جنگ اقتصادی علیه کشور

سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹ - سه‌شنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ - ۱۳:۳۹
https://iswnews.com/?p=140339

پس از شکست عملیات «خشم حماسی» دولت آمریکا از ابزار نظامی ناامید و به سیاست فشار اقتصادی و عملیات هدفمند نظامی بازگشته است. با واکاوی استراتژی نوین خزانه‌داری آمریکا برای محاصره کامل اقتصاد ایران از طریق ابزارهای «دولت‌داری مالی» به نظر می‌رسد واشنگتن قصد دارد شرکای تجاری کلیدی ایران مانند ترکیه، چین و امارات را بر مبنای منطق «وابستگی متقابل پیچیده»، رویکرد «انطباق بیش‌ازحد» در پیش گرفته و تجارت را به لایه‌های پرهزینه غیررسمی سوق دهد. در همین حال کشورهای آسیای مرکزی، افغانستان و پاکستان نیز به دلیل موانع ساختاری و وابستگی شدید به نهادهای مالی غربی، ظرفیت تبدیل شدن به شرکای راهبردی کلان را برای عبور از تحریم‌ها ندارند. در پاسخ به این انزوای فزاینده ساختاری متن توصیه می‌کند که با تمرکز فرماندهی تقابل در شورای عالی امنیت ملی، شریان‌های صادرات انرژی به چین از طریق واسطه‌های منطقه‌ای و توسعه مبادلات غیردلاری حفظ شود. در بخش توصیه سیاستی متن پیشنهاد می‌شود در صورت شکست راهکارهای اقتصادی، راهبرد «بازی با حاصل جمع صفر» و «تئوری مرد دیوانه» اتخاذ گردد. استراتژی پرخطری که هدف آن تصعید عامدانه تنش‌ها و تهدید زیرساخت‌های انرژی در منطقه اقیانوس هند است تا با ایجاد یک شوک سیستمی در بازارهای جهانی، قدرت‌های بین‌المللی از سر ناچاری و برای توقف این جنگ اقتصادی، وادار به مداخله و میانجی‌گری شوند.


بعد از ناکام ماندن عملیات «خشم حماسی» ارتش ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، واشنگتن یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار خود علیه تهران یعنی «تهدید به اقدام نظامی» را عملا از دست داد و نتوانست با کمک رژیم صهیونی و برخی کشورهای عرب منطقه به اهداف از پیش تعیین شده همچون تغییر نظام سیاسی، تجزیه واحد سیاسی، از بین بردن توات اتمی- نظامی، دستیابی به منابع راهبردی انرژی و حتی تغییر رفتار ایران دست پیدا کند. تفاهم نامه اسلام آباد با آنکه در مقام «اجرا» با چالش‌های بسیار زیادی مواجه شد اما امضای آن توسط دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در کاخ ورسای به اذعان بسیاری از اساتید برجسته روابط بین الملل و کارشناسان حوزه خاورمیانه یک شکست راهبردی برای «هژمونی آمریکا» پس از فرو ریختن دیوار برلین محسوب می‌شود. در این میان برخی ناظران بیرونی یک گام فراتر رفته و معتقدند شکست عملیات نظامی آمریکا و زمین گیر شدن این کشور تنگه هرمز شباهت بسیار زیادی به جنگ کانال سوئز و افزود هژمونی امپراتوری بریتانیا در دوران حکمرانی ایدئولوژی پان ناصریسم در مطقه دریای سرخ دارد.
در چنین شرایطی دونالد ترامپ برای نجات «اعتبار سیاسی» و کارنامه دولت خود در آمریکا، پرونده ایران را از وزارت جنگ خارج و به وزارت خزانه داری آمریکا و شخص اسکات بسنت واگذار کرده است. در هنگام رونمایی ترامپ از طرح «دی-دی» وزارت خزانه داری آمریکا علیه اقتصادی ایران، وی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی سوشال تروث مدعی شد که این روز را می‌توان با پیاده شدن سربازان آمریکایی در ساحل نرماندی فرانسه مقایسه کرد و مدعی شد که در این کارزار آمریکا نیازمند همراهی متحدان خود است. در دور جدید درگیری میان ایران و آمریکا به نظر می‌رسد واشنگتن قصد دارد تا با استفاده از ابزار تحریم و محاصره اقتصادی از یک سو از سوی دیگر حملات هدفمند علیه کمپین بازسازی قوای نظامی- تسلیحاتی ایران و امکان عملیاتی نیروهای مسلح سپاه پاسداران در محدوده تنگه هرمز به تدریج ورق را به نفع واشنگتن برگرداند اما سوال کلیدی آن است که دولت آمریکا تا چه اندازه امکان به سرانجام رسیدن این راهبرد را دارد؟ آیا کشورهای همسایه یا متحدان راهبردی تهران حاضر به همکاری با دولت آمریکا برای زمین گیر کردن اقتصاد ایران هستند؟ در ادامه این متن راهبردی به سوالات مطرح شده سعی خواهد شد پاسخ دقیق و نزدیک به واقعیتی داده شود.

