دیالکتیک بازدارندگی؛ بخش دوم: رویکردهای دفاع فعال در برابر تهدیدات راهبردی
در بخش دوم مقاله به برخی راهکارهای دفاعی مناسب برای مقابله با تهدیدات رژیم اسرائیل میپردازیم.

در بخش دوم مقاله به برخی راهکارهای دفاعی مناسب برای مقابله با تهدیدات رژیم اسرائیل میپردازیم.

در دهههای اخیر تنش پنهان و آشکار بین جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی به سطح جدیدی از پیچیدگی و تقابل راهبردی رسیده است. حمله مجدد این رژیم به ایران، در قالب ضربات دقیق، عملیات سایبری و حذف هدفمند فرماندهان کلیدی، نشان میدهد که صهیونیستها از برتری اطلاعاتی، توان هوایی مدرن، ظرفیت جنگ الکترونیک و همپیمانی قوی با ایالاتمتحده بهرهمندند. تحلیل عمیق این نقاط قوت، پیششرط تدوین راهکارهای دفاعی مؤثر برای کاهش آسیبپذیری ایران است. در این گزارش با اتکا به مطالعات «اندیشکده RAND» و «CSIS» و نیز گزارشهای «Washington Institute» و «IISS»، ابتدا برتریهای کلیدی رژیم صهیونیستی را واکاوی میکنیم و در ادامه راهکارهای دفاعی مناسب برای مقابله با آنها را پیشنهاد میدهیم.

دیدار ابومحمد الجولانی (احمد الشرع)، رئیس دولت موقت سوریه با ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه در دمشق بار دیگر توجهها را به تحولات سوریه و سلسله رایزنیهای منطقهای و بینالمللی پیرامون این کشور جلب کرده است. همزمانی این دیدار درست بعد از پیشنهاد طرح اسرائیلی پرواز ممنوع در جنوب سوریه و دیدار دو روز گذشته تام باراک نماینده آمریکا در سوریه و ایمن الصفدی وزیر خارجه اردن با مقامات سوری نمیتواند موضوعی اتفاقی باشد. دیدارهای روزهای اخیر نشان از چانهزنی و هماهنگی برای پیشبرد طرح اسرائیل دارد.

در میان کشورهای اسلامی، دولت فعلی ترکیه متاسفانه یکی از اصلیترین تامین کنندگان اقتصادی و تجاری رژیم صهیونی محسوب میشود. طی دو سال گذشته و پس از آغاز تجاوز نظامی رژیم صهیونی به نوار غزه و بالا گرفتن اعتراضات مردمی، دولت ترکیه نیز همراستا با فشار افکار عمومی مواضع به اصطلاح ضد اسرائیلی خود را تشدید کرده است. با این حال بر اساس مستندات موجود این مواضع بیشتر جنبهای نمادین دارد تا حقیقی. با وجود اظهارات پر سر و صدای مقامات ترکیه و حتی رژیم اسرائیل درباره قطع روابط اقتصادی و تجاری، در عمل همکاری میان دو کشور همچنان به شکل پنهانی و حتی آشکار ادامه دارد.

در این متن به صورت بسیار کوتاه، «مدل حکمرانی دُوَیْلات» مهمترین سناریوی محتمل برای آینده سوریه تشریح شده است. در این حالت، حکومت از نظر حقوقی یکپارچه است؛ اما در عالم واقع و بر روی زمین، قدرتهای بزرگ محلی وجود دارند که هر کدام در بخشی از قلمرو حاکمیت ملی دست بالاتر را داشته و عملا قدرت را در اختیار دارند. دولت مرکزی نیز مجبور به همکاری با این قدرتهای متنفذ محلی است. به نظر میرسد سناریوی «دویلات» را باید محتملترین سناریو برای آینده سوریه تلقی کرد. هرچند این سناریو در فضای عمومی کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ اما هم با تاریخ سوریه و هم با واقعیت بافت جامعه این کشور همخوانی بیشتری دارد.

