رویارویی با تهدید پهپادی تحریک طالبان در پاکستان
گسترش استفاده از پهپادهای تجاری و کوادکوپترها توسط تحریک طالبان پاکستان معادلات امنیتی در ایالت خیبر پختونخوا را با چالشهای بیسابقهای مواجه کرده است. این گروه با بهرهگیری از قابلیتهای جدید نبرد نامتقارن، توانسته است حملات پیچیدهای را علیه مواضع ارتش و پلیس پاکستان سازماندهی کند. یادداشت پیش رو، ضمن بررسی روند تکامل تاکتیکی و الگوهای عملیاتی تحریک طالبان در استفاده از پهپادها، به واکاوی چالشهای پدافندی اسلامآباد و ضرورت گذار از اقدامات مقطعی به یک دکترین جامع و پیشگیرانه ضدپهپادی میپردازد.
در سالهای اخیر، پهپادها به پدیدهای رایج در بسیاری از مناطق ایالت خیبرپختونخوا تبدیلشدهاند. دلیل عمده این امر، استفاده تحریک طالبان پاکستان و گروههای وابسته به آنها علیه نهادهای حکومتی این کشور است. این گروهها از پهپادها، بهویژه کوادکوپترها برای انجام حملات پیچیده علیه مواضع پلیس و ارتش و همچنین ضبط عملیات خود جهت انتشار در شبکههای اجتماعی استفاده میکنند.
آمارهای اعلامشده از سوی مقامات پاکستانی، تصویر نگرانکنندهای را ترسیم میکند؛ گزارش امسال پلیس خیبرپختونخوا نشان میدهد که در سال گذشته میلادی بالغبر ۲۴۶ موردحمله پهپادی به وقوع پیوسته است که ۲۱۵ مورد از آنها تنها در منطقه بنو ثبتشده است. ارتش پاکستان این رقم را حتی بالاتر میداند؛ در دسامبر ۲۰۲۵، سخنگوی ارتش برای اولین بار استفاده تحریک طالبان از پهپادها را رسماً تأیید کرد و به ثبت ۴۰۵ حمله ازایندست در همان سال اشاره نمود.
این استفاده گسترده از پهپادها، نگرانیهای عمیقی را برای مقامات امنیتی و سیاسی پاکستان به همراه داشته است. درحالیکه دستگاههای دولتی برای مقابله با این تهدید فزاینده با چالشهای جدی مواجه هستند، پاکستان باید یک برنامه بلندمدت اتخاذ کند که شامل دکترین ضد پهپادی، سامانههای یکپارچه پدافند هوایی، و پیگرد و انهدام شبکههای تأمینکننده این تجهیزات باشد.
چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
در دسامبر ۲۰۲۵، تحریک طالبان پاکستان در عرض سه روز حداقل ۱۱ حمله پهپادی را سازماندهی کرد. در دیره اسماعیلخان این گروه یک تأسیسات امنیتی را با چهار حمله پهپادی هدف قرارداد و از کوادکوپترها برای حمله به یک پاسگاه نیروهای مرزی در منطقه کرم استفاده کرد. تنها در سال ۲۰۲۶، موارد متعددی از حملات کوادکوپتر در سراسر این ایالت گزارششده است که ازجمله آنها ترور هدفمند یک افسر پلیس در هانگو و حمله به یک ایست بازرسی در تانک است. در ژانویه ۲۰۲۶، اداره پلیس ناحیه بنو ادعا کرد که ۲۰ حمله ازایندست رخداده است که منجر به کشته شدن ۹ غیرنظامی و زخمی شدن ۱۹ مأمور پلیس شده است. این حملات نشاندهنده افزایش مقیاس و همچنین ارتقای تخصص و اعتمادبهنفس تحریک طالبان پاکستان است.
ویدئوهای منتشرشده توسط حسابهای کاربری حامی تحریک طالبان نیز افزایش مشابهی را نشان میدهند. برخلاف گذشته که حسابهای وابسته به این گروه بر روایتهای ایدئولوژیک، کمپینهای جذب نیرو و ادبیات مذهبی تمرکز داشتند، اکنون این حسابها مملو از تصاویر واضح از ویدئوهای حملات پهپادی هستند. یکی از این ویدئوها نشان میداد که یک کوادکوپتر در حال پرتاب گلولههای خمپاره روی باند فرودگاهی در میران شاه است که محل استقرار بالگردها بود. در ویدئوی دیگری جنگجویان تحریک طالبان یک تفنگ ضد پهپاد به غنیمت گرفتهشده را به نمایش گذاشتند که شبیه به سیستم جنگ الکترونیک بومی پاکستان بود؛ یک تفنگ پارازیتانداز که قادر است پهپادها را از فاصله ۱۵۰۰ متری از طریق اختلال چند فرکانسی از بین ببرد. شایانذکر است که دولت فدرال ایالتی اخیراً این سلاحها را به واحدهای پلیس خیبرپختونخوا که بهعنوان خط مقدم دفاع خدمت میکنند، تحویل داده بود؛ تی تی پی احتمالاً این سیستم را از طریق حمله به تأسیسات پلیس و نیروهای مرزی به دست آوردهاند.
