به دلایل فوق احساس تعلق کردها با هویت ایرانی به مراتب بیشتر از همبستگی آنان با هویتهای ترکی و عربی است.
۳. رویکرد فرهنگی و سیاسی دولت ایران نسبت به کردها
ایران رویکرد فرهنگی و سیاسی آزادتری را نسبت به اقوام خود و از جمله کردها اتخاذ کرده است. بر خلاف ترکیه استفاده از زبان کردی یا کاربرد کلمات کرد و کردستان در ایران با منعی مواجه نبوده است. زبان کردی از دیرباز در رسانههای محلی مورد استفاده قرار گرفته است و در سالهای اخیر زمینههای تدریس زبانهای قومی در مدارس نیز فراهم شده است. همچنین سیاستمداران کرد شیعه منعی در رسیدن به بالاترین مناصب سیاسی و اداری نداشتهاند. چنین شرایطی برای مدتی طولانی در کشورهای سوریه، ترکیه و عراق وجود نداشته است یا هنوز هم وجود ندارد. تا قبل از جنگ داخلی سوریه دولت این کشور حتی از صدور شناسنامه برای ساکنین کرد و شناختن شهروندی آنان امتناع میکرد. در ترکیه و عراق نیز تبعیضهای آشکاری علیه شهروندان کرد وجود داشت.
اگرچه وجود پارهای از نارضایتیها و گرایشهای مرکزگریزانه در مناطق سنینشین کردستان ایران قابل انکار نیست، عوامل فوق به علاوه اقدامات سیاسی و امنیتی صورت گرفته سبب گردیده است که به جز در دودهه اول انقلاب و به خصوص سالهای نخستین آن، فعالیت گروههای شورشی کرد عمدتا به حملات پراکنده به مناطق مرزی از درون کردستان عراق محدود بماند و در برهههایی نیز به کلی متوقف شود.
پی نوشت: مرزهای نقشه هیچ سندیت قانونی ندارد و “فقط بصورت فرضی” محدوده ی تقریبی حضور کردها را نشان میدهد.
دیدگاه
متاسفیم. دیدگاه در حال حاضر بسته است.