در سالهای اخیر در پی تغییر آرایش میدانی در سوریه پس از تضعیف داعش، گروه “اولی الباس” با تکیه بر گفتمان مقاومت و ناسیونالیسم عربی اعلام موجودیت کرد و در واکنش به تجاوزات رژیم صهیونیستی و اشغالگری ترکیه، خود را بخشی از محور مقاومت معرفی نمود. این گروه با وجود شباهتهای نمادین و ایدئولوژیک با سایر گروههای همسو، بر استقلال سازمانی و سیاسی خود تأکید دارد.

پژاک بهعنوان متحد اصلی پ.ک.ک، طی دو دههی اخیر به بازیگری مهم در معادلات امنیتی ایران، ترکیه و منطقه بدل شده است. با تضعیف پ.ک.ک و تغییر محاسبات راهبردی ترکیه، آنکارا اکنون شاید تلاش میکند از مسیر تعامل با پژاک، نقشی مؤثرتر در تحولات آیندهی ایران ایفا کند. این رویکرد، میتواند بخشی از بازتعریف سیاست ترکیه در قبال ایران در بستر تحولات ژئوپولیتیکی اخیر باشد.

روابط آمریکا و طالبان که از حمایت محتاطانه و غیر مستقیم در دهۀ ۱۳۷۰ هـ .ش آغاز شد، با وقوع حملات یازدهم سپتامبر، وارد مرحلۀ تقابل نظامی شد و سپس به مسیر مذاکره و مصالحه و اکنون به مسیر تعامل تاکتیکی، مشروط و هدفمند رسیده است. در این روابط، اگرچه طالبان پس از به قدرت رسیدن مجدد در سال ۱۴۰۰ در تلاش برای تعمیق آن بوده است اما آمریکا، تعاملات محدود و مشروط، همزمان با حمایت مالی و انتقاد در برخی حوزهها از حکومت طالبان را دستور کار قرار داده است و شواهد موجود نیز حاکی از تداوم این وضعیت، حداقل در کوتاهمدت است. بدیهی است که تلاش طالبان برای تعمیق روابط با آمریکا، اقدامهای واکنشی چین، ج.ا.ایران، روسیه و … را به دنبال خواهد داشت.

پس از حمله ۷ اکتبر، رژیم صهیونیستی استفاده گسترده از هوش مصنوعی را در عملیاتهای نظامی آغاز کرد؛ از جمله در ترکیب با فناوری تشخیص چهره برای شناسایی مجروحان، تحلیل صدای تماسها برای مکانیابی هدف و همچنین پردازش زبان عربی برای رصد پیامها و شبکههای اجتماعی. این فناوریها در ترور فرماندهان حماس و یافتن گروگانها بهکار گرفته شده و بهمرور ارتقا یافتهاند.

سوریه پس از سالها جنگ داخلی و سقوط دولت اسد، با یکی از شدیدترین بحرانهای برق در تاریخ خود روبهروست. احمد الشرع، هدف خود را برای تأمین هشت ساعت برق در روز تا اواخر فوریه اعلام کرده بود اما تأمین انرژی در این کشور به حدی کاهش یافته که مردم تنها یک تا دو ساعت در روز به برق دسترسی دارند. این بحران نهتنها زندگی روزمره را مختل کرده، بلکه چالشی بزرگ برای ثبات سیاسی و اقتصادی کشور بهحساب میآید. در چنین شرایطی، گزینههای مختلفی برای حل این بحران مطرح شدهاند که یکی از آنها استفاده از منابع گاز سرزمینهای اشغالی است.

دکترین امنیتی ۲۰۲۵–۲۰۲۶ رژیم صهیونیستی، ایران را محور اصلی تهدیدات منطقهای معرفی میکند. این سند با تمرکز بر برنامه هستهای ایران، جایگاه محور مقاومت و همکاریهای امنیتی با آمریکا، سه سناریوی محتمل را ترسیم میسازد: توافق جدید با واشنگتن، دستیابی ایران به توان هستهای و تداوم بنبست، که برای هرکدام راهبردهایی نظیر مداخله نظامی، فشار اقتصادی و عملیات پنهان پیشنهاد شده است.