چارچوب نظری
محور اصلی این چارچوب متن نظریه «دولت‌داری مالی» است که توسط خوان زاراته تبیین شده است. این نظریه توضیح می‌دهد که چگونه قدرت‌ها با تسلیحاتی‌سازی شبکه‌های مالی جهانی، اهداف امنیتی خود را بدون جنگ نظامی پیش می‌برند. در کنار آن، متن از تئوری «وابستگی متقابل پیچیده» اثر رابرت کوهن و جوزف نای بهره می‌گیرد تا رفتار بازیگرانی چون امارات و ترکیه را تحلیل کند. بر اساس این چارچوب علمی، از آنجا که این کشورها پیوندهای نامتقارنی با اقتصاد غربی دارند، در مواجهه با تحریم‌های ثانویه مجبور به اتخاذ رویکرد «انطباق بیش از حد» می‌شوند تا از قطع شریان‌های ارتباطی خود با نهادهای رسمی جلوگیری نمایند و تجارت با ایران را به لایه‌های پرهزینه و غیررسمی منتقل کنند. دومین رکن چارچوب نظری این متن، به ویژه در بخش توصیه‌های سیاستی، از مباحث اقتصاد سیاسی نهادگرا فاصله گرفته و عمیقا بر مفاهیم «واقع‌گرایی تهاجمی» و «نظریه بازی‌ها» استوار شده است. پیشنهادهای متن مبتنی بر تصعید تنش در اقیانوس هند، مستقیما از «تئوری مرد دیوانه» و مفهوم «بازی با حاصل جمع صفر» استخراج شده‌اند. شکستن محاصره ساختاری-مالی مبدل ساخت و یک بازدارندگی نامتقارن استراتژیک ایجاد کرد.

یافته‌های کلیدی
به نظر می‌رسد شخص اسکاتت بسنت با توجه به نظریه «وابستگی متقابل پیچیده» قصد دارد از تأثیر طرح‌های تحدیدی خزانه‌داری آمریکا بر روابط تجاری با کشورهای شریک اقتصادی تهران استفاده کرده و فشار تحریمی بر ایران را افزایش دهد.

ترکیه:

