به وقت تنگه تایوان
جنگ ایران و بحران تنگه هرمز برای چین بهمثابه یک آزمایش عملی در استفاده از گلوگاههای راهبردی بود و نشان داد که اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت جهانی میتواند بدون جنگ مستقیم، هزینههای سنگینی بر رقبا تحمیل کند. این تجربه احتمالاً پکن را به سمت تقویت راهبرد محاصره و کنترل تدریجی تایوان سوق خواهد داد؛ رویکردی که در آن وابستگی جهان به صنعت نیمههادی تایوان به اهرم فشار ژئواکونومیک تبدیل میشود. در نتیجه، مناقشه تایوان ممکن است از الگوی بازدارندگی مبتنی بر قدرت نظامی به سمت بازدارندگی مبتنی بر کنترل زنجیرههای تأمین و گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهانی حرکت کند.
مناقشه دیرینه
پیش از آغاز جنگ ایران در فوریه ۲۰۲۶، چین بهطور مداوم بر اصل «چین واحد» تأکید داشت و تایوان را بخشی جداییناپذیر از قلمرو خود میدانست. سیاست پکن ترکیبی از فشار تدریجی و اجتناب از درگیری مستقیم بود: گشتهای نظامی منظم در اطراف تایوان، فشار دیپلماتیک برای محدودسازی شناسایی بینالمللی تایوان و تعمیق روابط اقتصادی با هدف فرسایش استقلال عملی این جزیره. در عین حال، چین اتحاد مسالمتآمیز را گزینه ترجیحی معرفی میکرد، اما همزمان حق توسل به زور برای جلوگیری از استقلال رسمی تایوان را محفوظ میدانست. تنشها عمدتاً در دورههای انتخاباتی تایوان افزایش مییافت، اما اولویت راهبردی پکن تا پیش از بحران، حفظ ثبات و تمرکز بر توسعه اقتصادی بود.
آزمایشگاه سیاست محاصره
همزمان با جنگ ایران، چین با دقت تحولات تنگه هرمز را بهعنوان یک الگوی عملی برای «کنترل گلوگاههای حیاتی» زیر نظر گرفت. مهمترین درس برای پکن این بود که حتی یک قدرت ضعیفتر میتواند با مسدودسازی یک مسیر حیاتی (هرمز) و اختلال در حدود یکپنجم عرضه نفت جهان، آمریکا را تحت فشار قرار دهد و رفتار آن را تغییر دهد. این تجربه برای چین معنایی راهبردی دارد: محاصره تایوان که نزدیک ۹۰ درصد ریزتراشههای پیشرفته جهان را تولید میکند میتواند شوکی بسیار عمیقتر به اقتصاد جهانی وارد کند. در این چارچوب، توانایی ایران در استفاده از زنجیره تأمین جهانی بهعنوان اهرم فشار، نشان داد که ابزارهای ژئواکونومیک میتوانند جایگزین یا مکمل برتری نظامی باشند.
شکست سپر سیلیکونی
در پرتو تجربه هرمز، کارآمدی راهبرد «سپر سیلیکونی» تایوان که بر وابستگی آمریکا به صنعت نیمههادی برای تضمین امنیت جزیره استوار بود، تا حدی زیر سؤال رفته است. تحلیلگرانی مانند اریک فریمن معتقدند اگر چین به سمت کنترل مسیرهای تجاری و محاصره تدریجی تایوان حرکت کند، آمریکا با یک دوگانه سخت مواجه خواهد شد: پذیرش واقعیت جدید و عقبنشینی یا ورود به یک تقابل پرهزینه. در این سناریو، چین میتواند بدون تهاجم مستقیم، با اعمال فشار بر جریان تجارت و فناوری، توازن بازدارندگی را به نفع خود تغییر دهد. نتیجه، گذار از بازدارندگی مبتنی بر وابستگی متقابل به بازدارندگی مبتنی بر کنترل گلوگاههای حیاتی خواهد بود.
دیدگاه