تصمیم اخیر رئیس جمهور آمریکا برای تعلیق برنامههای کمک خارجی، موجی از خشم و خصومت را در میان گروههای ضدایرانی در غرب برانگیخته است. این اقدام اختلال بزرگی در یک سازوکار چند میلیارد دلاری «براندازی» ایجاد کرده است که تحت هدایت آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده “USAID” و بنیاد ملی دموکراسی “NED” قرار دارد؛ دو نهادی که به داشتن سابقه بدنامی در تأمین مالی گروههایی برای تضعیف و بیثباتسازی دولتهای خارجی به منظور پیشبرد منافع آمریکا مشهور هستند.

در سال ۱۴۰۲، واتساپ یک حمله سایبری را افشا کرد که ۹۰ روزنامهنگار و فعال را با استفاده از نرمافزار جاسوسی بدون کلیک شرکت اسرائیلی Paragon Solutions که توسط ایهود باراک، نخستوزیر سابق رژیم تأسیس شده بود، هدف قرار داده بود. این نرمافزار جاسوسی که Graphite نام داشت، بدون هیچ گونه تعامل با کاربر، دسترسی کامل به تلفنهای قربانیان را فراهم میکرد. در حالی که پاراگون ادعا میکند که فقط با دولتهای دموکراتیک کار میکند، این نقض امنیتی نگرانیهایی را در مورد آسیبپذیریهای برنامههای پیامرسان ایجاد کرده است. آسیبپذیریهایی که پاسخ به آن نیازمند دفاع سایبری بسیار قویتر است. همچنین باید بررسی شود ترورهای سیاسی که در گذشته انجام شده است تا چه مقدار به این جاسوس افزار مرتبط است.

دکترین سنتی هوایی که از زمان نظریهپردازان اولیه مانند جولیو دوئه و بیلی میچل شکل گرفت، بر مجموعهای از اصول بنیادین استوار بوده است. این اصول، که برای دههها بنیان ساختار و عملیات نیروهای هوایی بزرگ جهان بودهاند، بر این فرض کلیدی بنا شدهاند که “هر کس آسمان را کنترل کند، عموماً سطح زمین و دریا را نیز کنترل میکند”. بر اساس این پارادایم، قدرت هوایی یک نیروی ذاتاً راهبردی و عمدتاً تهاجمی است که هدف اصلی آن کسب “برتری هوایی” به عنوان اولین و ضروریترین گام برای دستیابی به پیروزی در هر جنگی است. این دکترین، موفقیتهای چشمگیری را در جنگهای قرن بیستم، از جنگ جهانی دوم تا عملیات طوفان صحرا، رقم زد و این باور را تثبیت کرد که یک نیروی هوایی قدرتمند میتواند با نابود کردن نیروی هوایی دشمن و زیرساختهای آن، راه را برای پیروزی نیروهای زمینی و دریایی هموار سازد.

بی شک پرداختن به این پرسش نیازمند واکاوی عمیق زوایای پنهان و آشکار بسیاری از اتفاقات رخ داده است و اصولا بررسی کامل این موارد در فضایی اینچنینی میسر نیست. با این حال در پاسخ به این پرسش باید گفت شاید هر دو و هیچکدام! به صورت کلی در جنگهای مدرن امروز هیچ پیروز و بازنده قطعی وجود ندارد مگر به ندرت و در بعضی شرایط خاص. نکته بسیار مهمتری که علیرغم همه فضاسازی های دشمن تلاش شد تا آن را پنهان کنند این است که این جنگ فرای همه ادعاهای آنها با هدفی ماهیتی و تغییر رژیم انجام شده است. برای فهم بهتر ماجرا، ضروری و مهم است که همهی تحلیل های خود را در این جنگ خاص با نگاه بر این واقعیت استوار کنید. در این نوشتار به اختصار به برخی از این مسائل خواهیم پرداخت.