این واقعیت که یک کوادکوپتر میتواند بر فراز داراییهای مهم نظامی شناور بماند و به آنها آسیب برساند، یا اینکه شبهنظامیان میتوانند با خیالی نسبتاً آسوده سلاحهای نیروهای امنیتی را به غنیمت بگیرند، نگرانکننده است. ویدئوهای این حوادث در عملیات روانی به هواداران تحریک طالبان کمک میکند و به مخاطبان یادآوری میکند که نیروهای پاکستانی در دفاع در برابر حملات پهپادی با مشکل مواجه هستند. ازنظر عملیاتی این حملات به آنها اجازه میدهد تا تاکتیکهای پهپادی خود را بهبود ببخشند و شکافهای امنیتی یا عدم آمادگی نیروهای پلیس و نیروهای بسیج قبائل را شناسایی کرده و روحیه آنها را تضعیف کنند.
قابلیتها و الگوها
بررسی تصاویر حملات نشان میدهند که اپراتورهای پهپادی تحریک طالبان بهتدریج سطح حملات خود را بالابردهاند. اپراتورهای این گروه اغلب از یک راهبرد پیروی میکنند؛ به این صورت که با استفاده از پهپادها و نیروهای زمینی مسلح به سلاحهای پیشرفته حمله میکنند، تمرکز نیروهای امنیتی را بر هم میزنند و سپس از طریق انفجار (عمدتاً بمبهای دستساز تعبیهشده در خودرو) ضربه مهلکی وارد میکنند. آنها از سامانههای تهاجمی یکطرفه با فناوری پایین، مقرونبهصرفه و با تولید آسان در مقیاس وسیع استفاده میکنند. چنین سیستمهایی راهبرد آنها را تکمیل کرده و به آنها کمک میکند تا ایست و بازرسیهای میدانی و پستهای نظارتی را دور بزنند، در عرض چند دقیقه به هدف خود برسند و نیروهای دشمن را غافلگیر کنند.
این سبک از نبرد پهپادی نیازمند سطحی از تخصص برای کار با مهمات، چاپ سهبعدی پایهها برای رهاسازی مهمات، تحلیل تصویر از طریق مجموعهای از حسگرها، ارتباطات رادیویی و قابلیتهای ضد پارازیت است که همگی دلالت بر پشتیبانی فنی جامع برای تقویت زنجیره تأمین پهپاد، مونتاژ محلی و آموزش دارند. بعید است که تحریک طالبان بهتنهایی قادر به تهیه پهپادهای تجاری و تغییر کاربری آنها برای این نقش بوده باشد؛ احتمالاً این امر مرتبط با کمکهای احتمالی از سوی طالبان افغانستان است.
علاوه بر این، هدایت این پهپادها مشابه پرواز پهپادهای تفریحی یا تجاری نیست. درسی که از اوکراین و دیگر میدانهای نبرد که سامانههای مشابهی در آنها به کار رفته گرفته میشود این است که آموزش چنین اپراتورهایی مستلزم تمرین در آمادهسازی پرتابههای انفجاری، تحلیل نقشه و جغرافیا، تعمیرات فنی، سیگنالها و ارتباطات، هماهنگی درون عملیاتی، حفظ تاکتیکهای آرایشی و توانایی پرتاب و بازیابی پهپادهاست. برای اینکه اپراتورهای پهپادی تحریک طالبان از این سطح از آموزشهای پیچیده برخوردار باشند، میتوان نتیجه گرفت که مرگبار بودن حملات آنها احتمالاً افزایش خواهد یافت و ممکن است در آینده به حمله به مکانهای استراتژیک در پاکستان تشدید شود.
