در پی کاهش چشمگیر محبوبیت رژیم صهیونیستی در آمریکا، تلآویو کارزار گستردهای را برای جلب حمایت دوباره مسیحیان و ترویج روایت خود از جنگ غزه آغاز کرده است. این طرح بخشی از برنامه گسترده روابط عمومی ۱۵۰ میلیون دلاری تلآویو برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی غرب است.
پس از حملات ۷ اکتبر، رژیم صهیونیستی دکترین دفاعی خود را از «بازدارندگی و مهار» به «تهاجم پیشگیرانه و کنش یکجانبه» تغییر داده است. این رویکرد که ریشه در شکستهای ۲۰۰۶ دارد، اکنون ایران را بهعنوان «تهدید اصلی» تعریف کرده و بودجه و تمرکز نظامی خود را بر آمادگی برای رویارویی با تهران قرار داده است. چنین تغییری معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده و ضرورت بازنگری در ارزیابیها و سیاستهای بازدارندگی ایران را برجسته میسازد.
در این گزارش، اندیشکده FDD (بنیاد دفاع از دموکراسیها) راهکارهای اجرایی برای مهار صادرات نفت ایران را بررسی کرده است. گزارش تأکید دارد که بازگشت تحریمهای «اسنپبک» تنها در صورتی مؤثر خواهد بود که بر حلقههای کلیدی زنجیره تجارت نفت، شامل بیمه، حملونقل، بنادر، پالایشگاهها و نظام مالی تمرکز شود. در ادامه به بیان دیدگاههای این گزارش در خصوص روند مهار صادرات خواهیم پرداخت.
عراق در مرحلهای تعیینکننده از تحولات خود قرار دارد؛ جایی که تلاقی فشارهای بیرونی ناشی از نفوذ ایران و حضور نظامی ترکیه با بحران مالی دولت مرکزی و ساختار پیچیده قدرت درونزا بهویژه نقش چندوجهی «حشدالشعبی» چشمانداز ثبات سیاسی و امنیتی کشور را بهطور جدی تضعیف کرده است. حشدالشعبی اکنون نیرویی نیمهنهادینه به شمار میرود که در عین برخورداری از ظرفیت دفاعی و مشروعیت اجتماعی، دارای شبکههای سیاسی، اقتصادی و فراملی است که رفتار بخشی از واحدهای آن را تحت تأثیر قرار میدهد؛ امری که احتمال بروز کنشهای خودمختار، درگیریهای محلی یا نمایشهای قدرت را افزایش میدهد. آینده این وضعیت را میتوان در سه سناریو ترسیم کرد: نخست، ادغام و نهادینهسازی تدریجی در چارچوب دولت در صورت وجود اراده سیاسی و شفافیت مالی؛ دوم، تداوم وضعیت نیمهنهادینه با درگیریهای پراکنده که محتملترین مسیر است؛ و سوم، تشدید بیثباتی در اثر محرکهای منطقهای یا بحران مالی عمیق. در این میان، راهبرد کاهش ریسک باید بر سه محور استوار باشد: حسابرسی و ساماندهی ساختار انسانی، اصلاح تدریجی چارچوب قانونی و سیاسی برای ادغام سازمانیافته و فعالسازی دیپلماسی منطقهای جهت تثبیت خطوط قرمز امنیتی. آنچه حیاتی است، حفظ مشروعیت اجتماعی و کارکرد عملیاتی حشدالشعبی در فرآیند ادغام است تا این نیرو بتواند همچنان در شرایط بحرانی، نقش بازدارنده و تثبیتکننده خود را در ساختار امنیتی عراق ایفا کند.
این متن به تحلیل وضعیت پس از اعلام آتشبس در غزه و تبادل اسیران بین حماس و رژیم صهیونیستی میپردازد و تأثیرات آن بر منازعه موجود را مورد بررسی قرار میدهد. در این راستا، پرسشهای مهمی مطرح است از جمله اینکه آیا رژیم صهیونیستی به این توافق پایبند خواهد بود و آیا در نهایت به دنبال خلع سلاح حماس خواهد بود؟ سه سناریو برای روند آینده مطرح میشود: اجرای طرح صلح ترامپ، نقض آتشبس و ادامه حملات، یا تمدید مذاکرات و ادامه وضعیت فعلی. در جمعبندی، فرصتها و تهدیدات ناشی از این آتشبس از منظر سیاست منطقهای ایران بررسی شده است؛ از جمله فرصتهای آن در تقویت پایگاه اجتماعی مقاومت در غزه و تهدیدات آن در شکلگیری ائتلافی به رهبری آمریکا برای پیگیری طرح دو کشوری و خلع سلاح حماس. همچنین، احتمال تشدید تهدیدات علیه ایران از سوی رژیم صهیونیستی نیز مطرح شده است.
