پیشروی انصارالله در سواحل غربی یمن و تسلط بر بابالمندب، معادلات امنیتی خلیج فارس و دریای سرخ را وارد مرحلهای تازه کرده است. اهمیت این تحول تنها به تغییر موازنه نظامی در داخل یمن محدود نمیشود؛ بلکه میتواند بار دیگر عربستان و امارات را که طی سالهای اخیر بر سر آینده سیاسی و جغرافیایی یمن و نیروهای محلی این کشور دچار اختلاف شدهاند، در برابر یک تهدید مشترک قرار دهد. در چنین شرایطی، مجموعهای از دیدارها و تحرکات دیپلماتیک میان ریاض و ابوظبی، همزمان با سفر بنیامین نتانیاهو به ابوظبی، این پرسش را مطرح میکند که آیا زمینه برای نوعی هماهنگی دوباره میان دو کشور در پرونده یمن در حال شکلگیری است و آیا نتانیاهو میکوشد از این فرصت برای ایجاد ترتیبات امنیتی جدید در برابر انصارالله و ایران استفاده کند؟
وزارت خارجه آمریکا به دلیل خطرات امنیتی، دستور خروج کارکنان غیراضطراری دولت و اعضای خانواده کارکنان این کشور از عربستان سعودی را صادر کرده است؛ دستوری که از ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ (۱ آبان ماه) لازمالاجرا شده و در هشدار امنیتی ۳۰ اکتبر (۸ آبان) سفارت آمریکا در ریاض بر آن تأکید شده است.
بررسی دیدگاه مراکز مطالعاتی منطقهای نشان میدهد که انصارالله در سال ۲۰۲۶ از یک بازیگر صرفاً داخلی به بازیگری مؤثر در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه، بهویژه در ارتباط با ایران، دریای سرخ و بابالمندب، تبدیل شده است. در میان مراکز بررسیشده، مؤسسه بینالمللی مطالعات ایران (رسانه) و مرکز ابعاد برای مطالعات و پژوهشها هرکدام با دو گزارش بیشترین تمرکز را بر این موضوع داشتهاند؛ رسانه عمدتاً بر پیوند انصارالله با ایران و نقش آنان در راهبرد فشار منطقهای تهران، و ابعاد بر ابعاد دریایی، امنیت بابالمندب و تبدیل توان نظامی و موقعیت جغرافیایی انصارالله به اهرم فشار سیاسی و اقتصادی تمرکز کردهاند. مرکز ترندز نیز با تمرکز بر جایگاه انصارالله در شبکه نفوذ منطقهای ایران، بر اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی یمن و توان نظامی این گروه تأکید کرده است. در مجموع، وجه مشترک این ارزیابیها، شناسایی انصارالله بهعنوان بازیگری برخوردار از ظرفیت اثرگذاری فراتر از مرزهای یمن است؛ هرچند در کنار پیوند با ایران، بر وجود محاسبات و انگیزههای مستقل داخلی انصارالله نیز تأکید شده است. مقایسه این سه مرکز نشان میدهد که سه برداشت اصلی درباره انصارالله در ادبیات مطالعاتی منطقهای وجود دارد: نخست، انصارالله بهعنوان بخشی از شبکه فشار و نفوذ منطقهای ایران؛ دوم، انصارالله بهعنوان بازیگری دارای منافع و محاسبات داخلی مستقل؛ و سوم، انصارالله بهعنوان بازیگری که موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود را به اهرم سیاسی، اقتصادی و مذاکرهای تبدیل کرده است. وجه مشترک هر سه رویکرد، اهمیت فزاینده بابالمندب و دریای سرخ در معادلات قدرت منطقهای است.
برآیند این دیدگاهها نشان میدهد که آینده انصارالله صرفاً به تحولات داخلی یمن وابسته نخواهد بود، بلکه بهشدت تحت تأثیر روند روابط ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، سطح حمایت و همکاری تهران با انصارالله، تحولات امنیتی دریای سرخ و توانایی این گروه برای حفظ توازن میان اهداف منطقهای و ملاحظات داخلی قرار خواهد داشت. از این منظر، احتمالاً انصارالله در ادامه نیز تلاش خواهند کرد ضمن حفظ جایگاه خود در شبکه همسو با ایران، از ورود به یک جنگ فراگیر که هزینههای سنگینی برای موقعیت داخلی و توان نظامی آنان ایجاد کند، اجتناب کرده و ظرفیت بابالمندب را بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی خود حفظ کنند.
محورهای مورد بررسی: 🔹 بررسی وضعیت کلی جبهات یمن🔹 خنثی سازی حملات مزدوران سعودی در جبهه مارب🔹 هدف قرار دادن جنگنده سعودی و سرنگونی یک بالگرد نظامی در جبهه نجران🔹 بررسی موشک پدافندی مشهور ۳۵۸🔹 بررسی ضربات موشکی و پهپادی ارتش یمن علیه مواضع نظامی و حیاتی سعودی در عربستان🔹 بررسی و مرور آخرین تحولات […]
روزنامه صهیونیستی معاریو در تحلیلی نوشت عربستان با وجود صرف صدها میلیارد دلار برای تقویت ارتش و اختصاص بودجه نظامی سالانه بیش از ۸۲ میلیارد دلار، همچنان در مقابله با حملات پهپادی و موشکی یمن با چالشهای جدی روبهرو است.
روزنامه هاآرتص به نقل از منابع آگاه دیپلماتیک گزارش داد که «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی از طریق میانجیگری آمریکا، خواستار مشارکت نظامی تلآویو در جنگ علیه انصارالله یمن شده است.