بازی روسی، فرصت طلبی ترکی و انفعال ایرانی در شمال سوریه
آنچه که در مورد تحرکات اخیر ترکیه در عفرین و جنوب حلب باید بدانید ؛ بده بستان های پشت پرده ؛ آینده شمال غرب سوریه
نزدیک به سه ماه پیش بود که در یادداشتی با عنوان ” آغاز مرحله جدید جنگ سوریه / تمرکز بر پرونده کردها همزمان با انتهای مبارزه با داعش ” عنوان شد که با پایان یافتن نبرد ها علیه داعش در شرق سوریه، نوبت به کردها می رسد تا در تعارضات و برخوردهای منافعِ طرف های درگیر سوریه، زمین های در اختیارشان تعیین تکلیف شود.
⏺ کماکان شاهد هستیم، توافقات سیاسی بر آنچه که در میدان نبرد نظامی می گذرد، غلبه دارد. همانطور که چند ماه قبل هم در مسابقه شرق و غرب فرات در دیرالزور بیان شد که همه چیز طبق توافق امریکا و روسیه در حال پیشروی است.
⏺ امروز هم آنچه در محور ابوظهور واقع شد، تماما اجرای همان توافق ( آستانه ۶ ) بود. بنابراین خط حد نیروها در فاز نهایی “منطقه کاهش درگیری ادلب” ، یا همین خط آهن حجاز است ( که در حال حاضر محقق شده ) و یا نهایتا اتوبان حلب – دمشق.
که قرار است در چنین خطی، پست های مراقبتی طرفین ( ترکی – روسی – ایرانی ) مستقر شده و “منطقه کاهش درگیری ادلب” برقرار شود.
⏺ آنچه که طی روزهای اخیر در منطقه العیس در جنوب حلب اتفاق افتاد و منجر به تبادل آتش توپخانه بین نیروهای مقاومت و نیروهای ترکیه شد، ناشی از یک اختلاف نظر در جزئیات است. بدین صورت که طرف ترکی می خواهد در العیس و نقاطی در شرق اتوبان حلب – دمشق نقطه مراقبت برپا کند.
اما محور مقاومت مخالف برقراری نقطه مراقبت در العیس است؛ چرا که این منطقه نزدیک ترین نقطه به فوعه کفریا محسوب می شود و به نوعی مسیر رسیدن به فوعه کفریا از العیس عبور میکند.
?اما این لزوما به معنای عزم یا برنامه ای در حال حاضر یا آینده نزدیک برای رسیدن به فوعه کفریا نیست؛ بلکه عامل فشار و گزینه جایگزینی است تا گروه های تروریستی فکر اشغال و جنایت در فوعه کفریا را پرهزینه بدانند و آن را مساوی با رسیدن جبهه مقاومت به دیواره های ادلب تلقی کنند.
اینکه ارتش ترکیه با وجود شلیک های اخطار قبلی مجددا وارد العیس می شوند، نشان دهنده دریافت چراغ سبز از جانب روسیه است. والا چنین اقدامی از طرف آنها ممکن نبود.
به هر حال آخرین اخبار حاکی از تثبیت نقطه مراقبت ترکیه در العیس می باشد. و در مقابل، طی روزهای گذشته بخش اصلی تهاجمی نیروهای سهیل حسن معروف به نمر از محور سراقب به شمال شرق حماه منتقل شده اند تا نیروهای اندک داعش در آن منطقه ی محاصره شده را سرکوب کرده و این مناطق را آزاد اعلام کنند. که این مورد هم نشان دهنده هماهنگ بودن این دو محور ( ترکی – روسی ) است؛ خصوصا آنکه بدانیم در حال حاضر سهیل حسن و نیروهایش در هماهنگی کامل با روس ها عملیات می کنند.
⏺ اما در جانب دیگر، حمله ترکیه به منطقه عفرین را شاهد هستیم که برخی ناظران، عفرین را کفه دیگر ترازوی بده بستان آستانه ۶ و سوچی میدانند ( ابوظهور در برابر عفرین ).
این اشغالگری ترکیه اگرچه دور از ذهن نبود، اما در هیچ نشستی ( چه در آستانه و چه در سوچی ) بر آن توافق نشده است و طبیعتا چنین جسارت و جرأتی از ارتش ترکیه بدون هماهنگی با طرف های دیگر درگیر ( روسیه و ایران ) انتظار نمی رفت.
⏺ اما آنچه که موجب عمل ارتش ترکیه در این زمینه شد، چیزی جز بازیِ منافع جانب روسی و انفعال و بی طرفی نسبی جانب ایرانی نبود.
به عبارت ساده تر طرف روسی انتظار داشت با جدی شدن حمله ترکیه، کردها امتیازاتی در سایر نقاط ( دیرالزور و طبقه و رقه و منبج … ) واگذار کنند و در مقابل، تضمین روسی مانع حمله ترکیه به آنها شود و پرچم سوری و روسی هم در منطقه عفرین به اهتزاز در آید.
⏺ جانب ایرانی و سوری هم از این ماجرا بدشان نمی آمد و یا حداقل آن را بی ضرر می دانستند، از آن جهت که در صورت عدم موفقیت روس ها در راضی کردن کردها به اهتزاز پرچم دولت مرکزی، حداقل کمی از بار جبهات حلب و ادلب توسط نیروهای تحت امر ترکیه کاسته می شد.
❗️ اما پیش بینی ها درست نبود. آمریکا با فشار بر نیروهای سیاسی کردستان سوریه و فرماندهی SDF، به شدت با برافراشتن پرچم نظام سوری مخالفت کرد.
مخالفت امریکا هم کاملا طبیعی بود؛ چرا که راهبرد اصلی امریکا در منطقه بی ثباتی و تجزیه ( خصوصا با استفاده از عامل قومیت کردی ) و راهبردش در سوریه تضعیف حضور ایران و تضعیف نظام بشار اسد، متحد ایران است.
کردستان سوریه هم همه چیز خود را از امریکا می داند و طبیعی است که به نیروهای در عفرین دستور مقاومت بدهد، و نام آن را مقاومت تاریخی و حماسی و … بنامد. ولو از حالا شکستش را قطعی بداند!…
مخالفت های دیپلماتیک امریکا با عملیات ترکیه هم بعد از آنکه ترکیه اعلام کرد که این عملیات محدود به عفرین می ماند، پایان پذیرفت.
پیش بینی دیگری هم که اشتباه از آب درآمد، رفتار هیئت تحریرالشام ( النصره ) بود. که امروز شاهد همکاری کامل آنها با ترکیه هستیم.
حال باید دید اوضاع تا کجا پیش می رود؟ آیا ترکیه به یک نوار مرزی بسنده می کند؟ یا اینکه واقعا می خواهد عفرین را اشغال کند و همسایه حلب و نبل و الزهراء ( که پایگاه مقاومت و ایران است ) شود و حتی راهی بین اعزاز ( منطقه الباب ) با ادلب باز کند؟
به نظر می رسد احتمال وقوع حالت دوم است که باعث شده این روزها ایران به طور رسمی خواستار توقف عملیات شاخه زیتون شود و به نظر می رسد با پیشروی بیشتر ترک ها غلظت بیشتری به خود بگیرد. و از طرف دیگر، کمک های نظامی و پشتیبانی بیشتری به کردهای عفرین داده شود تا ارتش ترکیه را زمین گیر کنند.
پایان/
دیدگاه