آنکارا به عنوان عضوی از ناتو که پیوندهای عمیقی با ساختار مالی غرب دارد، در مواجهه با تشدید تحریم‌های ثانویه رویکرد «انطباق محتاطانه» را اتخاذ خواهد کرد. به عنوان مثال پس از تجربه جریمه‌های سنگین تاریخی علیه بانک‌های ترکیه‌ای، سیستم بانکی رسمی این کشور به شدت از تراکنش‌های مرتبط با نهادهای ایرانی دوری می‌کند. با این حال نیاز مبرم ترکیه به منابع انرژی و حفظ تراز تجاری، موجب می‌شود تا مکانیزم‌های جایگزین نظیر تجارت با پول ملی و تهاتر کالایی در لایه‌های پنهان اقتصاد تداوم یابد. در سناریوی محاصره حداکثری، ترکیه مجبور به کاهش محسوس واردات رسمی انرژی از ایران خواهد شد، اما اقتصاد غیررسمی مرزی و استفاده از واسطه‌های تجاری در مناطق آزاد، با تحمیل هزینه‌های مبادلاتی بسیار بالاتر به حیات محدود خود ادامه خواهد داد. به عنوان مثال هم اکنون بندر مرسین ترکیه تبدیل به جازیگزین بندر جبل علی برای تامین نیازهای وارداتی ایران شده است. با آنکه این بندر نمی‌تواند به صورت کامل جایگزین زیرساخت‌های جنوب کشور شود و هزینه تمام شده نیز گران‌تر تمام خواهد شد اما در شرایط کنونی گزینه مناسبی برای کاهش فشار بر بازارهای داخلی ایران است.

امارات

در ادبیات «دولت‌داری مالی» که توسط کارشناسانی نظیر خوان زاراته بسط یافته است، جایگاه امارات عربی متحده در استراتژی‌های تحریمی خزانه‌داری آمریکا نقشی محوری دارد. امارات و به ویژه دبی، به طور سنتی هاب صادرات مجدد و ریه تنفسی اقتصاد ایران و پس از بحران اوکراین، روسیه بوده است. با اعمال محدودیت‌های شدیدتر در قالب طرح‌های نوین خزانه‌داری، ابوظبی که حفظ اعتبار خود در سیستم مالی جهانی و خروج کامل از لیست خاکستری گروه ویژه اقدام مالی را در اولویت استراتژیک قرار داده است، رویکرد «انطباق بیش از حد» را در پیش خواهد گرفت. بر اساس گزارش‌های موسسات اعتبارسنجی بین‌المللی تشدید نظارت‌ها، اجرای سخت‌گیرانه قوانین «شناخت مشتری» و مقررات ضد پولشویی، فعالیت شرکت‌های پوششی ایران را در امارات به شدت مختل می‌سازد به عنوان مثال اخیرا طحنون بن زاید مشاور امنیت ملی رییس امارات اطلاعات یک بانک مصری همسو با شبکه مالی ایران، با گردش ۱.۳ میلیارد دلار را به وزارت خزانه داری آمریکا ارائه داده است. در نتیجه این فشارها، بخشی از جریان تجارت و سرمایه ایران ناگزیر از دبی به سمت بنادر حاشیه‌ای‌تر با نظارت کمتر شیفت پیدا می‌کند، که این امر به معنای طولانی‌تر شدن زنجیره تامین و افزایش چشمگیر هزینه‌های واردات برای اقتصاد ایران خواهد بود.

آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

روابط اقتصادی ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی اما به دلیل قرار داشتن در مسیر زمینی ارتباطی چین، روسیه و ایران از وضعیت متفاوتی برخوردار هستند. این جمهوری‌های محصور در خشکی، نیازمند مسیرهای ترانزیتی ایران برای دسترسی به آب‌های آزاد هستند، اما همزمان وابستگی شدیدی به سرمایه‌گذاری‌های غربی و نهادهای مالی بین‌المللی دارند. طرح‌های انسدادی خزانه‌داری آمریکا می‌تواند پیشبرد پروژه‌های مگاترابری نظیر کریدور بین‌المللی شمال-جنوب را با چالش‌های تامین مالی و بیمه دریایی مواجه سازد. کشورهای این حوزه مانند ارمنستان، ترکمنستان و قزاقستان در مواجهه با خطوط قرمز واشنگتن، از تراکنش‌های مستقیم دلاری پرهیز کرده و به سمت دیپلماسی انرژی جایگزین حرکت می‌کنند. سوآپ گازی و تهاتر کالا، از معدود روزنه‌هایی است که خارج از رادار سیستم پیام‌رسان سوئیفت می‌تواند تداوم یابد. با این حال پس از محاصره دریایی آمریکا، چینی‌ها بیش از گذشته از مسیرهای ریلی مستقر در آسیای مرکزی استفاده و به تامین نیازهای حیاتی بازار ایران ادامه می‌دهند.

