یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

معمای ناتو و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

اجلاس ناتو در آنکارا در ژوئیه ۲۰۲۶ را باید در چارچوب بازآرایی همکاری‌های امنیتی میان ناتو و کشورهای عضو «ابتکار همکاری استانبول» ارزیابی کرد؛ سازوکاری که از سال ۲۰۰۴ بستر همکاری با امارات، قطر، کویت و بحرین در حوزه‌هایی چون امنیت دریایی، امنیت سایبری، مقابله با تروریسم، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و مدیریت بحران را فراهم کرده است. تحولات اخیر، به‌ویژه جنگ رمضان، جنگ اوکراین و افزایش ناامنی در غرب آسیا، انگیزه‌های دو طرف برای تعمیق همکاری در زمینه امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی، دفاع سایبری، تبادل اطلاعات و ظرفیت‌سازی دفاعی را تقویت کرده، هرچند محدودیت‌های نهادی ناتو، اختلاف رویکرد کشورهای خلیج فارس و عدم عضویت عربستان و عمان مانع تبدیل این همکاری به یک ائتلاف دفاعی رسمی است. ازاین‌رو، محتمل‌ترین چشم‌انداز پس از اجلاس آنکارا، احیای تدریجی و کارکردی ابتکار همکاری استانبول و گسترش همکاری‌های عملی در حوزه‌های امنیتی بدون ایجاد تعهدات دفاع جمعی است؛ روندی که در آن تحولات مرتبط با ایران نیز همچنان یکی از متغیرهای مهم در محاسبات راهبردی ناتو و کشورهای خلیج فارس باقی خواهد ماند.

شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

بازآرایی امنیتی شورای همکاری خلیج فارس

جنگ اخیر شکاف‌های درون شورای همکاری خلیج فارس را عمیق‌تر کرد و نشان داد که اعضای این شورا در قبال ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای رویکردهای متفاوتی هستند. هم‌زمان، آسیب‌پذیری تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی، محدودیت‌های چتر امنیتی آمریکا را آشکار ساخت. در نتیجه، آینده خلیج فارس بیش از آنکه به سمت یکپارچگی راهبردی حرکت کند، تحت تأثیر رقابت‌ها، واگرایی‌ها و تلاش کشورها برای تأمین امنیت از مسیرهای متفاوت قرار خواهد گرفت.

شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

پوست‌اندازی جماعت‌الاحرار در سایه عمل‌گرایی میدانی

درگیری‌های افغانستان و پاکستان وارد مرحله‌ای از واگرایی و رقابت درونی شبکه‌های شبه‌نظامی شده است؛ به‌گونه‌ای که انسجام ظاهری این گروه‌ها جای خود را به رقابت بر سر بقا، کنترل جغرافیا و نفوذ داده است. انشعاب جماعت‌الاحرار از تحریک طالبان پاکستان نیز صرفاً یک اختلاف تاکتیکی نیست، بلکه ریشه در شکاف‌های هویتی، قبیله‌ای و رقابت برای شکل‌دهی به ائتلاف‌های جدید دارد. در این چارچوب، جماعت‌الاحرار در حال حرکت از یک بازیگر محلی به سوی رویکردی فراملی است که می‌تواند معادلات شبکه‌های جهادی در افغانستان، پاکستان و پیرامون آن را تغییر دهد.

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

به وقت تنگه تایوان

جنگ ایران و بحران تنگه هرمز برای چین به‌مثابه یک آزمایش عملی در استفاده از گلوگاه‌های راهبردی بود و نشان داد که اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت جهانی می‌تواند بدون جنگ مستقیم، هزینه‌های سنگینی بر رقبا تحمیل کند. این تجربه احتمالاً پکن را به سمت تقویت راهبرد محاصره و کنترل تدریجی تایوان سوق خواهد داد؛ رویکردی که در آن وابستگی جهان به صنعت نیمه‌هادی تایوان به اهرم فشار ژئواکونومیک تبدیل می‌شود. در نتیجه، مناقشه تایوان ممکن است از الگوی بازدارندگی مبتنی بر قدرت نظامی به سمت بازدارندگی مبتنی بر کنترل زنجیره‌های تأمین و گلوگاه‌های حیاتی اقتصاد جهانی حرکت کند.

دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵

از تقابل کلاسیک تا بن‌بست ژئواکونومیک؛ کالبدشکافی مرحله دوم جنگ ایران و آمریکا

تحولات اخیر غرب‌‌آسیا نشان‌دهنده گذار از تقابل‌های سنتی به رقابت‌های چندلایه در بستر گلوگاه‌های راهبردی انرژی است، جایی که تنگه‌هایی چون هرمز و باب‌المندب به کانون اعمال قدرت و فشار تبدیل شده‌اند. در این چارچوب، سناریوی محاصره دریایی ایران توسط آمریکا به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار حداکثری در کنار احتمال بازگشت به درگیری مستقیم میان دو طرف، چشم‌انداز تشدید تنش را تقویت کرده است. همزمان، تردیدهای اروپا نسبت به رویکردهای یک‌جانبه واشنگتن، آینده همگرایی در ناتو را با ابهام مواجه ساخته و در سطحی دیگر، نقش‌آفرینی بازیگران متحد تهران مانند انصارالله در باب‌المندب، امکان گسترش میدان رقابت دریایی و بهره‌برداری غیرمستقیم ایران از این اهرم را برجسته کرده است. مجموعه‌ی این تحولات نشان می‌دهد امنیت دریایی منطقه به‌طور فزاینده‌ای به میدان اصلی بازتعریف موازنه قدرت تبدیل شده است. بر این اساس، هدف این پژوهش تحلیل امکان‌پذیری، پیامدها و پایداری این سناریوها و تبیین تأثیر آن‌ها بر موازنه قدرت منطقه‌ای و نظم امنیتی بین‌المللی است.

شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵

مِیوِن در جنگ رمضان

جنگ رمضان نشان داد که هوش مصنوعی و سامانه‌هایی مانند «میون» به مرکز عملیات نظامی آمریکا منتقل شده‌اند و با تجمیع داده‌های میدانی، سرعت هدف‌یابی و تصمیم‌گیری را به‌طور چشمگیری افزایش داده‌اند. هم‌زمان، نقش سیلیکون‌ولی در جنگ مدرن پررنگ‌تر شده و بخشی از زیرساخت اطلاعاتی و عملیاتی ارتش به شرکت‌های فناوری واگذار شده است. این تحول در کنار افزایش کارایی، پرسش‌هایی درباره دقت هدف‌گیری، تلفات غیرنظامی و وابستگی امنیت ملی به بازیگران خصوصی ایجاد کرده است.

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

تعامل ترکیه با بازیگران منطقه ای در شکل دهی به کریدورهای انرژی

ترکیه با بهره‌گیری هم‌زمان از ابزار انرژی، کریدورهای ترانزیتی و نفوذ در سوریه پس از اسد، در پی تبدیل عراق به بخشی از معماری ژئواکونومیک تحت رهبری خود و کاهش نفوذ ایران در شمال غرب آسیاست. پروژه «جاده توسعه»، بازطراحی همکاری‌های انرژی با بغداد و تلاش برای تبدیل‌شدن به هاب منطقه‌ای انرژی و تجارت، ارکان اصلی این راهبرد را تشکیل می‌دهند. موفقیت این سیاست می‌تواند جایگاه ترکیه را در معادلات انرژی اروپا و غرب آسیا تقویت کند، اما تداوم اختلافات سیاسی، امنیتی و حقوقی میان بغداد، اربیل و آنکارا همچنان مهم‌ترین مانع تحقق کامل این اهداف به شمار می‌رود.

چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

دیپلماسی زیرساخت دیجیتال در غرب آسیا

انتقال مسیر کابل فیبر نوری عربستان به یونان از رژیم صهیونیستی به سوریه، بخشی از راهبرد جدید ریاض برای بازتعریف نظم منطقه‌ای و کاهش وابستگی به محور امارات–اسرائیل است. عربستان با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های سوریه، در پی تبدیل دمشق به مرکز اتصال خلیج فارس و مدیترانه و تقویت نفوذ ژئواکونومیک خود است. این تحول همچنین بازتاب تشدید رقابت ریاض و ابوظبی و حرکت تدریجی منطقه از ژئوپلیتیک انرژی به ژئوپلیتیک داده و زیرساخت‌های دیجیتال به شمار می‌رود.

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

شورای همکاری خلیج فارس در تلاطم تنگه هرمز

جنگ رمضان شکاف‌های پنهان در شورای همکاری خلیج فارس را آشکار و تعمیق کرد؛ به‌گونه‌ای که عمان و قطر بر مهار تنش و میانجی‌گری، امارات و بحرین بر تشدید فشار علیه ایران و عربستان و کویت بر راهبرد مصون‌سازی و مدیریت ریسک متمرکز شدند. تداوم این واگرایی‌ها می‌تواند انسجام راهبردی شورا را تضعیف کرده و اعضا را به سمت ائتلاف‌های امنیتی و سیاسی متفاوت سوق دهد. در نتیجه، شورای همکاری بیش از آنکه یک بلوک منسجم امنیتی باشد، به مجموعه‌ای از بازیگران با ادراک‌های متفاوت از تهدید و منافع منطقه‌ای تبدیل شده است.

یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

هندسه تقابلی صهیونیست‌ها با مقاومت

جنگ رمضان نشان داد که محور مقاومت علی‌رغم فشارهای گسترده نظامی، از الگوی متمرکز به یک شبکه چندلایه و انعطاف‌پذیرتر گذار کرده و توانسته با توزیع ظرفیت میان بازیگران مختلف، بازدارندگی خود را حفظ کند. فعال‌سازی هم‌زمان جبهه‌های لبنان، عراق و یمن ضمن افزایش فشار بر رژیم صهیونیستی، بیانگر تداوم راهبرد «تصاعد کنترل‌شده» و اجتناب از جنگ فراگیر منطقه‌ای بود. در دوره پساجنگ، آینده محور مقاومت میان سه مسیر بازسازی و تقویت شبکه‌ای، تداوم وضعیت نیمه‌هماهنگ و مدیریت بحران، یا فرسایش تدریجی و کاهش انسجام عملیاتی در نوسان خواهد بود؛ هرچند روندهای موجود نشان می‌دهد حفظ ساختار شبکه‌ای و بازدارندگی چندجبهه‌ای همچنان محتمل‌ترین مسیر پیش‌رو است.

یکشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۴

آل سعود شریکی برای تمام فصول؛ خوانشی از دیدار بن سلمان و ترامپ

دیدار محمد بن‌سلمان و دونالد ترامپ در نیویورک در زمانی انجام شد که غرب آسیا زیر فشار موجی از بحران‌های امنیتی از جنگ غزه و درگیری‌های مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی تا حملات صهیونیست‌ها به لبنان و دوحه و بی‌ثباتی مرزهای سوریه قرار داشت. این وضعیت، عربستان را به سمت احتیاط راهبردی سوق داده بود؛ زیرا ریاض ناچار بود همزمان پیامدهای جنگ غزه، بازیگری تهران و اقدامات تهاجمی تل‌آویو را مدیریت کند.

جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴

نقشه جدید باراک برای خاورمیانه

اظهارات اخیر توماس باراک، درباره نامشروع بودن مرزهای خاورمیانه و اصالت «روستاها و قبایل» به جای دولت-ملت‌ها، موجی از واکنش‌ها را در منطقه برانگیخته است. این گفتمان تحولی بنیادین در رویکرد سیاست خارجی آمریکا به خاورمیانه است که با دکترین استراتژیک رژیم صهیونیستی همسویی عمیقی دارد. این یادداشت تلاش می‌کند با بررسی گفته‌های باراک و تطبیق آن با اسناد استراتژیک موجود، سه سناریوی محتمل برای آینده منطقه ترسیم کند.

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴

واشنگتن و بیم افزایش قیمت نفت؛ تاثیرات شوک قیمت نفت بر پایان جنگ ۱۲ روزه

تحلیل‌گران بسیاری موضوع نوسانات قیمت نفت در خلیج‌فارس را یکی از عوامل تعیین‌کننده در بحث جنگ می‌دانند. به‌طوری که به نقل از برخی، نگرانی ترامپ از شوک نفتی ناشی از جنگ در منطقه جنوب غرب آسیا یکی از عوامل اصلی توقف جنگ و تداوم آتش‌بس تا امروز بوده است. به همین علت در این گزارش با اتکا به گزارش‌‌ها و مقالات اندیشکده‌ها و خبرگزاری‌های مطرح جهان و روند تحولات جنگ توضیح خواهیم داد که اخبار مربوط به جنگ، زد و خوردها و به‌طور کلی تبادل آتش بین ایران و رژیم اسرائیل تابعی از ریسک‌پریمیوم (احساس خطر از سوی بازار پس از وقوع اولین حادثه‌ای که تجارت جهانی را مختل کند) انتقال نفت در جهان و ارزیابی بازار انرژی از احتمال تشدید تنش است. همچنین خواهیم دید که این نگرانی از همان روزهای نخست جنگ در تحلیل‌های بازار و گزارش‌های انرژی منعکس شده است.

پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴

جریان‌های نامرئی مبادله؛ رقابت اقتصادی ایران و آمریکا در زمین عراق

اقتصاد دیجیتال عراق در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از پویاترین و سریع‌ترین بخش‌های اقتصادی این کشور ظهور کرده است. افزایش جمعیت جوان، حرکت تدریجی دولت عراق به‌سوی خدمات الکترونیکی و ظرفیت این کشور برای تبدیل‌شدن به محور ترانزیت و تبادل داده در منطقه، موجب توجه بازیگران متعدد داخلی و خارجی به این حوزه شده است. همان‌گونه که بهره‌برداری اقتصادی بازیگران غربی از بخش نفت عراق به‌عنوان یکی از چالش‌های این حوزه مطرح بود، اکنون صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز به کانون توجه برخی گروه‌ها و کشورها قرار گرفته است. بغداد دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، ایجاد منابع مالی برای استمرار فعالیت‌های خود و دوم، نقش‌آفرینی در حوزه کنترل و نظارت بر جریان داده‌ها به‌منظور افزایش قدرت اثرگذاری اجتماعی و مدیریت میدان امنیتی در برابر نفوذ طرف دیگر.

چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴

نقش مولفه یمن در رقابت شاخ آفریقا

در سال‌های اخیر قاره آفریقا به یکی از مناطق مهم رقابت بین قدرت‌های بزرگ و میانی تبدیل شده و هر یک از آن‌ها به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در این قاره هستند. برای رمزگشایی از این روند می‌توان به انگیزه‌های مختلفی مانند منابع بکر و طبیعی به ویژه معادن و عناصر خاکی کمیاب اشاره کرد که این امر در نهایت به رقابت سخت و حتی درگیری‌های نیابتی نظامی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا نیز انجامیده که قربانی اصلی آن منافع کشورهای میزبان و مردم عادی است. سودان نیز نمونه بارز این جاه‌طلبی به ویژه امارات متحده عربی است. در این میان، به جرات می‌توان گفت که شاخ آفریقا شامل اریتره، اتیوپی، جیبوتی، سومالی و اتیوپی، نسبت به سایر مناطق آن از اهمیت راهبردی برخوردار است که شاید مهمترین دلیل آن پیوستگی با دریای سرخ و کنترل بخش مهمی از تجارت جهانی است. در واقع، نزدیکی جغرافیایی شاخ آفریقا به یمن و باب المندب نیز یکی از دلایل اصلی تشدید رقابت در این منطقه به ویژه از سوی عربستان سعودی و امارات متحده عربی است.