سابقه جنگی تحریک طالبان در سالهای اخیر نشان میدهد که این گروه پتانسیل کنترل دامنه و مقیاس عملیات را دارد. در سالهای گذشته، این گروه بهطور قابلتوجهی خود را با شرایط تطبیق داده تا از رویاروییهای مستقیم و طولانی با نیروهای امنیتی اجتناب کند و در زمان مناسب دست به حمله بزند. ازنظر عملیاتی، تسلط طالبان افغانستان بر این کشور فضای استراتژیک لازم را برای عقبنشینی، تجدیدقوا، آموزش و انجام حملات برای تحریک طالبان پاکستان فراهم کرده است. حمایت آنها به این گروه امکان داده تا از تجربه و منابع میزبان بهرهمند شود. در آینده پشتیبانی تاکتیکی و عملیاتی طالبان افغانستان میتواند به تحریک طالبان پاکستان کمک کند تا زیرساختهای نظامی پاکستان، بهویژه با استفاده از پهپادها را هدف قرار دهد. گزارش تیم نظارت بر تحریمها و پشتیبانی تحلیلی شورای امنیت سازمان ملل متحد، که تأکید میکند طالبان افغانستان به دنبال حمایت پایدار در حوزه جنگ پهپادی است، این نگرانی را ایجاد میکند که تحریک طالبان پاکستان ممکن است درنهایت به قابلیتهای جدیدی دست یابد. در همین راستا، گام بعدی تحریک طالبان میتواند استفاده از پهپادهای دید اولشخص باشد که سریعتر، مانورپذیرتر و رهگیری آنها نسبت به کوادکوپترها دشوارتر است.
رویکردها و چالشهای مقابله با پهپاد
استفاده تحریک طالبان از پهپادها چالشی را که پاکستان در شمال غربی با آن مواجه است، پیچیدهتر کرده است. ردیابی پهپادهایی که از مناطق پرجمعیت و مجاور پرتاب میشوند میتواند دشوار باشد و واکنش دولت به حملات پهپادی، مانند سایر حملات تروریستی، به قیمت عملیات جستجوی گسترده در محلهها تمام میشود که این امر باعث نارضایتی جمعیت محلی میگردد.
نکته مهم این است که به دلیل میراث بهجامانده از حملات پهپادی ایالاتمتحده در طول جنگ علیه تروریسم، پهپادها از قبل در مناطق قبایلی سابقاً تحت مدیریت فدرال موضوعی بحثبرانگیز بودهاند. بنابراین، برای بسیاری از ساکنان، درگیری بین تحریک طالبان و نیروهای مسلح پاکستان شبیه ادامه یک جنگ خارجی به نظر میرسد. ازآنجاکه ارتش و نهادهای مجری قانون پاکستان بهطور گسترده از کوادکوپترها در عملیاتهای مبارزه با تروریسم استفاده میکنند، در ماههای اخیر گزارشهای متعددی از اعتراضات محلی به دلیل تلفات جانبی منتشرشده است. بهعنوانمثال در ماه مه ۲۰۲۵، ساکنان وزیرستان پس از کشته شدن پنج نفر (چهار کودک و یک زن) در یک حمله پهپادی، تظاهرات کردند. در پاسخ به این انتقادات، ارتش قاطعانه هرگونه دخالت در این حمله را رد کرد و مدعی شد که بهدروغ متهم شده است. این موضوع نشاندهنده چالشهایی است که جوامع محلی در نسبت دادن مسئولیت مهمات پرتابشده توسط کوادکوپترها با آن مواجه هستند.
تاکنون هیچ ادارهای گزارش پزشکی قانونی کاملی درباره این حملات منتشر نکرده است. این تأخیر وضعیت را برای نهادهای مجری قانون پیچیدهتر میکند. درنتیجه نگرانیها اغلب متوجه مقامات دولتی میشود و برخی از ساکنان کفایت تدابیر امنیتی موجود برای محافظت از غیرنظامیان و اموال آنها را زیر سؤال میبرند.
در مواجهه با این چالشها، پاکستان تدابیری اتخاذ کرده است. برای مثال، دولت ایالتی خیبرپختونخوا پرواز پهپادها را ممنوع کرده است.
بااینحال، این ممنوعیت موقت است و بههیچوجه مشکل را بهصورت ساختاری حل نمیکند: این قانون استفاده غیرنظامی از پهپادها را محدود میکند، اما فاقد هرگونه مکانیسم اجرایی علیه اپراتورهای شبهنظامی است که از قبل قانون را دور میزنند. دوم، نیروهای پلیس در حال انجام تلاشهایی برای نوسازی هستند و پلیس خیبرپختونخوا یک مدرسه اختصاصی آموزش پهپاد در نوشهره تأسیس کرده است. سوم، ارتش تاکتیکهای پهپادها و مهمات پرسهزن را بهسرعت تکامل بخشیده و در ماههای اخیر رزمایشهای گستردهای انجام داده است. یکی از این رزمایشها به تاکتیکهای کوادکوپتر و پهپادهای دید اولشخص اختصاص داشت. در نوامبر ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶، ارتش از پهپادها بهعنوان بخشی از تلاشهای خود برای انهدام زیرساختهای تروریستی در داخل افغانستان استفاده کرد. مهمتر از آن، ارتش سطح عملیات را بالابرده و تعداد و مقیاس عملیاتهای ضد تروریستی پاکستان را که از حملات پهپادی و مأموریتهای شناسایی در مناطق مرزی استفاده میکنند، افزایش داده است. اما کارهای بیشتری وجود دارد که دولت پاکستان میتواند برای مقابله مؤثر با تهدید پهپادها انجام دهد.
پاکستان به یک دکترین جامع ضد پهپادی نیاز دارد؛ دکترینی که طیف وسیعی از اقدامات، از واکنشهای سخت و فیزیکی گرفته تا رصد لحظهای تهدیدات را در برگیرد و راه دستیابی عناصر مخرب به این تجهیزات تجاری را مسدود کند.
پاکستان اکنون باید چه کند؟
تأمین امنیت و ثبات شمال غربی پاکستان، نیازمند گذار از اقدامات واکنشی و مقطعی به یک رویکرد پیشگیرانه و منسجم است. در گام نخست، پاکستان باید دفاع پیرامونی خود را با تجهیزات پیشرفته و آموزشهای تخصصی مستحکم کند. این امر مستلزم استانداردسازی سامانههای مقابله با پهپاد در تمامی نهادهای نظامی و غیرنظامی است؛ بهگونهای که بهجای توزیع پراکنده تجهیزات، یک دستورالعمل یکپارچه برای اقدامات سخت (فیزیکی) و نرم (الکترونیک) تدوین شود و با همکاری نزدیک نیروهای محلی، بهویژه پلیس خیبرپختونخوا، سپاه مرزی و اداره مبارزه با تروریسم به اجرا درآید.
در گام بعدی، همافزایی اطلاعاتی میان بخشهای نظامی و غیرنظامی برای مقابله با این تهدیدات حیاتی است. اگرچه پاکستان در سال ۲۰۲۵ «مرکز ملی تلفیق اطلاعات و ارزیابی تهدیدات» را برای هماهنگی میان حدود ۵۰ سازمان فدرال و ایالتی راهاندازی کرد، اما کارکرد این نهاد باید از اشتراکگذاری سنتی اطلاعات فراتر رود. ایجاد یک واحد واکنش یکپارچه ذیل این مرکز که بهطور خاص بر ردیابی خریدهای پهپادی، تحلیل الگوهای حمله و شناسایی شبکههای اپراتوری متمرکز باشد، میتواند موانع هماهنگی میان دولت فدرال و ایالتها را از بین برده و سرعت عمل در برابر این تهدیدات نوظهور را تضمین کند.
با اینحال تمرکز صرف بر پدافند و دفاع کافی نیست. هسته مرکزی این راهبرد باید شامل اقدامات آفندی برای انهدام خطوط تأمین و زنجیره تولید پهپادها باشد. این هدف نیازمند عملیاتهای اطلاعاتی برای شناسایی و هدف قرار دادن سایتهای مونتاژ و کانالهای قاچاق تحریک طالبان در داخل و خارج از کشور است. در سطح کلانتر، اسلامآباد باید با اعمال فشار دیپلماتیک بر طالبان افغانستان، مانع از تأمین تجهیزات برای این گروهها شود و همزمان با تولیدکنندگان تجاری پهپاد وارد تعامل گردد تا با استفاده از محدودیتهای حصارکشی جغرافیایی حرکت این سامانهها را در مناطق حساس و مرزی ناممکن سازند.
با توجه به خطرات قابلتوجه فعلی پاکستان دیگر نمیتواند تهدید پهپادی در مرزهای شمال غربی خود را نادیده بگیرد. برای مقابله با این چالش، پاکستان نیازمند تدوین یک دکترین جامع ضد پهپادی است که شامل تدابیر پدافند فیزیکی و پایش برخط تهدیدات باشد و راه دستیابی عناصر مخرب به این تجهیزات تجاری را مسدود کند. با جدیتر شدن روزافزون این تهدید، سرعت ارتقای فنی و نوآوری نهادهای امنیتی پاکستان باید افزایش یابد، در غیر این صورت خطر عقبماندگی تاکتیکی در برابر تحریک طالبان و گروههای وابسته به آن قطعی خواهد بود.
نویسندگان: محمد شعیب و حماد ولید
مترجم: محمدمهدی عبدالهی
منبع: southasianvoices.org
دیدگاه