افغانستان
از آنجا که ساختار سیاسی و مالی افغانستان در دوران حکمرانی طالبان که خود تحت تحریم‌های گسترده بین‌المللی قرار دارد و عملا از سیستم بانکی جهانی منزوی است، ابزارهای کنترلی خزانه‌داری آمریکا کارایی بسیار پایینی در این جغرافیای خاص دارند. اقتصاد افغانستان به شدت مبتنی بر پول نقد و سیستم‌های سنتی انتقال وجه مانند «حواله» است که امکان تراکنش‌ها را برای نهادهای ناظر غربی تقریبا غیرممکن می‌سازد. در سناریوی اجرای طرح‌های تحریمی جدید، افغانستان می‌تواند به عنوان یک کانال غیررسمی برای تامین نقدینگی و صادرات کالاهای غیرنفتی ایران ایفای نقش کند. با این حال داده‌های جدید نشان می‌دهند که ضعف مفرط قدرت خرید در افغانستان، فقدان زیرساخت‌های صنعتی و محدودیت منابع ارزی، پتانسیل این کشور را صرفا به بازاری برای کالاهای مصرفی و سوخت تقلیل می‌دهد و نمی‌تواند جایگزینی استراتژیک برای جبران درآمدهای کلان ر دست‌رفته ایران در سطح کلان باشد.

پاکستان

جمهوری اسلامی پاکستان به دلیل بحران‌های ساختاری اقتصاد کلان خود، وابستگی حیاتی به وام‌های صندوق بین‌المللی پول و کمک‌های مالی بلوک غرب دارد. این وابستگی ساختاری باعث می‌شود تا اسلام‌آباد در برابر تهدیدات تحریمی واشنگتن به شدت آسیب‌پذیر باشد؛ واقعیتی که در انجماد طولانی‌مدت پروژه راهبردی خط لوله گاز صلح به وضوح نمایان است. متون مرجع در حوزه امنیت انرژی تاکید دارند که با وجود نیاز حیاتی پاکستان به انرژی ارزان، دولت رسمی از انعقاد قراردادهای بزرگ و شفاف با تهران امتناع خواهد ورزید. در مقابل این فشارها به گسترش بازارهای مرزی غیررسمی، قاچاق سازمان‌یافته سوخت و مبادلات تهاتری خرد در ایالت بلوچستان پاکستان دامن می‌زند. جنگ اخیر و کاهش وابستگی ایران به جنوب خلیج فارس فرصت استثنایی برای طرف پاکستانی فراهم کرده تا بتواند سهم بیشتری از بازارهای تجاری ایران به دست آورد.

راهکارها:

  1. راهبری جنگ اقتصادی توسط شورای عالی امنیت ملی
    با توجه به آشکار شدن هدف دولت آمریکا برای تکمیل زنجیره محاصره دریایی و زمینی ایران، جلوگیری از دسترسی تهران به منابع ارزی و فراهم کردن زمینه برای آغاز قحطی در ایران، لازم است تا شورای عالی امنیت ملی با عنوان اتاق فرماندهی جنگ اقتصادی با دشمن، ماموریت های ویژه و مکمل برای نیروهای مسلح، وزارت امور خارجه، سازمان برنامه و بودجه، بانک مرکزی و وزارت اقتصادی برای مقابله با این طرح تروریستی تدوین و ابلاغ نماید. به عنوان مثال با تداوم محاصره اقتصادی بنادر جنوبی ایران، نیروهای مسلح می‌توانند با تکیه بر اقدامات جدید همچون رونمایی از تسلیحات جدید آفندی علیه ناوگان دریایی ارتش آمریکا، مین ریزی یا هدف قرار دادن بنادر کشورهای همدست با آمریکا اقدام به ایجاد موازنه کرده و جلوی تداوم این روند را بگیرند. در حوزه اقتصادی، دولت چهاردهم می‌تواند با تعریف همکاری های غیردلاری مانند تبادل کالا- کالا، تهاتر یا استفاده ارزهای ثالث (مانند یوآن) یا ارزهای محلی طرح های وزارت خزانه داری آمریکا برای اقدام علیه شرکت های همکار با ایران را خنثی سازد.