این گزارش به بررسی تحرکات تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه و لبنان و نقش او در بازتعریف نظم منطقهای غرب آسیا پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میپردازد. باراک با هدف مهار محور مقاومت، خلع سلاح حزبالله، ایجاد دولت فراگیر در سوریه و تشکیل مناطق حائل در مرزهای جنوبی سوریه، تلاش دارد موازنه قوا را به سود رژیم صهیونیستی و آمریکا بازتعریف کند. این پروژه بهطور کلی به دنبال تضعیف نفوذ ایران و تقویت حضور آمریکا و اسرائیل در منطقه است. در این بحث، به تحلیل اهداف و استراتژیهای باراک و پیامدهای آن بر لبنان و سوریه خواهیم پرداخت.
این متن به بررسی راهبرد نوین امنیتی و نظامی جمهوری آذربایجان میپردازد که طی دو سال گذشته با تلفیق دیپلماسی فعال و نظامیسازی گسترده دنبال شده است. باکو با خرید تسلیحات پیشرفته از ترکیه، پاکستان و رژیم صهیونیستی، توسعه سامانههای دفاع هوایی چندلایه و همکاریهای فنی و آموزشی با ناتو، در پی تثبیت موقعیت خود بهعنوان قدرتی مؤثر در قفقاز جنوبی است. این سیاست، علاوه بر تقویت بازدارندگی، موازنه قوا را در منطقه تغییر داده و فشارهای امنیتی بر ایران، ارمنستان و روسیه را افزایش داده است. در این بحث قرار است درباره ابعاد نظامیسازی آذربایجان، اهداف ژئوپلیتیکی آن، پیامدهای منطقهای و سناریوهای احتمالی آینده قفقاز جنوبی گفتوگو کنیم.
این متن به تحلیل پروژه کریدور زنگزور و ورود ایالات متحده به آن از طریق یک شرکت خصوصی میپردازد که میتواند پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی بزرگی برای منطقه قفقاز و فراتر از آن داشته باشد. کریدور زنگزور با هدف اتصال باکو به نخجوان و بهرهبرداری از موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود، به ابزاری در رقابتهای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک تبدیل شده است. ایالات متحده با حمایت از این پروژه، به دنبال کنترل مسیرهای ترانزیتی، کاهش نفوذ روسیه و چین و اعمال فشار بر ایران است. این حضور بهویژه در کنار همکاریهای نظامی با ترکیه و رژیم صهیونیستی، میتواند تهدیداتی برای ایران و روسیه به همراه داشته باشد. در این بحث قرار است به ابعاد امنیتی، اقتصادی و استراتژیک کریدور زنگزور و نقش ایالات متحده در آن بپردازیم.
این متن به تحلیل دکترین نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا و اهمیت پایگاههای استراتژیک نظیر بگرام در افغانستان پرداخته است. ایالات متحده به دنبال کاهش حضور گسترده نظامی و استفاده از نیروی هوایی و نیروهای ویژه برای تأمین اهداف خود در منطقه است، بهویژه در مرزهای کشورهای ایران، روسیه و چین. افغانستان با داشتن پایگاه بگرام، نقطهای کلیدی برای دسترسی سریع و مداوم به این مرزهاست. همچنین، به بررسی همکاریهای نزدیک آمریکا با رژیم صهیونیستی و استراتژی “زمین مسطح” پرداخته میشود که به تسلط هوایی و حذف موانع دفاعی در منطقه اشاره دارد. در نهایت، هدف این استراتژیها دستیابی به برتری نظامی در غرب آسیا و تأثیرگذاری بر کریدورهای اقتصادی و سیاسی جهانی است.
مکانیسم ماشه در واقع یک «ترتیب ویژه» در قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) است که بههمراه برجام طراحی شد تا اگر هر یک از «طرفهای مشارکتکننده» تشخیص داد ایران دچار «عدم پایبندیِ اساسی» شده، بتوانند بدون نیاز به رأی اعضای دائم، «تمام» قطعنامههای شورای امنیتِ قبل از برجام را بهطور خودکار لازمالاجرا نماید. در بندهای ۳۶ و ۳۷ یک سازوکار حل اختلاف چندمرحلهای برای پیشگیری از ارسال شکایت به شورای امنیت طراحی شده ولی به طور تئوریک، طرف شاکی میتواند مستقیماً موضوع را به شورای امنیت ارجاع دهد و از روز ارسال نامه، شورای امنیت ۳۰ روز فرصت دارد یک قطعنامه تصویب کند که «تعلیق تحریمها را ادامه دهد». قطعنامهای که طبعاً با وتوی هر یک از اعضای دائم، از رده خارج شده با پایان مهلت ۳۰ روزه، منجر به بازگشت تحریمها میشود. به اجرای تحریمها پس از پایان این مهلت، به طور مرسوم، اسنپبک گفته میشود.