انهدام بالن جاسوسی آمریکا در اربیل طی حمله سپاه پاسداران
در حملات تلافی جویانه بامداد امروز ایران علیه مواضع تروریستهای آمریکایی در اربیل، مرکز تعمیراتی، تجهیزات فنی و سامانه هدایت بالن جاسوسی آمریکا مورد اصابت دقیق قرار گرفت و نابود شد.
در حملات تلافی جویانه بامداد امروز ایران علیه مواضع تروریستهای آمریکایی در اربیل، مرکز تعمیراتی، تجهیزات فنی و سامانه هدایت بالن جاسوسی آمریکا مورد اصابت دقیق قرار گرفت و نابود شد.
ارتش تروریستی آمریکا در شامگاه ۱۰ و بامداد ۱۱ شهریور ماه، حملاتی را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در جنوب ایران ترتیب داد که منجر به شهادت و زخمی شدن شماری از ایرانیها گردید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دقایقی پس از تجاوزهای ارتش آمریکا، حملات خود علیه مواضع و اهداف متعلق به واشنگتن در کشورهای عراق، اردن و کویت را آغاز کرد.
ارتش تروریستی آمریکا در دومین شب از دور جدید درگیریها، مناطق مختلفی را در استانهای هرمزگان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و کرمان بمباران کرد.
ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از انجام حملاتی علیه مواضع ارتش تروریستی آمریکا در منطقه، بیانیهای صادر کرد.
ارتش تروریستی آمریکا در جریان حملات شب گذشته به مناطق جنوبی ایران، یک ساختمان در نزدیکی مراسم عروسی در منطقه کوهستک واقع در شهرستان سیریک استان هرمزگان را بمباران کردند.
تغییر ناگهانی استراتژی ایالات متحده از فاز تهاجمی معطوف به بمباران زیرساختهای جنوب ایران به توقف عملیات نظامی، یکی از مهمترین نقاط عطف در بازتعریف «معماری امنیت منطقهای خاورمیانه» به شمار میرود. این چرخش رویکرد، نتیجه یک الزام و جبر راهبردی بوده است. استدلال اصلی این نوشتار بر این پایه استوار است که انصراف واشنگتن از گسترش سطح درگیری، برآیند مستقیم تلاقی سه عامل کلان است: نخست، محدودیتهای بیسابقه لجستیکی و کاهش ذخایر استراتژیک نظامی آمریکا؛ دوم، راهبرد «تنشافزایی متقابل» و ارتقای توانمندیهای نامتقارن از سوی ایران؛ و سوم، فشارهای فزاینده بینالمللی، مداخله قدرتهای نوظهور نظیر چین و هراس عمیق کشورهای عربی از بروز یک جنگ فراگیر زیرساختی. این تحلیل نشان میدهد که چگونه درهمتنیدگی این متغیرهای نظامی، ژئوپلیتیک و اقتصاد انرژی، ماشین جنگی ایالات متحده را به توقف ناگزیر کشانده است.
گزارش حاضر به بررسی دکترین نوین ایالات متحده در قبال منطقه شامات و واکاوی اهداف اصلی واشنگتن از تحریک دولت جدید سوریه برای مقابله نظامی با حزبالله میپردازد. در این راستا، دولت ترامپ با اتکا به استراتژی «مهار نیابتی» و مقوله «تجاریسازی امنیت» تلاش میکند تا هزینههای سنگین تقابل مستقیم نظامی و جنگهای فرسایشی اسرائیل را به بازیگران منطقهای نظیر دمشق واگذار کند. این گزارش نشان میدهد که واشنگتن با ایجاد یک «منگنه امنیتی» دوجانبه، نه تنها به دنبال مسدود کردن شریانهای لجستیکی حزبالله از طریق مرزهای سوریه و سلب مشروعیت از این گروه است، بلکه قصد دارد با خنثیسازی نفوذ ایران، امنیت پروژههای ژئوپلیتیک و کریدورهای تجاری راهبردی غرب نظیر «آیمک» را در منطقه تضمین نماید.
تکامل الگوهای مهار و بازدارندگی در تحولات اخیر نشان میدهد که ثبات توانمندیهای دفاعی پیشرفته بیش از آنکه متکی بر حجم تجهیزات انباشتهشده باشد، ریشه در پایداری زیرساختهای صنعتی، سرمایه انسانی دانشبنیان و توان بازسازی بومی دارد. بر همین اساس، نگاه سیاستگذاری راهبردی غرب از رویکردهای سنتی متمرکز بر «کاهش انبار تسلیحاتی» به سمت بسترهای عمیقتر با هدف «کنترل توان بازتولید قدرت» تغییر زاویه داده است. این چرخش ساختاری ایجاب میکند که چارچوبهای کنترل تسلیحات در آینده، بهجای محدود ماندن به سقفهای عددی، بر مهار زنجیرههای تأمین، چرخههای تحقیق و توسعه و فرسایش دانش پایه متمرکز شوند تا امکان بازآفرینی سریع توانمندیهای دفاعی پس از هرگونه تنش از میان برود.
«حیدر العبودی» سخنگوی دولت عراق اعلام کرد که نخستوزیر این کشور با پیشنهاد ادامه حضور بخشی از نیروهای ائتلاف بینالمللی پس از ۳۰ سپتامبر (۸ مهر ۱۴۰۵) مخالفت کرده و این تاریخ را موعدی قطعی و غیرقابل بازگشت برای پایان مأموریت آنان دانسته است.
تصاویر ماهوارهای آثار مشهودی از سوختگی و تخریب را در محدوده تأسیسات نظامی آمریکا در اردن نشان میدهد.