  1. استفاده از روش‌های جایگزین برای تداوم صادرات نفت به چین
    به دلیل کم شدن تدریجی اعضای سبد خریداران نفت ایران در سال‌های اخیر، جمهوری اسلامی ایران اتکا قابل توچهی به روند صادران نفت به بنادر چینی همچون شاندونگ دارد. ایالات متحده آمریکا با آگاهی از این روابط ویژه قصد دارد تا با هدف قرار دادن روند صادرات نفت ایران به شرق آسیا، زمینه ایجاد شوک اقتصادی در تهران و شکستن اراده مقامات ارشد سیاسی را فراهم آورد. در چنین شرایطی تجربه دولت دوازدهم در مواجه با کمپین فشار حداکثری و استفاده از روش‌های جایگزین برای تداوم صادرات نفت به چین می‌تواند تکرار شود. به عنوان مثال کشورهای همسایه ایران در جنوب خلیج فارس می‌توانند تبدیل به حامل نفت ایران شده و بدون آنکه نامی از ناوگان ایرانی در میان باشد، نفت ایران از محاصره ارتش تروریستی آمریکا عبور کند. همچنین در صورت قطع کامل شریان نفت ایران، تهران می‌تواند با استفاده از اهرم های فشار غیراقتصادی، کشورهای منطقه را مجبور کند تا به نیابت از ایران اقدام به صادرات نفت کرده و منابع ارزی حاصل از آن را در اختیار تهران قرار دهند.

  1. بازی با حاصل جمع صفر برای شکستن محاصره اقتصادی
    در صورت کارساز نبودن تدبیرهای اتخاذ شده از سوی شورای عالی امنیت ملی در «میدان خاکستری« با هدف وارد کردن هزینه به دشمن برای کنار گذاشتن سیاست «جنگ اقتصادی»، یکی از گزینه‌های روی میز تهران می‌تواند استخدام نقش «مرد دیوانه» و آغاز «بازی با حاصل جمع صفر» در منطقه شمال اقیانوس هند باشد. در این راهبرد نیروهای مسلح ایران با تصعید خودخواسته تنش علاوه بر میادین انرژی، اقدام به هدف قرار دادن خطوط انتقال نفت- گاز، بنادر و حتی کشتی های حامل انرژی در منطقه خواهند کرد. عملیاتی شدن این راهبرد در منطقه به معنای آغاز زلزله در بازارهای اقتصادی و ورود جدی کشورهای منطقه به روند میانجی گری میان نهران و واشنگتن برای جلوگیری از تشدید جنگ زیرساختی در منطقه است.

نویسنده: محمد بیات(کارشناس مطالعات منطقه‌ای)

منابع:


http://reuters.com/world/middle-east/us-pressure-iran-starting-tell-sanctions-blockade-bite-2026-09-03/
http://ofac.treasury.gov/sanctions-programs-and-country-information/iran-sanctions
http://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0613
http://washingtoninstitute.org/policy-analysis/how-accomplish-us-objectives-iran
http://csmonitor.com/World/Middle-East/2026/0901/iranian-people-trump-economic-sanctions
http://jiss.org.il/en/grinberg-operation-economic-outcast-and-irans-strategic-paralysis/

  • به اشتراک بگذارید:

دیدگاه

  • دیدگاه های شما پس از تایید مجموعه تحلیلی خبری تحــولات جهــان اســلام در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *